این روزها همه از شیوع موج ششم کرونا در ایران سخن می گویند. التهاب و نگرانی جامعه را فرا گرفته است. روند پیشگیری کرونا در هاله ای از ابهام است. هنوز موج پنجم خاتمه نیافته، موج ششم از راه رسیده است. گزارش های تحقیقی حاکی است واکسیناسیون در ایران کارآیی لازم را نداشته و بخش وسیعی از مردم نسبت به اثر بخشی آن بی اعتماد شده اند. طی روزهای گذشته، روند کاهش آمار مبتلایان روزانه در بسیاری از شهرها متوقف و یا بعضا افزایش یافته است. روسای دانشگاه های مختلف علوم پزشکی از افزایش میزان مبتلایان کرونا در چندین استان از جمله در استان های یزد، کرمانشاه، مازندران، ایلام، کردستان و آذربایجان غربی خبر داده اند. رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج گفته است: نشانه هایی از موج ششم کرونا با افزایش بیماران در برخی از مناطق این استان شکل گرفته است. نادر توکلی، معاون درمان ستاد کرونای تهران با اشاره به اینکه کاهش محسوسی در آمار بیماران مبتلا به کرونا مشاهده نمی شود، اعلام کرده است: در وضعیت ثابتی مانده ایم و روزانه ۸۰۰ بیمار جدید کرونایی در بیمارستان های تهران پذیرش و به همین تعداد هم ترخیص می شوند. مسعود یونسیان، رئیس کمیته راهبردی مطالعات واکسیناسیون وزارت بهداشت ایران، نسبت به بروز موج ششم کرونا هشدار داده و گفته است: “به نظر می رسد که سرعت کاهش بیماری در کشور کُند و یا حتی متوقف شده و نگرانیم همانطور که هنوز موج چهارم تمام نشده بود، وارد موج پنجم شدیم؛ در حال حاضر هم که هنوز موج پنجم تمام نشده، موج جدیدی آغاز شود”. مسعود یونسیان، همچنین با نگرانی از توقف روند کاهش تعداد موارد جدید کرونا گفته است: “دقیقا اکنون در وضعیت فاصله بین موج چهارم و پنجم هستیم و اگر قرار باشد دراین زمان، موج جدیدی سوار شود، قطعا سیستم بهداشت و درمان ما را مستهلک می کند که در حال حاضر هم خسته شده و هم مجددا تعداد مرگ ها بالا خواهد رفت”.
علاوه بر افراد یاد شده، بهرام عین اللهی، وزیر بهداشت جمهوری اسلامی نیز از قطعی بودن موج ششم کرونا در آبان ماه خبر داد. او با اشاره به اینکه تاکنون تنها ۳۵ درصد جمعیت کشور هر دو دوز واکسن کرونا را دریافت کرده اند، تاکید کرد که هنوز میزان واکسیناسیون در ایران کافی نیست. عین اللهی، با توجه به نگرانی های فزاینده نسبت به شروع موج جدید گفت: “برای موج ششم کرونا تمهیدات لازم انجام شده و بیمارستان های کشور در حال آماده باشند”. بهرام عین اللهی، به عنوان بالاترین مقام بهداشتی نظام، از آنجا که بیش از همه به پوچ بودن اینگونه سخنان توخالی واقف است و به خوبی می داند که وزارت تحت امر او اساسا قادر به انجام هیچگونه “تمهیدات لازم” و ضروری در امر پیشگیری موج ششم نیست، در نهایت اظهار امیدواری کرد که “موج بعدی نسبت به موج پنجم سبکتر باشد”.
به رغم التهاب و نگرانی فزاینده ای که جامعه و مسئولان بهداشتی را فرا گرفته است، مجموعه نهادهای گوناگون تصمیم گیری در جمهوری اسلامی اما همانند دوره های قبل، بدون توجه به شکل گیری موج ششم و بدون توجه به جان و سلامت و زندگی توده های مردم ایران، هر کدام ساز خود را کوک می کنند.
آموزش و پرورش بر بازگشایی حضوری مدارس در نیمه دوم آبان تاکید دارد. ستاد اقامه نماز جمعه، بازگشایی نماز جماعت در تهران و دیگر شهرهای ایران را شروع کرده است. به گفته نادر توکلی، معاون درمان ستاد کرونای تهران رعایت پروتکل های بهداشتی به زیر ۵۰ درصد رسیده است. گروه های مذهبی و تبلیغاتی وابسته به حکومت، بیش از هر زمان دیگری وارد میدان برگزاری مراسم های سوگواری شده اند. برپایی مراسم مذهبی، بدون رعایت فاصله گذاری و زدن ماسک، با اجتماعات بسیار فشرده آنچنان رونق پیدا کرده است که رئیس کمیته راهبردی مطالعات واکسیناسیون وزارت بهداشت ایران علت توقف روند کاهش ابتلا به کرونا را “انتهای ماه محرم” و اختلاط جمعیتی قابل ملاحظه” در اثر آن و “تعطیلات” و “سفرهای سیاحتی و زیارتی داخل کشور” و آنهایی که در مراسم راهپیمایی اربعین شرکت کردند”، دانسته است.
مسئولان بهداشتی و ستادهای مقابله با کرونا نیز، طی دو سال گذشته، آنقدر دستورالعمل های بدون پشتوانه اجرایی صادر کرده اند که دیگر احدی از آحاد جامعه هشدارهای کرونایی آنان را جدی نمی گیرد. البته خود این مسئولان بهداشتی و ستادهای مبارزه با کرونا نیز بر بی اثر بودن دستورالعمل های بهداشتی واقفند و به خوبی می دانند که تصمیمات نهایی در خارج از حیطه مسئولان بهداشتی توسط خامنه ای و نهادهای قدرتمند زیر مجموعه او اتخاذ می شود و وزارت بهداشت و نهادهای مختلف مقابله با کرونا، صرفا معرکه گَردانان دستورالعمل های غیر علمی خامنه ای هستند.
حال در چنین وضعیتی از نابسامانی و نگرانی و در شرایطی که پیک ششم کرونا در بعضی از استان ها مشاهده شده است، هنوز اکثریت جامعه از دریافت واکسن کرونا به دور مانده اند. اگرچه ابراهیم رئیسی در روز سه شنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۰ در یک حرکت تبلیغاتی از واکسینه شدن ۷۰ درصد مردم ایران خبر داد، اما آمارهای واقعی چیز دیگری می گویند. برای نمونه یکی از مسئولان بهداشتی کابینه رئیسی در تاریخ ۲۴ مهر اعلام کرد، تاکنون فقط ۲۵ میلیون از جمعیت ۸۵ میلیون نفری ایران هر دو دوز واکسن را دریافت کرده اند. در واقع ابراهیم رئیسی برای اثر بخشی رقم واکسیناسیون اعلام شده خود، از گفتن اینکه چه تعداد از این ۷۰ درصد هر دو مرحله واکسن را تزریق کرده اند و چه میزان فقط دوز اول را دریافت کرده اند، عامدانه پرهیز کرد. با این همه، اگر ادعای ابراهیم رئیسی درست باشد، با اتکا به آمار وزارت بهداشت دست کم حدود ۳۵ میلیون نفر از میزان۷۰ درصدی که ابراهیم رئیسی به آن اشاره کرده است، فقط دوز اول واکسن را دریافت کرده اند و ۳۰ درصد از جمعیت ۸۵ میلیونی ایران نیز هنوز هیچگونه واکسنی دریافت نکرده اند. طبق تحقیقات سازمان بهداشت جهانی و تجربه عینی کشورهایی که هر دو دوز واکسیناسیون را به خوبی انجام داده اند، مصونیت عمومی در مقابل کرونا زمانی ایجاد می شود که دست کم ۷۰ تا ۸۰ درصد کل جمعیت هر کشوری واکسن کرونا را در هر دو مرحله و آنهم با رعایت دقیق فاصله زمانی تعیین شده میان دو دوز، دریافت کرده باشند. تازه نه هر واکسنی، بلکه واکسن هایی که از فیلتر تحقیقاتی سازمان بهداشت جهانی عبور کرده و مهر تایید این سازمان را به همراه دارند. در ایران اما جدای از تاخیر چندین ماهه در امر واکسیناسیون، که بر اساس دستور مرگبار خامنه ای مبنی بر ممانعت از واردات واکسن های معتبر جهانی صورت گرفت، روند واکسینه شدن مردم نیز به گونه ای پیش رفته است که تاثیرات واکسیناسیون در هاله ای از ابهام و بی اعتمادی فرو رفته است.
نگاهی به شیوه واکسیناسیون در ایران، از جمله فاصله زمانی تزریق میان دوز اول و دوم، نوع واکسن ها و نیز ورود واکسن های قلابی به بازار، نشان می دهد که چرا مسئولان بهداشتی کشور از وزیر بهداشت گرفته تا کارشناسان حوزه سلامت و بهداشت، از روسای دانشگاه های علوم پزشکی گرفته تا رئیس کمیته راهبردی مطالعات واکسیناسیون وزارت بهداشت، جملگی نگران شیوع موج ششم کرونا در ایران هستند. شواهد و تحقیقات صورت گرفته در ایران حاکی است، همین مقدار از واکسیناسیونی که تاکنون صورت گرفته اگرچه تا حدودی در کاهش مرگ و میر موثر بوده است، اما نتایج لازم و درخور را به همراه نداشته است.
هفته گذشته یک نهاد پژوهشی سلامت در ایران نتایج تحقیقات خود بر روی بیش از ۳۸۸ هزار نفر از شهروندان استان فارس را منتشر کرد. این تحقیق بر اساس مقایسه میان دریافت کنندگان دو دوز واکسن و کسانی که واکس نزده اند، انجام شده است. بر اساس این تحقیق که توسط مرکز تحقیقات سیاستگذاری سلامت انجام گرفته و نتیجه آن را کامران باقر لنکرانی، وزیر سابق بهداشت منتشر کرده است، اسپوتنیک وی ۳/ ۷۴ درصد، استرازنکا ۸/ ۷۰ درصد و سینوفارم ۶۵ درصد در کاهش مرگ ناشی از ابتلا به کرونا موثر بوده اند. در این تحقیق نکته قابل توجه، میزان پائین بودن تاثیر سینوفارم بر ابتلا به ویروس نسبت به دو واکسن دیگر است. واکسن سینوفارم به میزان ۵ درصد در میزان ابتلای اولیه به ویروس کرونا موثر بوده و واکسن های اسپوتنیک و استرازنکا نیز به ترتیب به مقدار ۱/ ۳۹ و ۹/ ۳۷ درصد در میزان ابتلای به ویروس موثر بوده اند.
حال با توجه به تحقیقات صورت گرفته که سینوفارم فقط به میزان ۵ درصد قدرت پیشگیری از عفونت و ابتلا به کرونا را دارد، و باز با آگاهی از این امر که ۸۱ درصد افرادی که تاکنون در ایران واکسینه شده اند، سینوفارم را دریافت کرده اند، بهتر می توان فهمید که چرا وزیر بهداشت و دیگر مسئولان بهداشتی مدام نسبت به بروز پیک ششم کرونا در ایران هشدار می دهند.
هم اینک در انتهای موج پنجم کرونا، هر روزه نزدیک به ۲۰۰ نفر در ایران می میرند و بیش از ۱۰ هزار نفر هم به کرونا مبتلا می شوند. این میزان از مرگ و میر و مبتلایان به ویروس کرونا هنوز در شرایط پیش از موج ششم کرونا در ایران است. روشن است که با بروز پیک بعدی که نشانه های آن طبق گفته های مسئولان وزارت بهداشت و رؤسای دانشگاه های علوم پزشکی در استان های مختلف مشاهده شده است، توده های مردم ایران با وضعیت بسیار فاجعه بارتری نسبت به موج قبلی مواجه خواهند شد. خصوصا که نشانه های سویه جهش یافته جدید کرونا با نام “دلتاپلاس” در پاره ای از کشورها مشاهده شده است. با توجه به اینکه در هفته گذشته چندین شهر از رنگ نارنجی به رنگ قرمز اضافه شدند، همه شواهد از شروع موج جدید کرونا در کشور خبر می دهند. حال در چنین وضعیتی پر خطر و در شرایطی که التهاب و نگرانی همه را فرا گرفته است، مسئولان کشور از خامنه ای گرفته تا ابراهیم رئیسی، از وزیر بهداشت گرفته تا وزارت آموزش و پرورش، از ستاد اقامه نماز جمعه گرفته تا هیئت های عزاداری، نه تنها کمترین اقدامی برای ممانعت و پیشگیری از موج ششم کرونا نکرده اند، بلکه در عرصه های گوناگون زمینه های شیوع و گسترش موج جدید را هم فراهم کرده اند.
سخنگوی آموزش و پروش اعلام کرده است: واکسیناسیون دانش آموزان شرط بازگشایی مدارس نیست. معاون آموزش و پرورش گفته است: شهرهای زیر ۳۰۰ هزار نفر جمعیت از اوایل آبان و شهرهای بیش از ۳۰۰ هزار نفر از نیمه دوم آبان بازگشایی می شوند. با دستور ستاد اقامه نماز، از جمعه پیش برگزاری نماز جمعه در تهران و صدها شهر کوچک و بزرگ دیگر آغاز شده است. هیئت های عزا داری به شدت فعال شده اند.
تاکید بر بازگشایی مدارس و بی توجهی به شرایط کرونایی جامعه در شرایطی است که هم اینک روزانه حول و حوش ۲۰۰ نفر می میرند و هر روزه بیش از ۱۰ هزار نفر هم به کرونا مبتلا می شوند. حال در چنین وضعیت مرگباری که سراسر جامعه را فرا گرفته است، واکنش ها و تناقض گویی های مسئولان جمهوری اسلامی درست همانند روزهای آغازین ورود کرونا به ایران شتاب گرفته و هر نهاد و ارگانی بی توجه به سلامت و جان مردم، ساز خود را می زند. روشن است تا زمانی که این وضعیت بر کشور حاکم است، تا زمانی که رژیم تبهکار جمهوری اسلامی بر جان و زندگی مردم چنگ انداخته است، به صرف دل بستن به سخنان تبلیغاتی مسئولان جمهوری اسلامی، ویروس کرونا از ایران رخت بر نمی بندد و اظهار امیدواری وزیر بهداشت مبنی بر اینکه “موج بعدی نسبت به موج پنجم سبکتر باشد”، کمترین گشایشی برای مردم نخواهد بود. پوشیده نیست با بودن ویروس کرونای مهلک تری به نام جمهوری اسلامی، نه تنها رهایی از این وضعیت مرگبار ممکن نیست، بلکه کشتار توده های مردم ایران چه با شیوع موج های پیاپی ویروس کرونا و چه بدون ویروس کرونا همچنان ادامه خواهد داشت. از این نظر هر اقدام جدی و موثر عموم توده های مردم ایران در رویارویی با ویروس کرونا، قبل از هر چیز باید به کارزاری موثر در مسیر مقابله جهت نابودی ویروس مرگبارتری به نام سویه جهش یافته جمهوری اسلامی باشد.

در ایران امروز کمتر کسی را میتوان سراغ گرفت که از فساد فراگیری که تمام ارکان نظم حاکم را فراگرفته است، بیاطلاع باشد. رسوایی این فساد به درجهای فراگیر شده است که حتی برخی مقامات طبقه حاکم که خود سردسته راهزنان و دزدان حاکم بر کشورند، اعتراف میکنند که فساد تمام ساختار نظمی را که خودشان عرصه حاکمیت الله و رسول خدا بر روی زمین میدانند فراگرفته است. باندهای درون طبقه حاکم که همه غرق در دزدی، اختلاس، فساد مالی، غارت و چپاولاند، یکدیگر را متهم و در رقابتهای جناحی گاه پرونده فساد این یا آن نهاد، این یا آن فرد وابسته به جناح رقیب را برملا میکنند و هیاهوی مبارزه با فساد را به راه میاندازند. گاه چندنفری را هم محکوم میکنند که پس از مدتی بیسروصدا آزاد میشوند. مردم ایران تاکنون صدها نمونه از این محاکمات نمایشی و هیاهوی پیرامون آن را دیدهاند و البته پایانی بر این فساد نبوده و نخواهد بود.
انتخابات پارلمانی عراق، جدا از چگونگی تقسیم کرسیهای پارلمان و در پی آن بازتقسیم کرسیهای وزارت بین گروههای فاسدی که در تمام این سالها حکومت را در دست داشتند، نتایج مهمی داشت، از تحریم وسیع انتخابات توسط مردم عراق تا افزوده شدن بر بحرانهای جمهوری اسلامی در سیاست خارجی.
کمتر کشوری را در تمام جهان میتوان یافت که نظام آموزشی آن برای طبقه حاکم همانند ایران بی اهمیت باشد و معلمان، تحت ستم رژیم حاکم در وخیمترین شرایط قرار داشته باشند. این ستم بر معلمان ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارد. معلمان ایران تحت شدیدترین خفقان پلیسی و امنیتی دیکتاتوری عریان دولت دینی در مدارس قرار دارند. رژیم حاکم هیچ منزلت اجتماعی برای آنها قائل نیست.شرایط معیشتی معلمان در چنان مرحلهای از وخامت قرار دارد که در زیرخط فقر زندگی را میگذرانند. مدتهای مدیدی است که معلمان بهرغم تمام اقدامات سرکوبگرانه رژیم استبدادی، بازداشت، اخراج، زندان و تبعید، برای بهبود وضعیت معیشتی خود مبارزه میکنند، اما طبقه حاکم بر ایران که صدها میلیارد درآمد کشور را فقط از طریق درآمدهای نفتی در طول چند سال گذشته، غارت و چپاول کرده و همهساله دهها میلیارد دلار صرف هزینههای نظامی و اهداف ارتجاعی پان اسلامیستی میکند، کمترین توجهی به بهبود وضعیت معیشتی این قشر اجتماعی زحمتکش که همانند کارگران در اسفبارترین شرایط مادی و معیشتی قرار دارد، نکرده است.
خبر تعیین مدیریت جدید کشت و صنعت نیشکر هفتتپه و واگذاری آن به “شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی” (هفت طرح نیشکر خوزستان) روز ۱۹ مهر اعلام شد. ایلنا از قول معاون اقتصادی وزارت کار نوشت” بعد از بازدیدهای میدانی و ارائه گزارش هیئت اعزامی” شرکت هفتتپه تعیین تکلیف و به شرکت توسعه صنایع نیشکر واگذار شد.” ایلنا همان روز از قول نظامالدین موسوی نماینده مجلس نیز چنین نوشت” هفتتپه به شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی واگذار و حقوق معوقه کارگران با همکاری بانکها پرداخت میشود” به دنبال آن ناصری مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی، روز سهشنبه ۲۰ مهر در گفتگو با خبرنگار ایرنا ، ضمن آنکه قول داد دستمزدهای عقبافتاده پرداخت شود، گفت:” همزمان با برداشت نیشکر محصولات هفتتپه به واحدهای نیشکری امام خمینی و دهخدا حمل میشود تا تبدیل به شکر شود.” روز بعدازآن ۲۱ مهر در سایت شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی از قول همین فرد اعلام شد” هفتتپه از صبح امروز با مدیر و هیئتمدیره جدید کارش را آغاز کرد”.
اوضاع کشور به شدت متلاطم است. بحران انقلابی سرتاپای نظام را فرا گرفته است. سیر تحولات سیاسی و اجتماعی بیش از هر زمان دیگری شتاب گرفته اند. اقتصاد فرو ریخته، خزانه دولت خالی، سفره ها کوچک، بیکاری گسترده و مردم به صورت روزانه فقیر و فقیرتر می شوند. در چنین وضعیت پر تلاطمی که جمهوری اسلامی در آن دست و پا می زند، صدای اعتراضات بلند و بلندتر شده است، اقتدار رژیم فرو ریخته، بگیر و ببند کارآیی سابق خود را از دست داده و بازداشت و زندان و محاکمات قضایی ترسی در دل فعالان سیاسی و کنشگران اجتماعی ایجاد نمی کند. کارگران، معلمان، بازنشستگان و در گستره ای وسیعتر توده های مردم ایران در مقابل جمهوری اسلامی صف آرایی کرده و روند رو به رشد اعتراض و مقاومت و ایستادگی لایه های مختلف جامعه، هیئت حاکمه ایران را به ستوه آورده است. در چنین وضعیت پر آشوبی که رژیم در آن بسر می برد، سراسیمگی، واکنش های عصبی و برخوردهای هیستریک نیروهای امنیتی به هنگام بازداشت فعالین سیاسی – اجتماعی، جلوه ای از ترک خوردگی دیوار اقتدار و اعتماد به نفس نیروهای سرکوب نظام را در مقابله با پایداری جامعه بازتاب می دهد.
سلام