جدا از آنکه روزانه شاهد اعتراضات متعدد کارگری هستیم، تجمعات اعتراضی از سوی دیگر اقشار جامعه نیز فزونی یافته و روزانه شاهد برگزاری تجمعات گوناگونی در برابر ادارات و مراکز دولتی هستیم.
روز سهشنبه ۲۱ اردیبهشت بازنشستگان وزارت بهداشت و درمان در تهران و چند شهر دیگر از جمله اصفهان، رشت، کرمانشاه و مشهد مقابل مراکز برنامه و بودجه این شهرها تجمع اعتراضی برگزار کردند. در تجمع بازنشستگان در برابر سازمان برنامه و بودجه تهران، نیروهای امنیتی و انتظامی به منظور ایجاد رعب و وحشت، حضور پر تعدادی داشتند. بازنشستگان وزارت بهداشت و درمان به اجرای ناقص همسان سازی و عدم اعمال فوق العاده ویژه، حق جذب، سختی شرایط محیط کار و حق اشعه اعتراض دارند.
در این روزها همچنین اعتراض به معضل آب آشامیدنی، قطعی برق، فاضلاب و دفع پسماندها افزایش یافته است. برای نمونه در شهر سراوان، جمعی از اهالی بلوار بهداشت این شهر در اعتراض به نبود برق و عدم ارتقای زیرساختها در برابر فرمانداری نماینده مجلس اسلامی دست به تجمع زدند. اهالی منطقه سرقنات از توابع شهرستان ایذه در خوزستان نیز در اعتراض به چندین ماه دفغ غیراصولی زباله در حاشیه قبرستان روضهالزهرا در برابر شهرداری ایذه دست به تجمع زدند.
جمعی از اعضای تعاونی مسکن کارکنان شهرداری گلستان از توابع شهرستان بهارستان در برابر شهرداری این شهر دست به تجمع زدند. آنها حدود ۱۰ سال پیش بابت خرید زمین به تعاونی مسکن پول پرداخت کردند اما تاکنون موفق به دریافت زمینهای خود نشدند.
مالباختگان از جمله مال باختگان بورس بخشی دیگر از معترضان روزهای اخیر هستند که مالباختگان ارز دیجیتال و دارندگان حواله خودرو نیز به آن اضافه شدهاند. وضعیت اقتصادی همچنین بسیاری از کارفرمایان کوچک و دارندگان مشاغل آزاد را به خیابان کشانده است. در شیراز مهندسین و پیمانکاران نسبت به مصوبه دیوان عدالت در رابطه با حذف مجری ساختمانی دست به تجمع زدند و نمایندگیها و مصالحفروشان سیمان صوفیان نیز به دلیل کمبود سیمان در برابر استانداری آذربایجان شرقی دست به تجمع زدند.
اعتراض به اعدام سگها در تبریز و تجمع در برابر شهرداری این شهر با شعار “استعفا، استعفا” و تجمع حامیان حیوانات در اصفهان با این خواست که “زیستگاه حیوانات را نابود کردهایم و الان باید آنان را سازماندهی کنیم” از دیگر تجمعات این روزها بوده است.
بازنشستگان هتل لاله تهران نیز در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات سنواتی و مزدی خود در برابر هتل دست به تجمع زدند. بهگفتهی بازنشستگان نه تنها پرداخت حق و حقوق آنها را ۵ سال است که ندادهاند، بلکه صدای اعتراض آنها نیز در این مدت شنیده نشده است.
کارکنان خدمات فرودگاهی شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی (هما) نیز که از طریق یکی از شرکتهای پیمانکار مشغول به کار هستند، در اعتراض به تصمیم این شرکت برای عدم تمدید قرارداد با نیروهای شرکتی دست به اعتصاب زده و در ترمینال ۲ مهرآباد تجمع کردند که این اعتصاب آنها منجر به تعویق برخی پروازها شد. مقامات شرکت هما به بهانهی مشکلات مادی به دنبال تعدیل کارگران و کارکنان شاغل در این شرکت هستند.
تعدادی از داوطلبان آزمون استخدامی وزارت بهداشت نیز در اعتراض به تغییر ضوابط و معیارهای امتحان استخدامی وزارت بهداشت در برابر ساختمان دیوان عدالت اداری دست به تجمع زدند.
در دو هفتهی اخیر همچنین شاهد اعتراضات گستردهی دانشآموزان در اعتراض به امتحانات حضوری بودیم که در برخی از شهرها با تهاجم نیروهای سرکوب به صفوف دانشآموزان همراه بود. اما بیشترین اعتراضات در هفتهای که گذشت (البته بعد از اعتراضات وسیع کارگری در این هفته) متعلق به گروههای مختلف معلمان و کارکنان وزارت آموزش و پرورش بود.
دارندگان کارنامه سبز که چهار روز متوالی در برابر مجلس اسلامی با شعارهایی همچون “کارنامه سبز داد بزن، حقتو فریاد بزن” تجمع کرده بودند، پس از بیتفاوتی نمایندگان مجلس اسلامی به اعتراضات آنها، روز چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت در برابر وزارت آموزش و پرورش در خیابان فردوسی با شعار “مجلس به این بیعرضهگی، هرگز ندیده ملتی” دست به تجمع زدند. کارنامه سبزها تمام مراحل استخدام در آموزش و پرورش را طی کرده و بسیاری از آنها دارای مدارک تحصیلی دکترا و کارشناسی ارشد هستند و تاکنون چندین بار نیز برای مصاحبه دعوت شدهاند اما هر بار به بهانهی کمبود ظرفیت و مانند آن از استخدام آنها خودداری شده است.
سرایداران و خدمتگزاران آموزش و پرورش نیز در شهرهای شیراز و اصفهان دست به تجمع اعتراضی زدند. آنها به عدم همسانسازی و حقوقهای ناچیز خود اعتراض دارند.
همچنین در حالی که نیروهای سرکوب رژیم روز یکشنبه ۲۶ اردیبهشت از تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی در برابر مجلس جلوگیری کردند، اما جمعی از معلمان نهضت سوادآموزی در مقابل مجلس اسلامی با شعار “نهضتی داد بزن/ حق تو فریاد بزن” دست به تجمع زدند، آنها روز بعد نیز به تجمع خود ادامه دادند. ۲۶ اردیبهشت همچنین جمعی از معلمان تازه استخدام شده در برابر مجلس اسلامی دست به تجمع زدند. از جمله خواستهای این گروه از معلمان اجرای رتبهبندی و همسان سازی است. این چندمین تجمع معلمان تازه استخدام شده در برابر مجلس اسلامی بود. در همین روز در برابر اداره کل آموزش و پرورش استان ایلام نیز معلمان شاغل در مدارس غیر دولتی دست به تجمع زدند، معلمانی که بدون بیمه پا به پای معلمان رسمی کار میکنند اما حقوقشان گاه به ۷۰۰ هزار تومان هم نمیرسد! در اهواز معلمان و کارکنان مدارس استثنایی در اعتراض به پایین بودن حقوق و مشکلات بیمهای خود در برابر اداره کل آموزش و پرورش استان خوزستان دست به تجمع زدند.
در شیراز نیز معلمان در پی فراخوان قبلی، روز سه شنبه ۲۱ اردیبهشت در برابر اداره کل آموزش و پرورش استان دست به تجمع زده و خواستار رسیدگی به مطالبات بر حق خود و آزادی معلمان زندانی شدند. در این روزها همچنین فراخوانهای متعددی بویژه در شبکههای اجتماعی برای برگزاری تجمعات اعتراضی در روزهای آینده منتشر شده است.
اما جدا از همهی این اعتراضات، و جدا از مبارزات و اعتراضات متعدد و روزانه کارگران، مجموعهی اعتراضاتی که در ماههای اخیر تاثیرات مهمی از خود برجای گذاشت و همچنان ادامه دارد، اعتراضات هفتگی کارگران بازنشسته یا به عبارت دیگر “یکشنبههای اعتراض” است. مبارزات کارگران بازنشسته که بر بستر مادی زندگی آنها و مجموعه شرایط حاکم بر جامعه از آذرماه سال گذشته شروع و به طور هفتگی ادامه داشته (و گاه حتا ۲ بار در هفته)، تحقق و تاکید عملی بر شعاری بود که از ابتدای شروع اعتراضات هفتگی توسط آنها سر داده شد و آن شعار “تنها کف خیابون، بدست میآد حقمون” بود. اگرچه در هفتههای اخیر فشارهای امنیتی بر روی بازنشستگان برای جلوگیری از ادامه اعتراضات آنها افزایش یافته است، اما این فشارها نتوانسته است اعتراضات و مبارزات بازنشستگان را متوقف سازد. این اعتراض و مبارزهایست ریشهدار، مبارزهای که خواستهای بیش از سه میلیون بازنشسته و مستمریبگیر تامین اجتماعی را انعکاس میدهد و در طول این ماهها به پژواک قدرتمند صدای آنها تبدیل شده است.
آن چه که باید بر آن تاکید کرد این است که اگرچه بازنشستگان تامین اجتماعی خواستهای متعددی دارند، اما عقبنشینی جمهوری اسلامی در همین محدودهای که تاکنون در مورد افزایش مستمری بازنشستگان صورت گرفته و حتا میتوان گفت در طول حیات جمهوری اسلامی سابقه نداشته است، نتیجهی مستقیم این مبارزات است. اگر این مبارزات نبود، رژیم هم هرگز به افزایش مستمری بازنشستگان راضی نمیشد. همانطور که در افزایش میزان مستمری سال جدید نیز رژیم سعی کرد با یک کلاهبرداری مفتضحانه میزان افزایش مستمری بازنشستگان را براساس میزان مستمری آنها در خرداد ماه سال گذشته حساب کند و نه براساس آخرین میزان مستمری سال گذشته در اسفند ماه. همین روش کلاهبردارانه موجب شد تا اعتراضات بازنشستگان در آغاز سال جدید حتا به دو بار در هفته تبدیل شده و تعداد شرکتکنندگان در اعتراضات نیز افزایش یافت که موجب عقبنشینی سریع رژیم شد.
باقی ماندن بازنشستگان تامین اجتماعی در خیابان برای تحقق خواستهای خود درس بزرگی بود که به جامعه و دیگر گروههای اجتماعی داده شد و اینکه امروز روزانه شاهد تجمعات متعددی توسط گروههای مختلف اجتماعی هستیم نتیجه همین شکستن جو حاکم بر جامعه توسط بازنشستگان و رسیدن به درستی و اهمیت شعار “تنها کف خیابون بدست میآد حقمون” توسط گروههای متعدد جامعه بود، گروههایی که آنها نیز براساس زندگی واقعی خود و شرایط حاکم بر جامعه به این نتیجه رسیدند که حق گرفتنیست و تنها راه رسیدن به “حق” آمدن به کف خیابان است.
واقعیت این است که با توجه به چشمانداز سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه، اعتراضات خیابانی نه تنها متوقف نخواهند شد بلکه مدام بر تعداد آنها و اقشار و گروههای اجتماعی معترض به وضع موجود افزوده خواهد گردید. در هفتههای گذشته اعتراضات پرستاران و کشاورزان را نیز شاهد بودیم. با توجه به بحران آب و کمبود برق، اعتراضات کشاورزان و ساکنان محلات، بویژه در مناطق حاشیهای نیز افزایش خواهد یافت. بحران اقتصادی رکود – تورمی با پرتاب کردن اقشار متوسط جامعه به زیر خط فقر و افزودن بر خیل بیکاران، و نیز خطر رانده شدن به زیر خط فقر برای بخش دیگری از اقشار میانی جامعه، همهی آنها را به کف خیابان خواهد کشاند، این چشماندازیست که برای جمهوری اسلامی گریزی از آن نیست. اقشار گوناگون جامعه برای پایان دادن به وضع موجود، راهی جز پیوستن به مبارزات طبقه کارگر برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری حکومت شورایی ندارند.

در تمام دوران ریاست جمهوری، هر بار که روحانی دهان گشوده است، جز مشتی دروغ و ادعاهای گزاف از آن بیرون نیامده است. اگر در ابتدای دوران ریاست جمهوری وی، توهمی وجود میداشت و تلاش میشد این توهم پابرجا بماند، اکنون پس از
در نتیجه بیتوجهی دولت در شتاب بخشیدن به واکسیناسیون عمومی، پاندمی کرونا همچنان در ایران بیداد می کند. روزانه صدها نفر در مسلخ کرونا قربانی می شوند. کشتار روزانه این تعداد از مردم ایران، در حالی است که واکسیناسیون عمومی در بسیاری از کشورها عملی شده و مردم به زندگی عادی بازگشته اند. در ایران تحت حاکمیت رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی اما اجرای واکسیناسیون رایگان و همگانی، به صورت لاکپشتی و قطره چکانی پیش می رود. با گذشت ۴ ماه از شروع واکسیناسیون، از جمعیت ۸۴ میلیون نفری ایران فقط ۲ میلیون و ۲۷۰ هزار دُز واکسن به گروه های دارای الویت تزریق شده و سامانه ثبت نام واکسیناسیون کرونا (سامانه سلامت) نیز از روز شنبه اول خرداد برای سالمندان ۷۰ سال به بالا در دسترس قرار گرفته است.
از ۲۸ آوریل ۲۰۲۱، در اقصی نقاط کشور ۵۰ میلیونی کلمبیا با شکلگیری اعتراضات و مقاومت مواجه هستیم. در همه شهرها و روستاها هر روزه اعتراضاتی از جمله بستن خیابان ها و جادهها، برای مقابله با پلیس و ارتش، دیده میشود.
کمتر از یک ماه تا ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ باقی مانده است. روزی که قرار است دوازدهمین دوره نمایش انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود. مضحکه ای که هر چهار سال یک بار تکرار می شود و هرگز هم کمترین ثمری برای بهبودی شرایط زندگی کارگران و عموم توده های مردم ایران نداشته و نخواهد داشت.
اعلامیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در مورد مضحکه انتخابات در ایران
تلخکامی قصه افزایش قیمت نان تمامی ندارد. در سال های گذشته به رغم افزایش دست کم ۳۰ درصدی هر ساله نرخ نان، اندازه های نان کوچک شد، کیفیت نان پائین آمد، وزن چانه های خمیر نان کاهش یافت و نان با نرخ های متفاوت در نانوایی های هر استان و شهر و منطقه، و حتی محله و خیابان عرضه شد. هرج و مرج در قیمت ها و بازار نان هر ساله گسترش یافت، ارائه نان سفارشی در بسیاری از نانوایی های یارانه بگیر معمول شد و نانوایی های “آزادپز” نیز برای عرضه نان مرغوب و عالی با قیمت آزاد به دست مشتریان پولدار در گوشه و کنار شهر ایجاد شدند.
پاندومی کوید ۱۹ مصائب بزرگی برای مردم زحمتکش سراسر جهان به بار آورده است. بر طبق آمار رسمی که البته بازتاب تمام واقعیت نیست، تاکنون نزدیک به ۵ / ۳ میلیون انسان درنتیجه این بیماری جانباختهاند. این مرگومیر وحشتناک همچنان ادامه دارد و هرروز هزاران تن بر تعداد کسانی که جان خود را از دست میدهند، افزوده میشود. میلیونها تن گرفتار عوارض این بیماریاند. فاجعه اما بسیار گستردهتر است. صدها هزار تن از مردم سراسر جهان در یک سال و نیم گذشته کار خود را ازدستدادهاند. تعداد مردمی که فقیر شدهاند، روزبهروز در حال افزایش است. اما در جهانی که بنیاد آن بر استثمار، نابرابری و فقر بنانهاده شده، اگر از یکسو کرونا برای میلیاردها انسان مرگ، درد و رنج، بیکاری و فقر به بار آورده است، در سوی دیگر، کرونا افزایش سود، انباشت سرمایه و رفاه بیشتر برای ثروتمندان به ارمغان آورده است. سرمایهداران جهان در همین مدت ، سودهای افسانهای اندوختهاند. ثروت میلیاردرهای جهان با رشد ۶۰ درصدی از ۸ تریلیون دلار به بیش از ۱۳ تریلیون افزایش یافت. تعداد میلیاردرهای جهان از ۶۶۰ به ۲۷۷۵ رسید. تعدادی از این ثروتمندانی که به صفوف میلیاردهای جهان افزوده شدند، صاحبان و سهامداران بزرگ شرکتهای داروئی هستند که از برکت بیماری و مرگ ناشی از کرونا شدیداً بر حجم سود و درآمدهای آنها افزودهشده است.

