از این سموم که برطرف بوستان گذشت / عجب که بوی گلی هست ورنگ نسترنی
هنوز قلبمان از درد و غم رفتن رفیق سعید التیام نگرفته بود که رفتن محمد (شیخ) بار دیگر قلبمان را فشرد.بههمان سادگی که رفیق صمد بهرنگی گفته بود.
بازهم مرگ، یکی از بهترین رفقایمان را از ما گرفت، و ما را در مبارزهٔ کارگران و زحمتکشان تنها گذاشت.
اما اگر ما هم نباشیم، مبارزه و پیکار کارگران و زحمتکشان و روشنفکران کمونیست، تا رهائی ادامه دارد.
رفیق محمد احمدی (شیخ) درهمان سنین نوجوانی، عطای درسومشق کلاسهای دبیرستان را به لقایش بخشید، با انتخاب مارکسیسم – لنینیسم درجهت رهایی کارگران و زحمتکشان، وارد صفوف هواداران فعال سازمان چریکهای فدائی خلق- اقلیت شد.
در دهه شصت، در زمان جنگ میان انقلاب و ضد انقلاب حاکم کنونی، در یکی از طوفانیترین دورهها، درس مبارزه آموخت، در حمایت از کارگران و زحمتکشان چند سال زندان را تحمل کرد، و همچنان تا پایان عمر در کنار کارگران و زحمتکشان باقی ماند.
رفیق محمد انسانی خودساخته بود، همزمان با مبارزه سیاسی و فعالیت تشکیلاتی، در رشتههای جوشکاری در و پنجره و آهنآلات، و رابیتکاری مشغول کار بود.
سالهای طولانی با بیماریهای کلیوی و کبدی درگیر بود، اما بهرغم همه سختیها یکلحظه از آرمان خود پا پس نکشید.
پیوند دوستی و رفاقت ما با محمد احمدی (شیخ) به دهه هشتاد برمیگردد، گلگشتهای انجمن سایه اهواز (عجب روزگاری بود) که تا پایان عمر این رفیق گرامی ادامه داشت.
ما هسته کارگری حمید اشرف – فعالان کارگری جنوب، فقدان رفیق محمد احمدی (شیخ) را به خانواده محترم احمدی، به کارگران و زحمتکشان، به دوستان و رفقای محمد تسلیت میگوییم.
امیدواریم همدردی صمیمانه ما را بپذیرید.
زنده باد انقلاب
زنده باد سوسیالیسم
کار – نان – آزادی، حکومت شورایی
هسته کارگری حمید اشرف – فعالان کارگری جنوب
۱۲ شهریور ۱۴۰۵




نظرات شما