در سوگ رفیق سعید باقری

رفیق سعید باقری امروز، ناباورانه و ناگهانی، از میان ما رفت؛

رفیقی زحمتکش، کارگر و سختی‌کشیده که سال‌های طولانی زندگی‌اش با رنج، محرومیت، زندان و مبارزه درهم تنیده بود.

سعید از آن نسلی بود که به جرم اندیشیدن، به جرم چپ بودن و به جرم باور داشتن به آرمان‌های آزادی و عدالت اجتماعی، سال‌های جوانی و زندگی خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی گذراند. پس از آزادی نیز سایهٔ سوابق سیاسی و زندان، سال‌ها از زندگی او جدا نشد و زندگی را برایش به مسیری سخت و جانفرسا تبدیل کرد. با این همه، او قامت خم نکرد و زندگی سخت و پرمشقت خود را با شرافت یک انسان زحمتکش و با خاطرهٔ آرمان‌هایی که به آن‌ها باور داشت، ادامه داد.

اما رنج‌های سعید تنها به زندان و محرومیت‌های خودش محدود نمی‌شد. او داغ سنگین خواهرش را نیز بر دوش کشید؛ خواهری که او نیز به دلیل فعالیت‌ها و باورهای سیاسی‌اش در دههٔ شصت، در جریان کشتار زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷، اعدام شد. این داغ، زخمی بود که سال‌ها در قلب سعید ماند و هیچ‌گاه التیام نیافت.

رفیق سعید باقری، انسانی از میان توده‌های زحمتکش بود؛ انسانی که سهم بزرگی از عمرش را با رنج و محرومیت و با خاطرهٔ یاران و عزیزانی که از دست داده بود سپری کرد. مرگ ناگهانی او، پایان زندگی انسانی است که بسیار سختی کشید، اما خاطره‌اش در میان رفقا و هم‌نسلانش باقی خواهد ماند.

امروز در سوگ سعید می‌نشینیم؛

در سوگ رفیقی که زندگی را آسان نیافت، اما شرافت و آرمان‌هایش را آسان نفروخت.

یاد رفیق سعید باقری، این کارگر زحمتکش و زندانی سیاسی، گرامی باد.

یاد خواهر جان‌باخته‌اش و همهٔ جان‌باختگان راه آزادی و عدالت نیز گرامی باد.

رفیق سعید، نام و خاطره‌ات در میان رفقا و در یاد کسانی که با رنج و مبارزه زیسته‌اند، زنده خواهد ماند.

 

جاودان باد خاطره رفیق سعید باقری!

هسته کارگری زاگرس مرکزی- فعالان کارگری نفت جنوب

۲۵ مرداد ۱۴۰۵

POST A COMMENT.