وضعیت کنونی و نگاهی به آتیه

در شرایط کنونی که بحران اقتصادی – سیاسی جامعه ما را فرا گرفته است، گرچه هنوز توازن قوا به نفع جنبش بوجود نیامده است، اما ناتوانی حاکمیت در تمامی عرصه‌های اجتماعی – سیاسی – اقتصادی و فرهنگی به عینه مشاهده می‌شود. در این میان حاکمیت در بن‌بست کاملی قرار گرفته است و لزوم بوجود آمدن تغییر در چشم‌انداز آینده به وضوح و روشنی دیده می‌شود.

اما این بدان معنا نیست که لزوماً این تغییر می‌تواند به سرنگونی انقلابی رژیم منتهی گردد. لزوماً هر گونه سرنگونی به مثابه دگرگونی انقلابی نیست و نخواهد بود.

اگر با نگاهی گذرا به تحولات سال گذشته نگاه کنیم در دی ماه سال گذشته مردم همه در خیابان‌ها بودند، بازنشستگان، جوانان، زنان و…. اگر مسیر و روند همان‌گونه پیش می‌رفت و دخالت خارجی و از پی آن جنگ ارتجاعی را اربابان سرمایه پیش نمی‌کشیدند می‌توان گفت که مردم تمام قد در مقابل سرکوب حاکمیت ایستاده بودند. اما از آن‌جا که اربابان سرمایه احساس خطر کردند و از ترس این که مبادا این جنبش به سرنگونی انقلابی حاکمیت منجر شود، فوراً دست به کار شدند و با پیش کشیدن جنگ، جنبش و حرکات اعتراضی توده‌های به جان آمده را به محاق بردند؛ و با فراخوان غیرمسئولانه و ضدانقلابی دارودسته رضا پهلوی، وعدهٔ کمک در راه است فاشیست جنایتکاری به نام ترامپ و سردمداران دولت نژادپرست و صهیونیست اسرائیل، در اصل مجوز سرکوب و کشتار را برای حاکمیت صادر کردند. در واقع به دولت جمهوری اسلامی گوشزد کردند که شما کار خودتان را بکنید هم‌چنان که در طی ۴۷ سال حاکمیت ننگین این‌کار ادامه داشته است.

اگر تا قبل از این جمهوری اسلامی بدون مدرک و دلیل به نیروهای سرکوب خویش گوشزد می‌کرد که معترضین خیابان‌ها از عوامل اسرائیل و مزدوران آمریکا هستند، این‌بار اما به گفته خود ترامپ، رضا پهلوی و رژیم اسرائیل استناد می‌کرد و آن کشتار خونین را در عرصه خیابان‌ها به نمایش گذاشت.

گرچه هیچ‌گاه خیزش اجتماعی در طول تاریخ نتوانست به انقلاب اجتماعی منجر شود، اما همین خیزش‌ها می‌توانند به عنوان پیش‌درآمدهای انقلاب آینده در نظر گرفته شوند، در صورتی که سازماندهی شوند و تشکیلات و برنامه انقلابی بتواند آن‌ها را سمت و سو دهد.

اربابان سرمایه و نوکران آن‌ها توانستند این خیزش را با کشتار جوانان و توده‌های به جان آمده فرو نشانند. آن‌ها در اصل با یک تیر دو نشان زدند. اول این که سد راه جنبش انقلابی مردم شدند، دوم این‌که با عوامفریبی خواستند به مردم ایران بگویند که ما هم مانند شما خواهان سرنگونی این حاکمیت هستیم. اینان گویی هنوز نفهمیده‌اند که رژیم جمهوری اسلامی در نتیجه تبانی و توطئه امپریالیسم سرکار آمده است و این‌گونه وانمود می‌کنند که جمهوری اسلامی از آسمان به زمین فرستاده شده است.

ما دیدیم که یکبار دیگر، البته در مقیاسی به مراتب کوچک‌تر سال ۵۷ تکرار شد، همان‌طور که آن زمان امپریالیست‌ها پیشدستی کردند و جنبش انقلابی مردم را با خرافات مذهبی – سرمایه‌داری به مسلخ بردند و خود بر استخوان‌های شکسته زندانیان سیاسی و توده‌های محروم جام‌های ناسلامتی‌شان را در کنفرانس گوادلوپ بالا بردند. غافل از این‌که مردم این سال‌ها با مردم سال‌های پنجاه و هفت به بعد متفاوت‌اند. اگر آن زمان مبارزات مردم در پروسه و روند شکست یک انقلاب پیش می‌رفت، اکنون این پروسه در جهت ارتقاء یک انقلاب اجتماعی پیش می‌رود.

اما سئوال اینجاست که این انقلاب تاکنون چندین بار به تعویق افتاده است، علت این عقب‌افتادن را در کجا باید جستجو کرد؟ چه کس یا کسان یا طبقه‌ای باید رهبری این انقلاب را برعهده داشته باشد؟ بدون شک ما کمونیست‌ها و نیروهای انقلابی لزوم رهبری طبقه کارگر را در این روند می‌بینیم. اما دوباره این پرسش بوجود می‌آید که آیا طبقه کارگر در شرایط کنونی توان کسب هژمونی و قدرت سیاسی را دارد؟ اگر نه (که این جواب تا حدودی می‌تواند درست باشد) پس باید علت این ناتوانی را جویا شد و هم اذغان کرد که طبقه کارگر بدون سازماندهی، بدون تشکیلات و بدون انسجام داخلی است و در طول سال‌های اخیر طبقه کارگر نتوانسته به عنوان طبقه به میدان بیاید.

راه کار چیست؟ آیا باز هم ما شاهد برآمد یک ضد انقلاب دیگر هستیم؟

اگر بخواهیم به گونه‌ای از تکرار این تجربه‌های تلخ جلوگیری کنیم، کدام سازوکارها را باید به کار ببندیم، کدام تاکتیک‌ها را باید اعمال کرد؟ آن هم در شرایط کنونی که طبقه کارگر در بی‌سازمانی و بی‌تشکلی بسر می‌برد و اربابان سرمایه‌داری جهانی زمینه‌های سرکوب تمام عیار را برای رژیم بوجود آورده‌اند. ما نیروهای کمونیست و انقلابی در کجای این وانفسای مبارزه ایستاده‌ایم.

رفقا، نیروهای انقلابی و کمونیست

پس از ۴۷ سال حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی، چرا ما باید در این نقطه از تحولات ایستاده باشیم؟ آیا دوران تدارک انقلاب جز در بطن مبارزات طبقاتی شکل می‌گیرد. اگردر شرایط فعلی که شرایط انقلابی هنوز وجود دارد، کجای کار دارد می‌لنگد، کجای مبارزه ما نتوانستیم خودمان را نشان بدهیم. در حال حاضر که شرایط عینی انقلاب مهیاست، چرا شرایط ذهنی هنوز بوجود نیامده. چرا ما نتوانستیم هم‌پای شرایط عینی بوجود آمده خودمان را مهیا کنیم. چرا هنوز بخشی از مردم البته بخشی ناچیز هنوز توهم دارند چه به سلطنت و چه به ریاکارانی مانند خاتمی‌ها و روحانی‌ها. اگر نشان از ضعف ما نیست مطمئناً از نقاط قوت ما هم نخواهد بود.

رفقا، دوستان انقلابی

بیشتر جریان‌ها و گروه‌ها سرکوب را عمده‌ترین مشکل می‌دانند. بله سرکوب هست. ما اینجا این سرکوب را با گوشت و پوست خود لمس می‌کنیم. اگر رفقا این سرکوب را در کتاب‌ها و اخبار و غیره می‌خوانند و می‌بینند، ما آن را با گوشت و استخوان خویش لمس می‌کنیم. مگر قرار بود که انقلاب را در سینی طلایی بگذارند و به طبقه کارگر و پیشاهنگ آن تقدیم کنند. انقلاب جز در مبارزه، جز در خون دادن، جز در شکنجه و ترور و کشتار و زندان، هیچ‌گاه به منصهٔ ظهور نمی‌رسد. شرط ذهنی که از آن یاد کردیم بستگی به توان دعوت پیشاهنگ طبقه کارگر دارد. اگر روشنفکران طبقه نتوانند این آگاهی را بنابر هر دلیلی به میان طبقه کارگر ببرند، در به همین منوال خواهد چرخید.

اگر شرایط ذهنی هنوز به وجود نیامده قبل از این‌که ضعف طبقه کارگر قلمداد شود، ضعف ما کمونیست‌ها به عنوان پیشروان و پیشاهنگان طبقه کارگر است. بدون ارتباط زنده و پویا، بدون شرکت در مبارزات طبقه کارگر، بدون نشست و برخاست با کارگران، انتظار برآمد آگاهی انقلابی از میان طبقه کارگر بیهوده است. آگاهی انقلابی را باید عناصر آگاه به میان طبقه ببرند و این وظیفه تک تک نیروهای انقلابی و کمونیست است. این‌ها دغدغه‌های کارگری است که خود استثمار را در طول عمرش با تمام وجود لمس و احساس کرده است. چه ما بخواهیم و چه نخواهیم مبارزه طبقاتی در جریان است. حالا این‌که چه زمانی این مبارزه به نتیجه مطلوب می‌رسد قابل پیش‌بینی نیست. چه به قول آموزگار کبیرمان گاهی هفته‌ای می‌تواند به اندازه سال‌ها تجربه در اختیار طبقه کارگر بگذارد. مهم این است که ما بتوانیم به نحو احسن از این تجربیات استفاده کنیم.

در پایان از این‌که تنوعی در برنامه‌های تلویزیون آلترناتیو شورایی بوجود آمده خوشحال هستیم و اگر امکان دارد از فعالین خارج از نیروهای شورای همکاری بیشتر دعوت کنید و در صورت امکان هم از دوستان و رفقایی که در شورای همکاری فعال هستند به صورت میزگرد برنامه‌هایی اجرا کنید. هر گاه که شما در آن‌جا به هم نزدیک‌تر می‌شوید، نور و امید بیشتری در قلب ما دمیده می‌شود. در صورت امکان زندگی‌نامه رفقای جان باخته را به صورت خلاصه هم که شده پخش کنید. شاید باورتان نشود ما از طریق خواندن زندگی‌نامه رفقای جان باخته به سازمان وصل شدیم، آن زمان که شاید آگاهی به قول رفیق صمد کیمیا بود.

در پایان پیشنهادی داریم که اگر ممکن است شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست نشریه مشترکی حتا به صورت اینترنتی دایر نمایند و لزوماً این نشریه لازم نیست مربوط به مسائل سیاسی باشد و می‌تواند سیاسی – فرهنگی به خصوص ادبی. چون در سال‌های گذشته نسبت به ادبیات انقلابی در تمام جریانات و گروه‌های انقلابی کم لطفی شده است. ترجیحاً نام این نشریه شورا باشد و این استدعا را داریم که بازخوانی آثار کلاسیک را نیز می‌توانید در حد وسع و توان داشته باشید. بدون شناخت این آثار آیا می‌توان مارکسیست لنینیست بود. چرا از نقد ادبی، حالا چه داستان باشد و چه شعر و چه رمان خبری نیست. مگر ما کم نویسنده و شاعر داشته‌ایم. در پایان دست همگی شما را به گرمی می‌فشارم و به امید روزی که در خیابان‌های کشور با آغوش گرم پذیرای یکدیگر باشیم.

 

هسته کارگری حمید اشرف

۹ آبان ۱۴۰۵

 

دیدگاه خود را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفاً نام خود را وارد کنید

تماس با ما

پست الکترونیک: info@fadaian-minority.org

کمک مالی

پیکار

خیزش دی

«رؤیاها»

نظرات شما