امسال نیز همزمان با برگزاری اجلاس سازمان جهانی کار در ژنو، در تاریخ ۵ ژوئن، اکسیونی اعتراضی با هماهنگی “کمیتهی سراسری برگزاری اکسیون ژنو” و با حضور دهها نفر از فعالین سیاسی و کارگری و نیز نمایندگان برخی از اتحادیههای کارگری، در مقابل مقر این اجلاس انجام شد. سرود انترناسیونال آغازگر این برنامه بود. پس از آن پیام صوتی علی نجاتی، فعال جنبش بازنشستگی در ایران، از بلندگو پخش شد. همچنین خلاصهای از پیامهای تشکلهای مستقل در ایران که بیانیهی مشترکی داده بودند و نیز پیام سندیکای کارگران شرکت واحد به زبانهای فارسی و انگلیسی خوانده شد. سپس نمایندگان ۷ سندیکای بزرگ در فرانسه که با پرچمهای خود در صحنه حضور داشتند، اطلاعیهی مشترک خود را به زبانهای فرانسوی و انگلیسی و نیز نمایندگانی از سوئیس و ترکیه پیامهای همبستگی خود را خواندند. اکسیون با سخنان شیوا عاملی راد، نمایندهی بینالمللی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، که در نشست کنفرانس بینالمللی سازمان جهانی کار نیز سخنرانی داشت، ادامه یافت. در ادامه، لیلا حسینزاده سخنرانی خود را انجام داد و سپس نوبت به خواندن اطلاعیههای سازمانها و احزاب و تشکلهای چپ و کمونیست در خارج از کشور و نیز نهادهای کارگری که حمایت خود را از این اکسیون اعلام کرده بودند، رسید. در مجموع، ۱۵ اتحادیهی کارگری از کشورهای فرانسه، سوئیس، سوئد، اسپانیا، ترکیه، ایتالیا و آلمان از این اکسیون حمایت کرده و همبستگی بینالمللی خود را با کارگران ایران به شکل نامههای حمایتی و یا حضور در این برنامه ابراز داشتند. همچنین تعدادی از احزاب، سازمانها و تشکلهای کارگری ایرانی، از جمله شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست از فراخوان این اکسیون با صدور اطلاعیه و حضور در این اکسیون پشتیبانی خود را اعلام داشتند.
کمیتهی هماهنگی اکسیون که از افراد مستقل با گرایشات و تعلقات فکری گوناگون طیف چپ و فعالین کارگری و سیاسی تشکیل شده بود، در شرایطی که در ایران، جنگ همهی فعالیتها را تحتالشعاع خود قرار داده بود به فاصلهی کوتاهی پیش از اکسیون فعالیت خود را آغاز کرد. در کنار انجام تدارکات برای روز اکسیون، رفقا در این کمیته به تهیه و ارسال فراخوان، نامه به اتحادیهها، قطعنامه و ترجمهی اطلاعیهها از ایران به زبانهای فارسی و انگلیسی و فرانسوی اقدام کردند.
خواستهها و مطالبات مطرح شده در این قطعنامه را میتوان به سه دسته خلاصه کرد. دستهی اول شامل “توقف فوری جنگ” بود که به دلیل شرایط جنگی حاکم که از طرف دولت امپریالیستی ترامپ و دولت صهیونیستی اسرائیل از سویی، و حکومت ارتجاعی و استبدادی جمهوری اسلامی به مردم ایران تحمیل شده، و بیشترین هزینهی آن بر دوش کارگران و زحمتکشان است، در صدر شعارهای این اکسیون قرار داشت. همچنین مانند سالهای گذشته، اعتراض به حضور نمایندگان حکومت سرکوبگر و حامی نظم سرمایهداری جمهوری اسلامی در سازمان جهانی کار، از خواستههای برگزارکنندگان این اکسیون بود که با جلب حمایت اتحادیههای کارگری حاضر در این اجلاس، خواهان افشاگری رژیم و روشنگری در بین فعالین اتحادیههای کارگری جهانی شدند.
طرح مطالبات فوری کارگران در ایران که به دلیل تعداد زیاد آنان، تنها از برخی از این مطالبات در قطعنامه ذکر شده بود، نیز در راستای رساندن صدای کارگران در ایران به طبقهی کارگر جهانی و افشای سیاست ضد کارگری حکومت جمهوری اسلامی بخشی از قطعنامه را شامل میشد.
شعارهایی مانند آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، لغو فوری اعدام و توقف فوری دستگیریها و شکنجه نیز از خواستههای کمیتهی برگزاری بود که در تمام تبلیغات بازتاب داشت.
در پایان، برگزارکنندگان و شرکتکنندگان در این اکسیون با همخوانی سرود انترناسیونال ، بر ادامهی مبارزه تا رسیدن طبقهی کارگر به خواستهها و مطالبات خود، و اهمیت همبستگی بینالمللی کارگران تأکید کردند.

نان بار دیگر گران شد، آنهم در شرایطی که با افزایش بیسابقهی تورم، بیکاری و رکود، تأمین ضروریترین نیازهای انسانی برای بخش بزرگی از مردم ایران غیرممکن شده است. گرچه جمهوری اسلامی سعی میکند با وارونه نشان دادن واقعیات، علت گران شدن نان را به افزایش هزینههای نانواییها و قاچاق آرد مربوط سازد، اما آشکار است که سیاستهای ویرانگر جمهوری اسلامی در زمینهی اقتصاد، علت اصلی گرانیها از جمله گران شدن دو برابری بهای نان در طول کمتر از یک سال میباشد.
در حالی که طی هفتههای گذشته حملات پهپادی و موشکی، عملیات متقابل در خلیج فارس و تنش در مسیرهای کشتیرانی ادامه یافته، مذاکرات غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی و آمریکا نیز متوقف نشده است. این همزمانی در نگاه نخست متناقض به نظر میرسد: اگر درگیری نظامی ادامه دارد، چرا مذاکره جریان دارد؟ و اگر مذاکره جریان دارد، چرا حملات متوقف نمیشود؟
با اعتراضات و تجمعات اخیر گروههایی از کارگران پتروشیمی در شرایط نه جنگ و نه صلح، چراغ مبارزه در صنعت پتروشیمی عملاً روشن شده است.صنعت پتروشیمی با سابقه درخشان مبارزاتی، آرام آرام در مسیری قدم میگذارد که پیش ازاین، درجایگاه بهترین رهنورد، آن را پیموده است.
اعتراضات وسیع و تودهای در آلبانی با خواست محوری برکناری نخستوزیر این کشور وارد دومین هفته خود شد. دهها هزار تن طی روزهای گذشته در تیرانا، پایتخت آلبانی، دست به تظاهراتهای روزانه زدهاند و در اعتراض به آنچه «به فروش گذاشتن آلبانی» نام گرفته، به خیابانها آمدهاند. این اعتراضات به کشورهای مجاور نیز رسیده است. روز شنبه ۶ ژوئن هزاران تن در میلان – ایتالیا نیز به اعتراض برخاستند.
بهدرود رفیق “فریدون اختیاری” !
برابر فراخوان کمیته سراسری برگزاری آکسیون اعتراضی در ژنو و حمایت کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت) از این تجمع اعتراضی که در ۵ ژوئن مقابل سازمان جهانی کار برگزار شد، فعالین سازمان شرکت داشتند. در این تجمع چادر سازمان و میز سیاسی در کنار چادر کمیته سراسری برگزاری برافراشته شد. با نصب بنرها و تعدادی از عکس زندانیان سیاسی و فعالین کارگری در زندانهای رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی در محل میدان نصبشده بود و همچنین پرچمهای اتحادیههای کارگری از جمله cgt از فرانسه، آلمان، اتحادیه سراسری سوئد و ترکیه و چند اتحادیه کارگری از کشورهای دیگر ضمن حمایت از این تجمع اعتراضی پیامهای خود در حمایت از کارگران ایران و محکوم کردن حضور نمایندگان مزدور و ضد کارگری رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی در سازمان جهانی کار اعلام داشتند. علاوه بر این پیام سازمانها و احزاب چپ و کمونیست و تشکلاتهای کارگری و پیام علی نجات از فعالین کارگری از داخل و از جمله کمیته خارج کشور سازمان خوانده شد. در پیامها ضمن محکومیت جنگ ارتجاعی امپریالیسم آمریکا و رژیم فاشیست اسرائیل و رژیم ارتجاعی و فاشیست جمهوری اسلامی، خواستار آزادی بیقیدوشرط کارگران زندانی و دیگر زندانیان سیاسی بودند و سیاستهای سازشکارانه سازمان جهانی کار در قبال دولتهای سرمایهداری و ضد کارگری را در این حرکت اعتراضی افشا نمودند.
ارتش اشغالگر رژیم صهیونیستی اسراییل این روزها دامنه عملیات نظامی خود در جنوب لبنان را گسترش داده است. کشتار مردم بیدفاع شهرها و روستاهای لبنان، تخریب زیرساختها و مراکز مسکونی در مناطق جنوبی لبنان ابعاد بیسابقهای به خود گرفته است. طی ده روز اخیر دهها شهر و روستا از جمله شهر “صور”،”حاروف” و ” نبطیه” در جنوب و حتی دره بقاع در شرق لبنان مورد حملات هوایی اسراییل قرار گرفتهاند. حملات اسراییل در روز پنجشنبه ۷ خرداد به بیروت پایتخت لبنان هم کشید که ۱۴ کشته -ازجمله ۳ کودک- برجای گذاشت.ارتش اسراییل اعلام کرد تنها در روز چهارشنبه ۶ خرداد بیش از ۱۵۰ هدف را در شهرهای یاد شده و مناطق جنوب لبنان با بمب و موشک و پهپاد مورد حمله قرارداده است.دراثر این حملات تجاوزکارانه، شمار زیادی از مردم که هیچ ارتباطی با حزب الله ندارند ازجمله کودکان کشته یا زخمی شدهاند. تنها در “نبطیه” فقط درحملات روز سه شنبه ۵ خرداد، دست کم ۳۱ تن کشته شدند و بیمارستان شهر نیز ازاین حملات مصون نماند.بنا به تحقیقات بخش کودکان سازمان ملل در هفته منتهی به ۸ خرداد هر بیست و چهار ساعت بطور متوسط ۱۱ کودک درحملات اسراییل به لبنان کشته و زخمی شدهاند.
دانشگاهها تعطیلاند. کلاسها برگزار نمیشوند. خوابگاهها نیمهخالیاند. دانشجویان یا پشت صفحههای نمایش پراکنده شدهاند یا درگیر احضار، بازجویی، کمیتههای انضباطی و پروندههای امنیتیاند. وزیر علوم در آستانه تعطیلات تابستانی، وعده میدهد دانشگاهها پس از «عادی شدن اوضاع» باز خواهند شد. اما پرسش اصلی این است: کدام اوضاع؟ و عادی شدن از نگاه چه کسی؟
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی روز چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵، با صدور بیانیهای تهدیدآمیز در مورد وقوع هرگونه «اغتشاش»، «خرابکاری» و «اقدامات ضد امنیتی» در جامعه هشدار داد. وزارت اطلاعات در این بیانیه اگرچه تلاش کرده است با «تبیین» عملکرد خود در ده ماه گذشته – از شروع جنگ ۱۲ روزه تا به امروز – اعتباری برای خود و ارتجاع حاکم کسب کند، اما واقعیتهای مندرج در لابلای سطور این بیانیه به طرز ملموسی بیانگر وحشت وزارت اطلاعات از شکلگیری اعتراضات مردمی و تعمیق بیشتر بحران در درون حاکمیت است.