گزارش یک فعال کارگری داخل کشور  پیرامون ترکیب نیروی کار در صنعت نفت

در این گزارش  سعی شده در مورد نیروهای قراردادی نفت ، نیروهای رسمی و همین‌طور پیمانکاری  و در کل از مجموعه نفت یک آمار دقیق‌تری داشته باشیم.

طبق آخرین آمار به‌دست‌آمده، چهل هزار نیروی رسمی در مجموعه وزارت نفت مشغول بکار هستند. ۸۵۰ نیروی قرارداد مدت معین که قرارداد ده‌ساله دارند (در ادامه در مورد این نیروها توضیح بیشتری می‌دهیم). نیروهای قرارداد مدت موقت ۳۴ هزار نفر هستند. دوازده هزار و پانصد نفر از این نیروها مدرک بالای لیسانس تا دکترا دارند. مابقی مدرک فوق‌دیپلم و دیپلم دارند. از این نیروها در مجموعه نفت، نوزده هزارتا در منطقه خوزستان مشغول بکار هستند.

نیروهای پیمانکاری صد و ده هزار نفر( ۱۱۰ هزار) می‌باشند که در کل مجموعه نفت مشغول به کار هستند. یکسری از این نیروها، نیروهای پروژه‌ای می‌باشند. درواقع بخش اصلی این نیروها یعنی نزدیک به هفتادتا هشتاد درصد نیروی پیمانکاری نیروهای پروژه‌ای می‌باشند که در پروژه هائی مثل عسلویه، پتروشیمی‌ها و بخش‌های مختلف نفت کار می‌کنند. بخش اصلی این نیروها در عسلویه و پتروشیمی‌ها مشغول بکار هستند. قرارداد کاری این نیروها اساساً حساب‌وکتاب مشخصی ندارد. بدین‌صورت که قراردادها از یک ماه تا شش ماه دارای نوسان هست و درواقع با اتمام کار، قرارداد کار نیز به پایان می‌رسد. یعنی پیمانکار یک پروژه را برمی‌دارد و این نیروها را بکار می‌گیرد و هر حقوقی را که دوست داشت به این کارگران می‌دهد. مرخصی کارگران در این مدت را نیز پیمانکار تعیین می‌کند و تابع قانون کار و اداره کار نیست. پیمانکار هر جور دلش خواست برای نیرو تصمیم‌گیری می‌کند. یعنی نه‌فقط در مورد شرایط کار نیروی کار، که برای زندگی کارگران نیز تصمیم می‌گیرد به‌نحوی‌که بعضاً نزدیک به پنج تا شش ماه کارگران نمی‌توانند به خانواده خود سر بزنند. به همین دلیل این کارگران تحت‌فشار بسیار و مضاعفی قرار دارند. هیچ‌گونه امکانات رفاهی در اختیارشان قرار نمی‌گیرد، تنها یک گیتی هست یک کانکسی هست برای خواب شب در اختیارشان گذاشته‌شده است و ازآنجاکه هیچ‌گونه امکانات تفریحی وجود ندارد،این موضوع باعث شده که بسیاری به مواد مخدر روی آورند. ناگفته نماند که در پروژه‌های عسلویه ، انواع مواد مخدر به‌وفور یافت می‌شود.

یک سری دیگر از نیروها، نزدیک به چهار تا پنج هزار نفر در پروژه‌های حفاری و بخش مناطق نفت‌خیز مشغول بکار هستند. این نیروها نیز به‌صورت اقماری کار می‌کنند یعنی چهارده روز کار و چهارده روز استراحت دارند. این نیروها نسبتاً شرایط بهتری دارند و می‌توانند به خانواده‌های خودسر بزنند. اما این نیروها نیز در عمل چهارده روزی که سر کار هستند درواقع یک ماه در اختیار شرکت می‌باشند، زیرا محل خواب نیز در همان محیط کار هست و هرلحظه و با هر اتفاقی باید سر کار حاضر باشند. برای این نیروها نیز هیچ‌گونه امکانات رفاهی موجود نیست و در این چهارده روز تنها یا کار هست و یا خواب و این باعث شده که کارگران حتی از غذا خوردن نیز زده و منصرف می‌شوند زیرا چنان خسته هستند که ترجیح می‌دهند بجای غذا خوردن فقط بخوابند. این خستگی جسمی و روحی باعث می‌شود که حتی زمانی که بعد از چهارده روز به خانه خود بازمی‌گردند نیز از جمع فراری باشند و دو سه روز اول کاملاً خود را از جمع کنار می‌کشند. احساس می‌کنی که مثلاً کیف پولت که در جیبت است وقتی از محیط دکل خارج می‌شوی با آن کاملاً بیگانه هستی و از خود می‌پرسی این مال چه کسی است؟ در آن محیط حتی با پول نیز غریبه هستی و هیچ ارزشی برای خریدوفروش برایت ندارد. درواقع یک دنیای دیگر است. وقتی پس از چهارده روز به یک دنیای دیگر میایی، یک مدت که می‌گذرد عملاً روابطت نسبت به اجتماع سرد می‌شود و قطعاً دیگر آن رغبت و میل گذشته نسبت به محیط‌های اجتماعی را نداری که این ازنظر روانی جای کار و بررسی دارد و روانکاوی باید بشود و مسئله خیلی مهمی است چراکه در درازمدت می‌تواند برای آن نیرو مشکل ایجاد کرده و او را از زندگی ساقط کند.

یک بخش دیگر از نیروها، که مدت معین نام دارند و نزدیک به ۸۵۰ نفر می‌باشند که سفارشی وزارت نفت هستند و هر دولتی که سر کار باشد، نماینده‌ها و یا افراد نزدیک به نماینده‌های مجلس و اعضای کابینه، فرزندان و آشنایان خودشان را وارد کار می‌کنند و قرارداد مدت معین با این‌ها بسته می‌شود. این قرارداد مدت معین ده‌ساله هست که تا پایان دو دوره کابینه یعنی هشت سال یا حتی ده سال باقی می‌مانند و بعداً نیروی آزاد هستند و بستگی دارد که آیا دولت بعدی این‌ها را می‌خواهد یا نه اگرچه در عمل نیرویی که ده سال کارکرده است عملاً توسط دولت بعدی کنار گذاشته نمی‌شود و این باجی است که دولت به مجموعه مجلس می‌دهد. این نیروها در بهترین جاها و در وزارتخانه مشغول به کار هستند و حقوقشان نیز برابر با نیروهای رسمی است و از وضعیت خوبی برخوردار می‌باشند.

طی اعتراضات اخیر کارگران نفت، وزارت نفت سریعاً نیروهای رسمی را ارزشیابی کرد و بر آن مبنا به آن‌ها وعده رسیدگی داد و در برابر نیروهای پیمانی خود را تبرئه و ادعا کرد نیروهای پیمانکاری زیرمجموعه نفت نیستند و درنتیجه پیمانکار می‌بایست برای آن‌ها برنامه‌ریزی کند. اما مگر پیمانکار با کی قرارداد بسته است؟ پیمانکار با وزارت نفت قرارداد دارد و وزارت نفت می‌بایست از آن‌ها بخواهد که به خواسته‌ها رسیدگی شود. متأسفانه پیمانکار دستش کاملاً باز است، اختیار تام دارد و کارگران پیمانی را آزار داده و به‌شدت استثمار و حقشان را پایمال می‌کند. درعین‌حال در مورد نیروهای قراردادی، وزارت نفت مدعی شده است که این‌ها تابع قوانین وزارت نفت هستند و نیروی قراردادی تابع قوانین نیروی کار نیست . وزارت نفت که سی‌وچهار هزار نیرو را زیرمجموعه وزارت نفت کرده است اما هیچ‌گونه امکاناتی نیز به آن‌ها نداده است . خودش قانون دست‌نویس کرده که این نیروها تابع قانون اداره کار نیستند و زیرمجموعه اداره نفت هستند خب در این صورت بند ۱۰ چرا شاملشان نمی‌شود؟ طبق بند ده هر کدی که در فیش حقوقی نیروی رسمی درج می‌شود برای نیروی قراردادی نیز باید درج شود. اما این نیز شامل نیروهای قراردادی نمی‌شود و کار که به اینجا می‌رسد میگویند این نیرو قراردادی است و رسمی نیست! درعین‌حال با وضع قوانین من‌درآوردی و استثمار شدید این نیرو، حتی بعد از ده سال کار نیز در حالت بلاتکلیفی نگاه داشته شده‌اند. یازده ماه در سال کارگر می‌شود و یک ماه می‌شود کارمند ! دوباره برای عید کارمند حساب می‌شود و بعد مجدداً کارگر. بدین‌صورت که عیدی را کارمندی بگیرد و پاداش را کارگری ! که درواقع میزان پاداش یک نیروی رسمی یا کارمندی بین شش تا هفت میلیون تومان است ولی وقتی این نیروی قراردادی را کارگری حساب کنند پاداش یک‌میلیون تومان است. در سال دو نوبت پاداش داده می‌شود و این نیروها در سال دو میلیون فقط می‌گیرند. ولی نیروی رسمی چهارده میلیون تومان برای پاداش دریافتی دارد چون کارمند حساب می‌شود. ولی ماه‌های بعد مجدداً کارمند می‌شود که عیدی را کارمندی بگیرد. سؤال اینجاست که این قوانین را کی نوشته است که یازده ماه کارگر باشی و یک ماه بشوی کارمند که عیدی‌ات را کارمندی بدهند؟ طبقه حاکم و وزارت نفت این قوانین را نوشته‌اند برای سود بیشتر خودشان و هیچ اهمیتی برای این نیروها قائل نیستند . به‌ همین دلیل این نیروها می‌بایستی بیشتر فشار بیاورند و مبارزه کنند تا بتوانند به حقوق خودشان برسند. آنچه مسلم است هیچ دولت و هیچ ارگانی این روند را به نفع نیروی کارگری تمام نخواهد کرد چون این وضعیت فقط به نفع خودشان است و هر دولتی سرکار باشد همین روند را ادامه می‌دهد.

فقط کارگر است که می‌بایست به فریاد خودش برسد و با اتحاد و مبارزه، حق خود را بگیرد.

متن کامل نشریه کار شماره ۹۲۷ در فرمت پی دی اف

گسترده باد اعتصابات کارگری کارگر نفت ما رهبر سرسخت ما- فعالان کارگری جنوب

کارگران پروژه‌ای نفت، گاز و پتروشیمی‌ها سال‌هاست که در شرایط غیرانسانی و بشدت استثمارگرانه توسط کارفرمایان و پیمانکاری‌ها به کار گرفته می‌شوند. شرایطی که بی‌شباهت با بردگی نیست. دستمزدهای بسیار ناچیز، شرایط دشوار معیشتی، قراردادهای یک‌طرفه، سفید امضا، به‌غایت محدود در گرمای بالای ۵۰ درجه و در سوزهای سرمای غافلگیرکننده گاه‌به‌گاه زمستان، بدون کمترین امکانات رفاهی و وسیله سرمایشی در تابستان بکار گرفته می‌شوند. در آلونک هائی با سقف کوتاه و با تعبیه سوراخ هائی که نام پنجره بر آن گذاشته‌اند، به‌طور انبوه و فشرده زندگی می‌کنند. بوی نا و نم هجوم حشرات موذی، عدم تغذیه مناسب و کافی، نداشتن حمام و بهداشت و دکتر و دارو، مشکلاتی است که این کارگران سال‌ها با آن روبرو بوده‌اند. در چنین شرایط ناگوار و غیرانسانی است که کارگران باهمت جمعی، در ابعاد گسترده‌ای دست به اعتصاب و اعتراض زده‌اند.

رژیم جمهوری اسلامی هنوز از ضربه ناشی از تحریم فعال توده‌ای و عمومی” انتخابات” گیج و منگ بود که کارگران واحدهای سه‌گانه نفت، گاز، پتروشیمی درحرکتی غرورآفرین به‌مثابه نقطه عطفی در جنبش کارگری به‌طور هماهنگ اقدام به اعتصاب و اعتراض عمومی نمودند. اعتراض و حرکتی که همچنان درحال گسترش است. اعتصابی که رژیم سرمایه‌داری اسلامی را “آچ مز” کرده، فضای سیاسی جامعه را به تسخیر خود درآورده،  روحیه انقلابی را ارتقاء داده و همه گرایش‌های غیر کارگری و دروغین منتسب به کارگران را مغلوب خودساخته است.

وظیفه همه مارکسیست- لنینیست‌ها، دمکرات‌های انقلابی و سوسیالیست‌هاست که به پیروی از اهداف جنبش کارگری به حمایت از اعتصاب فراگیر کارگران نفت برخاسته و یاری‌رسان گسترش اعتصابات سراسری و هموارشدن مسیر اعتصاب سراسری عمومی و سیاسی باشند.

ما فعالان کارگری جنوب، به‌مثابه یک واحد جنبش کارگری، کلیه علاقه‌مندان، دوستداران و حامیان جنبش کارگری را با شوق دعوت به حمایت از حرکت اعتراضی و اعتصاب فراگیر کارگران می‌کنیم.

بیایید در یک صف مشترک با شعار گسترده باد اعتصابات کارگری و با شعار زنده‌باد اعتصاب عمومی سیاسی و قیام مسلحانه توده‌ای، همگان در گسترش این حرکت کارگری شرکت کنیم و نگذاریم بیش از این رنج و محنت کارگران و زحمتکشان افزایش یابد.

گسترده باد اعتصابات کارگری

زنده‌باد اعتصاب عمومی سیاسی

زنده‌باد انقلاب

زنده‌باد سوسیالیسم

کار، نان، آزادی – حکومت شورایی

فعالان کارگری جنوب

۱۰/ ۰۴/ ۱۴۰۰

متن کامل نشریه کار شماره ۹۲۷ در فرمت پی دی اف

کمکهای مالی

سوئیس

علی‌اکبر صفایی فراهانی              ۳۰ فرانک

سیامک اسدیان (اسکندر)              ۴۰ فرانک

حمید اشرف                                 ۳۰ فرانک

محمد کاسه‌چی                                 ۵۰ فرانک

امیر نبوی                                     ۵۰ فرانک

دانمارک

هوشنگ احمدی ۲۰۰ کرون

دکتر نریمیسا ۲۰۰ کرون

خروش (ژوئیه) ۲۰۰ کرون

سوئد

 یاد رفیق حمید اشراف

و یاران گرامی باد ۲۰۰ کرون

آمریکا

 بردیا ۵۰ دلار

شیکاگو ۵۰ دلار

ایران

 آبان ادامه دارد یک میلیون تومان

هلند

 صمد حسین زهی ۵۰۰ یورو

 

غزه در مسلخ

0

با پاهای برهنه از دور دست‌ها آمدند

انسان یاور انسان شد

به رسم میز بانی

خاک

آب

زیتون دادیم

آرامش به خانه‌هایشان

اما مردان ریشو

نیمه‌های شب

با مسلسل‌های قزاقان

فریاد زدند

کوچ از دیار تنها راه است

گوشه گوشه خاکم

رقص مار کرکسها شد

رقص پایکوبی گلوله‌ها شد

این قافله قصد خاک ما را دارد

صد نقشه به زخم تل زعتر دارد

گل‌های زیتون همه اینجا سرخ‌اند

با خاک گور غزه آشنایی دارد

فریاد رساتر شد

گشتار الگوی ثابتی گرفت

در خون کودکانه

غزه

کابل

اهواز

کردستان

بلوچستان

عراق

ارتشی که کودکان را می‌کشد

ما مکلفیم به مقاومت

نه امروز

نه فردا

تمام سال

 

سیاهکوه

خورشید ستمکشان

0

برخیزید

دلشستگان سال‌های سیاه

هم‌بندی‌های بند استبداد

تشنگان آزادی

راهی جز قیام نمانده

ننگتان باد قلم‌هایی که می‌دانید

درد

سفره‌های بی‌نان

غل زنجیر

خشم سرمایه

قهقهه می‌زنید

دم فرومی‌بندید

مانده‌ام با پرچم برافراشته چه بگویم

خمیازه خیابان‌های فقر را

میادین شهر را

طناب‌های خونین دار را

خاوران را

تصور کن

جهانی بی‌نظیر در زیر

پرچم‌های سرخ

سفره‌ها با نان

با آب

بی فقر

عالی‌ترین شکل رهایست

حکومت شورایی

دستت را به من ده

جهانی را فتح خواهیم

روزها را می‌شماریم تا رهایی

کار  نان  آزادی

ما دیده‌ایم

که می‌گویم

ایمان بیاورید

خورشید ستمکشان

طلوع خواهد کرد

 

 سیاهکوه

سپیده صبح

0

گریه کردم بر تمامی قاب عکس‌های خون آلود

گریه کردم بر همه‌ای انانی که بی صدا مردن

بر رقص مردانه اشان بر سر دار

بر صدای سنگسار زنان میهنم

دستانم را ببین

پر خواهش و لرزه‌های پیری

با دهان و چشمی خونین

فریاد می‌زنم

با شعرهای رنگارنگ

اینجا بهار نیست

بهار مسخ است

ما در زمستانی بی یخ و برف زندگی می‌کنیم

در اندوه و انبوه و بی باوری

با شعری از نقطه چین‌های آزادی

روزی که صدای تو جای شعر من خواهد بود

آنروز شعرها بهانه بهار شود

نخستین صبح آزادی با تو بیدار شود

و ما در بلندا ترین قله تاریخ

سپیده صبح را گرامی خواهیم داشت

ای مادران دل شکسته‌ی خاوران

 

 سیاهکوه

خاوران

0

برای مادر بهکیش مادران دادخواه خاوران

 

 خاوران

گلم بودی؟

کجا رفتی؟

تو که جان دلم بودی

عروس خاوران بودی

تو پیر خاوران گشتی

کجا رفتی؟

چرا رفتی؟

نگفتی ماه من تنهاست؟

نگفتی خاک او عطر شقایق‌هاست؟

نگفتی خشم او در سینه پنهان است؟

نگفتی با لبانی دوخته قصه‌ها گفت؟

نگفتی ز دیدار عزیزی شاد می‌گردد؟

نگفتی خاوران پیر است؟

تو گفتی در کنار خاوران من خانه می‌سازم

تو گفتی من ندای خاوران باشم

تو گفتی

خاوران فریاد خاموشی است

چرا رفتی؟

کجا رفتی؟

صدایم کن؟

صدایم کن؟

من اینجایم میان ده هزاران گور جمعی

به دنبال صدای تازه می‌گردم

که برخیزد

برافشاند

امید داد خواهان را

 

سیاهکوه

حمایت و همبستگی با مبارزات کارگران شرکت نفت و پتروشیمی – هامبورک

امروز چهارشنبه در حمایت از اعتصابات کارگران نفت و گاز و پتروشیمی در بیش از ۵۷ شهر ایران از طرف شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه هامبورگ، حزب کمونیست ایران حوزه هامبورگ و فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) هامبورگ و با حمایت حزب مارکسیست لنینیست آلمان و رفقای مائوئیست آلمانی و انترناسیونال اکسیونی در یکی از مناطق کارگری هامبورگ برگزار شد. تمامی جریانات شرکت‌کننده با خواندن قطعنامه ضمن اعلام حمایت خود  از کارگران شرکت نفت، گاز و پتروشیمی، دولت جمهوری اسلامی را که به وجود آورنده تمامی مشکلات برای مردم ایران و مخصوصاً کارگران و اقشار زحمتکش جامعه است را شدیداً محکوم کردند و خواستار ادامه مبارزه مردم برای سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی شدند. زنده‌باد انقلاب زنده‌باد سوسیالیسم

 

تهدید موج جدید کرونا جدی است

جمهوری اسلامی در ناتوانی مهار کرونا به صدر کشورهای جهان صعود کرده است. درحالی‌که در تمام کشورها بیماری کوید ۱۹ روند کاهشی را طی می‌کند و تعداد زیادی از کشورها با واکسیناسیون عمومی، این بیماری را تحت کنترل درآورده‌اند و در حال برچیدن آخرین محدودیت‌ها هستند، در ایران اما، نه‌فقط خبری از کاهش این روند و مرگ ناشی از بیماری کوید ۱۹ نیست، بلکه از اواخر خردادماه بار دیگر تعداد مبتلایان به‌سرعت در حال افزایش است. ایران هم‌اکنون در میان ۷ کشورنخست جهان ازنظر تعداد مرگ روزانه بیماران کوید ۱۹ قرار دارد. فاجعه‌بارتر اما این است که در چنین شرایطی موج پنجم شیوع کرونا نیز هم‌اکنون فرارسیده است و ویروس هندی دلتا با سرایت بسیار شدید ۸ تا ۱۲ نفری در بخش وسیعی از کشور در حال چرخش است.

این موج جدید هم‌اکنون استان‌های هرمزگان ، سیستان و بلوچستان، کرمان، فارس، بوشهر، ایلام، یزد و مناطقی از گیلان و تهران را فراگرفته است.

به گزارش تسنیم تنها در طول یک هفته بر تعداد شهرستان‌های قرمز ۴۵ درصد افزوده شد. سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نیز در گفت‌وگو با این خبرگزاری گفت: روند بیماری کرونا در هرمزگان کاملاً صعودی است و با موجی سرکش روبرو هستیم که روزانه بر افراد بیمار و بستری می‌افزاید.

وی افزود: در حال حاضر ۶۹۸ بیمار در بیمارستان‌ها بستری هستند و۱۰۶۱۱ نفر در منازل خود تحت قرنطینه قرار دارند. در برخی از استان‌های دیگر نیز ازجمله بوشهر و سیستان و بلوچستان، وضع تقریباً به همین درجه از وخامت قرار دارد.

مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی روز شنبه ۵ تیرماه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: در طول ۲۴ ساعت گذشته، ۱۲۳ بیمار ویروس کرونا جان خود را از دست دادند و مجموع جان‌باختگان این بیماری به ۸۳ هزار و ۷۱۱ نفر رسید. در حال حاضر ۳۲ شهر کشور در وضعیت قرمز، ۱۷۴ شهر در وضعیت نارنجی، ۲۴۲ شهر در وضعیت زرد قرار دارند.

بااین‌همه فاجعه، اما واکسیناسیون به‌کندی انجام می‌گیرد و اقدام جدی برای نجات جان مردم ایران انجام نمی‌گیرد.

پس از گذشت نزدیک به یک سال و نیم از شیوع کرونا در ایران، وزارت بهداشت روز شنبه ۵ تیر اعلام کرد که تاکنون ۴ میلیون و ۴۱۶ هزار و ۹۸۳ نفر دوز اول واکسن کرونا و یک‌میلیون و ۱۹۶ هزار و ۱۵۷ نفر نیز دوز دوم را تزریق کرده و واکسینه شده‌اند.

این در شرایطی است که حتی مردمی که دوز اول واکسن را تزریق کرده‌اند از هفته گذشته برای تزریق دوز دوم با مشکلات متعدد ناشی از نبود واکسن و هرج‌ومرج و بی‌سازمانی در تزریق آن به رو بودند.

درحالی‌که سالمندان منتظر تزریق دوز دوم بودند، به‌یک‌باره اعلام شد واکسن تمام شد. واکسن نیست. آشفتگی در تزریق دوز دوم واکسن باعث مراجعه مکرر مردم به مراکز تزریق، اعتراض و تجمع‌های گسترده در مقابل این مراکز شد.

در هیچ کجای جهان وضعیت به این حد از آشفتگی و بی‌برنامگی نیست که افراد مسن از نیمه‌شب در صف بایستند، تا واکسن دوز دوم را بزنند و بعد هم معلوم شود واکسنی وجود ندارد. گزارش‌ها و کلیپ‌های متعددی از صف‌های طولانی و تجمعات سالمندان در مقابل مراکز تزریق، در شبکه‌های اجتماعی انتشاریافته است که در یک نمونه آن پلیس فاشیست رژیم علیه سالمندانی که حتی توان راه رفتن ندارند به‌زور متوسل می‌شود و تعدادی از آن‌ها را بر زمین می‌اندازد. در کلیپ دیگری، یکی از سالمندان می‌گوید: ۴ و نیم صبح آمدم ثبت‌نام کردم نفر چهارصد و چهل و دومم. فکر کردم مرغ می‌دهند که این‌قدر شلوغ شده.

روزنامه همشهری در گزارشی از این صف‌ها و تجمعات نوشت: “صبح دوشنبه(۳۱ خرداد) ، سالمندان سرگردان اما صبور در گروه‌های پرجمعیتی در مرکز تجمیعی واکسیناسیون کرونا در پارک هنرمندان تهران، جمع شده‌اند. جمعیت قابل‌توجهی داخل سوله تزریق واکسن حضور دارند و نیمی هم‌پشت در مانده‌اند. هیچ‌کس در نوبت نیست، هر کس زودتر آمده، زودتر هم واکسن می‌زند. برای هیچ‌کدام پیامکی از سوی وزارت بهداشت نیامده. ثبت‌نامی در کار نیست، تنها یک برگه کاغذ است که اسامی با خودکار روی آن نوشته می‌شود. مسئولان مرکز، مدام به سالمندان تذکر می‌دهند که این وضعیت از نظر بهداشتی و رعایت پروتکل‌ها مورد تأیید وزارت بهداشت نیست و در چنین شرایطی به هیچ وجه واکسن تزریق نمی‌شود. همین تذکرها منجر شد تا چند صف طولانی تشکیل شود و افراد به‌صورت رسمی منتظر بمانند. آنهایی که خارج از مرکز ایستاده‌اند، بلاتکلیف‌ هستند، نمی‌دانند، باید بروند یا بمانند. واکسن به آنها می‌رسد یا خیر. با این حال می‌گویند که ترجیحشان به ماندن در این صف و زیر آفتاب است تا رفتن به خانه و نگرانی از این که آیا فردا به آنها واکسن می‌رسد. ”

به‌رغم ادعای مقامات وزارت بهداشت مبنی بر رسیدن واکسن ، کمبود واکسن حتی برای کسانی که دوز اول را دریافت کرده‌اند، محسوس است و روند تزریق دوز دوم به‌کندی پیش می‌رود. درحالی‌که متخصصین تأکیددارند که اگر فاصله بین دوزها افزایش پیدا کند، احتمال از بین رفتن ایمنی نسبی و جهش ویروس وجود دارد، از تزریق دوز اول گروه کثیری از مردم بیش از ۹ هفته می‌گذرد. این در حالی است که در واکسن سینوفارم فاصله زمانی میان دوز اول و دوم هشت هفته است.

رئیس کمیته اپیدمیولوژی کووید-۱۹، نیز با تأکید بر این‌که در تعدادی از استان‌ها کانون‎های جدیدی از واریانت‌های آفریقای جنوبی و هندی ایجادشده، به‌طوری‌که فوران ویروسی در این مناطق روی‌داده است، گفت:

“برای پیشگیری از وقوع موج پنجم، بالا بردن سرعت واکسیناسیون در کشور که این روزها به دلیل پاره‌ای از مشکلات به‌کندی انجام می‌شود، یکی از مهم‌ترین مسائلی است که مسئولان حوزه بهداشت باید به آن توجه کنند؛ افزایش سرعت واکسیناسیون و گستردگی آن در همه مناطق کشور بااهمیت‌ترین راهکار برای کنترل بیماری کروناست. این‌ طور که به نظر می‌رسد در حال حاضر تنها راه ایمنی در برابر این ویروس، واکسیناسیون همه مردم جامعه است.”

با این اوصاف که خطر جانی موج پنجم ویروس بیش از گذشته مردم را تهدید می‌کند ، مقامات دولتی جز توجیه‌گری و وعده‌های پوشالی حرفی برای گفتن ندارند.

معاون بهداشت وزارت بهداشت روز دوم تیر ضمن تعریف و تمجید از اقدامات وزارتخانه متبوعش گفت:

“کسانی که درگیر کار هستند می‌دانند که جمع کردن اپیدمی و پاندمی کار بسیار سختی است. مشکل کرونا با شعار حل نمی شود،

ایران به ازای هر هزار نفر یک و نیم تخت بیمارستانی دارد و این درحالی است که انگلیس و فرانسه به ازای هر هزار نفر ۷ تخت دارند که در همین کشورها تخت کم آمد و بیماران کرونایی روی زمین بیمارستان یا چمن های بیرون از بیمارستان خوابیدند. در ایران شاهد هیچ کدام از این صحنه ها نبودیم.” مردم ایران دروغ‌هایی بزرگ‌تر از این را هم از مقامات و سران رژیم ارتجاعی حاکم شنیده‌اند. در ایران همین کمبود تخت که یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های سیستم درمانی جمهوری اسلامی است، باعث شد که مردم حتی به چمن بیمارستان‌ها هم نرسند و در خانه و خیابان جان بدهند.

درحالی‌که واکسن دوز دوم برای افراد سالمند به‌کندی انجام می‌گیرد، وی باز هم وعده‌های توخالی می‌دهد و ادعا می‌کند

“واکسیناسیون افراد زیر ۱۸ سال هم برای ما خیلی مهم است و نباید از آن غافل شویم. چراکه بحث بازگشایی مدارس را پیش رو داریم و مسلماً مدارس خیلی آسیب بالایی دارند و بازگشایی مدارس دغدغه خیلی بزرگی است.

ما در این خصوص نیازمند یک بسته هستیم و معلمان را باید واکسینه کنیم و همچنین رانندگان سرویس مدارس نیز باید واکسینه شوند و والدین نیز آموزش‌های لازم را ببیند، اما باید توجه داشته باشیم زیرساخت‌های ما خیلی مناسب نیست.” اما یادش می‌افتد که واکسن نیست و می‌افزاید: “کاش ۱۰ تا ۱۲ میلیون دوز واکسن از چین برای دانش‌آموزان می‌خریدیم. اگر هم ۱۰ میلیون شدنی نبود حداقل ۵ میلیون نیاز داریم تا دانش آموزان در معرض خطر و آسیب‌پذیر را واکسینه کنیم و مدارس را بازکنیم و درواقع اصل را بر بازگشایی مدارس بگذاریم. کما اینکه در آمریکا و کانادا دانش آموزان واکسینه می‌شوند.”

اگر سؤال شود ،چرا واکسن خریده نشد و چرا خامنه‌ای خرید واکسن‌های با مصونیت بالا را ممنوع کرد؟ پاسخی از امثال وی نخواهید شنید. اما پاسخ روشن است. سیاست جمهوری اسلامی به‌ویژه در یک سال نخست شیوع ویروس در ایران، “ایمنی گله‌ای” بود. بنابراین نیازی نبود که در پی خرید و تهیه واکسن باشند. وقتی هم که فهمیدند ” ایمنی گله‌ای” کارساز نیست و راه‌حلی جز واکسیناسیون همگانی برای این ویروس وجود ندارد، کشورهای دیگر واکسن‌های در حال تولید را خریده بودند. اما بازهم اقدام جدی برای خرید واکسن انجام ندادند و کوشیدند با کپی‌برداری از واکسن‌های کشورهای دیگر، یک سود هنگفتی هم بابت دیرکردشان به جیب خامنه‌ای و شرکت‌های وابسته به او سرازیر کنند و واکسن برکت را به بهایی گران‌تر از تعدادی واکسن‌های خارجی بخرند. واکسنی که ظاهراً با اثربخشی ۵۰ تا ۶۰ درصدی نمونه چینی آن، از وزارت بهداشت مجوز استفاده اضطراری را نیز به دست آورد، بدون این‌که واقعاً عوارض منفی آن مشخص‌شده باشند.

مشکل اما همچنان پابرجاست. موج پنجم کرونا تازه آغازشده است و تا رسیدن به واکسیناسیون عمومی راه درازی در پیش است و همه‌روزه ده‌ها و گاه صدها تن از مردم ایران درنتیجه عملکرد و سیاست‌های جنایت‌کارانه سران و مقامات جمهوری اسلامی جان خود را از دست می‌دهند. این هم بهای دیگری است که مردم ایران از بابت ادامه حیات ننگین جمهوری اسلامی در ایران می‌پردازند.

متن کامل نشریه کار شماره ۹۲۶ در فرمت پی دی اف

گسترده باد اعتصابات سراسری کارگران صنعت نفت

بار دیگر بانگ رسای اعتراض کارگران نفت در همه‌جا پیچید. پرچم اعتصاب گسترده و فراگیر با دست توانای کارگر نفت به اهتزاز درآمد. موج‌بلند اعتصاب، جامعه را که درگیر تلاطمات سیاسی است تکان داد. محروم‌ترین و زحمتکش‌ترین بخش کارگران صنعت نفت ( کارگران غیررسمی شامل کارگران پیمانی، قرارداد موقت، پروژه‌ای و..) که اکثریت بسیار بزرگ کارگران نفت را تشکیل می‌دهند، برای دومین بار در ظرف کمتر از یک سال، با اعتصاب فراگیر و سراسری برای رهایی از وضعیت مشقت‌بار و شرایط برده‌وار کار و استثمار، به‌طور یکپارچه به میدان آمدند و تمام فضای سیاسی جامعه را تحت‌الشعاع اعتصاب خویش قراردادند. اعتصاب فراگیر نفت چنان تأثیرگذار و نافذ بود که بایکوت خبرگزاری‌ها و رسانه‌های رسمی و حتی  سروصداهای بعد از مضحکه انتخاباتی نیز نتوانست مانع انعکاس سریع و گسترده آن شود.

بعد از اعتصاب فراگیر و سراسری کارگران غیررسمی در ۱۱ تیر ۹۹ ، این کارگران چندین بار دیگر نیز به خاطر افزایش دستمزد، تبدیل وضعیت ، استخدام دائمی و خواست‌های دیگر، به‌طور مجزا و جداجدا، دست به اعتراض و تجمع زده بودند اما نه دولت و وزارت نفت آن و نه شرکت‌های پیمانکاری که بیش از یک ربع قرن است به طرز وحشیانه‌ای کارگران صنعت نفت را استثمار می‌کنند، پاسخی به کارگران ندادند.کارگران باید صدای اعتراض خویش را بلند‌تر می‌کردند و با پشتوانه قوی‌تری وارد این کارزار می‌شدند.

روز شنبه ۲۹ خرداد۱۴۰۰ کارگران پروژه‌ای شرکت فراب نیروگاه بید خون، با خواست افزایش دستمزد و اجرای” طرح بیست- ده ” (بیست روز کار ده روز مرخصی) دست از کار کشیدند و محل کار را ترک کردند. “شورای سازمان‌دهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت” با انتشار بیانیه‌ای مورخ ۳۰ خرداد، ضمن اعلام خبر فوق نوشت:” برای پیگیری خواست‌هایمان وارد اعتصاب سراسری می‌شویم” و با این بیانیه، که درواقع فراخوان اعتصاب سراسری بود، روز اول تیر هزاران کارگر صنعت نفت به‌طور هماهنگ دست از کار کشیدند. بیانیه شورای سازمان‌دهی اعتراضات یا فراخوان اعتصاب، مورد استقبال وسیع کارگران صنعت نفت قرار گرفت. اعتصاب با سرعت شگفت‌انگیزی بخش اعظم کارگران غیررسمی در صنعت نفت را دربرگرفت. کارگران بخش‌های مختلف چندین پالایشگاه، ازجمله پالایشگاه تهران، آبادان، قشم، اصفهان، بید بلند بهبهان، پارس جنوبی، کنگان،بید خون ، کارگران فازهای ۱۳ و ۱۴ عسلویه، فاز ۱۳ کنگان، کارگران پایانه‌های نفتی جزیره خارک، مخازن نفتی جاسک، تلمبه‌خانه بندرعباس و سکوهای نفتی و گازی دست به اعتصاب زدند. کارگران در چندین پتروشیمی ازجمله پتروشیمی ماهشهر، جهان پارس، فجر، بوشهر، کنگان، عمران صنعت، صدف، دماوند، رجال، تند گویان، دنا، گچساران، پتروشیمی‌های عسلویه و نیز کارگران چند نیروگاه ازجمله نیروگاه رامین اهواز، سیکل ترکیبی ارومیه، سیکل ترکیبی جهرم، نیروگاه بوستانو در عسلویه نیز وارد اعتصاب شدند. افزون براین، کارگران ده‌ها شرکت فعال دیگر در صنعت نفت مانند شرکت اکسیر صنعت، ساتراپ، پایندان، جهان پارس، فراب، زلال، بهین پالایش، ستاره دماوند، لیدوما، ریتون، راژان، اندیکا صنعت آسیا، گاما و امثال آن نیز وارد این اعتصاب سراسری شدند. بخش اعظم کارگران این واحد‌ها در همان روز اول به‌طور هماهنگ دست از کار کشیدند و برخی، روزهای بعد به اعتصاب پیوستند روندی که تا به امروز یکشنبه ۶ تیر ادامه یافته و بیش از ۶۵ مرکز کارگری در صنعت نفت را در برگرفته است.

کارگران پیمانی نفت پیش‌ازاین هشدار داده بودند برای پیگیری مطالبات خود و در اعتراض به عدم اجرای وعده‌ها، اعتصاب گسترده و سراسری خود را از سر خواهند گرفت و به این هشدار خویش عمل کردند. هزاران کارگر غیررسمی مشغول به کار در صنعت نفت باقدرت بیشتر و عزمی راسخ‌تر برای تحقق خواست‌های خویش که در اعتصاب سراسری قبل بدون پاسخ مانده بار دیگر وارد عرصه نبرد با سرمایه‌داران و رژیم سیاسی پاسدار منافع طبقه حاکم شده‌اند.یکی از مهم‌ترین خواست‌های کارگران اعتصابی اجرای ” طرح بیست- ده” یعنی بیست روز کار ده روز مرخصی است. درگذشته، روال کار در کارهای پروژه‌ای در مناطق نفت و گاز جنوب، ۱۴ روز کار ۷ روز مرخصی یا ۲۰ روز کار ۱۰ روز مرخصی بود. شرایط دشوار و غیرقابل‌تحمل و کار طاقت‌فرسای دور از محل زندگی، چنین روالی را ناگزیر می‌سازد تا کارگران بتوانند طاقت بیاورند و نیروی کار خویش را ترمیم و بازسازی کنند. اکنون چندین سال است که شرکت‌های پیمانکاری این روال را بر هم زده و از روزهای مرخصی کاسته‌اند. فشار بردوش کارگران صنعت نفت به‌ویژه کارگران پیمانی و پروژه‌ای بسیار شدید و کشنده است و در همین رابطه “کمپین بیست- ده ” یا ” کمپین اعتراضی ۱۴۰۰” را سازمان داده‌اند. افزایش حداقل مزد ماهانه به بالای ۱۲ میلیون تومان، برچیدن شرکت‌های پیمانکاری، انعقاد قرارداد دائمی، لغو قوانین برده‌وار مناطق ویژه اقتصادی، ممنوعیت اخراج، پرداخت به‌موقع دستمزد، ایمنی محیط کار، پایان دادن به فضای امنیتی محیط کار، حق تشکل و تجمع و اعتراض ازجمله دیگر خواست‌های کارگران غیررسمی نفت است.

یکی از نکات بسیار مهم این اعتصاب، همبستگی کارگران غیررسمی با کارگران رسمی و حمایت از مبارزات و مطالبات آن‌ها است. کارگران پیمانی و غیررسمی نفت پشتیبانی قاطع خود را از کارگران و کارکنان رسمی نفت و فراخوان آن‌ها برای اعتراض و اعتصاب در نهم تیرماه، اعلام نمودند.

کارگران و کارکنان رسمی نفت، پیش‌تر به وزارت نفت اولتیماتوم داده بودند چنانچه تا روز یکم تیرماه به خواست‌هایشان رسیدگی نشود، روز نهم تیر دست به اعتصاب خواهند زد. وزارت نفت و کل طبقه حاکم تا این لحظه از برآورده ساختن مطالبات کارکنان رسمی نفت امتناع ورزیده‌اند . ازاین‌رو کارکنان رسمی نفت نیز در تدارک آن هستند که در سالگرد نخستین اعتصاب و تجمع خود در تهران مورخ ۹ تیر ۹۹، وارد یک اعتصاب سراسری شوند. در آن تاریخ صدها تن از کارکنان رسمی نفت به نمایندگی از ۲۰ هزار تن از همکاران خود در سراسر کشور، مقابل وزارت نفت دست به تجمع زدند.

کارگران پیمانی در همبستگی با کارگران و کارکنان رسمی و در حمایت قاطع از همکاران خویش در بیانیه خود نوشته‌اند:” اعتصاب ما یک اعتصاب اخطاری است و یک هفته در جریان خواهد بود و در روز نهم تیر به‌صف همکاران رسمی خود که اعلام اعتراض کرده‌اند خواهیم پیوست. ما در این‌یک هفته‌ی اعتراضمان با جمع شدن در محل‌های کار خود تلاش می‌کنیم که تصمیم‌گیری جمعی بکنیم و صدای خود را به گوش همکاران کارگرمان در همه‌جا برسانیم.” کارگران غیررسمی در توضیح وجوه اشتراک خواست‌های کارگران رسمی و غیررسمی می‌نویسند:” خواست‌های برشمرده ما خواست‌های همه کارگران نفت ازجمله همکاران رسمی ما نیز هست. بعلاوه این همکاران به نحوه افزایشات مزدی سال ۱۴۰۰ که درواقع تعرضی به زندگی و معیشت شان است، تحمیل مالیات‌های سنگین بر حقوق‌هایشان و عدم اجرایی شدن ماده ده و درنتیجه آن حذف برخی از آیتم‌های مزدی‌شان اعتراض دارند. محور اعتراض همکاران رسمی همچون ما کارگران پیمانی موضوع دستمزد و عدم کفاف آن برای مخارج زیستی و معیشتی‌مان است و افزایش سرسام‌آور قیمت اجناس و یک‌قلم بزرگ آن مسکن و محرومیت از بیمه‌های پایه‌ای چون درمان و تحصیل رایگان برای همه و داشتن حق مسکن فشار زندگی را برای ما و همه مردم در جامعه دشوار و مشقت‌بار کرده است.”

شورای سازمان‌دهی اعتراضات کارگران پیمانی در دومین بیانیه خود که ۵ تیر ۱۴۰۰ انتشار داد بار دیگر بر خواست‌های مشترک کارگران نفت تأکید نمود و از چند ده هزار کارگری که تا این تاریخ به اعتصاب پیوسته‌اند سخن گفت.

این نخستین بار نیست که کارگران غیررسمی از کارگران رسمی حمایت و بر خواست‌های مشترک کل کارگران نفت و رفاقت و یگانگی طبقاتی خویش با کارگران رسمی تأکید می‌کنند. در تجمع بزرگ ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ کارگران و کارکنان رسمی شهرهای مختلف در مقابل مجلس و همچنین در اعتصاب فراگیر و همزمان کارگران رسمی در چندین شهر ازجمله تهران، اهواز، گچساران، ماهشهر، آبادان، عسلویه، منطقه عملیاتی سیری، لاوان، فلات قاره بهرگان، و چندین سکوی دریایی در ۵ خرداد ۱۴۰۰ نیز، کارگران غیررسمی با صدور اطلاعیه ضمن ابراز همبستگی با رفقای همکار خویش، از آنان پشتیبانی نمودند. نظرگاه‌های وحدت‌طلبانه کارگران غیررسمی که حاکی از درجه بالای آگاهی سیاسی کارگران است، برخاسته از این واقعیت است که تمام کارگران اعم از رسمی، پیمانی، قرارداد موقت، قرارداد مدت معین، پروژه‌ای ، حجمی، شرکتی و امثال آن اجزاء گردان واحدی هستند که در کنار سایر کارگران پیکر واحد طبقه کارگر را تشکیل می‌دهند. طبقه واحدی که در برابر طبقه سرمایه‌دار ایستاده است. مقابله آگاهانه برای خنثی‌سازی کوشش‌ها و ترفندهای تفرقه‌افکنانه طبقه حاکم درمیان کارگران و تأکید بر اتحاد کارگران از خصوصیات بیانیه‌ها و تلاش‌های مستمر کارگران غیررسمی از یازده مرداد سال گذشته نخستین اعتصاب فراگیر و سراسری کارگران تاکنون بوده است. این کوشش‌های مهم و آگاهانه باید از طرف کارگران رسمی پاسخ شایسته‌ای منطبق بر منافع واحد کارگران صنعت نفت و منافع واحد کل طبقه کارگر ایران دریافت کند.

بسیار مهم و ضروری است که اعتصابات کارگران پیمانی، پروژه‌ای و سایر کارگران غیررسمی، مورد پشتیبانی کارکنان رسمی شرکت نفت قرارگرفته و نقشه‌ها و دسیسه‌های مخرب طبقه حاکم برای دامن زدن به اختلاف و چنددستگی درمیان کارگران نفت را خنثی کنند. بخش‌هایی از کارکنان رسمی نفت در بوشهر، پالایشگاه آبادان و پالایشگاه شیراز با تعطیل کار و تجمع، از کارگران غیررسمی حمایت کردند. پشتیبانی از کارگران پیمانی و غیررسمی، پشتیبانی از تمام کارگران نفت است. خوشبختانه اعتصاب فراگیر و سراسری کارگران غیررسمی، این بار خیلی زود و به‌موقع مورد پشتیبانی سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه و بخش‌هایی از دانشجویان، معلمان و بازنشستگان و برخی اقشار دیگر قرار گرفت. شایان‌ذکر است که کارگران فولاد بوتیا در کرمان، سیمان سپاهان اصفهان، ماشین‌سازی اراک، توزیع برق تهران، مترو، آبفاز ایذه نیز گرچه با خواست‌های اخص خویش اما درعین‌حال در همبستگی با کارگران نفت و حمایت از آن‌ها دست به اعتصاب و تجمع زدند. در سطح خارج کشور نیز اعتصاب سراسری کارگران نفت، علاوه بر تشکل‌ها و سازمان‌های چپ و کمونیست ایرانی، حمایت بسیاری از سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری را نیز در پی داشت. ناگفته نماند که در اعتصاب فراگیر اخیر، پس از اعتصاب کارگران پالایشگاه تهران در اول تیر، کارفرمای مربوطه برای ۷۰۰ کارگر این شرکت برگه تسویه‌حساب صادر نمود که البته مورد اعتراض شدید کارگران قرار گرفت. شاکر خفایی مسئول روابط عمومی شرکت پالایش نفت تهران در گفتگو با ایلنا اخراج ۷۰۰ کارگر را تکذیب کرد اما در همان حال اعتراف نمود که شرکت پیمانکاری “اویکو” با ۳۵ کارگر شاغل در اورهال تسویه‌حساب کرده است. کارگران پالایشگاه نفت تهران باید از رفقای اخراجی خویش حمایت کنند و آن‌ها را به سرکارهای خود بازگردانند. “شورای سازمان‌دهی اعتراضات کارگران پیمانی” در دومین بیانیه خود این اخراج‌ها را محکوم نموده و خواستار بازگشت به کار کارگران اخراجی شده است. هیچ کارفرمایی حق ندارد کارگر را به خاطر اعتراض و اعتصاب اخراج کند. طبقه سرمایه‌دار حاکم و رژیم سیاسی آن برای مرعوب ساختن کارگران، به حربه اخراج و احضار و زندان متوسل می‌شود. کارگران نفت را اما با این اقدامات نمی‌توان مرعوب ساخت و عقب راند و از میدان نبرد آشکاری که از تیرماه ۹۹ بدان پا گذاشته‌اند خارج ساخت. طبقه حاکم از کارگر آگاه نفت می‌ترسد و از گسترش اعتصابات نفت به‌شدت بیمناک است ازاین‌رو به حربه ارعاب و اخراج و امثال آن متوسل می‌شود. این واقعیت برکسی پوشیده نیست که صنعت نفت یکپارچه اعتراض و آتش زیر خاکستر است. مبارزات کارگران نفت و امواج بلند اعتصابات سراسری دریک سال اخیر بیان‌گر همین واقعیت است. آتش گدازنده‌ای که در نفت زبانه می‌کشد و موجودیت کل نظم موجود را به خطر افکنده است، می‌رود تا تمام این نظم را در شعله‌های خود بسوزاند و خاکستر کند.

آنچه در شرایط کنونی مهم و حیاتی است ایجاد کمیته‌های کارخانه، کمیته‌های اعتصاب و تشکل‌های مستقل هماهنگ‌کننده اعتصابات و سازمان‌دهی هرچه گسترده‌تر اعتصابات سراسری است. نفس سازمان‌یابی چند اعتصاب سراسری در نفت اعم از کارگران رسمی یا غیررسمی، حاکی از شکل‌گیری کمیته‌ها و تشکل‌های هماهنگ‌کننده اعتراض و اعتصاب در نفت است. “شورای سازمان‌دهی اعتراضات کارگران پیمانی” که در اعتصاب اخیر موجودیت آن علنی شد، به‌روشنی نشان‌دهنده تلاش‌های بی‌وقفه کارگران آگاه و پیشرو نفت دست‌کم در طول یک سال اخیر است. در بخش کارگران رسمی نیز اگرچه نام تشکل مستقل و هماهنگ‌کننده‌ای رسماً اعلام‌نشده اما سازمان‌یابی چند اعتصاب و تجمع فراگیر نیروی کار این بخش نیز، دلیل واضحی بر وجود و فعالیت تشکل هماهنگ‌کننده درمیان نیروهای رسمی است. گرچه پیشروی‌های کارگران نفت و به‌طورکلی جنبش کارگری در این زمینه چشمگیر و غیرقابل‌انکار است، اما این هنوز کافی نیست. از پی این نخستین گام‌ها، گام‌های دیگری به‌پیش باید برداشت. مبارزه مثمر ‌ثمر تر نفت نیازمند اولاً تقویت و تحکیم تشکل‌های هماهنگ‌کننده در هردو بخش است. این تشکل‌ها را با تمام توان باید تقویت و تحکیم نمود و مهم‌تر از آن، مطلقاً ضروری است همکاری فعال و نزدیک میان ‌رسمی‌ها و غیررسمی‌ها را سازمان داد و زمینه ایجاد یک تشکل هماهنگ‌کننده اعتصابات نیروی کار در هردو بخش و درنهایت یک کمیته و تشکل سراسری نفت را ایجاد کرد و اعتصابات بزرگ سراسری تمام کارگران و کارکنان نفت را سازمان داد.

در اعتصاب فراگیر و سراسری یکم تیرماه ۱۴۰۰ ، تعداد بیشتری از مؤسسات، پالایشگاه‌ها و شرکت‌های نفت و گاز و پتروشیمی وارد صحنه شدند و شمار کارگران اعتصاب‌کننده نیز در مقایسه با اعتصاب یازده مرداد ۹۹ افزایش یافت. اعتصاب، این بار بلافاصله پس از اعلام، در کمتر از یک روز، به یک اعتصاب فراگیر و سراسری تبدیل شد. همه‌ی این‌ها نشانه‌هایی از پیشرفت جنبش کارگری و نشانه‌هایی از رشد و گسترش مبارزه در نفت است.

نشریه کار شماره ۸۸۲، بیست مرداد ۹۹ در تحلیل از اولین موج اعتصاب در نفت نوشت:” این موج اما ممکن است با تحقق برخی مطالبات این یا آن بخش از کارگران پیمانی و پایان اعتصاب در این یا آن شرکت، به‌طور موقت فروکش کند. تردیدی اما در این مسئله نیست که بر زمینه شرایط اقتصادی و سیاسی موجود، موج‌بلند تری از راه خواهد رسید و بخش‌های بیشتر و شمار زیادتری از کارگران را به حرکت درخواهد آورد.” و چنین نیز شد. امواج بلندتر و پرقدرت‌تر اعتصاب و مبارزه اما هنوز درراه‌اند.

متن کامل نشریه کار شماره ۹۲۶ در فرمت پی دی اف