پیام روابط عمومی سازمان فدائیان (اقلیت) به مناسبت درگذشت رفیق پروانه وزیری!

با تأسف فراوان با خبر شدیم رفیق پروانه وزیری فعال کمونیست، مبارز خستگی‌ناپذیر جنبش زنان و جنبش کارگری پس از ماها جدال با بیماری در شامگاه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ مطابق با دوم ماه مه ۲۰۲۵ در کشور سوئد درگذشت. رفیق پروانه وزیری نزدیک به پنج دهه فعالیت سیاسی و اجتماعی خود را با احزاب و سازمان‌های مختلف از جمله در کردستان با کومه له و حزب کمونیست ایران آغاز کرد و بعدها تا آخرین روزهای عمرش نیز فعالیت سیاسی و مبارزاتی خود را با سازمان اتحاد سوسیالیستی کارگری ادامه داد.

ما درگذشت این رفیق عزیز را به خانواده، رفقای سازمان اتحاد سوسیالیستی کارگری و همهٔ رفقا و یارانش تسلیت می‌گوییم. یاد او و خاطرهٔ عزیزش همیشه مانا باد!

روابط عمومی سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ – ۳ ماه مه ۲۰۲۵

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۱۸در فرمت پی دی اف:

پیام شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست به مناسبت درگذشت پروانه وزیری

پیام شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

به مناسبت درگذشت پروانه وزیری!

 

با تأسف فراوان مطلع شدیم که رفیق مبارزمان پروانه وزیری پس از ماه‌ها بیماری در روز دوم ماه مه ۲۰۲۵ در کشور سوئد جانباخت. رفیق پروانه وزیری زنی نستوه و مبارز بود که نزدیک به پنج دهه فعالیت سیاسی و اجتماعی خود را با احزاب و سازمان‌های مختلف از جمله در کردستان با کومه له و حزب کمونیست ایران و بعدها و تا آخرین روزهای عمرش با سازمان اتحاد سوسیالیستی کارگری ادامه داد.

رفیق پروانه در روز دوم دسامبر سال ۱۹۵۰ در تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و سپس در دبیرستان گوهرشاد تهران به پایان رساند و برای ادامه تحصیل به فرانسه مهاجرت کرد و در رشته جامعه‌شناسی و سپس کامپیوتر به تحصیل پرداخت.

پروانه وزیری بعد از قیام ۱۳۵۷ به تهران برگشت و فعالانه در مبارزات برای حقوق زنان و اعتراضات علیه جمهوری اسلامی شرکت کرد و سپس بعد از آشنایی با کومه له به کردستان رفت و در صفوف کومه له و حزب کمونیست ایران به فعالیتش ادامه داد. او در سال ۱۹۸۵ میلادی به سوئد مهاجرت کرد و در آنجا هم فعالیت خود را با حزب کمونیست ایران ادامه داد و سپس به حزب کمونیست کارگری و بعداً به اتحاد سوسیالیستی کارگری پیوست. پروانه وزیری در سال گذشته یکی از نمایندگان اتحاد سوسیالیستی کارگری در شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست بود و علاقه‌مند بود که در “تلویزیون آلترناتیو شورایی” فعالیتش را ادامه دهد که مریضی متأسفانه این مجال را به او نداد. فقدان رفیق پروانه بدون تردید برای رفقای اتحاد سوسیالیستی کارگری و نیروهای شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست ناگوار و دشوار است.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست جانباختن رفیق پروانه وزیری را به رفقای سازمان اتحاد سوسیالیستی کارگری، خانواده و بستگان و رفقایش تسلیت می‌گوید و یاد و خاطره او را با تداوم راهش گرامی می‌دارد.

یاد عزیز رفیق پروانه وزیری گرامی و پر رهرو باد!

 

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ – سوم ماه مه ۲۰۲۵

گزارشی مراسم روز جهانی کارگر در شهر آمستردام – هلند

مراسم روز جهانی کارگر هر ساله با سازمان‌دهی و فراخوان FNV بزرگ‌ترین اتحادیه کارگری هلند برگزار می‌شود. امسال هم مراسم روز جهانی کارگر در شهر آمستردام برنامه‌ریزی‌شده بود. کمیته هماهنگی نیروهای چپ و کمونیست متشکل از فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) – هلند، حزب کمونیست ایران / کومله و اتحاد سوسیالیستی کارگری – هلند طی فراخوانی در تجمع و راهپیمایی روز جهانی کارگر شرکت داشتند.

خواسته‌های امسال کارگران، تعطیلی اول ماه مه به‌عنوان روز جهانی کارگر، همبستگی با مردم فلسطین علیه جنگ و کشتار مردم غزه توسط رژیم فاشیست اسراییل و هم‌چنین در مورد وضعیت اشتغال و بیکاری و رفاه اجتماعی بود.

در مراسم امسال کارگران و نیروهای چپ و کمونیست ابتدا ساعت دو بعدازظهر در میدان موزه (Museumplein) تجمع کرده و سپس راهپیمایی به مدت بیش از یک ساعت در خیابان‌های شهر تا ساعت چهار عصر ادامه داشت و سپس در پارک مارتین لوتر کینگ بقیه برنامه تا ساعت هفت غروب ادامه داشت. فعالین ضمن شرکت فعال خود اطلاعیه سازمان به زبان فارسی و اطلاعیه‌ای در مورد وضعیت کارگران ایران و معرفی سازمان را در سطح وسیعی پخش کردند. در برنامه امسال برافراشتن پرچم سرخ بیشتر از سال‌های قبل بود.

 

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) – هلند

هامبورگ – اول ماه مه

 

 

 

 

 

 

 

پنجشنبه اول ماه مه به مناسبت روز جهانی کارگر بیش از ده هزار نفر از ملیت‌های مختلف جهان در تظاهراتی که از طرف اتحادیه سراسری آلمان در شهر هامبورگ سازمان‌دهی کرده بود شرکت کردند، رفقای شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه هامبورگ، فعالین سازمان فدائیان(اقلیت)، هسته اقلیت و رفقای حزب کمونیست ایران حوزه هامبورگ در این تظاهرات شرکت فعالی داشتند.

زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم

گرامی باد اول ماه مه ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر، روز همبستگی کارگری در ایران و سراسر جهان

0

امسال در شرایطی متفاوت با تمام سال‌های گذشته، به استقبال روز جهانی کارگر در ایران می‌رویم.

بحران‌های همه‌جانبه و فراگیر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رفته‌رفته ابعاد هولناکی به خود گرفته‌اند.

زندگی اکثریت بزرگ مردم ایران، کارگران و زحمتکشان، حقوق‌بگیران و اقشار متوسط جامعه بشدت ناپایدار و متزلزل شده. اضطراب و استرس ناشی از بحران هر دم فزاینده و تهدید اقتصادی و معیشتی، زندگی حداقلی مردم را با پریشانی و بی‌سامانی روبرو کرده است.

اگر تاکنون مشکلات خانواده‌ها تأمین معیشت روزمره بود، امروز هست و نیست خانواده‌ها با خطر جدی روبرو شده، همه‌چیز به حال خود رها گردیده، و فراهم کردن جزئی‌ترین مایحتاج زندگی برای مردم مشکل شده است.

قبل‌تر صحبت از گوشت، مواد پروتئینی حبوبات یا لبنیات بود که از دسترس خانواده‌ها خارج‌شده است. امروز اما برای کثیری از مردم و خانواده‌های طبقات محروم جامعه تهیه مواد غذائی روزانه، خواروبار حتا گوجه، بادمجان، سیب‌زمینی، پیاز، روغن و تخم‌مرغ هم مشکل گردیده است.

با بالا رفتن قیمت یک قلم از یک گروه مواد غذائی، قیمت کلیه  مواد غذائی در کنار آن بالا می‌روند، و پائین آمدن دوباره قیمت‌ها امری محال می‌شود!

لوبیا گران و نایاب می‌شود، قیمت کلیه حبوبات بالا می‌رود!

سیب‌زمینی گران و نایاب می‌شود، قیمت پیاز و بادمجان هم بالا می‌رود.

سبزی ونان پنیری که در اصطلاح تاکنونی مردم برای خالی نبودن سفره  از آن یاد می‌شد، امروز خیلی از خانواده‌ها حتا توانائی تهیه آن را ندارند.

بحران فراگیر اقتصادی و معیشتی، گرفتاری خانواده در رویاروئی با پیش آمدها، حوادث و بیماری‌ها را افزایش داده. کافی است یکی از اعضای خانواده دچار بیماری شود، یا یک خانواده با مشکلی فراتر از مشکلات روزانه درگیر شود، آن‌گاه خانواده به‌سرعت درمانده و دچار فروپاشی می‌شود.

حکومت فاسد و بی‌درایت، تنها با ابزار سرکوب و تشدید بگیروببند، سعی در اعمال وجود و هژمونی می‌کند، و این‌گونه سایه شوم خود را به جامعه تحمیل می‌کند.

به زبان ساده خود مردم، آنان را در زندان و قفس نگه‌داشته‌اند. موضوعی که به گروگان گرفتن مردم از طرف رژیم عنوان می‌شود.

مردم اما نه‌فقط گروگان که در قفس و زندان رژیم هستند.

 

رفقا و دوستان.!

بحران سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و معیشتی، همه عرصه جامعه را فراگرفته است. طبقات اجتماعی، توده‌ها، اقشار فرودست و زیر ستم، در کشاکش مبارزات روزانه، به کانون و مرکز مبارزات عینی اجتماعی و مادی جامعه نزدیک‌تر شده‌اند. توهم و انگاره‌های فرا طبقاتی و یا متأثر از سیاست‌های حاکم بورژوازی در اذهان عمومی به میزان زیادی زدوده شده است.

رژیم مستأصل سرمایه‌داری جمهوری اسلامی، بورژوازی مغلوب سلطنت‌طلب، سرمایه‌داری جهانی و امپریالبست آمریکا، دشمنان انقلاب اجتماعی و توده‌ای، در این شرایط بحرانی حاد همه نیرو و ظرفیت خود را به‌طور جمعی و در تبانی باهم به کار گرفته‌اند، تا مبارزات اجتماعی و انقلاب اجتماعی مردم را پس بزنند، و یکبار دیگر بورژوازی فاسد و ناکارآمد را در بحرانی‌ترین مرحله حیات خود از تهدید خیزش و جنبش اجتماعی مردم مصون نگه‌دارند.

 

رفقا و دوستان.!

دومینوی جدی آغاز گردیده و وارد مرحله حساس خود شده است. رزم طبقات اجتماعی علیه حاکمیت فاسد سرمایه‌داری اسلامی یک‌بار دیگر وارد اعتلا و عروج انقلابی خود گردیده است.

بورژوازی اگرچه توانست از طریق سرکوب و تبلیغات وسیع، در چند سال کوتاه درگذشته، بخش‌هایی از طبقه کارگر، فعالین سیاسی متعلق به این طبقه و نیروهای سیاسی را به‌طور موقت و تاکتیکی، وارد موضع دفاعی و بعضاً ضعف و عقب‌نشینی کند، اما این سیاست نتوانست در مقابل حجم عظیم نارضایتی و مبارزات فعال اجتماعی مؤثر واقع شود.

امروز طبقه کارگر ایران علیرغم سرکوب بی‌وقفه و همه ترفندهای به‌غایت ضد کارگری و شیطانی رژیم، این توانائی و قابلیت را دارد که در مبارزه تعیین‌کننده پیش‌رو میدانداری کند و عرصه جامعه را به میدان رزم خود علیه رژیم تبدیل کند. مشروط بر اینکه روال عادی باشد و دخالتگری از بیرون به نفع رژیم اعمال نشود.

شرط مهم‌تر اما تشدید فعالیت سیاسی و طبقاتی در راستای رهبری واحد و یگانگی میان نیروهای سیاسی متعلق به این طبقه است که می‌باید به امری فوری تبدیل شود؛ تا بتوانند با احساس مسئولیت و درایت بیشتری در راستای مبارزات سرنگونی‌طلبانه خود در میان طبقه کارگر، فعالین سیاسی و جامعه اعتمادسازی و تلاش کنند. در این صورت چشم‌انداز پیروزی انقلاب اجتماعی امری محال نیست.

فعالان اجتماعی، عناصر، افراد و روشنفکران انقلابی به‌مثابه بدنه جنبش اجتماعی سیاسی در جامعه بیشتر هوشیار شده، آموخته و یاد گرفته که در مقابل دشمنان انقلاب اجتماعی دست به مقاومت بزنند. در مقابله با آلترناتیوهای کهنه و رنگ‌باخته، آلترناتیو نو خود را عرضه کنند.

وظیفه همه ما است که با دقت و تلاش پیگیر، با احساس مسئولیت، طبقه کارگر ایران و مبارزات اجتماعی مردم ایران را یاری‌رسانیم.

 

رفقا!

ما ۱۱ اردیبهشت اول ماه مه روز جهانی کارگر و روز همبستگی و اتحاد کارگری را به همه کارگران و زحمتکشان ایران و جهان، به شما و کلیه نیروهای سیاسی پیشتاز کارگری و کمونیست تبریک و شادباش میگوییم.

 

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی.

زنده باد انقلاب

زنده باد سوسیالیسم

هسته کارگری حمید اشرف – فعالان کارگری جنوب

۷/ ۲/ ۱۴۰۴

کار نان آزادی حکومت شورائی

کارل مارکس – جهان‌بینی طبقه کارگر و ضرورت مبارزه برای سوسیالیسم در گفتگو با توکل

0
کانال تلگرام سازمان

کارل مارکس – جهان بینی طبقه کارگر و ضرورت مبارزه برای سوسیالیسم (قسمت اول)

کارل مارکس – جهان‌بینی طبقه کارگر و ضرورت مبارزه برای سوسیالیسم (قسمت دوم)

کارل مارکس – جهان‌بینی طبقه کارگر و ضرورت مبارزه برای سوسیالیسم (قسمت سوم)

کارل مارکس – جهان بینی طبقه کارگر و ضرورت مبارزه برای سوسیالیسم (قسمت چهارم)

کارل مارکس – جهان‌بینی طبقه کارگر و ضرورت مبارزه برای سوسیالیسم (قسمت پنجم)

کارل مارکس – جهان بینی طبقه کارگر و ضرورت مبارزه برای سوسیالیسم (قسمت ششم)

کارل مارکس – جهان‌بینی طبقه کارگر و ضرورت مبارزه برای سوسیالیسم (قسمت هفتم)

کارل مارکس – جهان‌بینی طبقه کارگر و ضرورت مبارزه برای سوسیالیسم (قسمت هشتم)

کارل مارکس – جهان بینی طبقه کارگر و ضرورت مبارزه برای سوسیالیسم (قسمت نهم)

کارل مارکس – جهان‌بینی طبقه کارگر و ضرورت مبارزه برای سوسیالیسم (قسمت دهم و پایانی)

 

 

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در مورد انفجار مرگبار در بندر رجایی

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

در مورد انفجار مرگبار در بندر رجایی

روز شنبه ۶ اردیبهشت، انفجار مرگباری در محدوده اسکله کانتینری شرکت سینا در بندر رجایی، در ۲۳ کیلومتری غرب بندرعباس، رخ داد. بر پایه گزارش‌های موجود، این انفجار تاکنون دست‌کم ۴۰ کشته و بیش از ۱۰۰۰ مجروح برجای گذاشته است و بیم آن می‌رود که شمار قربانیان افزایش یابد.

درحالی‌که رسانه‌های حکومتی نظیر خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، علت حادثه را دمای بالای هوا و انباشت مواد اشتعال‌زا اعلام کرده‌اند، برخی دیگر این حادثه را به عملیات تروریستی دولت اسرائیل نسبت داده‌اند. همچنین، گزارش‌هایی از منابع بین‌المللی نظیر شرکت امنیت دریایی “امبری” و روزنامه “نیویورک تایمز” منتشرشده که علت انفجار را جابجایی نادرست مواد سوخت جامد مورداستفاده در موشک‌های بالستیک، به‌ویژه ماده پرکلرات سدیم، ذکر کرده‌اند. ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نیز نشان می‌دهد که انفجارها به شکلی ناگهانی و بدون گسترش اولیه آتش‌سوزی روی‌داده است.

اگرچه دلایل دقیق این فاجعه هنوز به‌طور کامل روشن نشده است، اما آنچه بی‌تردید آشکار است، بی‌اعتنایی کامل پیمانکاران سرمایه‌دار و دولت سرمایه‌داری اسلامی ایران به اصول ایمنی و سلامت کارگران و محیط کار است. این فاجعه نیز، همچون بسیاری از فجایع پیشین در معادن، بنادر، کارخانه‌ها و پروژه‌های ساختمانی، نتیجه مستقیم بی‌توجهی عامدانه حاکمیت سرمایه‌داری جمهوری اسلامی به جان و زندگی طبقه کارگر ایران است؛ که هر ساله هزاران کارگر را قربانی سود پرستی و بی‌حقوقی می‌کند. ازاین‌روی مسئولیت مستقیم این فاجعه و فجایع مشابه، گذشته از آنکه صاحب‌کار، کارفرماهای بخش خصوصی هستند یا دولتی، پیمانکاران وابسته به باندهای مافیایی قدرت و سرمایه و بر عهده کلیت حاکمیت جمهوری اسلامی و سیاست‌های ضد کارگری این رژیم است. در شرایطی که ثروت‌های عظیم جامعه در راستای پروژه‌های نظامی، سرکوبگرانه و سودآور برای طبقه حاکم هزینه می‌شود،  کارگران در محیط‌های ناامن و بدون حداقل استانداردهای ایمنی قربانی می‌شوند.

این فجایع، ضرورت مبرم پیوند، اتحاد و مبارزه مشترک همه فعالان کارگری، تشکل‌های مستقل، و جنبش‌های آزادیخواه و پیشرو اجتماعی را بیش‌ازپیش برجسته می‌سازد. تنها از مسیر گسترش مبارزات متحد و سراسری، تشدید اعتصابات، سازمان‌دهی نیروهای کارگری و مردمی، و ایجاد پیوندهای پایدار بین جنبش‌های کارگری، زنان، جوانان و دیگر نیروهای تحت ستم می‌توان به این وضعیت پایان داد و رژیم ضد کارگری جمهوری اسلامی را از اریکه قدرت به زیر کشید.

“شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست”  ضمن تسلیت و همدردی با خانواده‌های جانباختگان این فاجعه، این مصیبت را به طبقه کارگر، فعالان جنبش کارگری و همه مردم آزادیخواه ایران تسلیت می‌گوید. “شورای همکاری” تأکید می‌کند که کارگران و زحمتکشان ایران تنها از مسیر مبارزه پیگیر و انقلابی، با هدف سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و برقراری یک نظم نوین سوسیالیستی، می‌توانند به رنج و مرگ تحمیل‌شده توسط حاکمان سرمایه‌داری پایان دهند.

 

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
۲۷ آوریل ۲۰۲۵

طرح‌های سرکوبگرانه در دستگاه آموزشی، پشت پرده تفاهم‌نامه‌های امنیتی

در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران با افزایش اعتراضات و نارضایتی‌های اجتماعی، به‌ویژه در میان دانش‌آموزان و دانشجویان، مواجه است، مقامات تلاش می‌کنند تا هرچه بیشتر با استفاده از ابزارهای سرکوبگر و امنیتی، نهادهای حساس و پرخطر را در کنترل خود درآورند. در این راستا، تفاهم‌نامه‌ای میان وزارت آموزش و پرورش و نیروی انتظامی در فروردین ماه سال ۱۴۰۴ به امضا رسید که به ظاهر هدف آن ایجاد امنیت و نظم در مدارس و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی است. اما در حقیقت، این تلاش جدید رژیم برای ایجاد فضای کنترل‌شده و سرکوبگر در نهادهای آموزشی، هدفی جز کنترل و نظارت بیشتر بر فضای آموزشی و سرکوب هرگونه اعتراض و نارضایتی در میان دانش‌آموزان و معلمان را دنبال نمی‌کند.

ادعای “پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی” از سوی رژیمی که خود آسیب‌های اجتماعی بسیاری را پدید آورده و در دوران حاکمیت سیاه خود بر شدت آن‌ها افزوده است، چنان مضحک است که هیچ‌کس را فریب نمی‌دهد. همگان آگاه‌اند که رژیم با حضور نیروهای انتظامی در مدارس، سعی دارد هرگونه اعتراض و نارضایتی از شرایط اجتماعی، سیاسی یا آموزشی به‌ویژ از سوی دختران دانش آموز را به سرعت سرکوب کند. این طرح از این جهت خطرناک است که مدارس، که باید محیطی برای آموزش، تفکر انتقادی و خلاقیت باشند، به فضای امنیتی و نظامی تبدیل خواهند شد. این نه تنها جان و امنیت دانش‌آموزان و معلمان را به مخاطره می‌اندازد، بلکه آزادی فکر و بیان دانش‌آموزان را نیز به شدت محدود می‌کند.

در سال‌های اخیر، به ویژه در مقاطع حساس سیاسی، شاهد افزایش اعتراضات دانش‌آموزی و اعتراضات مردمی بوده‌ایم. رژیم به وضوح از تهدیدی که مدارس می‌توانند برای ثبات نظام ایجاد کنند، آگاه است. از این رو، هدف اصلی این تفاهم‌نامه پیشگیری از هرگونه اعتراض اجتماعی و کنترل دانش‌آموزان به عنوان یک گروه بالقوه معترض است. به عبارت دیگر، این طرح قرار است از “آسیب‌های ناشی از اعتراضات” در محیط‌های آموزشی علیه رژیم پیشگیری کند، نه از “آسیب‌های اجتماعی” علیه دانش‌آموزان.

یکی دیگر از اهداف این طرح، افزایش نظارت بر فعالیت‌های آموزشی و اجتماعی مدارس است. حضور نیروهای انتظامی و گشت‌های امنیتی، به‌ویژه در مناطقی که اعتراضات بیشتر دیده می‌شود، نشان‌دهنده تمایل رژیم به کنترل هرچه بیشتر نهادهای آموزشی و کاهش فضای آزادی و اعتراض در این محیط‌ها است.

در کشورهای دیکتاتوری دیگر، پیش از این بارها چنین طرح‌هایی به اجرا درآمده‌اند. برای مثال، پس از کودتای پینوشه در شیلی، در دوران رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی و پس از کودتای نظامی ۱۹۸۰ در ترکیه، نظامی‌سازی و امنیتی‌سازی فضاهای آموزشی نه تنها نتوانسته نظم و امنیت پایداری ایجاد کند، بلکه در نهایت به رشد مقاومت و اعتراضات اجتماعی منجر شده است. این نوع سیاست‌ها شاید به نظر آید در کوتاه‌مدت آرامش را برقرار کرده باشد، اما در بلندمدت، همان‌طور که تاریخ نشان داده است، نتایج معکوسی به دنبال داشته و به شکست انجامیده‌اند.

در ایران نیز بارها پیش از این، شاهد تلاش برای اجرای چنین طرح‌هایی بوده‌ایم. بستن دانشگاه‌ها و تصفیه و بازداشت‌های گسترده استادان و دانشجویان فعال در گروه‌های سیاسی و معترض پس از “انقلاب فرهنگی” سال ۱۳۵۹، انتصاب مقامات وفادار به نهادهای امنیتی (مثل حراست‌های قوی‌تر و انتخاب رؤسای دانشگاه‌های همسو) پس از اعتراضات دانشجویی تیر ۱۳۷۸، انتصاب افراد نزدیک به جریان‌های امنیتی و تشکیل پرونده‌های انضباطی گسترده برای دانشجویان معترض پس از اعتراضات موسوم به “جنبش سبز”، همکاری نزدیک‌تر آموزش و پرورش با نهادهای اطلاعاتی و الزام مدارس به شناسایی و گزارش دانش‌آموزان “مشکوک” به شرکت در اعتراضات پس از اعتراضات آبان ۹۸، افزایش نقش نهادهای امنیتی در آموزش و پرورش، اجرای طرح‌های به ظاهر “تربیتی”، افزایش حضور “ناظم‌های خاص” و “تفاهم‌نامه پلیسی همکاری با ناجا” و بازداشت دانش‌آموزان به خاطر شرکت در اعتراضات پس از اعتراضات ۱۴۰۱ از جمله نمونه‌های این اقدامات به شمار می‌روند. هر بار نیز پس از مدتی کوتاه، این سیاست‌ها با شکست روبرو شده و موج اعتراضی شدیدتر و گسترده‌تری برآمده است.

برخلاف سابق که رژیم جمهوری اسلامی ایران توانست در دوره‌های مختلف سرکوب‌های وسیعی را بر محیط‌های آموزشی و فرهنگی تحمیل کند، اکنون شرایط ایران به دلیل بحران‌های چندگانه داخلی و نارضایتی‌های گسترده‌تر، بسیار پیچیده‌تر است. در دوره‌های پیشین، اعتراضات بیشتر به گروه‌های خاص محدود بود و بیشتر در دانشگاه‌ها و بین طبقات متوسط شهری دیده می‌شد. اما اعتراضات کنونی به یک پدیده سراسری تبدیل شده است که شامل گروه‌ها و اقشار مختلف اجتماعی می‌شود. اعتراضات مداوم اکنون به عرصه‌های متعددی وارد شده‌اند: از اعتراضات اقتصادی و معیشتی گرفته تا اعتراضات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که به طور مداوم در خیابان‌ها و فضای مجازی دیده می‌شوند.

با توجه به تاریخچه سرکوب و کنترل در جمهوری اسلامی، این نوع اقدامات همواره به گسترش بیش‌تر بی‌اعتمادی در میان مردم و به ویژه در میان نسل جوان منجر شده است. این نارضایتی نیز هر بار به اعتراضات گسترده‌تر و فعال‌تر منتهی گشته است. چرا که استفاده از ابزارهای سرکوب و امنیتی و نظامی کردن فضای مدارس بدون کاهش یا حل بحران‌ها، باعث تشدید نارضایتی‌ها خواهد شد.

تفاهم‌نامه کنونی، واکنش‌های انتقادی بسیاری از سوی فعالین فرهنگی و تشکل‌های آموزشی در داخل و خارج کشور را برانگیخته است. انتقادات این گروه‌ها بیشتر به ماهیت سرکوبگرانه و ناکارآمد بودن چنین سیاست‌هایی اشاره دارد.

بسیاری از فعالین فرهنگی معتقدند که حضور پلیس در مدارس باعث ایجاد فضای رعب و وحشت می‌شود. آن‌ها به این نکته اشاره می‌کنند که این‌گونه سیاست‌ها به جای ارتقای سطح علمی و آموزشی، تنها بر جو سرکوب و محدودیت‌ها در مدارس می‌افزاید. این فضاسازی امنیتی نه تنها به افزایش ترس و اضطراب میان دانش‌آموزان منجر خواهد شد، بلکه به تضعیف قدرت تفکر آزاد و انتقاد در نسل جوان خواهد انجامید.

رژیم در حالی بر مسئله “نظم و امنیت” تأکید می‌کند که مسائل اصلی مدارس ایران کیفیت پایین آموزش، کمبود مدارس، معلمان و تجهیزات آموزشی، مسائل روانی دانش‌آموزان و نبود فضای مناسب برای رشد فکری و اجتماعی است. در چنین شرایطی، مقامات رژیم به جای پرداختن به این مسائل اساسی، به صرف هزینه‌های هنگفت برای گسترش نظارت و سرکوب پرداخته‌اند. بنابراین، تفاهم‌نامه وزارت آموزش و پرورش و نیروی انتظامی در سال ۱۴۰۴ به خوبی نشان‌دهنده نیت واقعی رژیم برای امنیتی‌تر کردن فضای آموزشی و سرکوب اعتراضات اجتماعی است. این طرح دراساس بر تلاش‌های رژیم برای کنترل نهادهای “پرخطر” مانند مدارس تأکید دارد. حاکمیت به این ترتیب می‌خواهد از حضور دانش‌آموزان به عنوان یک نیروی فعال در اعتراضات بعدی جلوگیری کند.

همان‌گونه که فعالین مستقل و تشکل‌های فرهنگی به درستی دریافته‌اند: “ادعای حمایت از دانش‌آموزان در این تفاهم‌نامه فقط پوششی برای اهداف امنیتی است”.

اعتراضات اجتماعی که به صورت مداوم و در سطوح مختلف در حال وقوع هستند، باعث شده است که رژیم با چالش‌های جدی در حفظ قدرت و کنترل فضای عمومی روبه‌رو باشد. بنابراین، هرچند تلاش می‌کند از ابزارهای سرکوب برای کنترل و سرکوب اعتراضات استفاده کند، اما فضای امروز ایران نشان می‌دهد که رژیم با چالش‌های بسیار بیشتری نسبت به گذشته مواجه است و قادر به تکرار همان روش‌های گذشته نخواهد بود. توسل به ابزارهای سرکوب برای حل بحران‌های همه‌جانبه شاید به طور موقت بتواند از بروز اعتراضات جلوگیری کند، اما حقیقت این است که این سرکوب‌ها نمی‌توانند شعله‌های خشم توده‌ها را خاموش کنند.

مقابله با طرح‌های سرکوبگرانه نظیر تفاهم‌نامه‌های امنیتی نیازمند همکاری گسترده و ایجاد اتحاد میان گروه‌های اجتماعی و فعالین مختلف است. به ویژه از آن‌جایی که چنین طرح‌‌هایی نه تنها دانش‌آموزان بلکه معلمان، کادر آموزشی و خانواده‌های دانش‌آموزان را نیز مستقیماً مورد تهدید قرار می‌دهد، لازم است دانش‌آموزان، معلمان و خانواده‌ها یکپارچه و به طور مشترک با توسل به روش‌های گوناگون به مقابله با اجرای چنین طرح‌هایی برخیزند.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۱۷  در فرمت پی دی اف:

ارزیابی از جنبش طبقه کارگر درسال گذشته ( ۱۴۰۳ )

جنبش کارگری ایران درسال گذشته تحولات مهمی را از سرگذراند. مبارزات کارگران در موارد معینی وارد عرصه ها جدید تری شد و جنبش طبقه کارگر گام های دیگری به جلو برداشت اما برخی نقاط ضعف این جنبش همچنان باقی ماند. ارزیابی دقیق‌تر و جامع‌تر از جنبش طبقه کارگر و مبارزات کارگری درسال گذشته، چند و چون پیشرفت‌ها و ضعف و کمبودها مستلزم واکاوای عمیق و مستند سازی بیشتر است که می‌تواند موجب حجیم شدن مطلب شود. برای پرهیز از دراز شدن مطلب سعی شده با تکیه به مهم‌ترین و اساسی ترین موضوعات، ارزیابی از جنبش طبقه کارگر به فشرده ترین شکل ممکن بیان شود.

سال ۱۴۰۳ درادامه سال قبل از آن، شمار اعتراضات کارگری بازهم افزایش یافت. شمار اعتراضات ثبت شده بنا به آمارهای انتشاریافته به بالای ۱۱۵۰ مورد افزایش یافت که اغلب این اعتراضات در شکل اعتصاب و تجمع برگزارشد. سال گذشته بخش‌های مختلف طبقه کارگر در اعتراض بود. کارگران در صنایع گوناگون مانند معدن، پتروشیمی، لاستیک،برق، نفت و گاز و غیره برای تحقق مطالبات خود دست به اعتصاب و تجمع زدند.از نمونه های برجسته اعتصابات سال گذشته می توان به اعتصاب هزاران کارگر لاستیک بارز کرمان یاد کرد که سه کارگر درجریان اعتصاب بازداشت شدند. همچنین اعتصاب یکپارچه کارگران واگن پارس که اساساً در اعتراض به اخراج شماری از کارگران و برای حذف پیمانکار آغاز شد، بیش از یک ماه به درازا کشید و با راه پیمایی و تظاهرات خیابانی همراه گشت. افزون بر این باید از تجمعات اعتراضی معلمان خرید خدمت و شرکتی و سایر فروشندگان نیروی کار در آموزش و پرورش یاد کرد که بخش دیگری از طبقه کارگر‌اند. سلسله تجمعات اعتراضی پرستاران  و سرانجام اعتصاب سراسری آنان که از اواسط مرداد آغاز شد و حدود سه هفته ادامه داشت، نمونه بسیار برجسته دیگر مبارزات کارگری در سال گذشته است.

اعتراضات کارگری در سال گذشته منحصر به کارگران شاغل نبود. کارگران بازنشسته از جمله بازنشستگان تأمین اجتماعی، معدن، فولاد، نفت، بازنشستگان مخابرات و بازنشستگان فرهنگی نیز تجمعات اعتراضی متعددی برپا کردند که شمار آن نیز از هزار مورد تجاوز نمود.

گرچه مشکل بتوان بخشی را سراغ گرفت که کارگران آن در سال گذشته تجمع و اعتصاب و اعتراض نداشته باشند، اما سال گذشته صنعت نفت و گاز به مرکز اصلی اعتراضات کارگری تبدیل شد. اگر درسایر بخش‌ها و صنایع، کارگران در این یا آن ماه از سال تجمع و اعتصاب داشتند، در صنعت نفت و گاز، کارگران در تمام طول سال در حال اعتراض بودند. اعتراض بزرگ کارگران پروژه ای که در ۳۰ خرداد با اعتصاب و تجمع و ترک محل کار به‌طور همزمان در چند واحد آغاز شد، در مدتی کوتاه بیش از ۱۱۵ شرکت را در برگرفت و بیش از ۲۲ هزار کارگر پیمانی و پروژه ای به اعتصاب سراسری پیوستند.گرچه مرکز و ثقل اصلی اعتصاب کارگران پروژه ای مناطق نفت و گاز جنوب بود، اما کارگران پروژه‌ای شاغل در سایر مناطق از نمونه کارگران پالایشگاه اصفهان، کرمانشاه، یزد، ایلام، ارومیه، اسلام آباد و تهران نیز به اعتصاب پیوستند. همچنین افزون بر کارگران صنعت نفت، گروه های دیگری از کارگران شاغل در چندین مجتمع فولاد و نیروگاه برق نیز به این اعتصاب بزرگ پیوستند.

بخش دیگری از اعتراضات نفت مربوط به کارکنان رسمی شاغل در این صنعت است. کارکنان رسمی نفت به تجمعات هفتگی خود در روزهای دوشنبه که از مهرماه ۱۴۰۲ آغاز کرده بودند تا پایان آبان سال گذشته ادامه دادند.این تجمعات که کم کم داشت از حالت پراکندگی خارج می‌شد، بعد از وعده‌های وزیر نفت پزشکیان و برخی تغییرات در زمینه حذف مالیات حقوق کارکنان، یکسره تعطیل شد. گرچه در نیمه دوم سال گذشته – نیز درسال جاری – اینجا و آنجا شاهد اندک تجمعات کارکنان رسمی بوده ایم، اما متأسفانه از آن تجمعات بزرگ و متعدد کارکنان رسمی دیگر خبری نیست.

در صنعت نفت و گاز هیچ بخشی که درآن تجمع و اعتراض نباشد وجود ندارد. کارگران قرارداد موقت شاغل در صنعت نفت و گاز و حفاری نیز درسال گذشته تجمعات متعددی هم در سطح شرکت‌ها و هم در سطح وسیعتری در شهر اهواز و گاه در تهران برپا کردند.

مهم‌ترین اعتراضات کارگری سال گذشته چه در صنعت نفت و چه در کل جنبش کارگری، توسط کارگران ارکان ثالث شاغل در صنعت نفت سازماندهی و برپاشد. در این مجتمع، یک رشته تجمعات اعتراضی از اوایل شهریور ماه شکل منظم تری به خود گرفت که هرهفته روزهای سه شنبه بر گزار می‌شد، در ماه‌های بعد نیز ادامه یافت و از اوایل آذر ماه وارد مرحله پیشرفته تری شد. در مجتمع گاز پارس جنوبی هر هفته تجمعات اعتراضی متعدد و جداگانه ای در ده‌ها پالایشگاه، سکوها و فازهای مختلف نفت و گاز و مناطق عملیاتی برپا می‌شد. این تجمعات مدت ۱۶ هفته منظماً ادامه داشت. کارگران ارکان ثالث در جریان این مبارزات به تجربه دریافته بودند که با اعتراضات و تجمعات جداجدا، کاری از پیش برده نمی‌شود و هشدار داده بودند که اگر به خواستهایشان رسیدگی نشود در اشکال دیگری دست به اعتراض خواهند زد. روز ۶ آذر که موعد هفدهمین تجمع هفتگی بود، تمام کارگران ارکان ثالث شاغل در مجتمع پارس جنوبی متحداً به یک تجمع واحد و سراسری دست زدند. در این تجمع بالغ بر ۳ هزار نفر مقابل ” ستاد مجتمع گاز پارس جنوبی” گردهم آمدند. ارکان ثالثی‌های برخی مراکز دیگر مانند عسلویه، بوشهر و کنگان نیز با پیمودن کیلو مترها راه،  به تجمع پیوستند. تجمع سراسری کارگران ارکان ثالث در ۲۰ آذر و ۴ دی نیز تکرار شد. بخش‌های دیگری از کارگران ارکان ثالث  از نفت و گاز گچساران، و پارسیان لامرد و مراکز دیگر به کارگران  پارس جنوبی پیوستند. شمار کارگران حاضر در تجمع سراسری از ۳ هزار نفر به بالای ۵ هزار تن رسید. روز ۶ بهمن کار گران ارکان ثالث از شهرها و مراکز مختلف نفت و گاز راهی تهران شدند و یک تجمع سراسری ۲ هزار نفره مقابل دفتر ریاست جمهوری برپا نمودند. کارگران پالایشگاه گاز فجرجم نیز در همبستگی و همراهی با پارس جنوبی تجمعات روزهای سه شنبه خود را گسترش دادند. تجمعات کارگران نفت از حالت تجمع صرف درآمد و با راه پیمایی و سردادن شعار و حضور پر رنگ خانواده‌ها همراه شد.

کارگران آگاه و مبارز ارکان ثالث که باید آنان را پیشقراولان مبارزه در صنعت نفت و گاز نامید، در جریان مبارزه به ضرورت فراتر رفتن از تجمعات جداجدا پی بردند و در همین رابطه تجمعات سراسری و یکپارچه را در این مجتمع سازمان دادند. در ادامه  ودر کوران همین مبارزات و تجمعات سراسری بود که ضرورت درپیش گرفتن شکل عالی تری از مبارزه را دریافتند. کارگران ارکان ثالث شاغل در مجتمع گاز پارس جنوبی در تجمع سراسری خود مورخ ۴ دی، رسماً هشداردادند اگر به خواستهایشان رسیدگی نشود، تمام فرایند تولید و تمام امور عملیاتی و تعمیراتی را متوقف خواهند کرد! و این یعنی اعتصاب!. رو آوری کارگران به اعتصاب نتیجه عملی چندین ماه مبارزه و تجمع در پارس جنوبی بود. این ، آن تاکتیک درست و مؤثری است که باید درنفت اتخاذ می‌شدد و کارگر مبارز و آگاه ارکان ثالث به آن دست یافت. این، همان غول خفته ای است که باید در نفت بیدار شود و اگر بیدار شود نه فقط مبارزه در صنعت نفت و گاز بلکه کل مبارزات و جنبش طبقه کارگر را چندین گام جلوتر خواهد برد. ارتجاع حاکم در هراس شدید از عملی شدن این هشدارها، به نحو گسترده ای به کارگران ارکان ثالث در پارس جنوبی یورش برد. ده‌ها تن از کارگران را به مراکز سرکوب احضار کرد و مورد تهدید قرارداد . شمار زیادی را بازداشت نمود و به محکمه و بازجویی کشاند. چندین کارگر پیشرو را اخراج و برای تعداد دیگری حکم اخراج ارسال نمود تا مانع اعتصاب کارگران شود یا دست کم آن را عقب بیندازد.

اما اعتراضات کارگران ارکان ثالث خاموش نشد. صرف نظر از ادامه تجمعات منظم کارگران ارکان ثالث شاغل در پالایشگاه گاز فجرجم،  کارگران شرکت نفت و گاز گچساران، برخی سکو ها و مناطق عملیاتی، کارگران ارکان ثالث کنگان وعسلویه و در برخی واحد های مجتمع گاز پارس جنوبی حتی بعد از سرکوب کارگران این مجتمع، تجمعات اعتراضی درسال گذشته برگزار شد و این اعتراضات در سال ۱۴۰۴ نیز ادامه دارد.

از آنجا که صنعت نفت و گاز و مبارزات کارگران شاغل در این صنعت بسیار مهم است و از آنجاکه مبارزات شاغل در این صنعت را شاید بتوان شمایی کلی از وضعیت عمومی جنبش کارگری در سال گذشته به حساب آورد، لذا بررسی مبارزات کارگران نفت و گاز و ارزیابی از آن نیز می‌تواند تا حد زیادی ارزیابی از وضعیت جنبش کارگری نیز باشد.اگر بخواهیم یک جمعبندی از مبارزات و جنبش کارگری در سال ۱۴۰۳ بدست دهیم، خلاصه وار باید به چند نکته اشاره کنیم.

اعتراضات کارگری در سال گذشته فزونی یافت. این اعتراضات عمدتاً درشکل اعتصاب و تجمع بود و تا جایی که به شکل مبارزه برمی‌گردد گام هایی به جلو برداشت. تجمعات جداجدا در نفت به‌ویژه در مورد کارگران ارکان ثالث شاغل در مجتمع گاز پارس جنوبی، به تجمعات فراواحدی و سراسری در کل این مجتمع ارتقا یافت. افزون براین، تجمعات اعتراضی در سایر واحد ها نیز از حالت تجمع صرف و ساده درآمد و با راه پیمایی، حمل پلاکارد و سردادن شعار و پر رنگ تر شدن حضور خانواده ها همراه شد. تجمعات اعتراضی گاه با عدم انجام برخی وظایف همراه بود و حالت نیمه اعتصاب به خود گرفت. شکل اعتراض در مجتمع گاز پارس جنوبی تا آستانه اعتصاب پیش رفت و گام بسیار مهمی در راستای استفاده از این تاکتیک مهم مبارزه کارگری برداشته شد.

تجمعات سراسری از نمونه سه تجمع بزرگ ۳  تا ۵ هزار نفره کارگران ارکان ثالث بخش‌های مختلف مجتمع گاز پارس جنوبی مورخ ۶ و ۲۰ آذر و ۴ دی در محل، یک تجمع بزرگ و سراسری کارگران ارکان ثالث با حضور ۲ هزار نفر در تهران مقابل دفتر ریاست جمهوری مورخ ۶ بهمن، دو تجمع سراسری اپراتورهای برق در مهر و اسفند که از شهرهای مختلف راهی تهران شده بودند و بالأخره اعتصاب بزرگ و برجسته و سراسری پرستاران در مردادماه، گویای این واقعیت است که تشکل‌های هماهنگ کننده اعتراضات و اعتصاب های فراواحدی که از ضروریات گذار اعتصابات کنونی به اعتصابات گسترده و سراسری است، بیش از پیش درحال قوام گیری است. موضوع هماهنگی اعتراضات فقط مختص شاغلان نیست. در میان بازنشستگان مختلف از بازنشستگان تأمین اجتماعی گرفته تا باز نشستگان نفت، معدن، فولاد، مخابرات و بازنشستگان فرهنگی نیز همین روند وجود داشته است.

مبارزه در نفت به‌ویژه در مجتمع گاز پارس جنوبی از این خصوصیت برخوردار بود که اولاً به اعتراضات و مبارزات بخش‌های مختلف  و جداگانه‌ی این مجتمع بزرگ انسجام بخشید و ثانیاً همین انسجام تا حد زیادی به سایر بخش‌ها در نفت تسری یافت و ثالثاً اتحاد و همبستگی کارگری را تقویت نمود.

بررسی مبارزات کارگری در سال گذشته در عین حال بیان‌گر این واقعیت است که برخی اعتراضات از چارچوب خواستهای و شعارهای اقتصادی فراتر رفته و ثقل شعارها و مطالبات سیاسی افزایش یافته است. انتشار بیانیه‌ها و موضع گیری‌ها و طرح شعارهای گوناگونی از نمونه : “ما استثمار نمی خوایم- ما پیمانکار نمی خوایم”،” ارکان ثالث بیدار است – از استثمار بیزار است” ، ” اسمش وزیر کاره – حامی پیمان‌کاره” ، ” شورای عالی کار – یک مشت مفت خور بیکار”،” اتحاد اتحاد علیه ظلم و فساد” و همچنین طرح خواستهایی مانند حق ایجاد تشکل مستقل، حق تجمع و آزادی بیان، آزادی کارگران زندانی و زندانی سیاسی و امثال آن، همه گویای همین واقعیت است. افزون بر این در جریان تبلیغات به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری، بسیاری از کارگران در هفت‌تپه، عسلویه و برخی واحد های دیگر با انتشار بیانیه هایی، شعبده بازی حکومتی را رسماً تحریم کردند. علیه صدور حکم اعدام از جمله حکم اعدام توماج صالحی اعتراض و با آن مخالفت کردند. همچنین نسبت به اعمال فشار علیه زنان برای تحمیل حجاب اجباری به اشکال مختلف اعتراض نموده و با سیاستهای رژیم در این زمینه به ابراز مخالفت پرداختند. از همه‌ی این ها مهمتر خروش مقتدرانه کارگران ارکان ثالث شاغل در مجتمع گاز پارس جنوبی  و پیامی بود که کارگران برای طبقه حاکم و رژیم سیاسی ان فرستادند” این آخرین پیام است – بدون ما کار شما تمام است”. ارکان ثالث با این پیام، در واقع طبقه حاکم و رژیم سیاسی آن را به مصاف در آوردگاه جدیدی دعوت نمود.

تمام این دستاوردها و موضع گیری ها و تلاش‌ها در راستای بیرون بردن کامل مبارزه از چارچوبهای صرفاً صنفی و اقتصادی و بیان گر ارتقای سطح شعارها و خواست‌های جنبش طبقه کارگر است. پدیده طرح شعارها و مطالبات سیاسی و پر رنگ‌تر شدن آن در سال گذشته نیز منحصر به کارگران شاغل نبود. کارگران بازنشسته و دیگر بازنشستگان نیز حتی زودتر و صریح‌تر از شاغلان به طرح چنین خواست ها و شعارهایی روی آورده بودند.

به رغم آنکه جنبش کارگری در سال گذشته در تمام زمینه‌های یاد شده گام‌هایی به پیش برداشت، اما این جنبش کماکان دچار ضعف و کمبودهایی است که باید به همت کارگران آگاه و پیشرو و فعالیت آگاه‌گرانه و سازمان گرانه آنان از میان برداشته شود.

واقعیت این است که جنبش طبقه کارگر هنوز به مرحله یک جنبش سیاسی سازمان‌یافته وسراسری ارتقا نیافته است. سرکوب شدید و مداوم و فقدان تشکل های مستقل کارگری، نقش مهمی در تأخیر این گذار برعهده داشته اند. تردیدی نیست که جنبش کارگری در سال گذشته به نحو پررنگ‌تری به طرح شعارها و خواست‌های سیاسی روی‌آورد. به رغم این اما بسیاری از اعتراضات کارگری در سطح خواست ها و شعارهای صنفی و اقتصادی محدود ماند و کارگران در جایگاه یک طبقه متشکل برای ساز ماندهی یک جنبش مستقل سیاسی و ایفای نقش رهبری کننده جنبش‌های اجتماعی توده‌ای و انقلاب کارگری ظاهر نشد. بیهوده نبود که تعدادی از فعالین وتشکل‌های کارگری در داخل کشور در اوایل سال گذشته با انتشار بیانیه ای از فقدان مبارزه سیاسی طبقه کارگر به عنوان یک نقطه ضعف جنبش کارگری یاد کرده و بر ضرورت چنین مبارزه ای تأکید نمودند. این نقطه ضعف البته تغییری در این واقعیت ایجاد نمی‌کند که در سال گذشته، اعتراض‌ها و اعتصاب‌های کارگری، روند اصلی مبارزه و یگانه واکنش گسترده اعتراضی در جامعه نسبت به شرایط و نظم موجود بود. نمی‌توان انکار نمود که جنبش طبقه کارگر اصلی ترین و مطرح ترین جنبشی بود که پرچم اعتراض اجتماعی را در اهتزاز نگاه داشت.

برکسی پوشیده نیست که پیشرفت‌های بیشتر جنبش طبقه کارگر و ازمیان برداشتن کامل ضعف و کمبود‌های موجود نیازمند دنیایی از کار و فعالیت کمونیست‌ها و مقدم بر هرکس، کارگران آگاه و پیشرو است. جهت گیری مبارزات کارگری در سال گذشته گام‌هایی در همین راستا است. طبقه کارگر باید با ایجاد و تکثیر کمیته های مخفی کارخانه، کمیته های اعتصاب به ویژه کمیته های هماهنگ کننده‌، اعتراض‌ها و اعتصابات فراواحدی و رشته‌ای را سازمان دهد و راه گذار به اعتصاب‌های سراسری را هموارکند. با اعتصابات اقتصادی و سیاسی سراسری است که می‌توان رژیم سرمایه‌داری حاکم را فلج کرد، اعتصاب عمومی سیاسی را سازمان داد و با در دست گرفتن رهبری تمام جنبش، بستر یک قیام مسلحانه و پیروزمند توده‌ای را هموار کرد. درجریان همین اعتصابات و مبارزات است که طبقه کارگر می‌تواند و باید خود را متشکل و برای رهبری انقلاب کارگری تجهیز و آماده سازد. تنها طبقه کارگر متشکل است که بنا به موقعیت خود درتولید و بنا به کم و کیف نیروی خود و امکان استفاده از تاکتیک‌های مبارزاتی فلج کننده‌ی خاص خود، قادر است به یک جنبش متحد و سراسری برای سرنگونی نظم موجود شکل دهد، رهبری آن را در دست گیرد و انقلاب اجتماعی را به پیروزی برساند.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۱۷  در فرمت پی دی اف: