بیانیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست درباره بن بست جنگ ارتجاعی و تشدید بی سابقه تحریم و فلاکت اقتصادی

بیانیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

درباره بن بست جنگ ارتجاعی و تشدید بی سابقه تحریم و فلاکت اقتصادی

جنگ ارتجاعی آمریکا و اسرائیل از یک طرف و جمهوری اسلامی و نیابتی هایش از طرف دیگر، از نظر نظامی به بن بست رسیده است. معنای این بن بست این است که ادامه یک جنگ بی پایان برای پیروزی یک سوی جنگ بر دیگری ممکن نیست. لذا آمریکا به زمینی برگشته است که قبلاً کوبیده شده بود و مرحله نهائی آن حمله نظامی بود. حال که سیاست حمله نظامی به معنای تحقق خواستهای دولت آمریکا جواب نداده است، مجددا به تحریم اقتصادی اما در ابعاد بسیار گسترده تر از سابق روی آورده اند.

در اوت ۲۰۲۶ تحریمهای جدید تحت عنوان «عملیات طرد اقتصادی» رسماً از سوی وزارت خزانه‌ داری آمریکا اعلام شد و دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌ داری آمریکا (OFAC) فهرستی از افراد، شرکتها و … را در ۲۴ اوت ۲۰۲۶ منتشر و به مرحله اجرا درآورده است. کمی بعد دولت آمریکا اعلام کرد که کلیه شرکت های هواپیمایی ایران را تحریم کرده و از همه کشورها خواسته که از ارائه خدمات فنی به این هواپیماها خودداری کنند.

به دنبال تشدید تحریم های اقتصادی و نیز تداوم محاصره دریایی در آبهای جنوب ایران، شاهد رکورد شکنی ارزش مبادله دلار در برابر پول ایران بودیم و به رقم تاریخی 230 هزار تومان برای هر دلار رسید. از آنجا که بخش عمده اقتصاد و هزینه های کالاها و خدمات به دلار سنجیده می شود و درآمدها کماکان به ریال، شاهد خالی تر شدن هر روزه سفره معیشت مردم به ویژه خانواده های کارگری و تهیدست هستیم. حتی خبرگزاری کار رژیم (ایلنا) نیز اعتراف میکند که هزینه معیشت کارگران به ماهی 91 میلیون تومان افزایش یافته است. این در حالیستکه کارگران حداقل بگیر، حقوق شان صرفا برای هشت روز از ماه کفایت میکند. از اینرو شاهد رشد بی سابقه تورم، گرانی، بیکاری، شکاف طبقاتی و پرتاب شدن اقشار بیشتری از مردم به زیر خط مطلق فقر هستیم و شبح قحطی و مرگ ناشی از گرسنگی و سوء تغذیه، بر فراز سر میلیونها تن از خانوارهای تهیدست شهری و روستایی سایه انداخته است.

ادامه جنگ، محاصره دریایی، کاهش شدید صادرات نفت خام و گاز مایع و … از تنگه هرمز و اکنون تنگه باب المندب، سبب افزایش بهای سوخت های فسیلی در بازارهای جهانی شده که اتوماتیک وار روی بهای سایر کالاها و خدمات تاثیر می گذارد. بر طبق برآوردهای اولیه، در طول شش ماه جنگ و انسداد تنگه هرمز، مردم آمریکا حداقل صد میلیارد دلار بیشتر بایت بنزین و گازوئیل هزینه کرده اند، این میزان برای کشورهای عضو اتحادیه اروپا هم بیش از صد میلیارد دلار ارزیابی می شود. از اینرو دود این جنگ و محاصره و تحریم فقط به چشم کارگران و زحمتکشان ایران و منطقه نمیرود بلکه مستقیم و غیرمستقیم زندگی میلیاردها انسان در چهار گوشه جهان را از اثرات منفی خود بی نصیب نکرده است.

طبق معمول دولت آمریکا مدعی است که هدف اش به زانو درآوردن مردم عادی ایران نیست، بلکه وادار کردن رژیم اسلامی به پذیرش خواستهایش در زمینه بازگشایی تنگه هرمز و دست کشیدن از پروژه های هسته ای و … است. اما مردم ایران میدانند که در تمام دهه های گذشته، کاسبان تحریم و دور زدن تحریم در رژیم اسلامی و “برادران قاچاقچی و سپاهی” نه تنها از این تحریمها آسیب ندیده اند، بلکه میلیاردها دلار به جیب آقازاده ها، سرداران، آیت الله ها و الیگارشی های حکومتی سرازیر شده است.

تردیدی نیست که رژیم اسلامی به دنبال محاصره دریایی و تشدید تحریمها سعی خواهد کرد چه از طریق  دریای خزر و چه از طریق مرزهای زمینی با کشورهای همسایه، از اثرات این فشارهای کمرشکن اقتصادی بکاهد، از اینرو خیلی ها ارزیابی میکنند که همچون حملات نظامی، تحریمهای اقتصادی نیز باعث به زانو درآمدن رژیم اسلامی نخواهد شد، حتی اگر میلیونها خانوار دیگر نیز در ایران به زیر خط فقر پرتاب شوند. این رژیم مادام که بتواند نیازهای حدود ده درصد پایه امنیتی، نظامی، مذهبی و حزب الهی خود را تامین کند و از آنها برای سرکوب خونین اعتراضات مردمی استفاده کند، بعید است علیرغم تمایل جناحی از رژیم برای سازش با آمریکا، بدون دریافت امتیازاتی معین، دست به عقب نشینی بزند.

شورای همکاری همچنانکه در موضع گیری های گذشته اعلام کرده، ضمن مخالفت با این جنگ ارتجاعی و ویرانگر که هر دو ضلع جنایت یعنی رژیمهای آمریکا، اسرائیل و ایران، در آن نقش دارند، حربه ضد بشری تحریم اقتصادی را نیز به عنوان یک سلاح کشتار جمعی خاموش می شناسد. در عراق دوره صدام حسین، تحریمهای مشابه به کشتار نیم میلیون کودک عراقی منجر شد. تحریم اقتصادی هیچوقت در خدمت پیشبرد و یا رشد مبارزه اجتماعی نبوده است. هواداران تحریم اقتصادی در اپوزیسیون ایران به ویژه سلطنت طلبان آبرو باخته، عمدتاً همان هواداران جنگ و “رژیم چنج” از راه بمب و موشک هستند. این جنگ اقتصادی برای تسلیم رژیم نیست، جنگ مشترک آمریکا و جمهوری اسلامی و حامیان تحریم علیه مردم است. همانطور که در جنگ نظامی نیز دسته جمعی به بقای جمهوری اسلامی و قیچی شدن مبارزه مردم و تشدید فقر و بیکاری و سرکوب کمک کردند. تحریمها ادامه بمب ها است، این همان جنگ است اما به طرق دیگر. این سیاست به کارفرمایان استثمارگر و رژیم سرکوبگر بهانه می دهد که بیش از پیش تهاجم به سطح زندگی و شرایط کار و حقوق کارگران را تشدید کنند.

ما کمونیست ها و انقلابیون هیچوقت مخالف تحریم عناصر سرکوبگر رژیم اسلامی، تحریم فروش تجهیزات سرکوب مردم اعم از نظامی و فناوری اطلاعاتی نبوده ایم. ما مخالف تحریم های اقتصادی هستیم که مستقیماً کارگران و مردم محروم ایران باید تاوانش را پرداخت کنند. شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست این تحریمها را ادامه جنگ ارتجاعی میداند و قویاً آن را محکوم میکند. ما همراه با طبقه کارگر و مردمی که هزینه این تحریمها را بدوش میکشند، خواهان توقف کامل این جنگ ویرانگر و نیز  برچیدن محاصره دریایی، تحریم های اقتصادی و انسداد مسیرهای حمل کالا هستیم.

کارگران و زحمتکشان و مردمان مخالف جنگ و کشتار و تشدید فقر، ضروریست نه تنها در ایران بلکه در خود آمریکا و سراسر جهان، همچون تجارب تاریخی جنگ ویتنام، جنگ عراق و نسل کشی اسرائیل در فلسطین، به خیابان بیایند و به این دور باطل جنگ و ویرانی و فلاکت اعتراض کنند. همین حالا علیرغم فضای جنگی و فاشیستی حاکم بر کشورمان، کارگران صنعتی، بازنشستگان، پرستاران، معلمان، زنان، جوانان جویای کار و دیگر اقشار مردم، هفته ای نیست که دست به اعتصاب، تظاهرات و تجمع اعتراضی نزنند. شعار و مطالبه اردوی کار و رنج در این اعتراضات کاملا مشخص است، آنها ضمن مبارزه با استبداد، تبعیض، فقر، بیکاری و فلاکت اقتصادی و تلاش برای بهبود معیشت خود، خواهان توقف فوری جنگ، محاصره، تحریم و نابودی زیرساخت های اقتصادی هستند. شعار “جنگ افروزی کافیه، سفره ما خالیه” و یا ” نه جنگ میخواهیم نه کشتار، رفاه میخواهیم ماندگار” و … به روشنی این عزم و رویکرد درست را به نمایش میگذارد.

تردیدی نیست که شاهد رشد اعتراضات کارگری و توده‌ای و حتی بروز خیزش‌های انقلابی جدید خواهیم بود. به همین دلیل، سران ریز و درشت رژیم، از فرماندهان سپاه و بسیج و وزارت اطلاعات گرفته تا قوه قضائیه و نیروی انتظامی، علناً به مردمی که خواهان آزادی، برابری و کرامت انسانی هستند، هشدار می‌دهند. از آخوند اژه‌ای تا سردار رادان، هشدار می‌دهند که این بار با معترضان خیابانی نه صرفاً به‌عنوان “اغتشاشگر”، بلکه به‌عنوان “مزدور دشمن خارجی و کودتاچی” برخورد خواهند کرد.

رژیم، همچون گذشته، از رشد جنبش‌های کارگری و اجتماعی و بروز خیزش‌ها و شورش‌های انقلابی به‌ شدت هراسان است؛ آنچنان که گویی وحشت از مرگ، سراپای آن را فرا گرفته است. این رژیم از ترس مرگ است که می‌ترساند!

تردیدی نیست که در سبعیت و فاشیسم عریان رژیم نباید شک کرد، اما مردمی که از سرکوب و جنگ و فلاکت اقتصادی جان شان به لب رسیده و کارد به استخوان شان رسیده و گرسنگی و سوء تغذیه فرزندانشان، برایشان اعصاب باقی نگذاشته است، چیزی برای از دست دادن ندارند. تشدید اعتراض، اعتصاب و مبارزه و افزایش توان سازمان یابی و تشکل یابی در محیط کار و زیست و همکاری و پیوند جنبش کارگری با جنبش های اجتماعی دیگر، آن راهی است که میتواند مسیر پیشروی اردوی کار و رنج را هموار کند. فعالین سوسیالیست، انقلابی، کارگری، زنان و دانشجویان پیشرو و همه مردمان جویای آزادی و برابری، باید خود را برای این دوران حساس سیاسی آماده کنند، نبردهای بزرگ در پیش است!

 

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۲۸ شهریور ۱۴۰۵ ، ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۶

امضاها:

اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

POST A COMMENT.