به یاد ۳۵ مین سالگرد مادر زینت چمنی (سیمانی)، زنی آگاه و مبارز و دادخواه
مادر جانفشان فدایی انقلابی مهرداد چمنی دانشجوی زیستشناسی دانشگاه کرمانشاه* و همچنین مادر نویسندهٔ مردمی فریدون چمنی. (تولد دی ۱۳۰۰ کرند غرب – فوت ۲۵ مرداد ۱۳۶۵ تهران) آرامگاه کنار فرزند برومندش، (دامنهٔ کوه شوا کرند)
مادر دادخواه
درود ای مادرِ داغدارِ باصلابت
دقمرگ زهجران دلبندِ با استقامت
ای سرافراز، ای کوه رنج و طاقت
نماد مادران پرورده فرزند
چو آگاه و متعهد و روشنگر مهردادت
ای حامی محرومان، ای پر عطوفت
ای دادخواه، ای سرشار زمعرفت
چون باید توصیف توان تو را
زان بگذشته بیداد جانکاه، رفت به برَت؟
چون باید دادخواهی در عظیم فراق ات؟
باشد ما را ای گرانقدر درنهایت
درطبقهٔ کار و زحمت، آگاه و باهمت،
برافکنیم زندان واعدام وشکنجه
در دفاع ز زندگی وموجودیت!
با تعمق طبقاتی نگریم مفهوم انتقام را
تا تحقق سترگ آرمان وآزادی وعدالت!
نیک دانستی در آن خونین فلات
بیشمار شکنجهشده سر به دار و سر و قامت
نماد آزادیخواهی بودند و حق و عدالت
وبر بازماندگان گذرد روزگاران سخت.
گر زبی وفایی زمانه بردیم رنج و مرارت
حال گسترهٔ آگاهی عمومی و طبقاتی
راه آزادی و حقخواهی پیش برند با درایت
درودتان باد مادران زحمتکش و ستمدیده و بالیاقت
آفریدید ناپذیرا فرزندانی
آگاه و متعهد و شریف و باصداقت.
ای ماندگار مادر، بدینوسیله گرامی باد یادت!
فدایی ۲۵ مرداد ۱۴۰۰– آگوست ۲۰۲۱
*مهرداد چمنی فدایی انقلابی و دانشجوی زیستشناسی دانشگاه علوم ورازی کرمانشاه بود که در سوم فروردین ۱۳۶۱ توسط دو گروه سپاه پاسداران کرند و کرمانشاه به فرماندهی پاسدار مراد شمسی دستگیر و در ستاد مرکزی سپاه پاسداران کرمانشاه ساعتها زیر سختترین شکنجه با ضربات کابل و شوک الکتریکی قرار گرفت و در راه آرمان طبقه کارگر و زحمتکشان جانفشان شد. حتا مأمور شکنجهگر هنگام تحویل ساکش گفته بود حال که قلبش از کار ایستاده اما ساعتش هنوز کار میکند. آن را برداشته و از تحویل آن خودداری کرده بود. پیکر رفیق مهرداد در ۶ فروردین با بدرقه جمع وسیعی در کرند به خاک سپرده شد. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.!

از قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، سی و سه سال گذشته است. تابستانی مخوف برای زندانیان، تابستانی تفتان برای خانواده ها، تابستانی نفس گیر برای عموم توده های مردم ایران. تابستانی با روزهای بلند که ناقوس مرگ در زندان های سراسر کشور به صدا درآمد. تابستانی مرگبار که به فتوای مستقیم خمینی، بیش از ۵ هزار زندانی سیاسی در اتاق های مرگ به دار آویخته شدند. تابستانی پر رنج، تابستانی عذاب آور، تابستانی خوفناک که روزهای مرداد آن با قتل عام زندانیان مجاهد رقم خورد و شهریور آن، با کشتار زندانیان چپ و کمونیست در آمیخت.
روز ۲۰ مرداد ۱۴۰۰ سرانجام نزدیک به ۲۰ ماه پس از شیوع کرونا در ایران، خامنهای که در اسفند ۹۸ شیوع کرونا را “مسئلهای گذرا” نامیده بود و مدتی بعد، “بهانهای” برای جلوگیری از شرکت مردم درانتخابات مجلس و “تولیدات آمریکا” را حملهی بیولوژیکی به ایران خوانده بود، “وضعیت کرونا” را “وضعیت اول و فوری کشور” اعلام کرد. وی همچنین در سخنان خود به لزوم “تلاش مضاعف” برای تأمین واکسن کرونا “چه از راه واردات” و “چه تولید داخلی” اشاره کرد. گرچه شاید این به ظاهر فرمان، بارقه امیدی را در دل برخی برافروخته باشد، اما بررسی دقیقتر همین سخنرانی کوتاه نشان میدهد که این نیز از جمله تلاشهای مذبوحانه جمهوری اسلامی برای فرو خواباندن خشم مردم است.
اعتصاب کارگران مبارز هفتتپه امروز یکشنبه ۲۴ مرداد۱۴۰۰ وارد سی و چهارمین روز خود شده است. بیش از یک ماه است که کارگران هفتتپه با تجمع هرروزه در مقابل فرمانداری شهر شوش، خواهان تعیین تکلیف قطعی وضعیت کشت و صنعت نیشکر هفتتپه و رسیدگی به سایر خواستهای خود میشوند. برخی نمایندگان کارگران هفتتپه در این تجمعات سخنرانی میکنند، از دردها و مشکلات کارگران سخن میگویند، سیاستها و مقامات دولتی که کارگران را به این روز انداخته، به باد انتقاد میگیرند، هر بار مجموعه خواستهای کارگران را بیان و تکرار میکنند، آنگاه با سردادن شعار و حمل شعارنوشته، به اعتراض خیابانی روی میآورند و در داخل شهر به تظاهرات مسالمتآمیز میپردازند. بهرغم اینکه بیش از ۱۰۰ روز از اعلام رسمی رأی ابطال واگذاری کشت و صنعت نیشکر هفتتپه و خلعید از مالک خصوصی آن در رسانههای دولتی سپریشده، اما نهفقط هیچگونه تحول و بهبودی به سود کارگران رخ نداده، بلکه شرکت نیشکر هفتتپه و پنج هزار کارگر آن به حال خود رهاشده و سه ماه حقوق کارگران نیز پرداختنشده است. پارچه نوشته بزرگ” خواسته فوری ما کارکنان هفتتپه؛ ابلاغ و اجرای فوری حکم صادرشده خلعید” که زینتبخش تمام تجمعات و تظاهرات کارگران است، گویای خواست مبرم و فوری کارگران است که حتی بعد از آغاز ریاست جمهوری رئیسی نیز با بیتوجهی و بیاعتنایی کامل مقامات دولتی روبرو شده است. علاوه بر تعیین تکلیف وضعیت شرکت بعد از خلعید از بخش خصوصی، سایر خواستهای کارگران یعنی پرداخت دستکم سه ماه حقوق معوقه، بازگشت به کار کارگران اخراجی، تمدید قرارداد کارگران دفع آفات و غیر نیشکری و فصلیهای تجهیزات و کارخانه از دیگر خواستهای کارگران است که تاکنون پاسخی به آنها داده نشده است. کارفرما البته اخیراً یک یا دو ماه حقوق ۴۰۰ تن از کارگران را واریز نموده است بدان امید که درمیان کارگران شکاف بیندازد و اعتصاب را درهم بشکند. افزون براین، اداره کار شهر شوش با همدستی شورای اسلامی کار هفتتپه که نه موردقبول کارگران است و نه حتی از اعتبار قانونی برخوردار است، به توطئه دیگری علیه کارگران و اعتصاب آنها دست زد. اداره کار طبق یک نقشه قبلی تصمیم داشت با شورای اسلامی کار بهعنوان نماینده کارگران وارد مذاکره شود و پایان اعتصاب را اعلام کند. اما کارگران آگاه و هوشیار هفتتپه در جریان تجمع روز ۱۶ مرداد خود، به سمت اداره کار راهپیمایی نموده و مقابل این اداره دست به تجمع زدند . کارگران هفتتپه برای صدمین بار اعلام کردند، شورای اسلامی کار ربطی به کارگر ندارد، نماینده کارگر نیست و حق و اجازه ندارد به نام کارگر وارد مذاکره شود وبدین شکل تودهنی محکمی به مسئولین اداره کار و شورای اسلامی جیره خوار رژیم زدند. کارگران آگاه هفتتپه در همین ایام تلاش مذبوحانه امامجمعه شوش برای رخنه درمیان کارگران و انحراف مبارزات هفتتپه را نیز خنثی کردند.
“خبرها خوابیده، حالا چنان کاری میکنیم با شما که راه خانه و اسم پدر و مادرتان را فراموش کنید”، این سخنان یکی از بازجویان، یکی از شکنجهگران، یکی از همان “ضابطان” دستگاههای امنیتی و قضایی خطاب به یکی از دستگیرشدگان اعتراضات اخیر خوزستان است.
در شرایطی که عموم تودههای مردم ایران متحد و یکپارچه در سراسر کشور برای سرنگونی رژیم ستمگر جمهوری اسلامی به پا خاسته و در همهجا صدای نابود باد جمهوری اسلامی بلند است، هفته گذشته اتفاقی در نقده رخ داد که چیزی جز تلاش مرتجعین برای ایجاد شکاف و دشمنی در میان تودههای مردم ایران نبود.
طبق روال هفتههای قبل، کارزار دفاع از مبارزات مردم ایران – ونکوور کانادا، سومین پیکت پنجشنبههای اعتراضی خود را در روز ۱۲ آگوست ۲۰۲۱ برگزار کرد. شرکتکنندگان با در دست داشتن پلاکاتهایی با مضمون حمایت و پشتیبانی از مبارزات تودههای بهجانآمده در ایران و نیز پوسترهایی از اعتصابات کارگری را در برابر دید عابران و رهگذران قراردادند.