سیاستهای ضد بشری و پناهنده ستیز دولتها بویژه دول اروپایی هر روز روند خشونتبارتر و وحشیانهتری میگیرد و هزاران انسان مستأصل و گریخته از جنگ و مصیبت را به کام مرگ میکشاند.
در آخرین روزهای ماه ژوئن، دهها پناهجوی آفریقاییتبار در یک تراژدی دیگر جان خود را از دست دادند، صدها تن بشدت مجروح و بیش از هزارتن بازداشت و زندانی شدند. این حمله برنامهریزیشده توسط نیروهای انتظامی و مرزی مراکش و اسپانیا که با شقاوت بیحدوحصری نیز همراه بود، پناهجویان آفریقاییتباری را هدف قرار داد که برای فرار از جنگ و مصیبتهای ناشی از آن از سودان، چاد و نیجریه گریخته و خود را به مرز مراکش و اسپانیا رسانده و درصدد عبور از مرز مراکش و اسپانیا بودند. در تصاویر و فیلمهای منتشره از این سرکوب وحشیانه و خونبار که قساوت دوران بردهداری را تداعی میکند، مأمورین مرزی رامی بینیم که با باتوم پیکرهای خونین نیمهجان و بیجان تلنبار شده پناهجویان را جنون وار مورد ضرب و شتم قرار میدهند.


این جنایت هولناک که اوج شقاوت، پناهنده ستیزی و راسیسم را به نمایش میگذارد، در مرز اسپانیا، کشوری اروپایی صورت میگیرد که اخیراً ۱۲۴ هزار اوکرائینی را پذیرا شده، اما نیروی سرکوب خود را برای تار و مار کردن ۲ هزار پناهجوی آفریقاییتبار اعزام میکند و با یاری همتایان مراکشی خود، حمام خون به راه میاندازند، آنهم از قضا در همان روزهایی که اسپانیا میزبان اجلاس ناتوست. این همزمانی البته تصادفی نیست. زیرا یکی از مباحث این اجلاس ناتو، اتخاذ سیاستی برای جلوگیری از ورود پناهجویان است. در سندی که طرح “کنترل موج مهاجرت” نام گرفته، از کشورهای عضو ناتو خواسته میشود که سیاست متحد واحدی اتخاذ کنند. در این سند از جمله آمده است:”از آن جا که بیثباتی در آفریقا و خاورمیانه موجب به خطر افتادن امنیت پارتنرهای ما (ناتو) میشود، داشتن راهحلی مشترک بیشازپیش ضروری است.” یکی از این موارد، حفاظت ناتو از مرزهای اسپانیا با کشورهای شمال آفریقا برای جلوگیری از ورود مهاجرین و پناهجویان است.
بهعبارتدیگر، ازاینپس، تنها نیروهای نظامی و مرزی یک کشور برای سرکوب و جلوگیری از ورود پناهندگان وارد عمل نمیشوند بلکه ناتو برای تقویت آنها اعزام میشود. اگر امروز نیروهای نظامی یک کشور با باتوم و اسلحه به جان پناهجویان میافتند، بعید نیست فردا با توپ و تانک ناتو روبرو شوند.
کشتار خونین پناهجویان آفریقاییتبار در مرز اسپانیا و در آستانه اجلاس ناتو و چراغ سبز این کشور به مراکش برای به خاک و خون کشاندن پناهجویان بیپناه در چارچوب استراتژی جدید و پناهجوستیزی است که دول امپریالیستی در دستور کار خود قرار دادهاند. این روند گرچه از سالها قبل به اشکال مختلف آغازشده و به مرگ هزاران پناهجو و انسان بیپناه در دریا، کوه و کمپهای پناهندگی انجامیده، اما با مداخله ناتو در امر مقابله با مهاجرت و پناهندگی، ابعاد این سیاستها در آینده علنیتر، خشونتبارتر و خونینتر خواهد شد.
چه باید کرد؟ درحالیکه کمپ سرمایه تمام نیرو امکانات خود را برای جلوگیری از حق پناهندگی بکار گرفته، بر ما طرفداران اردوی کار در سراسر جهان است که برای حفظ حق پناهندگی، مبارزه کنیم. همانگونه که برای دست یافتن به این حق مبارزهای طولانی کردهایم، برای حفظ آن نیز متحد و همبسته مبارزه کنیم و جنایاتی که در حق پناهجویان صورت میگیرد افشا و محکوم کنیم. درعینحال پایان دادن به رخوت و بیتفاوتی افکار عمومی جهان نسبت به این جنایات، نیازمند همگامی و تلاش دوچندان نیروهای مترقی و آزادیخواه جهان است.
زنده باد همبستگی بینالمللی علیه هر گونه ستم و تبعیض
زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم
کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت)
سوم ژوئیه ۲۰۲۲

تابستان است و فرصت برای سرکوبگران جمهوری اسلامی مغتنم تا مثل هر سال شمشیر سرکوبگری خود را در سپهر سیاسی ایران به جولان در آورند. امسال اما از آنجا که شرایط برای بقا و ادامه کاری جمهوری اسلامی به گونه ای دیگر رقم خورده است و از آنجا که فضای سیاسی ایران بسیار متلاطم و طوفانی است، ستادهای به اصطلاح امر به معروف و نهی از منکر رژیم اسلامی به تبعیت از فرامین خامنه ای با دستوالعمل های به مراتب شدیدتری نسبت به تابستان های گذشته به صحنه رویارویی با زنان کشور روی آورده اند.
اعتصاب و تجمع یکپارچه ۳ هزار کارگر مجتمع مس سونگون ورزقان که از روز سهشنبه ۱۴ تیر آغاز شد در پنجمین روز خود با سانسور و بایکوت خبری شدیدی روبرو گشت تا در ظاهر وضعیت آرامی از این معدن به تصویر کشیده شود. کارگران مجتمع مس سونگون مشغول به کار در شرکتهای پیمانکاری آهن آجین، مبین، نوآوران، زحل و ندای رهاوی، در روز سهشنبه۱۴ تیر با خواست افزایش دستمزد و همسانسازی حقوق و در اعتراض به بازداشت دو تن از همکاران خود( ولیالله محمودی نماینده کارگران آهن آجین و ارشد کاظم پور که در صبح همین روز دستگیرشده بودند)، دست از کار کشیدند و با تجمع در محوطه معدن، خواهان آزادی همکاران و رسیدگی به خواستهای خود شدند. حدود ۱۲۰۰ تن از کارگران، شب را در چادرهایی که در محل برپا کرده بودند، یا در داخل وسایل نقلیه خود یا روی زمین به صبح رساندند. دومین روز اعتصاب(چهارشنبه ۱۵ تیر) سه کارگر دیگر به نامهای:جعفر عباسپور، مهرداد منفرد و خدایی توسط نهادهای امنیتی و سرکوب بازداشت شدند. همین روز مدیریت مجتمع مس سونگون در راستای هرچه بیشتر تحتفشار گذاشتن کارگران برای شکستن اعتصاب، اقدام به تعطیلی آشپزخانه کرد و حتی مانع انتقال آب آشامیدنی برای مصرف کارگران اعتصابی شد. همان شب نیروهای امنیتی و یگانهای ویژه در سطح شهر زرقان نیز مستقرشده و تهدید کردند که اگر کارگران به اعتصاب پایان ندهند به آنان حمله خواهند کرد. کارگران اما در دومین روز اعتصاب، ورودی معدن را مسدود ساختند و از خروج مواد کنستانتره از معدن جلوگیری نمودند. درعینحال کارگران هشدار دادند اگر با برخوردهای سرکوب گرانه روبرو شوند، اعتراضات و تجمعات خویش را به خیابانهای شهر میکشانند.مدیریت شرکت و نهادهای امنیتی و انتظامی همدست آن، با اعمال فشار بیشتر بر کارگران، آزادی کارگران بازداشتی را به پایان اعتصاب و تجمع مشروط کردند. در روز پنجشنبه ۱۶ تیر واحدهای یگانهای ویژه برای سرکوب اعتصابکنندگان به محل اعزام شدند. مزدوران یگان ویژه صفوف کارگران اعتصابی را وحشیانه موردحمله قراردادند و با ضرب و شتم و اعمال قهر علیه کارگران، سعی کردند کارگران را پراکنده کنند. در جریان این حمله وحشیانه نیز دو کارگر دیگر به نامهای: سعید جباریان و فرزاد زالی زاده دستگیر شدند و تعداد کارگران بازداشتی به۷ نفر رسید. جمعه ۱۷ تیر، اعتصاب وارد چهارمین روز خود شد. نیمهشب همین روز( ساعت ۱۲ شب) برای سرکوب قطعی کارگران کمیت بازهم بیشتری از نیروهای یگان ویژه وارد مجتمع شدند و با ارعاب و تهدید و اعمال زور سعی کردند چادرهایی را که کارگران برپا کرده بودند جمع کنند و با کنار زدن خودروها، ورودی معدن را باز کنند. مدیریت مجتمع در همدستی کامل با نهادهای اداری و امنیتی و انتظامی، سعی داشت بدون آنکه خواست کارگران را برآورده کند و یا کمترین امتیازی به کارگران بدهد، اعتصاب را بشکند و به آن پایان دهد. ساعت یک بامداد حسین فتحی مدیرکل اداره کار آذربایجان شرقی همراه با مدیر مجتمع مس سونگون و فرمانده انتظامی منطقه، به میان کارگران رفتند و سعی کردند با وعدههای توخالی و درعینحال تهدیدات لفظی کارگران را آرام و درواقع پراکنده سازند.اما کارگران قبل از هر چیز خواهان آزادی همکاران خود شدند. کارگران با اشاره به صحبتها و دروغهای فتحی مدیرکل کار استان در شبکه استانی که منکر هرگونه برخورد فیزیکی با کارگران شده بود، حاضر نشدند با وی وارد گفتگو شوند و بار دیگر مصرانه خواستار آزادی همکاران خویش شدند. ناگفته نماند که همین شب، اسماعیل ایزد خواه از کارگران شرکت آهن آجین نیز در منزل خود بازداشتشده بود. از میان چندین کارگر بازداشتی تنها سعید جباری که روز پنجشنبه در جریان یورش وحشیانه نیروهای سرکوب دستگیرشده بود آزاد شد و تا امروز ۱۸ تیر پنجمین روز اعتصاب از سرنوشت ۷ کارگر زندانی خبر موثقی در دست نیست.
زد و بندهای خلاف منافع مردم میان دولتهای سرمایهداری، امری مرسوم و معمول است. آنها هرگاه که منافعشان ایجاب کند از رسواترین و رذیلانهترین بده و بستانها نیز ابایی ندارند. تفاوتی هم نمیکند که نامشان دمکراسی پارلمانی باشد، یا دولتی اقتدارگرا و استبدادی. ماجرای زد و بند میان دولت بلژیک و جمهوری اسلامی بر سر آزادکردن تروریستهای جمهوری اسلامی، زیرپوشش مبادله مجرمان میان این دو کشور، تازهترین نمونه از همین زد و بندها است.
در پی انتشار نظرسنجیهایی از افزایش نارضایتی مردم از سوی برخی موسسات خارجی از جمله “شرکت تحلیل دادههای استاسیس” که در اواخر خرداد نتایج نظرسنجی خود را از افزایش نارضایتی مردم از جمهوری اسلامی و رویگردانی از دو جناح “اصولگرا” و “اصلاحطلب” منتشر کرد، روزنامه ایران روز دوشنبه ۱۳ تیر با انتشار گزارشی با عنوان “۷۰ درصد مردم امیدوار به آینده” از افزایش امید و شادی و رضایتمندی در میان مردم براساس نظرسنجی “موسسات معتبر” خبر داد.
جهان بار دیگر در آستانه یک جنگ بزرگ میان قدرتهای امپریالیست جهان قرارگرفته است. پیامهایی که هفته گذشته از اجلاس گروه هفت و همزمان با آن، اجلاس سران کشورهای عضو ناتو به سراسر جهان مخابره شد، خبر از تشدید بیسابقه تضادها میان قدرتهای امپریالیست جهان، تقویت نیروهای نظامی بلوک امپریالیستی آمریکائی- اروپائی برای درگیریهای نظامی قریبالوقوع داد.
تلاش وزارت اطلاعات و دستگاه سرکوب و امنیتی رژیم برای سرهمبندی کردن یک سناریوی رسوای از پیش تعیینشده همچنان ادامه دارد. ۲ کارگر عضو فعال و برجسته سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، ۶ معلم مبارز عضو فعال تشکلهای مستقل فرهنگیان و ۲ مترجم حامی منافع کارگران که به اتهامات واهی بازداشتشدهاند، روزها و هفتههاست که زیر بازجوییهای طولانی و شبانهروزی و زیر شکنجههای وحشیانهاند تا با اقرار و اعترافات اجباری، علیه خود سخن بگویند و نقش موردنظر شکنجه گران وزارت اطلاعات در جایگاه کارگردان این نمایش و سناریوی مسخره را ایفا کنند.