هنوز جوهر تفاهمنامه اسلام آباد کاملاً خشک نشده بود که جنگطلبان دوباره جنگ دیگری را شعلهور ساختند. جنگ، چنانکه جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه نشان داد، جز تخریب و کشتار، جز فقر و فلاکت و بیکاری، جز گرسنگی و آوارگی ثمریگری برای کارگران و خانواده های کارگری نداشته است. فجایع بیشمار و تبعات زیانبار این جنگها برکسی بهویژه بر کارگران پوشیده نیست. کارگران درصف مقدم قربانیان جنگاند. کارگران و عموم تودههای زحمتکش مردم ایران جنگ نمیخواهند و شدیداً با آن مخالف اند. ازهمان نخستین روز آغاز جنگ ۱۲ روزه تا مراحل بعدی و جنگ گسترده ۴۰ روزه یا درگیریهای نظامی جاری، کارگران مخالف جنگ و خواستار آن بوده اند که بیدرنگ به جنگ پایان داده شود.امروز نیز از درون هر خانواده، هرتجمع و هر مرکز تولیدی و کارگری همین فریاد بلند است. جنگ، خواستها و مبارزات کارگری را به سایه میبَرَد. موقعیت عینی و وضعیت دشوار معیشتی طبقه کارگر اما، جاری شدن خشم و مبارزه و خواستهای تلنبار شده را دردستورکار این طبقه قرار میدهد. درفضای بعد از امضای تفاهمنامه اسلامآباد و آتش بسی که بسیار ناپایدار و شکننده بود، زندگی و مبازات کارگران آرام آرام در حال گذار به روال قبل از جنگ بوده است. مبارزات و اعتصابات کارگری در همین فضای نامطمئن و شکننده، آشکارا رو به رشد بوده است. ماه تیر به رغم تمام مشکلات ریز و درشتی که بر سرِ راه کارگران قرار داده شده است، با موجی از اعتصابات واعتراضات کارگری همراه بوده است.
شمار اعتصابات و اعتراضات کارگری در تیرماه به رغم آغاز سومین جنگ ارتجاعی در بیستم همین ماه، نسبتاً زیاد است. نیمه دوم تیرماه کارگران و سایر زحمتکشان در ده ها مورد دست به اعتصاب و تجمع و اعتراض زدهاند:
کارگران ایران برک در استان قزوین دراعتراض به عدم پرداخت مزد و مزایا ، یک اعتصاب یک هفته ای را سازمان داده و درهمان حال تجمعات اعتراضی برپا کردند.
کارگران کارخانه چوکا در گیلان نیز در اعتراض به عدم پرداخت مزد و مزایا و حذف اضافه کاری، متحد و یکپارچه دست به اعتصاب و تجمع زدند. کارگران خشمگین و معترض مدیرعامل کارخانه را که برای توجیه وضعیت و درعین حال تهدید به میان کارگران رفته بود، هو کردند و از کارخانه بیرون انداختند.روز ۲۷ تیر نیز، کارگران در ادامه اعتراضات قبلی مجدداً دست به اعتصاب و تجمع زدند و خواستار بازگشت به کار ۲۵ تن از همکاران خود شدند که اسفند سال گذشته اخراج شده اند. مبارزه در چوکا همچنان ادامه دارد.
کارگران معدن مس سیرجان نیز با انگیزهها و خواستهای مشابهی از روز ۱۳ تیر دست به اعتصاب زدند و سپس با تجمع در محوطه معدن، خواستار پرداخت فوری مطالبات خود شدند.
کارگران معدن زغالسنگ طَزرِه در اعتراض به حضور و عملکرد شرکتهای پیمانکاری از ۲۰ تیر به مدت چند روز دست به اعتصاب زدند. شرکت زغالسنگ البرز شرقی به عنوان کارفرمای مادر، تمام امور معدن را به شرکت های متعدد پیمانکاری واگذارنموده است. کارگران خواهان برچیده شدن این شرکتها هستند.
کارگران لوله سازی اهواز از شب ۱۸ تیر در اعتراض به قطع بیمهها کار را تعطیل و در محل کارخانه تجمع کردند. کارفرما درصدد انتقام جویی از کارگران اعتصابی برآمد و اعلام کرد به علت اعتصاب، کارخانه تا اطلاع ثانوی تعطیل است و کارگران باید محل کار را ترک کنند. به دنبال آن کارگران بطور متحد و یکپارچه در برابر این تهدید کارفرما ایستاده و اعلام کردند مقابل استانداری خوزستان تجمع اعتراضی برپا خواهند نمود. کارفرما مجبور به عقب نشینی شد و اعلام کرد از ۲۰ تیر فعالیت کارخانه برقرار خواهد بود.
کارگران تراورس کرج نیز در اعتراض به معوقات مزدی دست به اعتصاب و تجمع زدند. به دنبال آن وعدههایی از طرف فرمانداری به کارگران داده شد. کارگران هشداردادند درصورت عدم تحقق وعدهها، اعتراضات خود را ازسر خواهند گرفت.
کارگران و کارکنان شرکت پتروآرمند لُردگان در چهارمحال و بختیاری، با تجمع مقابل فرمانداری فِلارد خواستار پرداخت حقوقهای معوقه خود شدند.نزدیک به دوسال است که این شرکت در وضعیت بلاتکلیفی و تعطیلی قرار گرفته است. به کارگران دستمزدی پرداخت نشده و این کارگران دروضعیت معیشتی بسیار دشوار و وخیمی قرار گرفتهاند.
کارگران پروژه احداث شبکه و معابر و تأسیسات زیربنایی بندر بهشتی چابهار خواهان پرداخت چند ماه حقوق عقب افتاده خود هستند. افزون بر عدم پرداخت مزد، این شرکت روند اخراج شماری از نیروهای شاغل در این پروژه را آغاز نموده است. این موضوع نگرانی و اعتراض وسیعی را در میان کارگران در پی داشته است. کارگران خواهان پرداخت مطالبات معوقه و بازگشت به کار کارگران اخراجی هستند.
در گروه صنعتی فولاد اهواز نیز پرداخت مزد و مزایا مکرر به تعویق افتاده و کارگران برای دریافت مزد و مزایای ماهانه خویش هربار باید دست به تجمع و اعتراض بزنند تا کارفرما مزد عقب افتاده را پرداخت کند. حدود ۴۰۰۰ نیروی کار شاغل در فولاد اهواز چندین سال است که در استرس دائمی ادامه کاری یا توقف تولید در این واحد بهسر میبرند. کارگران بیستم تیر اعلام کردند وضعیت حاکم در این شرکت ” برای هیچ کارگری قابل تحمل نیست” این کارگران خواهان پرداخت دوماه مزد عقب افتاده خود هستند. کارگران در چند نوبت هشدار دادند اگر به خواستشان رسیدگی نشود، وارد خیابان میشوند و مقابل استانداری خوزستان تجمع خواهند کرد. مدیریت شرکت کماکان با وعده توخالی از پذیرش خواست کارگران طفره رفتهاست.کارگران فولاد اهواز در آخرین هشدار خویش اعلام کردند: “بارها صبرکردیم، فرصت دادیم، اعتماد کردیم اما هیچ نتیجهای دربر نداشته است، تمام آن خلف وعده و وقتکشی بود.” سرانجام روز ۲۷ تیر اعلام کردند اگر دوماه دستمزد معوقه فوراً پرداخت نشود دست به عمل خواهند زد. کارگران خطاب به کارفرما و مدیریت شرکت اعلام کردند:” ما برخلاف شما وعده نمیدهیم، عمل میکنیم”.
افزون بر اعتصاباتی که فوقاً به آن اشاره شد، اوضاع در صنعت نفت و گاز نیز به کلی ناآرام است. کارگران، به شدت ناراضی، خشمگین و معترضاند. وضعیت در نفت چیزی شبیه آتش زیر خاکستر است. سوای کارکنان رسمی و عملیاتی صنعت نفت که فعالیت های اعتراضی خود را به ارسال نامه های سرگشاده و درج برخی مطالب در تلگرام و طرح برخی انتقادات پیرامون نظام پرداخت دستمزدها و در نهایت درخواست ملتمسانه از وزارت نفت برای رسیدگی، محدود کرده اند، کارگران غیر رسمی و ارکان ثالثی در چند واحد دست به اعتراض و تجمع زدهاند.
کارگران روز مزد پالایشگاه فاز ۲ بید بلند بهبهان بعد از ۴۰ روز اعتراض مداوم به اخراج خویش، بار دیگر مقابل این پالایشگاه تجمع اعتراضی برپا کردند. این کارگران که باشروع جنگ، یکجا و دسته جمعی اخراج شده اند، برای بازگشت به کار، تا کنون تجمعات گوناگونی را مقابل فرمانداری و اداره کار برپا نموده و به دادگاه نیز شکایت بردهاند، اما تا کنون نتیجه ای نگرفته اند.
کارگران ارکان ثالث شاغل در واحدهای عملیاتی و حراست شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجد سلیمان نیز روز ۱۶ تیر در اعتراض به عدم پرداخت مزد و مزایا، در محل کار دست به تجمع اعتراضی زدند. قابل ذکر اینکه پس از آغاز جنگ، پیمانکار این شرکت در همدستی با مدیریت، به بهانه های گوناگون، پرداخت مزد و مزایای کارگران را به تعویق انداخته اند. کارگران در تجمع اخیر خود، نحوه پیگیری مطالبات خویش را تصریح نموده و گفتند:” ما اعلام میکنیم دیگر تحمّلمان به آخر رسیده و هیچ دلیلی برای ادامه کاری و اجرای دستورات کار نمیبینیم و هشدار میدهیم چنانچه در اسرع وقت شرکت مربوطه نسبت به پرداخت حقوق و مزایایمان اقدام نکند، با حضور خانوادهها در مقابل فرمانداری مسجد سلیمان دست به تجمع و اعتراض خواهیم زد” این کارگران همچنین خواهان برچیدن شرکتهای پیمانکاری شدند.
اعتراض و اعتصاب و مبارزه در نیمه دوم تیرماه به کارگران شاغل در صنایع گوناگون که به چند نمونه آن خلاصهوار اشاره شد خلاصه و محدود نمیشود. کارگران باز نشسته ( بازنشستگان تأمین اجتماعی) و سایر بازنشستگان مانند بازنشستگان فولاد و مخابرات نیز مکرر در چندین شهر اجتماعات اعتراضی برپا نمودهاند. افزون بر این، کارکنان و کادر درمان سنندج، چابهار، پرستاران شهرهای یزد، شیراز و نیشابور نیز در همین بازه زمانی دست به اعتصاب و اعتراض و تجمع زدهاند.متقاضیان مسکن در اراک روز ۲۷ تیر مقابل اداره کل راه و شهرسازی دست به تجمع زدند. همین روز داوطلبان آزمون استخدامی آموزش و پرورش در تهران دست به تجمع اعتراضی زدند. چهارشنبه ۲۴ تیر نیز گروهی از رانندگان تاکسی در اعتراض به شرایط سخت معیشتی و تورم و گرانی در خیابان ولیعصر تهران دست به تجمع و بخشاً راه پیمایی زدند که مورد هجوم وحشیانه نیروهای سرکوب قرار گرفتند. این نیروها با ضربات باتوم و شلیک گاز اشکآور توانستند معترضان را که شعار “بیشرف، بیشرف” سرداده بودند، متفرق سازند.
این حجم بالای اعتصاب و اعتراض در بازه زمانی کمتر از دوهفته و ابعاد و تنوع گسترده آن، گویای این واقعیت است که مبارزات کارگران و زحمتکشان، خروارها بمب و موشک را به آرامی کنار میزند و از زیر آوار سنگین جنگ سر بلند میکند. تردیدی در این موضوع وجود ندارد که اگر جنگ مجال دهد دامنه اعتراضات و اعتصابات بسیار فراتر از این خواهد رفت.
جنگ اما نه فقط جنبشهای اجتماعی و مبارزات کارگری را به پشت صحنه میفرستد و به عنوان یک عامل بازدارنده قوی عمل میکند – که حتی به صرف همین یک دلیل نیز باید با جنگ ارتجاعی موجود به مخالفت برخاست و خواهان پایان بیدرنگ آن شد – بلکه جنگ، در درجه اول قربانیان خود را نیز از میان کارگران برمیگزیند. علاوه بر تخریب مراکز کار و تولید و بیکارسازی گسترده کارگران، خسارت های جانی و غیرجانی جنگ نیز قبل از هر کسی دامن کارگران را میگیرد.
دور جدید درگیریهای نظامی که با حملات آمریکا از ۱۷ تیر آغاز شده و امروز دوشنبه ۲۹ تیر وارددوازدهمین روز خود شده است، تا همینجا خسارتهای جانی زیادی ببار آورده و جان دهها کارگر و غیر نظامی را گرفته است. در حملات ارتش امپریالیستی آمریکا به جزیره قشم، بخشی از کارخانه پودرماهی سوزا دچار آسیب جدی شد. از کشته یا زخمی شدن کارگران این کارخانه گزارشی منتشر نشده است. در بندر عباس، اسکله صیادی معروف به “اسکله پنج پله” مورد حمله آمریکا قرار گرفت که دست کم سه تن از ماهیگیران زحمتکش کشته و تعداد
دیگری زخمی شدند. این اسکله که برای پهلو گرفتن شناورهای تعاونی صیادان و مردم عادی احداث شده در اثر عملیات نظامی آمریکا به شدت آسیب دیده و خسارتهای زیادی به قایقها و لنجهای صیادان وارد شده است. در اثر این حملات دست کم ۴۰ شناور و قایق کوچک صیادی متعلق به اهالی محلات مختلف بندرعباس که شغل اصلی آنها ماهیگیری است بهطور کامل منهدم شد و به تعدادی خودرو نیز خسارات جدی وارد آمده است.
نوک تیز حملات آمریکا اساساً متوجه زیرساختها، بندرها و جزایر جنوب، اسکلهها، شناورها، پلها، تونلها، خطوط ریلی، مسیرهای حمل و نقل و ارتباطات، فرودگاهها، دکلهای مخابراتی و تأسیسات مربوط به آب و برق بوده و عموماً افراد غیر نظامی و مردم کوچه و بازار و محل زیست و کار توده مردم نیز از گزند این حملات مصون نماندهاند. در حمله به یک پایگاه و ایستگاه محیط زیست در روستای طارم از توابع حاجی آباد، یک خانواده سه نفره کارگری در دم جان باختند. در حمله به اسکله صیادان شهرستان سیریک نیز دوکارگر صیاد جان خود را ازدست دادند. یک لنج تجاری حامل کالا نیز در این حملات با تمام بار خود بطور کامل زیر آب رفت و نابود شد. در حمله به تونل “شهید میرزایی” معروف به تونل گلوگاه واقع در استان هرمزگان و تخریب آن، راه های ارتباطی این استان به سمت استان فارس و کرمان موقتاً مسدود شد. در حملات آمریکا به پل خمیر و چندین پل دیگر، دست کم ۷ نفر از جمله دو دانش آموز کشته و ۱۹ تن دیگر مصدوم شدند.روز یکشنبه سخنگوی وزارت بهداشت اعلام کرد “درحملات هوایی تیرماه ۵۰ نفر کشته و بیش از ۵۰۰ نفر مجروح شده اند”.
لیست شمار کشتهها و مجروحین درحال افزایش است. ویرانیها و تخریب زیرساخت ها همچنان ادامه دارد. جنگ ارتجاعی و فاجعهبار دولت امپریالیستی و راهزن آمریکا و دولت ارتجاعی جمهوری اسلامی مستقل از اینکه در همین حد و اندازه کنونی بماند یا از آن فراتر رفته و به جنگی وسیع و همه جانبه تبدیل شود، در همه حال نه فقط ربطی به منافع توده مردم ندارد بلکه صد درصد به زیان توده مردم و کارگران و زحمتکشان است و باید متوقف شود. در این جنگ، ارتجاع امپریالیستی و نمایندهی آن ترامپ فاشیست دنبال تحقق اهداف راهزنانه خویشاند و ارتجاع اسلامی نیز اهداف توسعهطلبانه، هژمونی طلبانه و پان اسلامیستی خود را تعقیب میکند. ارتجاع اسلامی اما با دمیدن بر شیپورجنگ، همزمان ضربات سنگینی بر مبارزات کارگری و جنبش طبقه کار گر وارد ساخته و سعی می کند نبرد نهایی کار و سرمایه را به تعویق اندازد. لذا از نگاه طبقه کارگر، جنگ ارتجاعی و کشتار و تخریب، بی درنگ باید پایان یابد. مبارزات و اعتصابات روبه رشد کارگری درنیمه دوم تیرماه یکبار دیگر نشان داد اگر جنگ مجال دهد، طبقه کارگر آماده است تا مبارزات خود را به سطح قبل از جنگ و حتی فراتر ازآن ارتقا دهد.




نظرات شما