پروژه‌ای برای بازسازی جمهوری اسلامی

درست در شرایطی که جنگ ارتجاعی امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل با رژیم جنگ‌طلب جمهوری اسلامی کشور را به آستانه سقوط کشانده، توده‌های مردم در فقر و فلاکتی باورنکردنی گرفتارند، زندان‌ها از معترضان انباشته است، اعدام‌ها ادامه دارد، دستگیری‌ها متوقف نشده و طرح‌های تازه‌ای برای تشدید سرکوب در دست تصویب است، جمهوری اسلامی پروژه «بازگشت ایرانیان خارج از کشور» را با سر و صدای بیشتری به میان کشیده است. بازگشت محسن نامجو و سخنان وزیر ارشاد درباره تلاش برای بازگرداندن بیش از ۱۰۰ «چهره شاخص و نام‌آور»، تنها نمونه‌های تازه این سیاست‌اند. اما پشت این دعوت به «وطن» چه هدفی قرار دارد؟

روز پنجم شهریور، بازگشت پرسروصدای محسن نامجو، خواننده متهم به آزار جنسی چند زن، همزمان شد با سخنان عباس صالحی، وزیر ارشاد، که از تلاش و رایزنی برای بازگشت بیش از ۱۰۰ «چهره شاخص و نام‌آور» به ایران خبر داد. همزمان، استانداری خراسان رضوی اعلام کرد طرح ایجاد «منطقه آزاد زیارت» در مشهد در حال پیگیری است و افزود «با راه‌اندازی منطقه آزاد زیارت، بخش قابل توجهی از مشکلات مربوط به تردد ایرانیان مقیم خارج از کشور برطرف خواهد شد.»

جمهوری اسلامی در پی چیست و چرا زمان کنونی را برای پیشبرد آن انتخاب کرده است؟

پس از به قدرت رسیدن حکومت اسلامی که با قلع و قمع مخالفان همراه شد، امواج خروج از کشور از سوی مخالفان آغاز شد. بلافاصله پس از انقلاب، وابستگان رژیم سابق اغلب با همراه بردن سرمایه‌های خود از کشور خارج شدند. موج دوم، اعضا و هواداران سازمان‌های سیاسی مخالف رژیم از جمله جریانات چپ و کمونیست بودند که از کشتارهای دهه ۶۰ جان سالم به در برده بودند و جان خود را با پناهندگی در کشورهای عمدتاً اروپایی و آمریکا نجات دادند و در خارج کشور به مبارزه علیه جمهوری اسلامی ادامه دادند.

از آن پس، هر جنبش اعتراضی که با سرکوب مواجه شد، سیلی از پناهندگان را به خارج کشور سرازیر کرد. در این میان، گریختگان پس از سرکوب اعتراضات سال ۱۳۸۸ موسوم به «جنبش سبز» به لحاظ کمیت وسیع بودند. آن‌ها که عموما به جناح اصلاح‌طلب حکومت تعلق داشتند، در خارج کشور نیز ، هرچند ناراضی، اما به پایه رژیم تبدیل شدند. این طیف به دلیل وفاداری به ساختار اقتصادی و سیاسی کنونی و نزدیکی به حکومت، مخاطب اغلب طرح‌های رژیم برای بازگشت به ایران است.

در دهه‌های حاکمیت جمهوری اسلامی صدها هزار تن نیز برای تحصیل و شرایط بهتر زندگی ایران را ترک کردند، تا آنجا که هم‌اکنون میلیون‌ها ایرانی در خارج کشور حضور دارند که به خودی خود یکی از مشکلات حکومت هستند.

طرح تلاش برای بازگرداندن آن دسته از ایرانیان خارج که حاضر باشند تحت حاکمیت جمهوری اسلامی به ایران بازگردند، بر کشتار و جنایت‌های رژیم چشم بپوشند، دهانشان را ببندند و مطابق دلخواه رژیم رفتار کنند، تازه نیست. این طرح از دوران رفسنجانی با فراخوان به «نخبگان» اقتصادی و دانشگاهی آغاز شد، در دوران خاتمی شدت گرفت و در دولت روحانی نیز با افت و خیز ادامه داشت.

احمدی‌نژاد و رئیسی نیز در زمان ریاست‌جمهوری خود در این زمینه تلاش کردند. سال ۱۴۰۳، در دوران ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی، با اجماع سه قوه، قرار شد طرحی در مجلس شورای اسلامی مطرح شود که زمینه ورود خوانندگان و سلبریتی‌هایی را که قصد بازگشت به کشورشان ایران دارند، فراهم سازد. طرح شامل افرادی می‌شد که «با خروج خود خللی در تمامیت ارضی کشور ایجاد نکرده و یا از رفتارهای سابق خود ابراز ندامت» کرده باشند.

تیر ۱۴۰۴، در دوره ریاست جمهوری پزشکیان، کلیات لایحه «حمایت از ایرانیان خارج از کشور» با ۲۰۹ رأی موافق در مجلس ارتجاع به تصویب رسید.

حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و وقوع دو جنگ سبب رشد روحیات و گرایشات ناسیونالیستی ارتجاعی در بخش قابل توجهی از ایرانیان خارج کشور شد. عده‌ای که خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی به هر قیمت بودند گرد رضا پهلوی پسر شاه سابق جمع شدند و به دفاع بیشرمانه از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران پرداختند. در مقابل گروه‌های دیگری که یا به سیاست کاری نداشتند و زندگی‌شان را می‌کردند و یا با انتقادات آبکی از رژیم، به گروه‌ها و دسته‌جات بورژوایی پیوسته بودند، به یکباره خجالت را کنار گذاشتند و در پوشش دفاع از میهن، به دفاع تمام‌قد از رژیم برخاستند.آن‌ها عامدانه بر کشتار هزاران قربانی که در میانه دو جنگ رخ داد، چشم بستند و خواستار «دفاع از میهن» شدند.

این دسته، مخاطبان امروزی حکومت، سپاه پاسداران و سازمان‌های امنیتی هستند. وزیر ارشاد روی سخنش اساساً با این دسته است و می‌گوید: «تعلق ایرانیان خارج از کشور به وطنشان در این ایام بسیار قابل توجه بوده و آنها در شرایط سخت، کنار ملت ایران بودند. … مام وطن و خاک وطن برای آنها حتماً همیشه وطن است و ما از حضورشان استقبال می‌کنیم».

او می‌گوید وزارت خارجه از مدت‌ها پیش گفت‌وگو با این دسته را آغاز کرده و «رایزنان فرهنگی ایران در کشورهای مختلف فعالیت‌های قابل اعتنایی انجام داده‌اند؛ از جمله گفت‌وگو با شخصیت‌های مؤثر در کشورهای محل مأموریت و تلاش برای اینکه این افراد وارد میدان فعالیت و همکاری شوند. همچنین در ارتباط با ایرانیانی که در آن کشورها حضور دارند، گزارش‌های نسبتاً قابل توجهی از این نوع اقدامات داریم.»

به گفته‌ی وزیر ارشاد، این فعالیت‌ها عمدتاً به شکل غیرمستقیم و پنهان انجام شده و «رایزنان فرهنگی» رژیم در آن نقش مهمی ایفا کرده‌اند و حتی «بخشی از اطلاعیه‌ها، اعلامیه‌ها و موضع‌گیری‌هایی که شخصیت‌های خارج از ایران در ارتباط با حوادث مربوط به جنگ تحمیلی دوم و سوم داشته‌اند، با نقش و دخالت رایزنی‌های فرهنگی همراه بوده است.»

طرح سپاه پاسداران و وزارت ارشاد، علاوه بر مشروعیت بخشیدن به رژیم، هدف دیگری را نیز دنبال می‌کند که تضعیف اپوزیسیون بورژوایی در خارج کشور و ایجاد شکاف در آن است. این هدف در واکنش رسانه‌های وابسته به حکومت به بازگشت نامجو، نمایان می‌شود: «این جریان معکوس، انحصار روایت اپوزیسیون را درهم‌شکسته است. پروژه ترسیم «انسداد مطلق فرهنگی در داخل» در حال فروپاشی است.»

بازگشت، اگر صورت بگیرد، بدون قید و شرط نیست. روزنامه اصولگرای فرهیختگان که از قضا مدافع این طرح است نوشته است: «هیچ از فرنگ برگشته‌ای مصونیت ندارد. کسی که پرونده باز داشته باشد باید در برابر حکمرانی پاسخگو شود؛ اما این پاسخگو بودن به معنای این نیست که حاکمیت نمی‌تواند بنا بر مصالح جمعی آغوش بازش را به خارج‌نشین‌ها نشان دهد. اگر شخصی موضعی گرفته و این مصالح جمعی را هدف گرفته، باید به‌وضوح نشان دهد که از آن حرف‌ها و کنش‌ها عقب‌نشینی کرده؛ اما از طرف دیگر مسئله کنونی حاکمیت بازخواست کردن و برخورد قهری با هر موضعی نیست.»

نامجو در پاسخ به مخالفانش گفته است: «در نظر شما امکان ندارد آدمی به وطن بیاید و بگویند سرت را پایین بینداز و برو خانواده‌ات را ببین و کاری به کارت نداریم. الان موضوع این است ».

اما این طرح در داخل حکومت نیز مخالفانی دارد. روزنامه کیهان شریعت‌مداری و جناح‌های موسوم به تندرو رژیم برای نامجو و سایر کسانی که بازگردند خط و نشان کشیده و سایت رجانیوز نزدیک به جبهه پایداری آنها را تهدید به گردن زدن و قطع دست و پا کرده است.

این سیاست رژیم به شکست خواهد انجامید. رژیم رسواتر و ورشکسته‌تر از آن است که بتواند توهمی برانگیزد. وزیر ارشاد هم گفته است هدف این نیست که بازگشتگان الزاماً در ایران ساکن شوند، آنها می‌توانند حتی برای دیدار خانواده‌شان به ایران بیایند و بعد برگردند.

در سال‌های گذشته کسانی از استاد دانشگاه گرفته تا افراد دیگر با حربه‌های رژیم به ایران بازگشته‌اند و کم نیستند مواردی که یا به دستگیری آنها منجر شده و یا پس از مدتی، فرار را بر قرار ترجیح داده‌اند.

اما حکومت تغییر ماهیت نداده است. جمهوری اسلامی می‌خواهد «وطن» را به ابزاری برای بازسازی سیاسی و تبلیغاتی خود تبدیل کند، در حالی که همان سیاست‌ها و شرایطی که خود حکومت ایجاد کرده، مردم را به خروج از کشور سوق داده است.

از یک سو حکومت برای بازگرداندن چند چهره «فرهنگی» و سیاسی تلاش می‌کند و از سوی دیگر مردم از ایران خارج می‌شوند. از یک سو از «مام وطن» و «آغوش باز» سخن گفته می‌شود و از سوی دیگر زندان، اعدام، دستگیری و تهدید ادامه دارد.

مسئله بازگشت چند نفر نیست. مسئله جامعه‌ای است که حکومتش می‌خواهد از «وطن» برای بازسازی خود استفاده کند؛ حکومتی که میلیون‌ها ایرانی را در خارج از کشور دارد و اکنون می‌کوشد بازگشت چند چهره را به یک دستاورد سیاسی تبدیل کند.

مردم از ایران می‌روند و حکومت چند نفر را به ایران برمی‌گرداند. این دو تصویر را نمی‌توان با تبلیغات به یک واقعیت تبدیل کرد. یکی نمایش حکومت است و دیگری واقعیت جامعه. و تا زمانی که جمهوری اسلامی همان جمهوری اسلامی است، بازگشت چند چهره نمی‌تواند این واقعیت را تغییر دهد. جمهوری اسلامی رفتنی است و چنین ترفندهایی نه به آن مشروعیت می‌بخشد و نه مانع سقوط آن خواهد شد.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۸۵در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.