مذاکره یا تشدید رویارویی

از روز دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵، جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر بازگشایی تنگۀ هرمز وارد مرحلۀ تازه‌ای از رویارویی نظامی با یکدیگر شده‌اند. دور جدید حملات نظامی از آنجا آغاز شد که تفام‌نامه «اسلام‌آباد» که قرار بود به آتش‌بسی پایدار و احیاناً چارچوبی قابل اجرا برای حل اختلافات طرفین در مورد بازگشایی تنگه هرمز، چگونگی روند مذاکرات در بارۀ پروندۀ هسته‌ای و رفع تحریم‌های اقتصادی منتهی شود، به دلیل ناروشنی و ابهاماتی که در پاره‌ای از بندهایش بود، پس از یک هفته از حیّز انتفاع افتاد و خود به عاملی تنش‌زا در روند مذاکرات تبدیل شد.

در پی امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، مشکل زمانی شروع شد که جمهوری اسلامی با ادعای مالکیّت بر تنگۀ هرمز و طرح دریافت عوارض از کشتی‌های تجاری، اقدام به بستن تنگۀ هرمز و اخلال در تردد کشتی‌ها کرد. به دنبال چنین اقدامی، آمریکا نیز با بازگشایی آبراهی در نزدیکی ساحل عمان به مقابله با تحرکات نظامی جمهوری اسلامی برخاست. با بازگشایی آبراه جنوبی تنگۀ هرمز، سپاه پاسداران هم با پرتاب موشک و پهباد به سوی کشتی‌های تجاری در حال عبور از بخش جنوبی تنگه به نوعی این آبراه بین‌المللی را گروگان گرفت. همه این اتفاقات در شرایطی رخ داد که ترامپ با امضای تفاهم‌نامه و امتیازهایی که به جمهوری اسلامی داده بود، در پی ایجاد تغییراتی در رفتار جمهوری اسلامی، تضمین‌هایی برای بازگشایی کامل تنگۀ هرمز و سپس مذاکره روی برنامه هسته‌ای، موشکی و دیگر موضوعات مورد اختلاف با ایران را مد نظر داشت. لذا، در تداوم تفاسیر متفاوت و بعضاً متضادی که طرفین بر روی پاره‌ای از بندهای تفام‌نامه داشتند، طی مهلت ۶۰ روزۀ تعیین شده برای رسیدن به توافق نهایی، نه تنها توافقی میان جمهوری اسلامی و آمریکا حاصل نشد، بلکه همان آتش بس موقت و نیم‌بند هم از میان رفت.

در ادامۀ وضعیت ناپایداری که ایجاد شده بود، حملات پهبادی جمهوری اسلامی به کشتی‌های حامل نفت در منطقۀ جنوبی تنگۀ هرمز بویژه حمله سپاه پاسداران به دو کشتی حامل نفت عربستان در روز دوشنبه ۹ شهریور، اوضاع را از آنچه بود بحرانی‌تر کرد؛ به گونه‌ای که این اقدام سپاه خود عاملی برای شروع دور تازه‌ای از رویارویی نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی شد. شلیک پهبادی سپاه پاسداران به دو کشتی حامل نفت عربستان و پیامد آن گسترش حملات هوایی و موشکی آمریکا در شامگاه سه‌شنبه و چهارشنبه گذشته به مناطق نظامی و غیرنظامی شهرهای جنوبی ایران و سپس حملات تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی به «پایگاه‌های نظامی آمریکا» در اردن، بحرین، امارات، کویت، قطر و اقلیم کردستان، عملاً به درگیری‌های دوباره دامن زد و بحران تنگۀ هرمز را از آنچه بود پیچیده‌تر کرد.

به رغم تشدید درگیری‌های نظامی، حملات تازه  و اقدامات متقابل دو طرف را نمی‌توان و نباید صرفاً به چند حملۀ نظامی، شلیک  ده‌ها موشک و پهباد و کشتار تعدادی از نظامیان و مردم غیرنظامی ایران محدود و خلاصه کرد. در مرکز این معادله چه بسا چیزی فراتر از خود جنگ و حملات نظامی برای طرفین نزاع حائز اهمیت باشد؛ و آن کسب موقعیت برتر در مذاکرات آتی میان ایران و آمریکاست. وضعیتی که هم اینک از طرف جمهوری اسلامی با شلیک پهباد و موشک به نفتکش‌های عبوری از تنگۀ هرمز، اهدافی در اردن و کشورهای حوزۀ خلیج فارس صورت می‌گیرد و از طرف آمریکا نیز علاوه بر تحریم حداکثری اقتصادی، محاصره دریایی و ادعای تسلط بر تنگۀ هرمز، با گسترش حملات هوایی و موشکی به شهرهای جنوبی ایران در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه گذشته تجلی یافت. در پی امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد اگرچه آمریکا و جمهوری اسلامی در باره «آتش‌بس موقت» تا حدودی به تفاهم رسیدند، اما در برابر این پرسش اساسی و اینکه در قدم بعدی پس از توقف موقت جنگ، چه کسی باید نخستین امتیاز را می‌داد؟ اختلاف میان دولت‌های ایران و آمریکا وارد مرحلۀ تازه‌ای شد؛ اختلاف شکل گرفته بر سر بازگشایی تنگۀ هرمز نه تنها از میان نرفت که با گذشت هر روز تشدید هم شد؛ به گونه‌ای که اکنون حل معضل تنگۀ هرمز دست‌کم از طریق تفاهم‌نامۀ اسلام‌آباد تا حد زیادی ناممکن شده است. چرا که جمهوری اسلامی همچنان پافشاری دارد اگر آمریکا خواهان بازگشت به مذاکره است، باید ابتدا محاصره دریایی، فشار بر صادرات نفت و محدویت‌های اقتصادی را کاهش دهد. تأکیدات مکرر محمد باقر قالیباف – رئیس مجلس و مسئول تیم مذاکره کننده با آمریکا – که روز چهارشنبه ۱۱ شهریور در دیدار با مسئول ارتباطات اسلامی حماس بار دیگر با صحه گذاشتن بر چنین خواستی گفت: «آمریکایی‌ها باید به تعهدات خود [در تفاهم نامه] عمل کنند تا ما نیز اقدام به بازگشایی تنگۀ هرمز کنیم»، نمونۀ آشکاری از اصرار جمهوری اسلامی در برآورده شدن این خواست آنان قبل از هر اقدامی‌ست. در عوض ترامپ، جی دی ونس و مارک روبیو هم بر این امر تأکید دارند، که فشار اقتصادی و تحریم دریایی بخشی از مذاکره است و نباید پیش از دریافت امتیازهای مشخص از جمهوری اسلامی کنار گذاشته شوند. روشن است با پافشاری طرفین بر شروط اولیه خود، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد به عوض اینکه جایگزین رویارویی نظامی شود، به ادامۀ درگیری برای جنگ تبدیل شده است. به گونه‌ای که دولت‌های ایران و آمریکا برای رسیدن به توافق در مورد بازگشایی تنگۀ هرمز، در دور باطلی قرار گرفته‌اند که اختلاف در مورد این آبراه بین‌المللی را در صدر مناقشات آنان قرار داده است.

اگر در روزهای پس از تفاهم، بستن تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی یک برگ برنده و به طریق اولی یک اهرم فشار برای امتیازگیری از آمریکا بود، اکنون با ادامه تحریم دریایی آمریکا و افزایش عبور کشتی‌های تجاری از آبراه نزدیک به کشور عمان، این برگ برنده به ضد جمهوری اسلامی تبدیل شده است. مستثنا از ادعای ترامپ که می‌گوید تنگه هرمز «باز است و در کنترل» آمریکا و اینکه شبانه روز حدود ۳۰ نفتکش از تنگه عبور داده می‌شوند؛ و نیز مستثنا از ادعاهای جمهوری اسلامی که مدام  تکرار می‌کند، تنگۀ هرمز در «کنترل کامل» سپاه پاسداران است و هیج کشتی «بدون مجوز ایران» از امنیت تردد در تنگۀ هرمز برخوردار نیست؛ واقعیت‌های موجود اما خلاف ادعاهای هر دو طرف را ثابت می‌کند. داده‌های شرکت ردیابی کشتی‌ها – کپلر – و نیز آخرین گزارش رویترز در مورد تردد نفتکش‌ها از تنگۀ هرمز حاکی از آن است که در هر شبانه روز دست‌کم ۱۰ تا ۱۵ نفتکش با حمایت نظامی آمریکا از قسمت جنوبی تنگه هرمز عبور داده می‌شوند. عبور این تعداد از تفتکش‌ها – اگر چه هنوز با شرایط پیش از جنگ ۴۰ روزه فاصله زیادی دارد – اما نشان می‌دهد که در هفته‌های گذشته آمریکا دست بالا را در تنگۀ هرمز به دست آورده است. این برتری آمریکا در تنگۀ هرمز اکنون موقعیت جمهوری اسلامی را به شدت دشوار کرده است.

هیأت حاکمه ایران از دو ماه پیش با گروگان گیری تنگه هرمز بر این باور بود که موقعیت دیپلماسی خود را برای امتیازگیری از  آمریکا بالا خواهد برد. اکنون اما با تغییر اوضاع، نه تنها جمهوری اسلامی شرایط دو ماه پیش خود را از دست داده، بلکه برای رهایی از وضعیت موجود در شرایط جنگی دوسر باخت قرار گرفته است. در وضعیت کنونی اگر به تردد آزاد نفتکش‌ها به روال پیش از جنگ ۴۰ روزه تن در دهد، در آن صورت هم چوب را خورده و هم پیاز را. بی‌تردید پذیرش چنین امری برای نیروهای جنگ‌طلب درون جمهوری اسلامی و چه بسا برای کل هیآت حاکمه اقدامی «ننگ‌آور» و «خفت‌بار» خواهد بود و اگر هم بخواهد با کشاندن جنگ به کل منطقه و ناامن کردن بیشتر تنگۀ هرمز آمریکا را به عقب‌نشینی و امتیاز دهی وادار کند، چنین امری در وضعیت کنونی نزدیک به محال است. به دلیل شرایط دست‌بالایی که اکنون آمریکا در تنگۀ هرمز دارد، بعید به نظر می‌رسد ترامپ به چنین سیاستی تن در دهد. خصوصاً که ترامپ و معاون او – جی دی ونس – طی روزهای اخیر به کرّات گفته‌اند که تمایلی به مذاکره با ایران ندارند. دلیل این بی‌تمایلی را نیز مؤثر واقع شدن تحریم‌های اقتصادی و محاصره دریایی جمهوری اسلامی – که دودش تماماً به چشم مردم ایران می‌رود –  اعلام کرده‌اند. حال در چنین وضعیت دوگانه‌ای که جمهوری اسلامی در آن گیر کرده است، اگر به طرف تشدید درگیری نظامی با آمریکا برود، روشن است که در یک جنگ متعارف  به لحاظ توان هوایی، دریایی، ماهواره‌ای و اقتصادی نمی‌تواند با آمریکا رقابت برابر داشته باشد؛ و چه بسا ممکن است با شدت گرفتن جنگ، پای اسراییل هم به وسط ماجرا کشیده شود؛ چیزی که در شرایط کنونی جمهوری اسلامی به شدت از آن پرهیز دارد. مضافاً اینکه رد پیشنهاد ایران از طرف عمان برای دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری در تنگۀ هرمز نیز کار را برای جمهوری اسلامی دشوارتر کرده است.

در موقعیت کنونی به رغم اینکه طرح گروگان گیری تنگه هرمز به شکست انجامیده است، اما این بدان معنا نیست که دست و بال جمهوری اسلامی از جمیع جهات بسته باشد. اعتراف معاون ترامپ مبنی بر اینکه: خیال نکنید که بدون توافق با جمهوری اسلامی تنگه هرمز کاملاً باز و امن خواهد شد؛ گویای این واقعیت است که سپاه پاسداران هنوز هم از اهرم‌هایی برای ناامن کردن تنگۀ هرمز برخوردار است؛ و چنانچه در ادامۀ این رویارویی‌ها دست جمهوری اسلامی از همه جا کوتاه شود، ممکن است سپاه پاسداران به اقدامات غیر قابل پیش‌بینی دست بزند و چه بسا از سر اضطرار و استیصال منطقه را هم به آتش بکشد. هرچند مجموعۀ هیأت حاکمه حواسش به موقعیت وخامت‌بار نظام در عرصۀ داخلی و بین‌المللی هست که زیاد بی‌گدار به آب نزند و اوضاع را از آنچه هست برای خودش خرابتر نکند. بویژه که چین هم به صورت محدود در همگامی با آمریکا، جمهوری اسلامی را برای بازگشایی آزاد، امن و بدون گرفتن عوارض کشتیرانی در تنگه هرمز تحت فشار گذاشته است.

حال در کشاکش چنین بحرانی، به رغم اینکه حملات هوایی و موشکی آمریکا طی روزهای پنجشنبه و جمعه به مناطق جنوبی کشور متوقف شد، اما حملات موشکی سپاه پاسداران به خاک اردن در شامگاه جمعه و شلیک چند موشک به سوی یک ناو هواپیمابر و یک ناوچۀ آمریکا در روز شنبه ادامه درگیری را تشدید کرد. به دنبال این حملات، آمریکا نیز روز شنبه ۱۴ شهریور سه نفتکش جمهوری اسلامی را در دریای عمان و خلیج فارس – نزدیک جزیره خارک – به آتش کشید. شلیک موشک به سمت دو ناو آمریکایی نشان می‌دهد که نیروهای جنگ‌طلب درون حاکمیت همچنان در محدوده‌های معینی خواهان ادامه تنش و درگیری با آمریکا هستند و چه بسا ادامه شرایط  درگیری‌های نظامی را تا انتخابات میان دوره‌ای آمریکا به نفع خود ارزیابی می‌کنند. در حالی که پزشکیان، قالیباف و جناح طرفدار مذاکره با آمریکا به دلیل فروپاشی اقتصادی و اوضاع نابسامان کشور، پایان سریع درگیری‌های نظامی و بازگشت به میز مذاکره را به نفع خود و نظام می‌دانند.

جنگ ۴۰ روزه با همۀ تلفات و عوارضی که برای طرفین بویژه برای جمهوری اسلامی داشت، به بن‌بست رسید. بن‌بست جنگ، آمریکا و جمهوری اسلامی را به امضای توافق‌نامه اسلام‌آباد واداشت. با گروگان گیری تنگۀ هرمز توسط جمهوری اسلامی، تفاهم‌نامه نیز از حیّز انتفاع افتاد و مذاکرات به بن‌بست رسید.  در پی بن‌بست مذاکرات، بار دیگر خطر رویارویی نظامی شدت گرفته است. روشن است این دور باطل جنگ- مذاکره، نمی‌تواند تا ابد ادامه داشته باشد. اکنون جمهوری اسلامی در بدترین شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دوران حیات خود قرار دارد. طبق اقرار پزشکیان، تحریم‌های حداکثری و محاصره دریایی اقتصاد ایران را فلج کرده و تا حد فروپاشی کشانده است. دلار از مرز ۲۲۵ هزار تومان هم فراتر رفته است. توده‌ها در قعر فلاکت، نظام ورشکسته و جامعه در حال انفجار است. گروگان‌گیری تنگۀ هرمز اکنون به ضد خود تبدیل شده و جمهوری اسلامی بر سر بازگشایی این آبراه بین‌المللی در انزوای کامل جهانی قرار گرفته است. ادامۀ این وضعیت به لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای هیأت حاکمه هزینه‌های بسیار سنگینی را به همراه دارد و طبقۀ حاکم خواسته یا ناخواسته، با میل و یا بی‌میل، چاره‌ای جز عقب‌نشینی در مقابل تنگۀ هرمز ندارند. در این میان موقعیت ترامپ هم برای ادامۀ جنگ چندان مناسب نیست. هر دو طرف نیازمند پیدا کردن راه حلی برای برون رفت از بحران تنگۀ هرمز هستند. استمرار وضعیت کنونی، اگرچه فرصت سرکوب جنبش‌های اجتماعی را به جمهوری اسلامی داده است، اما سرکوب و اعدام هم نمی‌تواند جمهوری اسلامی را از سرنوشت محتومی که در انتظارش است، نجات دهد.  با شکست گروگان‌گیری تنگۀ هرمز، جمهوری اسلامی به دو راهی باخت باخت رسیده و حاکمیت راه فراری از این گریز ناگزیر ندارد.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۸۵در فرمت پی دی اف:

 

POST A COMMENT.