جنگ جاری میان دولت صهیونیستی و متجاوز اسرائیل به رهبری نتانیاهوی فاشیست و رژیم کشتار و سرکوب و پان اسلامیست جمهوری اسلامی به رهبری خامنهای جلاد، یک جنگ ارتجاعی است که ربطی به طبقه کارگر و توده های مردم ایران ندارد. این جنگ بیآنکه تا این لحظه چشم انداز روشنی بر پایان آن گشوده شده باشد، در دهمین روز خود با حملات هوایی و سنگین آمریکا در بامداد یکشنبه اول تیر به تأسیسات هسته ای جمهوری اسلامی در فردو، نطنز و اصفهان، عملاً به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده و اوضاع متشنج و شرایط جنگی منطقه، وارد مرحله بالاتر و خطرناکتری شده است. این جنگ که طبقه کارگر و تودههای مردم هیچ نفش و منفعتی در آن ندارند، تا همینجا خسارتهای جانی و مالی زیادی برای مردم و طبقه کارگر ببارآورده است. جنگی که ماهیت ارتجاعی، ضد کارگری و ضد مردمی آن، پیش ازآغاز حتی، روشن بود، درفاصله همین چند روز این ماهیت و ضدیت خود با منافع طبقه کارگر را آشکارترساخت. جنگ و حملات هوایی و موشکی و هدفگیری های طرفین، چنانکه قابل پیش بینی بود، به سرعت از محدوده مراکز و اهداف نظامی فراتر رفت . برطبق خبرهای انتشار یافته، اقدامات تجاوزگرانه دولت جنگ طلب اسرائیل به برخی زیرساختها، پالایشگاهها، شهرکهای صنعتی، مراکز کار و کارخانهها، اماکن مسکونی و حتی بیمارستانها نیز تعمیم یافت. جنگی از هردوسو با ابعاد تخریبی بسیار بالا و نه فقط به کلی بیربط با منافع طبقه کارگر، که درست مقابل آن، چراکه برهم زنندهی روال کار و زندگی کارگران است و جان آنان را نیز نشانه رفته است.
طبقه بورژوازی و جنگ افروزان، در جنگ نیز همان سیاستی را دنبال میکنند که در شرایط غیر جنگ دنبال میکنند البته با وسائل دیگر. تشدید استثمار و سودجویی و اخراج و بیکارسازی کارگران و مواردی مانند این، ازجمله سیاستهایی است که طبقه بورژوازی و رژیم سیاسی آن در جنگ و غیر جنگ علیه طبقه کارگر به مرحله اجرا درآورده و میآورد. اگر جنگ ابزار جدیدی برای تشدید استثمار و زیر گرفتن منافع طبقه کارگر در اختیار آن قرار می دهد، تردیدی در استفاده از آن، ولو به قیمت جان کارگر، به خود راه نمی دهد. در جنگ هاست که برای مثال امکان احتکار کالاهای مورد نیاز مردم و گران تر فروختن آن فراهم تر است و سودهای کلانی نصیب تاجران و سرمایهداران میسازد. جنگ از این بابت برای طبقه و رژیم حاکم ” نعمت” است. نه فقط از این بابت، جنگ از این جهت که دربیخبری و بی اطلاعی تحمیلی ناشی از جنگ یا به بهانه جنگ، دهها و صدها تن از مخالفان رژیم یا ناراضیان بازداشتمیشوند، فشار بر زندانیان سیاسی به مراتب تشدید میشود و کل زندانیان بدون دفاع در معرض حملات هوایی و موشکی وکشته شدن قرار میگیرند و در عین حال دست رژیم را در اعدام های بی سر و صدای فضای بیخبری ناشی از جنگ باز ترمیکند نیز برای طبقه و رژیم حاکم “نعمت” است. جنگ به ویژه از این نظر که طبقه حاکم سعی میکند موقعیت متزلزل خود را در سروصدای جنگ محو و پنهان کند، از این جهت که ارتجاع حاکم، به جامعه ناراضی و نیروی پیشتاز و معترض به بهانه جنگ هجوم میبَرَد تا فریاد اعتراض طبقه کارگر و کل جامعه را در پس شلیک موشکهای پر سروصدا خاموش سازد و در انفجارات مهیب جنگ، انفجار بزرگ اجتماعی را عقب بیندازد نیز “نعمت” است.
بورژوازی در جنگهایی از این دست در عین حال با توسل به انواع تبلیغات، انگشت نهادن روی احساسات مردم و تحریک آن، سعی میکند حس ناسیونالیستی کارگران را بر انگیزد، آنان را در مسیر پیشبرد اهداف و امیال ارتجاعی خود بسیج کند و طبقه کارگر را دنبال جنگ بکشاند. اما باید گفت که رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی به رغم همه و هر گونه تلاشی در این زمینه قادر به چنین کاری نشده است. کارگران ایران که بیش از ۴۶ سال است با فقر و تنگدستی و بی حقوقی دست و پنجه نرم میکنند و از تشدید استثمار و ظلم و ستم و استبداد، جانشان به لب رسیده و استثمار خشن رژیم حاکم را با گوشت و پوست چشیده اند، به تمام این تلاش ها و طرفندها دست رد زده و آن را خنثی نمودهاند. طبقه کارگر نه فقط مخالف این جنگ ارتجاعی بلکه مخالف جنگ افروزان و رژیم جنگ طلب حاکم نیز هست.
رژیم ارتجاعی حاکم در همان حال که بر شیپور نابودی اسرائیل میدمد، کارگران بی دفاع را در فضای به کلی نا امن و جنگی رها کرده است. رژیم صهیونیستی و جنگ طلب اسرائیل نیز هر روز دهها نقطه در تهران و سایر شهرهای بزرگ و کوچک را مورد هدف قرارداده و با فروریختن خروارها بمب و موشک، جان دهها هزار تن از شهروندان ازجمله کارگران را به خطر افکنده است. نژادپرستان صهیونیست و در رأس آن نتانیاهوی جانی، هرجا را که دستش رسیده به بمب و موشک بسته یا از طریق ریزپرندهها و پهبادهای جنگی، صدها تن را کشته و هزاران تن دیگر را مجروح ساخته است. شمار کشته ها در ایران از ۴۳۰ نفر و مجروحین از ۳۵۰۰ نفر تجاوز کرده است.
جنگ ارتجاعی اسرائیل و جمهوری اسلامی، کمی پس از آغاز، از مرحله آسیب رسانی و بمباران و موشک باران اهداف و تأسیسات نظامی فراتر رفت. در این ۱۰ روز جنگ، چندین شهرک صنعتی و پالایشگاه و کارخانه مورد اصابت بمبها و موشکهای اسرائیلی قرار گرفته است. شهرک صنعتی “علویجه” در شاهین شهر اصفهان، شهرک صنعتی سپید رود رشت، یک شهرک صنعتی در اردبیل، یک منطقه کارگاهی در کرمانشاه، یک منطقه کارگاهی بنام “دغاغله” در اهواز، چندین پالایشگاه، ازجمله پالایشگاه تهران، پالایشگاه فاز ۱۴ مجتمع گاز پارس جنوبی، پالایشگاه گاز فجرجم، انبار نفت شهران، تأسیسات نفت و گاز در عسلویه، و همچنین چندین کارخانه مانند کارخانه آققلا در شرق استان گلستان، کارخانه ماشین سازی بروجرد، شرکت لاستیک سازی توانیر دراهواز، پتروشیمی تندگویان، کارخانه تک ناز صنعت موسوی در اردبیل، مرکز تعمیرات هواپیمایی درحوالی اکباتان، کارخانه تولید دارو و مانند آن، ازجمله مراکزی هستند که مورد اصابت موشکها و بمبهای اسرائیلی قرار گرفتهاند. صدها هزار کارگر در این مراکز و شهرکها و مراکز و شهرکهای مشابه، کار و زندگی میکنند که اکنون جان همهی آنها در معرض خطرات ناشی از جنگ قرار گرفته است.
خبرهای انتشار یافته حاکی از آن است که علاوه بر صدمات و خسارات مالی وارده به این مراکز، چندین کارگر از جمله ۱۱ کارگر در “دغاغله” اهواز در این حملات جان خود را از دست داده و شمار بیشتری مجروح شده اند. تردیدی در این مسأله وجود ندارد که با ادامه جنگ ، بر ابعاد خسارتها، تخریب مراکز کارگری و کارگرانی که قربانی این جنگ ارتجاعی می شوند، افزوده خواهد شد.
در برخی از مراکز کارگری مانند کارخانه مس شهربابک، کارفرما کارخانه را تعطیل و کارگران را به مرخصی اجباری فرستاده است و درهمان حال حقوق و مطالبات مزدی کارگران را نیز نپرداخته است. بیکارسازی گسترده و تضییق حق و حقوق کارگران از طریق تعطیل کارخانهها و مراکز کارگری به خاطر جنگ یا به بهانه جنگ نیز یکی دیگر از عواقب این جنگ ارتجاعی است.
تعطیل مراکز کارگری در شرایط جنگی و حملات هوایی مداوم اسرائیل البته فی نفسه کار بدی نیست مشروط بر اینکه اولاً دستمزد و مزایای کارگران در دوره تعطیلی کارخانه بطور کامل و بی کم و کاست پرداخت شود و ثانیاً تضمین کافی به کارگران داده شود که با آرامتر شدن اوضاع، تمام کارگران به کارخانه و مشاغل قبلی خود باز گردند.
جمهوری اسلامی زمانی که میخواست قدس را از راه کربلا فتح کند، جان و زندگی صدها هزار تن را قربانی اهداف و سیاستهای ماجراجویانه و پان اسلامیستی خود کرد. بعد از آن نیز هرگز از چنین اهداف و سیاستهایی دست برنداشت گرچه برای پیشبرد آن به سازماندهی نیروهای نیابتی از قماش حزب الله و حماس روی آورد. اما با برچیده شدن بساط این نیروها و بعد از آن سقوط تماشائی مهرهی دست نشانده آن، رژیم بشاراسد، استراتژی رژیم جمهوری اسلامی با شکست قطعی و سنگینی روبروشد. رژیم نژادپرست اسرائیل و نتانیاهوی جلاد که دستش تا آرنج در خون کودکان غزه آلوده است، به عنوان یک رژیم جنگ افروز و توسعه طلب، برای کسب هژمونی در منطقه، موقعیت را مناسب یافت و از ضعف و زبونی ارتجاع اسلامی بهره برد و با حمایت دولت امپریالیستی آمریکا، مهلکترین ضربات را بر جمهوری اسلامی وارد ساخته است.
جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی تا همینجا زیانهای متعددی برای طبقه کارگر دربر داشته است. این جنگ هرچه هست، جنگ کارگران نیست. یک جنگ ارتجاعی است. جمهوری اسلامی بسیار تلاش نموده و بیش از این تلاش خواهد کرد با سوءاستفاده از شرایط جنگی، مبارزات و مطالبات طبقه کارگر و دیگر اقشار زحمتکش را زیر انبوه خبر و جنجال تبلیغاتی مربوط به عملیات جنگی و حملات هوایی و موشکی مستور سازد. ارتجاع اسلامی و تمام انواع جنگ طلبان کوشش نموده و یقیناً بیش از این کوشش خواهند نمود با استفاده از شرایط کنونی و دمیدن در شیپور جنگ ارتجاعی، جنگ طبقه کارگر با طبقه حاکم را پشت صحنه برانند. اما شکست چنین سیاستی قطعی است. چرا که جنگ طبقه کارگر با طبقه حاکم برخاسته از موقعیت متضاد و منافع متضاد دو طبقه استثمار شونده و استثمار کننده است. انبوهی از تضادهای حل نشده، رشد یافته و به مرحله انفجار رسیده و در این جنگ و ادامه آن نیز حادتر خواهد شد. عواقب مخرب این جنگ و تأثیرات زیانبار آن بر زندگی و کار کارگران روز به روز بیشتر روشن میشود. مبارزه و جنگ طبقه کارگر برای تغییر وضع موجود و برای آزادی و برابری و رهایی، بیش از پیش تشدید خواهد شد.
طبقه کارگر باید تشکیلات مستقل و مبارزات مستقل خود را سازماندهد. جنگ ارتجاعی طبقات حاکم در ایران و اسرائیل، عواقب وخیم و تقریباً یکسانی را برای کارگران ببارآورده و بیشتر ازاین ببار خواهد آورد. درچنین شرایطی کارگران میتوانند و باید بیشتر از گذشته، حامی و پشتیبان یکدیگر باشند ، اتحاد و تشکل خودرا مستحکمتر سازند و چون تنی واحد ذر برابر طبقه حاکم و سیاستهای جنگ طلبانه آن بایستند و با حفظ استقلال خود، مبارزه برای پایان دادن به حیات رژیم حاکم و مصائب ناشی از سیاستهای آن گام نهند.
جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی، جنگ دولتها و طبقات حاکم در این کشورهاست و ربطی به جنگ طبقه کارگر ندارد.صرف نظر ازاینکه این جنگ ارتجاعی تا کی و تا کجا ادامه داشته باشد، جنگ طبقه کارگر با طبقه حاکم برای به زیر کشیدن آن و تا به زیر کشیدن آن ادامه خواهد داشت. این جنگ یک جنگ انقلابی و طبقاتی است، جنگ طبقه کارگر علیه طبقه حاکم تا سرنگونی نظم موجود و استقرار یک حکومت کارگری و شورایی و رسیدن به سوسیالیسم ادامه دارد و هیچ نیرویی قادر به مهار و جلو گیری از آن نیست.

جنگها زائیده نظامهای طبقاتی تاریخاند و طبقات و دولتهای ارتجاعی ستمگر برای دستیابی به اهداف اقتصادی و سیاسی ، مقاصد توسعهطلبانه و تجاوزکارانه خود به جنگ روی میآورند، اما هزینه این جنگها را با کشتار و ویرانی، تشدید استثمار و تحمیل فقر، بر دوش تودههای ستمدیده قرار میدهند.
جنگ بار دیگر سایهی شوم خود را بر سراسر ایران گسترانده است. کارگران و دیگر زحمتکشان ایران که تا پیش از این در فقر غوطهور بودند، امروز با جنگ ارتجاعی دو دولت فاشیستی ایران و اسرائیل در وضعیتی بسیار دشوار قرار گرفتهاند. جنگی که از روز یکشنبه اول تیر با بمباران مراکز هستهای جمهوری اسلامی توسط دولت آمریکا وارد فاز جدید و خطرناکتری شد. تاکنون (ده روز نخست جنگ) صدها غیرنظامی در شهرهای مختلف کشور بویژه تهران در اثر اصابت موشک و پهپادهای ارتش اسرائیل جان خود را از دست دادهاند.
حملهی نظامی رژیم نژادپرست اسرائیل در ٢٣ خرداد به ایران جنگ ارتجاعی را شعلهور کرد که تا کنون صدها کشته، و هزاران مجروح برجای گذاشته و سبب آوارگی میلیونها تن بویژه ساکنان تهران در جستجوی نقطهای امن شده است. رژیم جنایتکار اسلامی حاکم بر ایران که جز چوبههای دار و کشتار و ویرانی برای مردم ایران ثمری در بر نداشته، دستگیری مخالفان و اعدام زندانیان را گسترش داده تا با ارعاب و سرکوب چند صباحی بر عمر ننگین خود بیفزاید.
درگیری نظامی میان دو ارتجاع جنگافروز، یعنی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی و دولت صهیونیستی اسرائیل، با ابعاد ژئوپلیتیکی گسترده، پیامدهایی عمیق و چندلایه برای منطقه خاورمیانه بهویژه کشورهای عربی در پی دارد. این منازعه، فراتر از تقابلی دوجانبه، بازتاب رقابت برای هژمونی منطقهای است که کشورهای دیگر را در موقعیتی حساس از نظر اقتصادی، امنیتی و سیاسی قرار داده است.
همزمان با شروع بمباران اهداف نظامی و هسته ای جمهوری اسلامی که از سحرگاه روز جمعه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ توسط رژیم جنایتکار اسرائیل آغاز شد، موج وسیعی از بازداشت فعالان اجتماعی و کنشگران فضای مجازی نیز توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی آغاز شد. بازداشت هایی که دامنه و ابعاد آن مدام در حال گسترش است و با گذشت هر روز گروه های بیشتری از جامعه در معرض تهدید و دستگیری قرار دارند و بعضاً با خطر اعدام مواجه اند.
بنابر پیشنهاد هواداران سازمان در اشتوتگارت به اتحاد بینالمللی آلمان (اشتوتگارت) internationalistisches bundnis در روزهای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ ژوئن در مرکز شهر اشتوتگارت آلمان، آکسیونی همراه با برپا کردن چادر از ساعت یک بعدازظهر تا ۹ شب، تحت عنوان غزه باید زنده بماند، جهت جمعآوری کمک مالی بهمنظور ساختن بیمارستانی در نوار غزه و شکستن محاصره غذایی همراه با افشای جنایات رژیم صهیونیستی و فاشیست اسرائیل برگزار شد. این آکسیون موفق به جمعآوری کمک نسبتاً مناسبی برای اهداف بالا شد.
توده های مردم ایران دوران سخت و پر تلاطمی را می گذرانند. سیر حوادث سیاسی – اجتماعی به طور واقعی شتاب گرفته است. جامعه بیش از هر زمان دیگری آبستن تکان های بزرگ اجتماعی است. توده ها، در گستره ای عمومی ناراضی و اوضاع جامعه از جمیع جهات به ضرر جمهوری اسلامی است. هیئت حاکمه از پاسخگویی به ابتدایی ترین نیاز مردم عاجز است. زندگی روزانه مردم مختل، سفره ها تهی، آب قطع، خاموشی های برق مداوم، صنایع بی رونق، دارو گران، سیستم درمانی فشل، ناامنی فراگیر و مردم، عاصی و خشمگین از وضعیت موجود در انتظار نبردی نهایی با حاکمیتی سرکوبگر و ورشکسته به سر می برند. حاکمیتی دزد و فاسد و تبهکار که همچنان با اعدام و کشتار روزگار می گذراند. رژیمی شکست خورده، پوشالی و مفتضح که هرچه بیشتر در ناتوانی خود غرق می شود، در اجرای حکم اعدام تشنه تر می گردد. هرچه ناقوس مرگش بلندتر می شود، گردن های بیشتری را برای طناب دار طلب می کند. چرا که حاکمان جانی و تبهکار این رژیم ورشکسته و مفتضح در این پندارند که با گسترش اعدام می توانند استیصال و درماندگی خود را در لایه های تو در توی وحشت و مرگ بپیجانند و در گمان تیره شان بر این خیالند که می شود ماندگاری نظام را به چوبه های دار گره زد.
در حالیکه جنگ، کشتار و جنایت علیه مردم بیدفاع غزه بیوقفه ادامه دارد، در شرایطی که صدها هزار تن از ساکنان این منطقه ماههاست بهجای نان، گلوله و بمب دریافت میکنند، در شرایطی که بیش از ۶۳ هزار تن از مردم غیرنظامی در نتیجه حملات جنونآمیز دولت فاشیست اسرائیل جان خود را از دست دادهاند و در شرایطی که غزه به تلی از آوار و ویرانی تبدیل شده است، بارقههای بیشتری از امید و همبستگی بینالمللی و مردمی با غزه پدیدار شدهاند.