پیام شرکت‌کنندگان در شانزدهمین کنفرانس سازمان فدائیان (اقلیت) به طبقه کارگر

رفقای کارگر، کارگران مبارز!

شانزدهمین کنفرانس سازمان فدائیان (اقلیت) در شرایطی برگزار شد که طبقه سرمایه‌دار و رژیم سیاسی پاسدار منافع این طبقه، وخیم‌ترین شرایط اقتصادی و معیشتی را بر طبقه کارگر ایران تحمیل نموده است. طی دو سال گذشته، یورش‌های طبقه سرمایه‌دار و دولت این طبقه علیه طبقه کارگر ایران ادامه و گسترش یافت. ادامه اجرای سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال، دستمزدهای ناچیزی که حدود یک چهارم خط فقر است، تاخیر در پرداخت و بلوکه کردن همین دستمزدها، قراردادهای موقت، پیمانی و سفیدامضاء، بیکارسازی‌های وسیع، ناامنی شغلی و تراکم بیش‌ازپیش صفوف میلیونی بیکاران و جویندگان کار، استثمار و بهره‌کشی از طبقه کارگر را تشدید و فقر و فشار و محرومیت باز هم بیشتری را بر کارگران و خانواده‌های کارگری تحمیل نمود. یورش طبقه حاکم در این عرصه‌ها با یورش مداوم آن برای تشدید بی‌حقوقی و تحمیل شرایط کار و زیست برده‏وار بر کارگران همراه بود. تلاش‌های علی‌ ربیعی وزیرکار کابینه روحانی برای تصویب “لایحه اصلاح قانون کار” دست‌پخت کابینه احمدی‌نژاد ادامه یافت. طرح باصطلاح کارورزی و اشتغال جوانان که در اساس همان طرح فوق‌ارتجاعی “استاد شاگردی” ده سال قبل کابینه احمدی‌نژاد است، به اجرا درآمد. این طرح، در واقع طرح تامین نیروی کار مفت و مجانی برای سرمایه‌داران و طرح بیگاری و تحمیل شرایط شبه برده‌داری بر جوانان و جویندگان کار است. طرحی که تحت عنوان “اشتغال‌زائی” به مرحله اجرا گذاشته شده، نه تنها زاینده هیچ‌گونه اشتغالی نیست که اشتغال‌زدایی از نیروی کار شاغل با سابقه و معترض نیز هست. هدف اصلی این پروژه ضدکارگری، سودرسانی و خدمات بیشتر به سرمایه‌داران و تشدید بیش‌ازپیش استثمار طبقه کارگر است.

علاوه بر این یورش‌ها، بحران مزمن و رکود اقتصادی همراه با تورم فزاینده که بر گلوی طبقه کارگر چنگ انداخته، عموم کارگران ایران را به ورطه فقر شدید و گرسنگی دائمی افکنده است. توقف و تعطیلی کارخانه‌ها و موسسات تولیدی و خصوصی‌سازی‌ها، هر ساله صدها هزار کارگر را به خیابان پرتاب نموده است. سودجویی و حرص‌وآز سرمایه‌داران و فقدان استانداردهای ایمنی محیط کار، هزاران کارگر را دچار نقص‌عضو نموده و یا به کام مرگ فرستاده است. کاهش تعهدات دولتی، امتناع کارفرمایان از پرداخت سهم بیمه کارگران به سازمان تامین‌اجتماعی، کاهش تعهدات قانونی این سازمان، کاهش کمیت و کیفیت خدمات بیمه‌های اجتماعی، کاهش ارزش دفترچه‌های بیمه و مشکل تمدید اعتبار آن، محرومیت کارگران و خانواده‌های کارگری از بهداشت و درمان را دامن زده و بیماری و مرگ‌ومیر در میان آن‌ها را افزایش داده است.

رفقای کارگر، کارگران مبارز!

شما خوب می‌دانید که یورش طبقه سرمایه‌دار و رژیم سیاسی پاسدار منافع این طبقه، به موارد فوق محدود نشده است. در تمام طول دو سال گذشته، رژیم نه فقط حتا یک لحظه از سرکوب و ارعاب کارگران غافل نبوده، بلکه اقدامات سرکوب‌گرانه علیه جنبش طبقاتی کارگران و فعالان آن را تشدید نموده است. دستگاه قضایی و نیروهای امنیتی و انتظامی در هماهنگی کامل با کارفرمایان و سرمایه‌داران، سرکوب برنامه‌ریزی شده‌ای را علیه طبقه کارگر سازمان دادند. از پی هر تجمع و اعتصاب، چندین نفر از فعالان و سازمان‌دهندگان اعتراض متشکل کارگران، به جرم ایجاد “اغتشاش” احضار و محاکمه و بازداشت شدند. صدها کارگر در معادن سنگ‌آهن، معادن زغال‌سنگ، معادن طلا و مس، در کارخانه‌های سیمان، در صنایع چوب و کاغذ، در پتروشیمی‌ها، خودروسازی‌ها، کشت و صنعت‌ها، فولاد، نساجی‌ها، مخابرات راه‌دور، شهرداری‌ها، عسلویه و دیگر مراکز تولیدی و خدماتی به دادگاه احضار شدند و پس‌از محاکمه به حبس و شلاق و جریمه نقدی محکوم و بخشا اخراج شده‌اند. افزون بر این، تنها طی یک دوره دو ساله (۹۵ و ۹۶) بیش از ۵۰۰ کارگر بدون آن‌که پایشان به این دادگاه‌ها باز شده باشد، صرفا بخاطر فعالیت‌ آگاه‌گرانه، سازماندهی اعتصاب و اعتراض ، دفاع از حقوق اولیه کارگران و مبارزه برای دستمزد و بهبود شرایط کار، توسط کارفرمایان از کار اخراج شدند.

هم‌پای این اقدامات سرکوب‌گرانه، تعقیب و پیگرد و پرونده‌سازی علیه فعالان کارگری و فعالان سندیکای کارگران شرکت‌واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه و سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، ادامه یافت و تشدید گردید. ارعاب و تهدید و اعمال فشارهای گوناگون علیه اعضای سندیکای کارگران هفت‌تپه خصوصا اعضای هیئت‌مدیره این سندیکا بیش‌ازپیش تشدید شده است. کارفرما و مالک جدید شرکت نیشکر هفت‌تپه، با نصب صدها دوربین دیجیتالی و استقرار دائمی نیروهای انتظامی در محل شرکت و ایجاد فضای پلیسی – امنیتی شبه پادگانی، کنترل، سرکوب و استثمار کارگران را تشدید کرده است. علاوه بر احضار و محاکمه فله‌ای بیش از ۵۰ کارگر پیشرو و مبارز کشت و صنعت هفت‌تپه، بلوکه کردن دستمزد ماهانه شماری از اعضای هیئت‌مدیره سندیکا از جمله فریدون نیکوفرد، جلیل احمدی و قربان علیپور، علی نجاتی عضو برجسته هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه نیز برای چندمین بار به دادگاه احضار شده است.

در سندیکای کارگران شرکت‌واحد نیز تعقیب و آزار و تهدید فعالان سندیکا تشدید شده است. صدور حکم زندان برای اعضای هیئت مدیره از جمله ابراهیم مددی، داود رضوی، رضا شهابی، ممانعت از بازگشت به کار حسن سعیدی و چند تن دیگر از اعضای سندیکا و بالاخره بازگرداندن اجباری رضا شهابی به زندان در ۱۸ مرداد سال جاری که از بدو ورود به زندان رجایی‌شهر، در اعتراض به این اقدام دستگاه قضایی و امنیتی، به اعتصاب غذا دست زد، تنها نمونه‌هایی از سیاست‌های سرکوب‌گرانه رژیم علیه طبقه کارگر و تشدید فشار بر فعالین کارگری و سندیکایی‌ست.

رفقای کارگر، کارگران مبارز!

به‌رغم تمام این یورش‌ها و اعمال قهر آشکار طبقه حاکم علیه طبقه کارگر، اما مبارزات کارگران در اشکال گوناگون و متنوعی نه فقط ادامه یافت، بلکه با رشد کمی و کیفی نیز همراه بود و جنبش طبقاتی کارگران را گام دیگری به جلو سوق داد. ده‌ هاهزار کارگر در سرتاسر کشور و در رشته‌های مختلف، از صنایع فولاد و ذوب‌آهن، نفت و گاز و معادن و پتروشیمی و نساجی و صنایع غذایی گرفته تا کارگران خودروسازی، کشتی‌سازی، ماشین‌سازی، سیمان، کارگران راه‌آهن، برق، مخابرات، راه‌سازی، حمل‌ونقل شهری، سدسازی، آب و فاضلاب، مترو، کشت و صنعت‌ها، فازهای مختلف عسلویه و کارگران شهرداری‌ها در این اعتراضات پرشمار و فزاینده شرکت داشتند و با اعتصاب، تجمع، راه‌پیمایی، تظاهرات، مسدودساختن جاده و استفاده از دیگر اشکال مبارزه کارگری، به طرح مطالبات خود پرداختند. بخش قابل توجهی از اعتراضات کارگری که پیوسته در حال افزایش است، به کارگران اخراجی و کارگران بازنشسته اختصاص یافت. خانواده‌های کارگری به نحو چشم‌گیری در اعتراضات و تجمعات کارگری شرکت کردند و نقش آن‌ها در این مبارزات پررنگ‌تر شده است. کارگران ایران در طی دو سال اخیر، بسیار بیشتر از سال‌های گذشته وارد خیابان شدند، دست به راه‌پیمایی و تظاهرات زدند و با طرح شعارهای سیاسی و رادیکال که تا مبارزه مستقیم و بی‌واسطه علیه دولت ادامه یافت، افق‌های جدید و پیشرفته‌تری را فراروی جنبش طبقاتی کارگران گشودند. کارگران هپکو و برخی دیگر از کارگران و زحمتکشان در جریان تجمعات و راه‌پیمایی‌ها ی اعتراضی خود، شعارهای شورانگیر و جدیدی سردادند که در تمام دوران حیات جمهوری اسلامی سابقه نداشت و یادآور روزهای قیام ۵۷ و مبارزات توده‌ای علیه رژیم دیکتاتوری شاهنشاهی بود. شعارهایی مانند “زیر بار ستم نمی‌کنیم زندگی”، “من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی‌خیزند” و نظیرآن که تماماً بیانگر جسارت و نترسی و تقویت روحیه اعتراضی کارگران و درعین‌حال حاکی از بیداری و ارتقاء آگاهی سیاسی طبقه کارگر است. این اعتراضات و شعارها بیان‌گر این واقعیت است که کارگران بکلی دست رد بر سینه نظم حاکم زده و خواهان تغییر و دگرگونی انقلابی وضع موجودند. این مبارزات باردیگرنشان داد که سرکوب و زندان و اعمال قهر آشکار نتوانسته و نمی‌تواند در برابر مبارزات گسترش یابنده طبقه کارگر سدی ایجاد کند و یا پیشروان طبقه کارگر را از تلاش برای آگاه‏سازی و تشکل‌یابی کارگران بازدارد. به‌رغم ارعاب و اخراج و زندان و پرونده‌سازی علیه فعالان سندیکای کارگران شرکت‌واحد و سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، فعالیت و تحرک این دو سندیکا خاموشی نگرفته که برعکس تعدد اعتصابات و تجمعات اعتراضی در این دو شرکت، نشان‌دهنده این واقعیت است که کارگران پیشرو در این واحدها بویژه سندیکاهای مستقل آن‌ها که همه کارگران این شرکت‌ها را نمایندگی می‌کنند، توانسته‌اند چنان پیوند ارگانیک و مستحکمی با بدنه و توده کارگران برقرار نمایند که قادرند اعتصابات و اعتراضات بزرگی را سازمان دهند. اقدام جدید سندیکای کارگران شرکت‌واحد و اعزام نماینده سندیکا به ژنو، پاریس و آنکارا و بردن مسائل و معضلات کارگران ایران به میان سندیکاها و کارگران جهان، افشاء برخوردهای خشن حکومت با دو سندیکای یادشده و دیگر فعالان کارگری، توانست پیوندهای موجود این دو سندیکا و کارگران ایران را با سایر سندیکاها در عرصه بین‌المللی محکم‌تر سازد و پشتیبانی بین‌المللی توده کارگران در حمایت از کارگران ایران را گسترش دهد. این فعالیت‌ها عرصه‌های جدیدی را فراروی این دو سندیکا در جهت جلب حمایت کارگران و افکار عمومی جهان و هم‌چنین تقویت همبستگی بین‌المللی کارگری گشود و پیوند این دو سندیکای کارگری با سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری جهانی را مستحکم‌تر ساخت. باید اضافه کرد گام‌های مهمی که در جهت اتحاد و همکاری نزدیک‌تر میان این دو سندیکا برداشته شده است، رویکرد بسیار مثبتی‏ست که باید آن را تقویت کرد. همکاری نزدیک میان این دو سندیکا، احتمال و امکان شکل‌گیری اتحاد و همکاری وسیع‌تر برگرد این دو تشکل را نیز تقویت کرده است. تمامی شواهد حاکی از آن است که علی‌رغم سرکوب خشن کارگران پیشرو و فعالان سندیکایی، رژیم جمهوری اسلامی نتوانسته است و نمی‌تواند دستاوردهای مبارزاتی که کارگران در زمینه آگاهی، تشکل‌یابی و تقویت روحیه اتحاد و همبستگی کارگری بدست آورده‌اند، از آن‌ها بازپس بگیرد و یا راه پیشرفت جنبش طبقاتی کارگران را مسدود سازد.

رفقای کارگر، کارگران مبارز!

کمیت بسیار بالای اعتصابات کارگری و هزاران تجمع و راه‌پیمایی و دیگر اشکال مبارزاتی در کارخانه‌ها و موسسات تولیدی و خدماتی در سرتاسر کشور بیان‌گر وجود درجه معینی از سازمان‌یافتگی و همبستگی در هر واحد تولیدی و خدماتی و هم‌چنین بیان‌گر حضور فعال اما مخفی کمیته‌های کارگری در این واحدهاست. این درجه از سازمان‌یافتگی که درعین حال گویای یک مرحله از رشد و اعتلاء جنبش طبقاتی کارگران است، زمینه‌ها و شرایط ضروری ایجاد تشکل‌های سرتاسری و سازماندهی اعتصاب‌های سراسری را فراهم ساخته است. در همین دوره دو ساله، علاوه بر کمیت بسیار بالای اعتصابات و تجمع‌های اعتراضی منفرد، اعتصابات و اعتراضات فراکارخانه‌ای در یک رشته معین نیز افزایش یافته است. افزون بر اعتصابات و اعتراضات سراسری و مکرر در رشته پتروشیمی و بخش پیشرو طبقه کارگر و نیز در رشته برق، مخابرات و معادن زغال‌سنگ، که بیان‌گر نطفه‌بندی و شکل‌گیری تشکل‌های فراواحدی و رشته‌ای در این بخش‌هاست و هم‌چنین علاوه بر اعتراضات سراسری و مکرر کارگران بازنشسته، تجمع اعتراضی کارگران شرکت‌حمل‌ونقل بین‌المللی خلیج در مقابل ساختمان خصوصی‌سازی و هم‌چنین تجمع اعتراضی کارگران بیمه‌ کشاورزی در مقابل ساختمان مدیریت و برنامه‌ریزی که از شهرهای مختلف رهسپار تهران شده بودند، حاکی از نطفه‌بندی تشکل رشته‌ای در این بخش‌ها و حاکی از آن است که تشکل‌یابی سراسری از همان مسیری می‌گذرد که بخش پیشروتر طبقه کارگر پیش از این، آن را به کارگران نشان داده است.

رفقای کارگر، کارگران مبارز!

رهایی قطعی از وضعیت نکبت‌باری که رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی به‌بار آورده است، در گرو یک انقلاب اجتماعی کارگری، براندازی رژیم حاکم و دگرگونی بنیادی تمام نظم موجود است که تاریخ، رسالت آن را بر دوش طبقه کارگر نهاده است. تنها یک انقلاب اجتماعی به رهبری طبقه کارگراست که می تواند کارگران و زحمتکشان را از فقر و فلاکت و بیکاری نجات دهد، توده های وسیع مردم را ازاسارت استبداد و بی حقوقی برهاند و ریشه تمام تبعیضات و نابرابری ها را بخشکاند.در پیکار آشتی‌ناپذیر طبقه کارگر علیه طبقه سرمایه‌دار، تشکیلات مهم‌ترین سلاح طبقه کارگر است. بدون تشکیلات محکم و رزمنده، طبقه کارگر در برابر دشمنان طبقاتی خود پیشاپیش خلع سلاح است! به‌رغم پیشرفت‌های غیرقابل انکار جنبش طبقاتی کارگران در زمینه آگاهی و تشکل‌یابی، اما طبقه کارگر هنوز از پراکندگی در رنج و از تشکل سراسری و حزب اخص طبقاتی خود محروم است. این وظیفه کارگران آگاه و سازمان‌های کمونیست است که با افشاندن بذر آگاهی سوسیالیستی در میان کارگران و ایجاد هسته‌های سرخ مخفی که سلول‌های پایه و واحدهای حزب طبقاتی کارگران‌اند، زمینه‌های ایجاد حزب طبقه کارگر را فراهم سازند.

پراکنده بودن اعتصابات کارگری، نقطه ضعف بزرگی است که باید بر آن غلبه کرد و با گذار از این مرحله، اعتصابات سرتاسری را سازمان داد. اما گذار از اعتصابات پراکنده به اعتصابات سرتاسری مستلزم ایجاد تشکل‌های سرتاسری است. از این رو با تمام توان باید روند ایجاد تشکل‌های رشته‌ای را تقویت کرد. کمیته‌های کارگری و کارگران پیشروی که در حال حاضر در کارخانه‌ها و موسسات تولیدی و خدماتی، اعتصابات و اعتراضات کارگری را سازماندهی و رهبری می‌کنند، می‌توانند با ایجاد پیوند و هماهنگی میان خود در کارخانه‌ها و موسسات یک رشته‌ی تولیدی و خدماتی، کمیته‌های مخفی هماهنگی را ایجاد کنند و مبارزات کارگران در آن رشته معین را هماهنگ ساخته و اعتصابات سراسری در آن رشته را سازمان دهند. همین کمیته‌های مخفی هماهنگی که پیشروترین و آگاه‌ترین کارگران کارخانه‌ها و موسسات تولیدی و خدماتی یک رشته در آن گرد آمده‌اند. شاکله و نطفه اصلی تشکل سراسری در آن رشته خواهند بود. بدیهی‌ست که در جریان رشد و ارتقاء بیشتر مبارزات طبقه کارگر، از به‌هم پیوستن این تشکل‌های سراسری رشته‌های مختلف، می‌توان تشکل سراسری فرارشته‌ای را ایجاد نمود و به یک جنبش متشکل و سازمان‌یافته سرتاسری شکل داد.

رفقای کارگر، کارگران مبارز!

ما شرکت‌کنندگان در شانزدهمین کنفرانس سازمان فدائیان (اقلیت)، با تقدیم بهترین درودهای کارگری و کمونیستی، یکبار دیگر از مبارزات، اعتصابات و تمام مطالبات شما حمایت می‌کنیم. ما خواهان آزادی فوری و بی‌قید و شرط کلیه فعالان کارگری و سندیکایی و کارگران زندانی هستیم. ما هم‌چنین پی‌گردهای امنیتی و قضایی، احضار، محاکمه، حبس و شلاق، اخراج و هرگونه پرونده‌سازی علیه کارگران پیشرو، فعالین اعتصاب‌ها و فعالان سندیکایی، بویژه اعضاء و فعالان سندیکای کارگران شرکت‌واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه و سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه را قویا محکوم می‌کنیم . ما خواهان لغو فوری تمام احکام ضدکارگری علیه کارگران و بازگشت به کار تمام کارگرانی هستیم که به جرم سازماندهی و یا شرکت در اعتصاب از کار اخراج شده‌اند. ما شرکت‌کنندگان در شانزدهمین کنفرانس سازمان فدائیان (اقلیت)، یک باردیگراعلام می‌کنیم و با شما رفقا پیمان می‌بندیم که تا پیروزی طبقه کارگر،  نابودی نظام سرمایه‌داری و استقرار سوسیالیسم همراه و همدوش شما خواهیم بود.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران – برقرار باد حکومت شورایی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

شرکت‌کنندگان در شانزدهمین کنفرانس سازمان فداییان (اقلیت)

شهریور ۱۳۹۶

 متن کامل نشریه کار شماره ۷۴۸ در فرمت پی دی اف

 

 

 

 

پیام شرکت‌کنندگان در شانزدهمین کنفران سازمان فداییان (اقلیت) به هواداران و فعالان سازمان در داخل کشور

رفقای هوادار و فعالین سازمان،

با گرم‌ترین درودهای کمونیستی به شما رفقایی که در یکی از تاریک‌ترین دوران تاریخ ایران، به‌رغم سرکوب و خفقان حاکم از سوی رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی، هم‌چنان به پیکار بی‌امان خود علیه خصم طبقاتی کارگران ادامه می‌دهید و جهت تحقق اهداف سوسیالیستی طبقه کارگر از هیچ کوششی حتا نثار جان خود دریغ ندارید.

رفقا،

نگاهی به زندگی توده‌های کارگر و زحمتکش نشان می‌دهد، آنان با چنان فقر و فلاکت، استبداد،بی حقوقی،محرومیت ازآزادی و سرکوبی مواجه‌اند که کم‌تر نمونه‌ای در جهان سرمایه‌داری با آن برابری می‌کند. فقر و فلاکتی که روزبه‌روز تعمیق گشته و گسترش یافته است تا به امروز که اکثریت مردم زیر خط فقر گذران عمر می‌کنند. در حال حاضر، دشمن طبقاتی کارگران در سایه‌ی رژیم حامی‌اش، چندان عرصه را بر کارگران تنگ کرده و ابعاد استثمار را به حدی رسانده‌است که حتا از پرداخت همان دستمزد ناچیزی که طبق قوانین رژیم به کارگران تعلق می‌گیرد، هم سر باز می‌زند. در نتیجه، شکاف طبقاتی بین اقلیت غارت‌گر و اکثریت کارگر و زحمتکش جامعه چندان ژرف گشته است که در تاریخ ایران بی‌سابقه است. رشد ناهنجاری‌های گوناگون هم‌چون کودکان کار، اعتیاد، تن‌فروشی، کارتن‌خوابی، تخریب بی‌رویه محیط زیست و ده‌ها نابسامانی دیگر در ابعادی بحران‌زا، ثمره‌ی نظامی است که در ایران در گندیده‌ترین و ارتجاعی‌ترین شکل حاکمیت سیاسی به حیات خود ادامه می‌دهد، یعنی رژیم ارتجاعی دینی جمهوری اسلامی.

در حالی که اکثریت مردم در وخیم‌ترین وضعیت معیشتی به سر می‌برند، جمهوری اسلامی دسترنج و ثروت توده‌های کارگر و زحمتکش را از یک سو، صرف تأمین مخارج و گسترش دستگاه‌های امنیتی – نظامی سرکوب‌گر و ارگان‌های تحمیق دینی می‌کند و از سوی دیگر جهت پیشبرد سیاست‌های هژمونی‌طلبانه خود در منطقه بر آتش جنگ‌های فرقه‌ای می‌دمد.

در چنین وضعیتی در سایه‌ی فساد مزمن و سیستماتیک، سران رژیم با دزدی‌های میلیاردی و حقوق‌های میلیونی در ناز و نعمت به سر می‌برند و با هم بر سر بهره‌ی بیش‌تر از این خوان یغما در رقابت‌اند.

شکست‌های پی در پی در عرصه اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، ناکامی در پیشبرد سیاست‌های خارجی پان‌اسلامیستی، تشدید اختلاف باندهای رژیم، و ناتوانی در حل معضلات دامن‌گیرش، امروزه رژیم را واداشته به تنها حربه‌ی بازدارنده‌ی خود یعنی قوه‌ی قهر و سرکوب و اختناق و تشدید روزمره‌ی آن متوسل گردد. زیرا تشدید این تضادها و بحران‌ها، گسترش و تعمیق نارضایتی، اعتراضات و اعتصابات کارگران و زحمتکشان را به همراه داشته است.

رفقا،

روزی نیست که در گوشه و کنار ایران با اعتراض و اعتصابی روبرو نباشیم. اعتراض توده‌های مردم علیه فقر،بیکاری،گرسنگی،تبعیض، بی حقوقی،نبودآزادی، تخریب محیط زیست، پخش پارازیت، آلودگی هوا، نابسامانی برق و آب، فساد ریشه‌دار و ده‌ها نابسامانی دیگر شاهدی بر این مدعاست. از آن مهم‌تر، گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگری‌ست که به امری روزانه بدل گشته‌اند. این اعتراضات و اعتصابات از یک ویژگی برجسته برخوردارند: افزایش تعدد و ارتقا و رشد کیفی.

امروزه‌، پاره‌ای از اعتراضات مردمی و اعتصابات کارگری توأم با طرح شعارهای سیاسی‌ گشته‌اند. این نشانی‌ست از نارضایتی عمیق و رسوایی همه جانبه رژیم و سردمدارانش نزد توده‌های مردم.

رفقای هواداروفعالان سازمان!

با توجه به رشد روحیه اعتراضی و خصلت سیاسی مبارزات، می‌توان انتظار داشت جامعه ایران عرصه نبردهای حاد سیاسی گردد. سرنوشت این نبرد به طبقه کارگر وابسته است. زیرا این تنها طبقه‌ای‌ست که در صورت کسب آگاهی و تشکل و کسب هژمونی در نبردهای پیشارو به تمامی نابسامانی‌های نظم سرمایه‌دارانه کنونی پایان دهد و برای توده‌های مردم رفاه و آزادی به ارمغان آورد.

چنین چشم‌اندازی، وظایف کمونیست‌ها و پیشروان کارگری را ده چندان می‌کند. برای انجام این وظایف باید از همین امروز تدارک دید. در این مرحله، اصلی‌ترین و مهم‌ترین عرصه فعالیت متشکل ساختن کارگران است. ما باید تمام تلاش خود را برای ایجاد هسته‌های سرخ کارگری به کار بندیم. ایجاد و توسعه کمیته‌های مخفی کارگری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. زیرا این کمیته‌های مخفی متشکل از پیشروان و فعالان کارگری‌ست که از این پتانسیل برخوردارند که در شرایط اعتلای سیاسی به کمیته‌های اعتصاب و شوراهای کارگری بدل گردند.

گرچه در پاره‌ای از اعتصابات کارگری گذشته شاهدیم که مبارزات کارگران، در برخی موارد، از سطح مبارزات منفرد در یک کارخانه یا مؤسسه خدماتی فراتر رفته و به سطح مبارزه‌ فراکارخانه‌ای و رشته‌ای فرا روییده است، اما برای ارتقای باز هم بیش‌تر این مبارزات، به سطح عالی‌تری از آگاهی و سازمان‌یافتگی نیاز است. تلاش برای نیل به این هدف از وظایف مهم کمونیست‌ها و پیشروان کارگری‌ست.

رفقا!

فراموش نکنیم هسته‌های سرخ و کمیته‌های کارخانه در این مرحله باید با رعایت تمام جوانب امنیتی و به شکل مخفی تشکیل شوند، اما هدف از تشکیل مخفیانه این هسته‌ها و کمیته‌ها، پنهان داشتن هویت فعالین از دید ارگان‌های امنیتی و سرکوب و جاسوسان رژیم است. لیکن همه به خوبی می‌دانیم که هیچ مبارزه‌ای را نمی‌توان مخفیانه پیش برد. پس، ضروری است در تمام مبارزات جاری، خواه مبارزات کارگری، خواه اعتراضات توده‌ای، نقشی فعال و مداخله‌گرانه ایفا کنیم و در صورت امکان از سازماندهندگان این مبارزات باشیم. و با استفاده از شیوه‌ها و ابزار گوناگون شعارها و مواضع سازمان را به میان کارگران ببریم.

گذشته از آن، باید تمام توان خود را به کار بریم تا هر چه بیش‌تر و گسترده‌تر، هسته‌های سرخ را ایجاد کنیم؛ در میان دوستان و آشنایان، در محله‌ها در محل‌های کار، در میان دانشجویان، در میان بیکاران، در میان زنان و…

رفقا، هوشیار باشیم که در مرحله کنونی، این هسته‌ها نباید از جمع‌های کوچک فراتر روند. مسلم است که در شرایط لازم، این هسته‌های کوچک‌اند که به هم می‌پیوندند و ازقدرت تأثیرگذاری بیشتری برخوردا می گردند. اما تا آن زمان، این هسته‌ها باید علاوه بر مداخله‌ی فعال در مبارزات کارگری و مردمی، به آموزش و ارتقای سطح ایدئولوژیک – سیاسی خود بپردازند. برای به انجام رساندن وظایف باید از تمام وسایل ارتباطی ممکن، با رعایت تمامی جوانب امنیتی، بهره گیریم. به ویژه امروزه با اشاعه‌ی استفاده تکنولوژی مدرن، رسانه‌های اجتماعی از دیگر ابزارهایی‌اند که می‌توانند با رعایت احتیاط در خدمت گسترش دامنه فعالیت به کار گرفته شوند.

رفقا!

ما شرکت‌کنندگان در شانزدهمین کنفرانس سازمان فداییان (اقلیت) بار دیگر دست شما رفقای عزیز را رفیقانه به گرمی می‌فشاریم و تلاش و پیکار شما را ارج می‌نهیم.

پیروز باد رزم‌ مشترک‌مان!

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

شرکت‌کنندگان در شانزدهمین کنفرانس سازمان فداییان (اقلیت)

شهریور ماه ۱۳۹۶

 متن کامل نشریه کار شماره ۷۴۸ در فرمت پی دی اف

پیام شرکت کنندگان در کنفرانس شانزدهم سازمان به خانواده های جانباختگان و زندانیان سیاسی

درودهای بیکران ما، شرکت کنندگان در شانزدهمین کنفرانس سازمان فدائیان (اقلیت) بر شما خانواده های جانفشانان راه آزادی و سوسیالیسم باد! شما، خانواده ها و بازماندگان رفقای دلاورمان که در زنده نگه داشتن یاد و خاطره سترک آنان رنج ها و سختی های فراوانی را متحمل شدید، شما، که همواره چه در دوران رژیم ستم شاهی و چه در حاکمیت استبدادی جمهوری اسلامی با قامتی افراشته و عزمی استوار در کنار فرزندان برومندتان ثابت قدم ایستادید. شمایانی که علاوه بر تحمل رنج توانفرسای از دست دادن عزیزان مبارز و سرو قامت تان، خود نیز پیوسته مورد تعرض، سرکوب و بی حرمتی های نیروهای ساواک در رژیم گذشته و ماموران امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفتید. درود ما بر شما باد!

شما، خانواده های جان فشانان فدایی و دیگر مبارزان راه آزادی و سوسیالیسم، با از خودگذشتگی و تحمل مشقت های فراوان در تداوم بخشیدن به راه مبارزاتی فرزندان برومندتان، به ما و دیگران نیز آموختید که پرچم مبارزاتی آنان هرگز بر زمین نخواهد ماند. رفقایی که با پایداری و قهرمانی شان در بیدادگاه های دو نظام پادشاهی و ارتجاع اسلامی حماسه ها آفریدند. آنچنان حماسه ای که نه تنها در ذهنیت توده ها و عناصر آگاه جامعه به صورت قهرمانانی فراموش ناشدنی ماندگار شدند، بلکه فصلی درخشان از تاریخ مبارزاتی مردم ما را به نام خود و شما رقم زدند. پایداری آنان در دفاع از آزادی و سوسیالیسم و وفاداری به منافع کارگران و توده های زحمتکش جامعه، نه فقط الگویی برای ما و دیگران شد، بلکه صلابت و پایداری آنان چه در میدان نبرد و چه در درون زندان و زیر شکنجه های مرگ آور بازجویان و دژخیمان دو رژیم سلطنتی و ارتجاع اسلامی آنچنان چشمگیر و درخشان بود، که قاتلان و شکنجه گران آنان را نیز به حیرت و تحسین وا داشت. رفقای جانفشان و جان برکفی که با ایمان و باوری عمیق به آزادی و سوسیالیسم در چنین مسیر پر خطری گام نهادند و با علم به رهایی کارگران و توده های زحمتکش به پیکار با نظم استثمارگرانه سرمایه داری و دولت های حامی آن به مبارزه ای سترگ و خلل ناپذیر برخاستند. چرا که آنان “عاشق ترینِ زندگان” در دوران حیات خود بوده اند.

خانواده های جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم!

در این سال های پرتلاطم و در این سال های آتش و خون، آنچه بر عزیزان شما و رفقای دلاور ما رفت، چه آن هایی که در راه آزادی و سوسیالیسم جانفشانی کردند و چه آنانی که در زندان ها حماسه آفریدند، جملگی بر نبرد طبقاتی و مبارزه ای بی امان علیه نظام منحط سرمایه داری و دولت های حامی آن تاکید داشته اند. مبارزه ای بی امان در دفاع از منافع کارگران و توده های زحمتکش، مبارزه ای مداوم و پیکاری سترک که در تداوم خود با رهایی از ستم طبقاتی و رسیدن به آزادی و سوسیالیسم تجسم می یابد.

شگفتا که در این مسیر پر تلاطم، شما خانواده ها نیز همگام و همراه با عزیزانتان سختی کشیدید، راه و رسم مبارزاتی فرزندان دلاورتان را تداوم بخشیدید، در زنده نگه داشتن یاد و خاطره ماندگارشان حماسه آفریدید و همانند آنان هر لحظه زندان و مرگ را تجربه کردید. درود ما بر شما باد. شما، مادران، پدران، همسران، خواهران، برادران و بویژه فرزندان و نونهالان رفقای گرانقدر مان که عمرتان با حسرت یک نگاه گرم و آغوش پر مهر مادران و پدرانتان سپری شد.

از این رو، ما شرکت کنندگان در شانزدهمین کنفرانس سازمان فدائیان (اقلیت) ضمن اعلام وفاداری به آرمان ها و تداوم بخشیدن راه رفقای جانباخته مان در مبارزه علیه نظام سرمایه داری حاکم بر ایران، به مقاومت، بزرگی و ایستادگی شکوهمند شما، خانواده های جان فشان فدایی و همه مبارزان راه آزادی و سوسیالیسم درود می فرستیم. درود بی کران ما بر شمایان باد!

رفقای زندانی، مبارزان راه آزادی و سوسیالیسم!

گرمترین و صمیمانه ترین درودهای کمونیستی ما بر شما باد. شما رفقا و پیکارگرانی که با ایمان به آزادی و سوسیالیسم، در مبارزه ای بی امان علیه ارتجاع اسلامی و محو سلطه نظام سرمایه داری قامت برافراشته اید. رفقایی که به جرم دفاع از منافع کارگران و توده های زحمتکش به تحمل زندان و بند محکوم شده اید و در زندان نیز با سرکوب، شکنجه و انواع بی حقوقی ها مواجه هستید.

رفقا! شانزدهمین کنفرانس سازمان ما در شرایطی بر گزار شد که حسن روحانی دومین دوره زمامداری خود را آغاز کرده است. همانطور که در پیام دو سال پیش خود یادآور شدیم: “برای همه آنهایی که نسبت به شعارهای انتخاباتی روحانی متوهم بودند، باید روشن شده باشد که وعده های او صرفا در حد همان شعارهای انتخاباتی و ایجاد توهم در میان بخش هایی از توده های مردم بود”، اکنون با اتمام دوره چهارسال کابینه اول روحانی و شروع به کار کابینه دوم او، دیگر تردیدی برای کسی باقی نمانده است که حسن روحانی نیز همانند سلف خود قادر به انجام هیچ اقدام موثری جهت بهتر شدن شرایط اقتصادی و معیشتی کارگران و توده های زحمتکش جامعه نیست و نخواهد بود. اکنون با گذشت بیش از چهار سال، تشت رسوایی دولت به اصطلاح “تدبیر و امید” آنچنان از بام به زیر افتاده است که صدای ناهنجارش حتا، به گوش حامیان و رای دهندگان او نیز آزار دهنده شده است. طی این مدت، تمام وعده های پرطمطراق روحانی جهت چرخش “معیشت مردم” پوچ و توخالی از آب درآمده است. در چهار ساله گذشته، نه تنها کمترین گشایشی در وضعیت معیشتی کارگران و توده های زحمتکش ایجاد نشد، بلکه عرصه از جمیع جهات بر آنان تنگتر هم شد. نه تنها اندک گشایشی در مسیر “حقوق شهروندی” و کاهش فضای امنیتی کشور بوجود نیامد، بلکه کارگران و فعالان کارگری با سرکوب، بگیر و ببند و تعرض بیشتری هم مواجه شدند. تا جاییکه با همدستی آشکار کارفرمایان و دولت سرمایه داری حامی آن ها، کارگران بیشتری اخراج و یا به زندان و بند محکوم شدند. در این مدت، همچنین، با حکم بیدادگاه های جمهوری اسلامی شلاق بردگی بر گرده تعدادی از کارگران  پیشرو فرود آمد، فشار بر معلمان، فعالان کارگری و فعالان حقوق اجتماعی شدت یافت و مهمتر اینکه اعمال فشار بر شما رفقای زندانی نیز به صورت کم سابقه ای افزایش یافته است. تا جاییکه هم اینک شما رفقای مبارز و زندانیان سیاسی در اعتراض به تشدید سرکوب در زندان و رساندن صدای دادخواهی تان به بیرون به ناچار به اعتصاب غذا روی آورده اید.

رفقای کارگر زندانی و زندانیان سیاسی!

اگرچه ماهیت وجودی زندان ها در تمام نظام های استبدادی کم و بیش مشابه هم اند و سیاست آنان همواره بر سرکوب، شکنجه و کشتار مخالفین پایه ریزی شده است، در این میان اما، میزان توحش و بربریت حاکم بر زندان های جمهوری اسلامی بسیار فراتر از دیگر رژیم های سرکوبگر جهان است. هیئت حاکمه ایران به همان نسبت که در متن جامعه کمترین حقی را برای کارگران، توده های مردم و فعالان حقوق اجتماعی قائل نیست، در زندان نیز با بی توجهی به مطالبات بر حق شما، تا آنجا که برایش مقدور بوده است سرکوب سیستماتیک و بی حقوق محض را بر شما اعمال کرده است. در چنین وضعیتی، پوشیده نیست که ایستادگی و مقاومت شما در زندان و پایداری تان در دفاع از آزادی و سوسیالیسم به مانند خاری زهر آگین در چشمان هیئت حاکمه ایران است. چرا که مقاومت و پایداریتان می تواند تکیه گاهی قابل اعتماد برای همه انسان های آزادی خواه و مبارز در بیرون از زندان و در متن جامعه باشد. پایداری، مقاومت و ایستادگی تان در دفاع از منافع کارگران و مطالبات آزادیخواهانه و بر حق تان، نه فقط تکیه گاهی برای همه مبارزان و پیکارگران راه آزادی و سوسیالیسم است، بلکه جلوه گاهی از امید و تلاش برای توده های وسیع مردم ایران نیز می باشد. توده هایی که در حاکمیت استبدادی جمهوری اسلامی در زندان بزرگتری به نام ایران به بند کشیده شده اند. کارگران و زحمتکشانی که روز از پس روز سرکوب می شوند و با روی کار آمدن هر یک از کابینه های رنگارنگ جمهوری اسلامی اختناق، فقر و نداری بیشتری را تجربه می کنند. توده های مردمی که رنج و به بند کشیده شدن شما فرزندان آگاه و مبارزشان را در لحظه لحظه زندگی شان با پوست و گوشت لمس می کنند. کارگران و توده های مردمی که به رغم رنجی که از زندانی بودنتان می کشند، اما از داشتن مدافعان پیگیر و مبارزی چون شما بر خود می بالند و احساس غرور و سربلندی می کنند.

چرا که در پرتو همین پایداری ها و عمومی شدن آن در دفاع از مطالبات اقتصادی و سیاسی – دمکراتیک طبقه کارگر و توده های زحمتکش است که می توان هیئت حاکمه ایران را به عقب نشینی واداشت. مبارزه و نبردی که در پی تداوم و گستردگی آن در نهایت با یک اعتصاب عمومی سیاسی و قیام مسلحانه توده ای طبقه حاکم فاسد ایران را از اریکه قدرت به زیر خواهد کشید و آنگاه بر ویرانه های نظم سرمایه داری، حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان مستقر و راه رسیدن به سوسیالیسم و محو ستم طبقاتی در جامعه هموار خواهد شد.

ما شرکت کنندگان در کنفرانس شانزدهم سازمان فدائیان (اقلیت) ضمن ارج گذاشتن بر صلابت، مقاومت و پایداری‏تان در زندان و بند، حمایت قاطع خود را از مطالبات بر حقتان اعلام می داریم و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط تمام زندانیان سیاسی از زندان های جمهوری اسلامی هستیم. پس رزمتان پایدار و درود بی کران ما بر شمایان باد!

سرنگون باد جمهوری اسلامی- برقرارباد حکومت شورایی

زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم

شرکت کنندگان در کنفرانس شانزدهم سازمان فدائیان (اقلیت)

شهریور ۱۳۹۶

 متن کامل نشریه کار شماره ۷۴۸ در فرمت پی دی اف

 

 

 

 

پیام شرکت‌کنندگان در کنفرانس شانزدهم سازمان فدائیان (اقلیت) به زنان کارگر و زحمتکش ایران

زنان کارگر و زحمتکش!

زنان آگاه و مبارز!

درود ما شرکت‌کنندگان در کنفرانس شانزدهم سازمان فدائیان (اقلیت) بر شما باد. شما، زنانی که تحت حاکمیت دولت دینی زن‌ستیز، با بی‌رحمانه‌ترین تبعیض، ستم و نابرابری مواجهید.

رژیم جمهوری اسلامی، چنان شرایطی را به عموم زنان در ایران تحمیل کرده است که نمونه آن را در کمتر کشوری از جهان می‌توان سراغ گرفت. ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، در کنار رژیم مرتجع عربستان سعودی، در زمره معدود کشورهای جهان است که در آن برابری حتی حقوقی زن و مرد، به شکلی رسمی و علنی نفی‌شده است و قوانین رژیم جمهوری اسلامی بر این نابرابری و تبعیض صحه گذارده‌اند. وقتی‌که یک رژیم سیاسی، آشکارا مدافع نابرابری و تبعیض جنسی باشد، پوشیده نیست که ستمگری علیه زنان به اوج می‌رسد. دیگر مسئله صرفاً محدود به آن نیست که زنان از دسترسی به برخی مقامات محروم می‌شوند ، از نابرابری دستمزد و حقوق رنج می‌برند، و یا استقلال اقتصادی ندارند ، بلکه منزلت و مقام زن در سطح یک انسان تابع، فرودست و درجه‌دو تقلیل می‌یابد. زن در همه عرصه‌ها با ستم، تبعیض و تحقیر مواجه می‌شود.

زن در ایران، در همه‌جا از خانه و محل زندگی گرفته تا خیابان و محیط کار در معرض انواع ستم، خشونت و تحقیر و فشارهای جسمی و معنوی قرار دارد. درنتیجه قوانین تبعیض‌آمیز و اسارت‌بار علیه زنان و کلیت سیاست‌های جمهوری اسلامی در تقویت و تحکیم جامعه مردسالار است، که زن در خانه، تابع و زیردست مرد است. سیاست و قوانین دولت دینی، مرد را فرمانروای خانه و زن را فرمان‌بر می‌داند. زن از دیدگاه جمهوری اسلامی عالی‌ترین وظیفه‌اش این است که در خانه بماند و یک زن خانه‌دار خوب باشد، از شوهر خود به‌خوبی مراقبت کند و وسایل رفاه و آسایش او را فراهم آورد. این مرد است که نان‌آور و رئیس خانواده است. می‌تواند زن را از کار کردن منع کند. قوانین جمهوری اسلامی حکم می‌کنند که حتی مسافرت زن منوط به اجازه مرد باشد . همین قوانین است که به مردان خانواده اجازه می‌دهند، حتی زن را تنبیه کنند و با خشونت رفتار نمایند. کم نیستند زنانی که توسط مردان خانواده به قتل رسیده‌اند.  زنان در بیرون از خانه نیز با خشونت دولتی، سرکوب‌ ارگان‌های رسمی و غیررسمی دولتی، تحقیر و توهین، مواجه‌اند. دولت دینی حتی بر نحوه پوشش زن در خیابان و محل کار نظارت دارد. زن در محیط کار با اشکال  دیگری از ستم، تبعیض، تحقیر و خشونت مواجه است. قوانین دولت دینی که زن را به درجه نیمه انسان تنزل داده است، تا به آن حد رسواست که شهادت دو زن را در دادگاه برابر یک مرد می‌داند، سهم ارث زن را، نصف مرد قرار داده است و دیه قتل زن را نصف دیه مرد دانسته است. این قوانین فوق ارتجاعی است که حتی پیشاپیش، اجازه قتل زن را به مرد با توجیه زنا داده است.

در کشوری که زنان به این شکل رسوا و ناهنجار، با نابرابری، تبعیض و ستم مواجه‌اند، حتی جداسازی زن و مرد به مرحله اجرا درآمده و حق انتخاب پوشش نیز از زنان سلب شده، تکلیف مسائلی از نمونه اشتغال پائین زنان، میلیون‌ها زن تحصیل‌کرده بیکار و فقیر، نابرابری دستمزد و حقوق، عدم دسترسی زنان به تمام مناصب و مقامات، روشن است. ستم برزنان در ایران از جمیع جهات ابعادی هولناک دارد.

اما این‌همه به آن معنا نیست که زنان این نابرابری، ستمگری و تبعیض را پذیرفته و به آن تمکین کرده‌اند. بالعکس این ستمگری و تبعیض بی‌انتها، جنبشی به وسعت سراسر ایران از عموم زنان پدید آورده که گرچه خودانگیخته و نا متشکل است، اما در همه‌جا ،از محیط خانواده تا خیابان، از درگیری با پلیس و دیگر مزدوران رژیم تا نفی علنی و آشکار مقررات ارتجاعی، از مبارزه علیه قوانین و مقررات تبعیض‌آمیز تا مبارزه مستقیم و جمعی علیه دولت دینی پاسدار نابرابری زن و مرد، می‌توان این مبارزه را دید.

تردیدی نیست که عموم زنان در ایران با نابرابری و تبعیض مواجه‌اند، این اما به آن معنا نیست که همه زنان به یک درجه از فشارها و تضییقات بی‌شمار دولت دینی‌، ستم، تبعیض و نابرابری رنج می‌برند و به یکسان با آن مبارزه می‌کنند.

زنان بورژوا، زنان خانواده‌های ثروتمند و مرفه، از امکانات فراوانی برای کاستن از دامنه فشار، تبعیض، نابرابری و تضییقات جمهوری اسلامی برخوردارند و علاوه بر این به خاطر منافع طبقاتی‌شان خواهان برافتادن دولت دینی که پاسدار تبعیض و نابرابری علیه زنان است، نیستند.

زنان کارگر و خانوارهای کارگری اما نه‌فقط بیشترین فشار ناشی از نابرابری، تبعیض و ستم جنسی بر دوش آن‌هاست، بلکه با ستم طبقاتی، استثمار طبقه سرمایه‌دار ایران، فقر و گرسنگی نیز مواجه‌اند. زنان زحمتکش، معلمان، پرستاران، میلیون‌ها زن بیکار، زنان سرپرست خانواده، زنان تهیدست و فقیر شهرها و روستاها نیز نه‌فقط بار فشارهای ناشی از ستم جنسی را بر دوش می‌کشند، بلکه با شرایط بس دشوار مادی و معیشتی مواجه‌اند، که نظم سرمایه‌داری حاکم بر ایران به آن‌ها تحمیل کرده است و از این بابت نیز شرایطشان به زنان کارگر نزدیک است.

بنابراین این زنان کارگر و زحمتکش هستند که به شکلی قطعی و رادیکال خواهان برافتادن هرگونه نابرابری، ستم و تبعیض علیه زنان هستند. چراکه منافع طبقاتی آن‌ها ایجاب می‌کند. آن‌ها نه‌فقط خواهان برافتادن دولت دینی جمهوری اسلامی‌ هستند که دین و دولت را آشکارا در هم ادغام نموده و قوانین و مقررات مذهبی قرون‌وسطایی را در مورد زنان به مرحله اجرا درآورده،، بلکه از اساس، خواهان دگرگونی تمام نظم موجودند که رهایی قطعی زن را به بار خواهد آورد. این زنان که اکثریت بسیار بزرگ زنان ایران را تشکیل می‌دهند، از متحدی قدرتمند، مردان طبقه کارگر برخوردارند و می‌توانند مطالبات عموم زنان را عملی کنند و نه زنان طبقه حاکم سرمایه‌دار و ثروتمند.

تجربه نیز به‌قدر کافی این واقعیت را به همگان، نشان داد که تحقق مطالبات برابری طلبانه زنان، توسط زنان بورژوا، زنان طبقه حاکم، در ایران ممکن نیست. چند سال پیش را به یادآوریم که گروهی از زنان بورژوا-لیبرال و بورژوا مذهبی با ادعای تلاش برای اصلاح برخی قوانین تبعیض‌آمیز، به میدان آمدند. اما کاری جز این نکردند که گروهی از زنان و دخترانی را که واقعاً برای برابری به پا خاسته بودند، به دنبال جناح‌های مرتجع هیئت حاکمه بکشند و سرانجام آن‌ها را سرخورده و منفعل سازند. آن‌ها حتی نتوانستند یک مطالبه جزئی زنان را عملی کنند و با شکست مفتضحانه‌ای روبه‌رو شدند. دلیل آن‌هم پوشیده نیست. آن‌ها از مرتجعین حاکم بر ایران مطالبات زنان را درخواست می‌کردند. آن‌ها از طریق زد و بند با مردان مرتجع طبقه حاکم خواستار اصلاح قوانین زن‌ستیز بودند. آن‌ها نه از طریق مبارزه میلیون‌ها زن تحت ستم، بلکه از طریق توسل به سران و نهادهای ارتجاعی رژیم زن‌ستیز و دستگاه قرون‌وسطایی مذهبی، خواهان حذف پاره‌ای از قوانین ضد زن بودند. آن‌ها با شکست مواجه شدند، چراکه خواستار حفظ نظم موجود و رژیم مذهبی و ستمگر جمهوری اسلامی بودند. اما زنان کارگر و زحمتکش نه‌فقط منافعشان ایجاب می‌کند که برای برانداختن تمام قوانین و مقررات تبعیض‌آمیز و تحقق برابری حقوق زن و مرد، رادیکال مبارزه کنند، بلکه خواستار برافتادن طبقه حاکم بر ایران هستند و از متحدی قدرتمند، رادیکال و پرجمعیت برخوردارند که قدرت و توان لازم را برای دگرگونی نظم موجود دارد.

زنان کارگر و زحمتکش! زنان آگاه !

تجربه نزدیک به چهل سال حاکمیت ستمگرانه دولت دینی جمهوری اسلامی، نابرابری، تبعیض و ستم وحشتناکی که در تمام این سال‌ها برزنان اعمال‌شده است، نیازمند مبارزه‌ای متشکل، پیگیر و بی‌امان برای سرنگونی دولت دینی است که یکی از ارکان موجودیتش بر نابرابری، تبعیض و ستم برزنان قرارگرفته است. تجربه به همگان نشان داده است که مادام دولت دینی جمهوری اسلامی بر ایران حاکم باشد، حتی مطالبات حقوقی زنان امکان تحقق ندارد.

زنان کارگر و زحمتکش! زنان آگاه !

شما که به همراه رفقا، برادران و مردان خانواده خود در پیکار سترگ کنونی جامعه ایران، علیه جمهوری اسلامی و نظم ستمگرانه سرمایه‌داری مشارکت دارید، مدافعین راستین برابری حقوق زن و مرد و مبارزه برای برانداختن هرگونه ستم، نابرابری و تبعیض علیه زنان هستید. پرچم افتخارآفرین رهایی زن را در دستان توانمند خود نگهدارید و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی را تشدید کنید.

سازمان فدائیان( اقلیت) که همواره پیگیرترین مدافع برابری حقوق زن و مرد و رهایی قطعی زن از هرگونه ستم بوده است و آگاه‌ترین زنان در صفوف این سازمان پیکار کرده‌اند و ده‌ها تن از این زنان کمونیست، درراه اهداف آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه، جان فدا کرده‌اند، هدف فوری خود را سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان قرار داده که بی‌درنگ باید مطالبات فوری زنان را به شرح زیر به مرحله اجرا درآورد.

۱- هرگونه ستم و تبعیض بر پایه جنسیت باید ملغی گردد وزنان بدون  هیچ  قید و شرطی از حقوق اجتماعی و سیاسی برابر با مردان برخوردار باشند.

۲- تمام قوانین و مقررات ارتجاعی مربوط  به تعدد زوجات، صیغه، حق طلاق  یک‌جانبه مرد، تکفل و سرپرستی  فرزندان (حق حضانت)، قوانین  و مقررات  تبعیض‌آمیز در مورد  ارث، جداسازی زن و مرد  در مؤسسات و مراکز  عمومی و کلیه مقررات و اقدامات سرکوبگرانه و وحشیانه  نظیر شلاق، سنگسار و غیره  باید به‌فوریت لغو شوند.

۳- لغو حجاب اجباری، ممنوعیت هرگونه فشار و اجبار در مورد  نوع پوشش زن؛ زنان باید از حق آزادی پوشش برخوردار  باشند.

۴- هرگونه فشار، تحقیر، اجبار و آزار و اذیت و خشونت علیه زنان در محیط خانوادگی، محیط کار و جامعه  ممنوع و مجازات شدیدی در مورد نقص آن‌ها اعمال گردد.

۵- آزادی کامل زن در انتخاب شریک زندگی خود؛ روابط خصوصی زن باید از هرگونه تعرض مصون باشد.

۶- حق سقط‌جنین، باید بدون قید و شرط به رسمیت شناخته شود .

۷- حقوق زنانی که بدون ازدواج دارای فرزند می‌شوند باید به رسمیت شناخته شود و این زنان  باید به همراه  فرزندانشان از کلیه حقوق فردی، اجتماعی  در جامعه برخوردار باشند.

۸- زنان باید آزادانه و بر پایه برابری کامل  با مردان  در تمام عرصه‌های زندگی اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی  و فرهنگی  مشارکت  داشته باشند و به تمام  مشاغل و مناصب  در همه سطوح دسترسی داشته باشند.

۹- برخورداری زنان از حقوق  و مزایای  کامل و برابر با مردان در ازای کار مساوی

۱۰- ممنوعیت کار زنان باردار در رشته‌هایی که برای سلامتی آن‌ها زیان‌آور است

۱۱- ممنوعیت اخراج زنان باردار از محیط  کار

۱۲- مرخصی زنان باردار یک ماه قبل  و ۶ ماه بعد از  زایمان بدون کسر حقوق، با برخورداری کامل از امکانات پزشکی، درمانی  و دارویی  رایگان

ما شرکت‌کنندگان در شانزدهمین کنفرانس سازمان فدائیان(اقلیت) بار دیگر درود می‌فرستیم و شمارا به تشدید مبارزه برای تحقق مطالبات فوق فرامی‌خوانیم.

نابود باد ستم و تبعیض علیه زنان

زنده‌باد آزادی – زنده‌باد سوسیالیسم

شرکت‌کنندگان در کنفرانس شانزدهم سازمان فدائیان (اقلیت)

شهریور ۱۳۹۶

 متن کامل نشریه کار شماره ۷۴۸ در فرمت پی دی اف

 

پیام فعالان داخل* کشور- سازمان فدائیان (اقلیت) به کنفرانس شانزدهم

با درود های رفیقانه وکمونیستی به شرکت کنندگان درکنفرانس ۱۶ سازمان.

رفقا،!ما پیشاپیش رضایت خاطر وسپاسگزاری خودرابه ک- ا برای ارائه گزارش سیاسی رسا ،جاندار ومنطبق بر اوضاع واحوال داخل وخارج را اعلام می داریم.والبته امید واریم در طول کنفرانس و بررسی گزارش توسط رفقا ودوستان شرکت کننده ،مصوبات کنفرانس بطور درخشانی اهداف ،نیازها وبرنامه  جنبش کمونیستی انقلابی را درشرایط کنونی دربرگیرد.!

رفقا،! درفاصله میان کنفرانس ۱۵ وکنفرانس پیش رو(کنفرانس۱۶) بحران های اقتصادی – اجتماعی وسیاسی جامعه عمیق تر شده ،تحولات درونی رژیم متاثر از وضعیت بحرانی  شتاب گرفته ومیزان آسیب پذیری رژیم بشدت بالارفته.هرکدام از دسته های درون رژیم راه نجات را در حفظ وموقعیت نیروی خود می دانند. هردوجناح اصلی به میزان زیادی وبییش از آنچه تا کنون بوده، دچار آشفتگی وسر در گمی بیشترشده اند.نمود این بحران عملا منجر به پراکندگی وابهام از یک طرف میان خامنه ای و برخی از مهره های حکومتی ونیروهای سپاه پاسداران وآخوندهای همسو شده  واز سوی دیگر جناح حسن روحانی وشرکا درتقابل بیشتربا خامنه ای و سپاه قرار گرفته. جناحی که تا کنون توانسته بود بخشی از نیروهای به اصطلاح مدرن ومرفه جامعه  را بدنبال خود بکشد. اما،در رویاروئی با خامنه ای ، دچارناتوانی واستیصال گردیده. در فراز وفرود میان دارودسته های رژیم ، بیشتر عقبه ی این  جناح سرخورده ،منفعل ویا بی تفاوت شده اند.آرایش قوای پیشن رژیم عملا در حال بهم خوردن است.میان سه قوه رژیم تنش وبر خورد سیاسی بالا گرفته ،افراد جناحها مرتب سنگرعوض می کنند وبطور علنی علیه همدیگر افشاء گری می کنند. بدنه رژیم ده ها ترک وشکاف برداشته. رفسنجانی مهره استراتژیک و مرد بالانس وتوازن قوای رژیم در پی تشدید مبارزه میان جناحها سرش زیر آب فرورفت.! بحران سیاسی تا آنجا پیش رفته که ابر مرد رژیم ولی فقیه که ظاهرا کلمات قصارش برای تک تک افراد وجناحهای رژیم حجت بوده ،مجبور می شود درمناسبت های مختلف، وپی در پی  حرف های تکراری خودرا اصلاح واز نوع باز گو کند.! درحالیکه به گوش دیگران نمی رود ،وعملا سنگ روی یخ می شود! هر روز که می گذرد بال وپرولی فقیه بیشترریخته  ،وهیبت پوشالی اش درانظار عموم  مفلوک تر جلوه می کند.

درهمین فاصله،و بدنبال بحران هسته ای،که رژیم مجبور شده بود بطور علنی پای میز مذاکره با آمریکا برود وبرجام را امضاء کند.بحران هسته ای اما،با امضای برجام پیچیده تر شده. علیرغم نرمش زبونانه خامنه ای برجام چون کلافی به دست وپای رژیم پیچیده و پی آمدهای آن موجب بسته شدن گریزگاه ها ی رژیم بوده.مانند چماق تهدید آمیزی بالای سر رژیم نگاه داشته شده .

جنگهای ابتدا”نیابتی” ،با دخالت مستقیم رژیم در کشور های منطقه به جنگهای ارتجاعی منطقه ای  علیه توده های مردم تبدیل شده.موجب بن بست بیشتردر سیاست خارجی  رژیم گردیده. پی آمد دخالت ضد انقلابی رژیم در کشورهای منطقه خشم مردم ایران را برانگیخته.چراکه بخش عظیمی از ثروت وسرمایه های مردم درراه سرکوب  وتخریب کشورها وتوده های مردم منطقه هزینه می شود. نفرت وبیزاری مردم ستمکش وآواره این کشورها علیه رژیم گسترش فراوان یافته است.

بحران سیاسی –اقتصادی ، به بحرانی اجتماعی مزمن، فراگیر، وغیر قابل حلی  برای رژیم تبدیل شده،و همه هستی آن را خود را فروبرده است.بحران رکود، وتورمی که به همه رشته های اقتصادی وخدماتی جامعه گسترش پیدا کرده.صنایع ،کارخانه ها،مراکز تولیدی وبهره وری خدماتی یا تعطیل شده ویا نیمه تعطیل وبلاتکیف مانده اند. خانواده های کارگری وزحمتکشان شهری وروستائی در نا بسامانی مطلق روزگار تلخی را از سر می گذرانند.حجم توده ی آواره وبی شکل شهری بسیار گسترش پیداکرده.حقوق کارگری کمتراز یک میلیون تومان،تنها برای یک هفته از هزینه های زندگی کفاف می کند. سه هفته از ماه را خانواده های کارگری در ظلمت گرسنگی وتیره روزی می گذرانند. حقوق بگیران برای تامین حداقل هزینه های روزانه زندگی درمانده اند. کلیه کالاهای اساسی وضروری زندگی روزانه مردم در این دوسال ،علیرغم تبلیغات دروغین کابینه فریب کار حسن روحانی، افزایش قیمتی بیش از بیست وبیست وپنج درصدی داشته اند.نان درآوردن وشکم را با نان وپنیرشور پر کردن دغدغه ی سرپرست خانواده ها شده.اگردرسال های قبل تلاش می شد تا به فاصله هر یک یا دو ماه صحبت آوردن گوشت درسبد مصرف غذائی وسفره خانواده ها قرار گیرد،امروزخوردن یک وعده غذای گوشت قرمزدریک سال  آرزوی خانواده های کارگری ،وزحمتکش شده است. دغدغه تامین  حبوبات جای گوشت را گرفته به مشکلی سخت برای خانواده ها تبدیل شده.مردم در وحشت اند از روزی که رژیم قصد ربودن وگرفتن  حداقل نان وپنیر ولبنیات کم رمق را از سفره ی آنان داشته باشد.

نا رسائی درپاسخگوئی وبر طرف کردن مشکلات عمومی اجتماعی وعدم ارائه خدمات شهری وروستائی، بعلاوه مشکلات منطقه ای واستانی(قطع متناوب برق های  خانگی،کمبود آب،آلودگی هوا ومحیط زیست شهری،ریزگردها – ناهنجاریهای اجتماعی) دست به دست هم داده، سلامتی،بهداشت وامنیت مردم بطور روزانه تهدید می شود. امراض و بیماری های ناشناخته،مرگ ومیرهای ناگهانی زودرس ،خود کشی ها ،اضطراب واسترس مردم رابیشتر کرده است. رژیم راه حل همه نارسائیها ومشکلات مردم را ، با اختناق وسرکوب  جواب می دهد.

رفقا!

رژیم دچار تزلزل ودرمسیرزوال محتوم خود قرار گرفته. نقطه اتکاء آن در جامعه ودر میان مردم کم  وکمتر شده . پایه ی بخش هائی از دستگاه های  دولتی ،وزارت خانه ها وادارات روی هوا قرار گرفته،عملادرمانده ازاجرای وظایف خود هستند ، بطور نیمه فلج زمین گیر شده اند. ودر این میان کلیه جریانات اصلاح طلب،!ملی مذهبی، استحاله طلب ورفرمیست ،قشری، رویزیونیست ، ودیگر نیروهای رفو گر،ماستمال وواسطه ، که دلشان خوش بوده به بند بازی میان جناح هاو اصلاح رژیم سرمایه داری مذهبی ، سرشان بی کلاه مانده است.موضوع ناپایداری رژیم تا آنجا بالا گرفته که عملا موجب نگرانی آمریکا شده .اخیرابطور علنی اعلام کرده که با کمک نیروهای های داخلی! تلاش می کند جای جریان نشسته برقدرت را با نیروهای داخلی همسوبا خودش عوض کند.!نرد عشق  با مجاهدین وسلطنت طلبان می بازد.

رفقا!

اوضاع واحوال جامعه بشدت نگران کننده ووارد مرحله حساسی شده است.طبقه کارگر ،توده های زحمتکش وکم درآمد،از لحاظ معیشت وضعیت بسیار بدی دارند. دستمزد ها چند برابر کم تر از هزینه های زندگی روزمره هستند.بیکاری یکی از مسائل همزاد با رژیم سرمایه داری اسلامی ،طی سال های اخیربراثر بحران وتعطیلی کارخانه ها وموسسات شدت گرفته و به خیل بی کاران افزوده شده.مطابق آماری که اخیراازطرف رژیم به بیرون درز پیدا کرده ،۲۵ درصد از فارغ التحصیلان دانشگاهی سالانه بیکار می شوند.بیکاری وسیع ودستمزد پایین موجب محرومیت، درد ورنج ،گرسنگی وسوء تغذیه خانواده های کارگران شده. پرداخت دستمزد وحقوق بخش هائی از طبقه کارگر دیر به دیر،هردووسه ماه، وگاهی یک سال طولانی می شود.خیلی از پروژه هاوپیمانکاران آزاد ودولتی ،پول دستمزد کارگران را عملا بالا می کشند وحاضر نمی شوند روی بدهی های خودو مطالبات حقوقی عقب مانده کارگران مذاکره کنند، اغلب طفره می روند.

میزان تلفات حوادث کار بالا رفته ،ایمنی کارگران به شکل غیر مسئولانه تری از جانب کارفرمایان نادیده گرفته می شود، حوادث کاری روزانه جان کارگران بیشتری را می گیرد.قراردادهای ناعادلانه وغیر منقطی ویک طرفه بنفع پیمانکاربه مدت یک یا دوماه واغلب سفید امضاء همچنان به کارگران تحمیل می شود.رژیم سفت وسخت از ایجاد تشکل های کارگری جلوگیری می کند. واز دشمنی اش با تشکلهای کارگری وفعالان کارگری نه تنها ذره ای کاسته نشده،بلکه هر روز چنگ ودندان بیشتری به آنان نشان می دهد.پیگرد وتعقیب ها ادامه دارد. اعتصابات کارگری بطور جدا از هم وگسسته اما فشرده در میان مراکز کارگری برای پس گیری حقوق های عقب افتاده ادامه دارد.سرکوب های دوره ای مکرر در جلوگیری از رشد جنبش های اجتماعی وبویژه کارگری ،یکی از موانع پیشروی جنبش کارگری بوده. ترس از بحران اجتماعی ومنطقه ای بطور کمرنگی هنوز بر سر راه شکل گیری ذهنیت مبارزه انقلابی طبقه کارگروعناصر فعال انقلابی سنگینی می کند. پراکندگی نیروهای کارگری عارضه بعد از سرکوب هرجنبش کارگری، درجنبش کارگری ما به یک عارضه بازدارنده پایدار ومنش لیبرالی در میان فعالین جنبش کارگری  تبدیل گردیده، که باید بر آن غلبه کرد وبا دخالت گری کمونیستی درعرصه پراتیک اجتماعی وجنبش کارگری از موانع بر سراه مبارزه کارگری وکمونیستی عبور نمود. بورژوازی حاکم مرتب برای ایجاد تشتت وتوهم در افکار عمومی ودر مقابله با جنبش اجتماعی و کارگری سناریو سازی می کند.تلاش حکومت درسرکوب و جلوگیری ازرشد جنبش اجتماعی وکارگری ، تا کنون نتوانسته موجب آرامش خاطرواطمینان رژیم را حاصل نماید. نیروی اجتماعی عقب رانده وزخم خورده ،تبدیل به  توده ی فشرده ومتراکمی شده ،که رژیم را تهدید می کند.این نیروی بالقوه هرآن امکان دارد به حرکت وبه فعل درآید.

رفقا!

ما، خوشحالیم که در راستای استراتژی انقلابی سازمان فارغ از حساسیت های موضعی وسطحی رایج درجنبش کمونیستی ،درعمق  همآهنگی  با جنبش کارگری داخل کشور درتلاش هستیم.سال هاست جنبش کمونیستی در دور بیهوده انرژی اش روی تعریف مباحث ومقوله های تعریف شده به هدر می رود.آنچه موجب خوشنودی ما در پیگیری مبارزه  جدی ومتشکل درراستای اهداف سازمان بوده،سیاست های انقلابی ومارکسیستی سازمان منطبق بر شرایط واوضاع جامعه بوده است. سیاست های در ست وانقلابی – تلفیق کار علنی ومخفی، — استراتژی اعتصاب عمومی ونبردمسلحانه همگانی در مسیرمبارزه طبقه کارگر وبرپائی حاکمیت شورائی. این سیاست وروش انقلابی امروزعلیرغم تجاهل و ضدیت بی پایه مخالفان سطحی  نگر، ودگماتیسم غالب میان نیروهای پراکنده کمونیستی ، سر فصل مبارزه جدی طبقه کارگرومبارزان راستین قرار گرفته است.

رفقا!

در این مرحله از تاریخ ما نیاز داریم یک بار دیگربه آموزگاران پرولتاریا،به مارکس ،انگلس و… به لنین انقلابی، پراتیسین بزرگ دنیا در کارانقلاب،و آموزش های سه گانه او در مورد تبلیغ،ترویج وسازماندهی مراجعه کنیم.با پای بندی به اهداف سوسیالیسم وانقلاب،و با تقسیم کار در همآهنگی کامل با سازمان و کمیته های سازمانی به تلاش خود بیفزائیم.کمیته آموزش – شناخت وتئوریک – سیاسی تشکیل بدهیم، کار آموزشی وترویجی مارکسیستی  را در راس برنامه های خود ودر پیوند با کار تبلیغی قراربدهیم. کلیه امکانات سازمانی ونیروی تشکیلاتی خودرا به کاربگیریم.از وسایل ار تباط  جمعی مدرن غافل نشویم. به تشکیلات و اهمیت کار تشکیلاتی  مارکسیستی ارزش بگذاریم.” اردوی کارنیاز به گردان های متشکل وسازماندهی شده پرولتاریا دارد.”

رفقا!

به مانند جزء جزء یک ارگانیسم واحد تشکیلاتی با رسالت وبرگزیده ،نیروی های مادی ومعنوی هرچند کوچک خودرا درمسیر پویائی وپیشروی سازمان به کار ببندیم.با تلاش های کوچک خود می توانیم ساختمان بلند ورفیع پرولتاریای ایران را برپا کنیم. رفقا،همه ی تاب وتوان و تلاش پیگیرما فعالان داخل کشوربا تعهدی افزون تراز پیش،در راستای اهداف وبرنامه های سازمان است. ما،برای شما در برپائی واجرای کنفرانس ۱۶ سازمان آروزوی موفقیت داریم. مشتاقانه در انتظارنتایج نشست و مصوبات کنفرانس ۱۶ سازمان هستیم. ما، برپائی کنفرانس ۱۶ ونشست بزرگ ودوسالانه سازمان را به طبقه کارگرایران ،به سازمان و کلیه نیروهای تشکیلاتی اعم از رهبری،کادرها ،کمیته ها،اعضاء ،هوداران ،میهمانان وکلیه نیرووهای پیرامونی ،وهمسوی داخل وخارج تبریک می گوئیم .

رفقا،!ما،از راه دور دست شمارا می فشاریم ، وهمصدای با شما به افتخاربرپائی نشست کنفرانس ۱۶ سازمان وبه بزرگداشت رهروان راستین راه سوسیالیسم وانقلاب، سرود انترناسیونال سرمی دهیم .

زنده باد سازماندهی وکار تشکیلاتی انقلابی برای رهائی طبقه کارگر

 زنده باد عمل انقلابی وپراتیک اجتماعی.

زنده باد انقلاب-زنده باد سوسیالیسم.

کار، نان، آزادی – حکومت شورائی

فعالان داخل کشور- سازمان فدائیان اقلیت – شهریور ۱۳۹۶

*- کنفرانس شانزدهم سازمان دو پیام از رفقای داخل کشور دریافت نمود که هردو پیام در کنفرانس خوانده شد. پیام رفقای ”هسته مقاومت رفیق بهروز دهقانی“ حاوی برخی پیشنهادات تشکیلاتی است که به دلائل امنیتی انتشار علنی نمی یابد.

 متن کامل نشریه کار شماره ۷۴۸ در فرمت پی دی اف

 

 

 

 

 

لغو مراسم یادمان جان‌فشانان کشتارهای دهه شصت، در آمستردام – هلند

بدین‌وسیله به اطلاع می‌رسانیم که مراسم یادمان جان‌فشانان کشتارهای دهه شصت در زندان‌های جمهوری اسلامی که قرار بود روز شنبه ۹ سپتامبر ساعت ۱۴ در میدان دام آمستردام برگزار شود، لغو می‌گردد. این امر به دنبال لغو اجازه مراسم یادمان صورت می‌گیرد. لازم به ذکر است که سه روز پیاپی میدان دام آمستردام در اختیار صلیب سرخ قرارگرفته است. متأسفانه تلاش ما برای برگزاری این مراسم در روز و مکان دیگر به نتیجه نرسید و ناچار به لغو آن شدیم.

ضمن پوزش، از علاقه‌مندان دعوت می‌شود تا مطالب و مقالات و برنامه‌هایی که در مورد کشتارهای دهه شصت در سایت سازمان و در تلویزیون دمکراسی شورایی و شبکه‌های اجتماعی سازمان در دسترس می‌باشد، مطالعه و پی گیری کنند.

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) در هلند

۵ سپتامبر ۲۰۱۷

اعتصاب غذا، جان رضا شهابی و دیگر زندانیان سیاسی را تهدید می‌کند

کارگران و زحمتکشان! کارگران شرکت واحد!

زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج، از تاریخ ٩ مردادماه در اعتراض به اقدامات سرکوبگرانه و شرایط غیرانسانی و خفقان‌آور زندان‌های رژیم، در اعتصاب غذا به سر می‌برند. تعدادی از این زندانیان سیاسی، کارگران و معلمانی هستند، که به خاطر دفاع از حقوق صنفی و سیاسی کارگران و معلمان، دستگیر و به زندان محکوم‌شده‌اند. پس از گذشت بیش از یک ماه از اعتصاب غذا، وضعیت جسمانی زندانیان سیاسی به‌ویژه رضا شهابی، عضو هیئت‌ مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد، رو به وخامت گذارده و جان آن‌ها در معرض تهدیدی جدی قرارگرفته است. تعدادی از این زندانیان به بیمارستان منتقل‌شده‌اند. دادستان جلاد تهران، به‌جای رسیدگی به خواست زندانیان سیاسی، با پرروئی ادعا می‌کند که دستگاه قضایی تسلیم نمی‌شود. اخبار جدیدی از اعتصاب غذای زندانیان در کردستان نیز انتشاریافته است.

طبق آخرین گزارش‌ها، رضا شهابی که با ادعاهای جعلی رژیم بار دیگر به بند کشیده شد، از زندان به بیمارستان انتقال‌یافته است. رضا شهابی که چندین سال صرفاً به خاطر دفاع از حقوق و منافع کارگران به حبس محکوم و پس از تحمل فشارهای بی‌رحمانه رژیم در زندان و اعتصاب غذای طولانی که منجر به صدمات جسمی به وی گردید، سرانجام آزاد شد، بار دیگر به بهانه‌های واهی، به بند کشیده شد. رضا شهابی از همان روز نخست ورود به زندان، در ١٨ مردادماه، مجدداً اعتصاب غذای خود را آغاز نمود. اکنون نزدیک به یک ماه است که وی در اعتصاب غذا به سر می‌برد و وضعیت جسمانی او مدام وخیم‌تر شده است.

کارگران و زحمتکشان! برای نجات جان رضا شهابی و دیگر زندانیان سیاسی اقدام نمایید. به اقدامات سرکوبگرانه، وحشیانه و ضد انسانی جمهوری اسلامی علیه زندانیان سیاسی، اعتراض کنید و خواستار آزادی زندانیان سیاسی شوید!

کارگران شرکت واحد! رضا شهابی به خاطر دفاع از حقوق و مطالبات و منافع عموم کارگران شرکت واحد، به بند کشیده شده و اعتصاب غذا جان او را تهدید می‌کند. برای رهایی او از زندان به مبارزه علنی و متشکل روی‌آورید. دست از کار بکشید و خواستار آزادی فوری وی شوید!

سازمان فدائیان(اقلیت) ضمن محکوم کردن اقدامات وحشیانه، سرکوبگرانه و ضد انسانی جمهوری اسلامی علیه زندانیان سیاسی، خواستار تحقق فوری خواست‌های آن‌ها، آزادی فوری و بی‌قیدوشرط رضا شهابی و تمام زندانیان سیاسی است.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده‌باد آزادی – زنده‌باد سوسیالیسم

نابود باد نظام سرمایه‌داری

سازمان فدائیان (اقلیت)

١۴ شهریورماه ١٣٩۶

کار- نان- آزادی- حکومت شورایی

متن کامل در فرمت پی دی اف

از فراخوان تظاهرات در دفاع از مبارزات کارگری در ایران حمایت کنیم

طی هفته های گذشته همزمان با تشدید سرکوب سیستماتیک کارگران، سرکوب و اعمال فشار بر فعالین کارگری و زندانیان سیاسی نیز به طرز کم سابقه ای افرایش یافته است. این همه فشار و سرکوب در شرایطی بر کارگران و فعالان کارگری اعمال می شود که با گذشت هر روز سفره شان بیش از پیش تهی می شود. در چنین وضعیتی، بخش های وسیعی از کارگران و خانواده های آنان برای رهایی از فقر و گرسنگی و دریافت دستمزدهای معوقه چندین و چند ماهه شان به اعتراض و اعتصاب متوسل شده اند. در کنار اعتراضات کارگری، تعدادی از زندانیان سیاسی رجایی شهر کرج از جمله رضا شهابی در اعتراض به تشدید سرکوب و پایمال شدن ابتدایی ترین حقوق مسلم خود، به اعتصاب غذا روی آورده اند. هیئت حاکمه ایران اما، بجای پاسخگوی به مطالبات بر حق آنان، کماکان به تشدید سرکوب و اعمال فشار بیشتر به آنان روی آورده است. تا جایی که کارگران مبارز با همدستی کارفرما و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به طور مستمر اخراج، زندان و بعضا به شلاق محکوم می شوند و زندانیان اعتصابی نیز، با واکنش تهدید گونه دادستان تهران که “ما تحت تاثیر برخی اقدامات زندانیان از جمله اعتصاب غذا قرار نمی گیریم” شرایط بازهم وخیم تری را متحمل شده اند.

با این همه و به رغم تشدید فشار بر کارگران و زندانیان سیاسی، پوشیده نیست که همه اقدامات سرکوبگرانه طبقه حاکم، تماما از سر استیصال و ناتوانی است، نه از روی اقتدار و قدرت. تردیدی نیست آنچه رژیم و کل طبقه حاکم را به عقب نشینی وادار می کند، همانا پیگیری مطالبات زندانیان سیاسی، گسترش اعتراضات کارگری و مبارزه ای متحد، همه جانبه و همگانی علیه وضعیت موجود است.

از این رو، ما نیز به سهم خود همراه با سازمان ها و دیگر نیروهای فعال کارگری و اجتماعی در همبستگی با کارگران زندانی و زندانیان سیاسی، بر آزادی بی قید و شرط آنان و لغو هرگونه شکنجه و اعدام و تأمین آزادی های بی قید و شرط بیان، قلم و اجتماعات از جمله حق ایجاد تشکل های مستقل کارگری تاکید داشته و بر این باوریم که برای کسب اینگونه مطالبات دمکراتیک، سیاسی و اجتماعی راهی بجز مبارزه ای متحد و پیگیرانه وجود ندارد.

ما همچنین خواهان تحقق فوری مطالبات همه زندانیانی هستیم که از ۸ مرداد امسال در اعتصاب غذا به سر می برند. ما خواهان بازگشت به کار و آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و کارگران زندانی هستیم که در پی تحقق خواست ها و مطالبات بر حق شان، اخراج، بیکار و زندانی شده اند.

ما نیز به سهم خود با حمایت از فراخوان “کمپین دفاع از مبارزات کارگری در ایران” از همه انسان های آزادیخواه، سوسیالیست و برابری طلب می خواهیم تا فریاد رسای کارگران زندانی و زندانیان سیاسی شوند تا همصدا با هم  در روز شنبه ۲ سپتامبر ۲۰۱۷  در میدان “سرگل توریت- مرکز استکهلم”، اعتراض خود را علیه جمهوری اسلامی برای تحقق مطالبات کارگران و آزادیخواهان فریاد کنیم.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم

نابود باد نظام سرمایه داری

کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

کمیته خارج از کشور سازمان فدائیان- اقلیت (سوئد)

۷ شهریور ۹۶

کار، نان، آزادی – حکومت شورایی

 

خیابان‌های اراک عرصه اعتراضات کارگران آذر آب و هپکو

روز چهارشنبه، ٨ شهریورماه، بار دیگر خیابان‌های اراک عرصه راهپیمایی و تجمع‌های اعتراضی صدها تن از کارگران کارخانه‌های هپکو و آذر آب بود.

کارگران آذر آب در ادامه اعتراضاتی که از اردیبهشت تاکنون چندین بار به راهپیمایی و تجمع‌های اعتراضی انجامیده است،امروز با راهپیمایی و تجمع در مقابل اداره صنعت و معدن، و استانداری، خواستار تحقق مطالبات معوقه خود، ازجمله پرداخت ۶ ماه دستمزد و مزایای معوقه شدند. کارگران وارد محوطه استانداری شدند که آن‌ها را بازور بیرون کردند. این کارخانه که با ١۵٠٠ کارگر در تولید تجهیزات نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد و غیره فعالیت دارد، از مدتی پیش همچون دیگر واحدهای صنعتی اراک با مشکل رکود مواجه شده است. به‌رغم وعده‌های مکرر مقامات دولتی، تاکنون برای رفع مشکلات این واحد صنعتی و تحقق مطالبات کارگران ، هیچ اقدام جدی صورت نگرفته است.

هم‌زمان با اعتراض کارگران آذر آب، کارگران ماشین‌سازی هپکو نیز که اکنون مدت‌هاست با تظاهرات و راهپیمایی در سطح شهر و تجمع در مراکز و معابر عمومی، در حال مبارزه برای تحقق مطالبات خود هستند، در میدان شهدا تجمع کردند.

دستمزد کارگران هپکو از زمستان سال گذشته مدام به تعویق افتاده و دولت و کارفرما، هر زمان که مبارزه کارگران اوج گرفته، مبلغی از معوقات را پرداخته تا کارگران را آرام کنند. اما وعده سروسامان دادن به وضعیت کارخانه، پرداخت کامل دستمزدهای معوقه و پرداخت حق بیمه سهم کارفرما، هنوز تحقق‌نیافته است.

کارگران هپکو و آذر آب که مطالبات مشابهی دارند، دریافته‌اند که برای اثربخشی مبارزات و وادار کردن دولت و سرمایه‌داران به تحقق مطالبات معوقه خود، باید مبارزات خود را هماهنگ کنند و این مبارزات را به سطح خیابان‌ها و مراکز و معابر پر رفت‌وآمد بکشانند. از همین روست که امروز، هم‌زمان دست به اقدام مبارزاتی زدند.

درحالی‌که کارگران و خانواده‌های آن‌ها در فقر و گرسنگی به سر می‌برند و سرمایه‌داران و دولت پاسدار منافع آن‌ها، حتی دستمزد چندین ماه کارگران را پرداخت نمی‌کنند، روز گذشته روزنامه ایران، روزنامه رسمی دولت، گزارشی را منتشر ساخت که بر طبق آن، سرمایه‌داران و ثروتمندان ایرانی در رستوران‌هایی در شمال تهران غذا می‌خورند که فقط ورودی آن حدود نیم میلیون تومان است و هزینه یک وعده‌غذای آن‌ها سر به چند میلیون تومان می‌زند.

تا وقتی‌که نظام سرمایه‌داری بر ایران حاکم است و سرمایه‌داران حاصل دسترنج کارگر را تحت عنوان سود به جیب می‌زنند و مدام بر حجم سرمایه و ثروت خود می‌افزایند، راه نجاتی برای کارگر از استثمار، فقر، بیکاری و بدبختی وجود نخواهد داشت. تنها، سرنگونی نظام سرمایه‌داری و استقرار نظم سوسیالیستی نجات‌بخش کارگران است.

سازمان فدائیان( اقلیت) ضمن حمایت از مبارزات و مطالبات کارگران هپکو و آذر آب، کارگران را به اتحاد و همبستگی سرا سری برای سرنگونی نظم ستمگرانه حاکم بر ایران فرامی‌خواند.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده‌باد آزادی – زنده‌باد سوسیالیسم

نابود باد نظام سرمایه‌داری

سازمان فدائیان (اقلیت)

٨ شهریورماه ١٣٩۶

کار- نان- آزادی- حکومت شورایی

متن کامل در فرمت پی دی اف

به ظاهرش نگاه نکن!

مرد با همسرش هر دو، سخت کار می کنند. با اندک پولی که دارند  پارچه می خرند و پیشبند آشپزخانه، دستگیره، جای قابلمه و اینجور چیزها می دوزند. بعد، مرد آنها را برای فروش به بازار کوچک می آورد. خانه ی آنها در جنوب شرق تهران است. مرد برای فروش آنها، به شمال غرب تهران می آید. زن اما در خانه می ماند تا باز بدوزد و بدوزد و بدوزد.. و درحین دوختن، آرزو میکند که همسرش توانسته باشد پیشبندها و دستگیره ها و … را بفروشد. زن و شوهر، هر دو جوان هستند. هر دو تحصیلکرده. اما هر دو  از خانواده هایی که فقر از سر و کولشان بالا می رود. بچه هم دارند. مهرماه برای بچه هایشان، فصل شادی و شور است اما برای والدین، فصل سختی و افزونی مشکلات. چون تامین مخارج کودکانشان برایشان دشوارست.

در این بازارچه حدود دویست انسان زحمتکش، کار میکنند. بیشترشان جوان هستند و اغلب متاهل. و متاسفانه تقریباً همگی مستاجر.

میگویم: خونه ی ما نزدیک اینجاست. اگه نوشیدنی خنک، یخ، قند و چای خواستید به من بگید براتون بیارم. میخندند. می گویند: ما به تشنگی و گشنگی و گرما و سرما عادت داریم ولی به نگاه منتظر و مشتاق همسر و بچه هامون شب که به خونه میریم ذوقزده بطرفمون می آن و خیال میکنند کلی فروش کرده ایم و سود برده ایم و میتونیم مایحتاجشونو بخریم، عادت نکرده ایم. به اخم کردنهای صاحبخانه عادت نکرده ایم…

می پرسم: پاییز و زمستون که بارون و برف بیاد چکار میکنید اینجا؟ زیر این پارچه های نازک….

میگویند: خودمونو تو پتو می پیچیم میشینیم منتظر مشتری، اگه بیاد. خیلی که سرد بشه  آتیش روشن میکنیم و خودمونو گرم میکنیم. خلاصه باید تحمل کرد….

می گویم: بارون اجناستونو خیس میکنه!

میگویند: روشون مشما می کشیم.

میگویم: زمین اینجا خاکیه، بارون گل و لای ایجاد میکنه. سر تکان می دهند… بعد فقط میخندند… میخندند…

میگویم: به آقای «د» بگید زمین اینجارو آسفالت کنند. با وحشت نگاهم میکنند! یکیشان جواب می دهد: اگه آسفالت کنند که دیگه نمیزارن ما بیاییم اینجا فروشندگی کنیم!

آه. راست میگوید! فکر این چیزها را نکرده بودم. اما آخر چرا؟ چرا نباید روی زمین خالی آسفالت، اینها بیایند فروشندگی کنند؟

بلند می پرسم: آخه کی نمیزاره؟

میگویند: شهرداری.

میپرسم: چرا؟

میگویند: چرا نداره!…. بعد باز میخندند…. خوش بحالشان. چه سبکبالانه و ساده میخندند.

شریفترین و زحمتکش ترین انسانهایی که در عمرم شناخته ام. همه پرکار. و همه مربان. یکیشان میگوید: 5 صبح از خونه میزنم بیرون. تا وانت رو بار بزنم و به اینجا برسم 9 و نیم صبحه. شب تا به خانه برسم  1 نیمه شبه.

یکی ازین زحمتکشان… موقع ناهار….

میپرسم: ناهار چی داری؟

میگوید: پلو با مرغ.

قابلمه اش را نگاه میکنم. قابلمه ی کوچک فلزی که اصطلاحاً به آنها روهی یا رویی میگویند. به اندازه ی یک نعلبکی فنجان، کوچک است با ارتفاع یک لیوان. یک کفگیر برنج و روی آن دوبند انگشت گوشت مرغ. این ناهارش است.

میگوید: میدونی چند وقته با خانمم غذا نخورده ام؟ بعد به نقطه ی مبهمی در دور دستها نگاه میکند و به فکر فرو میرود… نمیدانم به چه فکر میکند…

میگویم: خب کار درستی نمیکنی! گاهی تعطیل کن به خانواده برس! میگوید: ای، ای! خبر نداری زندگیم چقدر سخته! انقدر بدهی دارم که….

دیگر ادامه نمی دهد… ناهارش را می خورد… دو سه قاشق . بعد سفره اش را جمع میکند. در کمال حیرت نگاهش میکنم! صحبت از بدهی، اشتهایش را از بین برد. همان یک کفگیر برنج هم تقریباً دست نخورده ماند.  از خودم شرمنده میشوم که حرف را به جایی کشاندم که یاد بدهی هایش بیفتد.

دیگر حرفی نمیزنم. در سکوت… نگاه میکنم… همگیشان چشم انتظارند. منتظر کسی که اجناسشان را بخرد. یکی از آنها را می بینم که بالاخره اولین فروشش با موفقیت انجام شده است. ده هزار تومانی را می بوسد و به پیشانی میزند و در جیب می گذارد. بعد می گوید: این دشت اولم بود از کله ی سحر تا حالا صلات ظهر! بعد لبخند میزند. لبخندهایشان به من روحیه می دهد. با آنهمه مشکلات همچنان لبخند حتی خندیدن را فراموش نکرده اند… همچنان به فردای روشن امیدوارند.

با صدای بلند فکر میکنم: کاش انقدر پولدار بشم که یک پاساژ خیلی بزرگ بسازم و مجانی یا لااقل برای دو سال مجانی به تک تک شماها بدهم تا  زیر آفتاب و در سرما نباشید. در جایی سقف دار، با کولر و بخاری و همه ی امکانات رفاهی، در جایی امن و قشنگ، کار کنید و زندگیتان روبراه شود.

نگاه میکنند…. سرشان را تکان می دهند…. انگار حرفم را باور نمیکنند. انگار فکر میکنند هر کسی پولدار شود خسیس و کنس میشود. انگار فکر میکنند اگر پولدار شوم فراموششان میکنم. اما حقیقتاً اینگونه نیست. تک تکشان در ذهن و فکر و دلم جای دارند. آرزو دارم یکروز آنقدر پولدار شوم که زندگی همگیشان را روبراه کنم تا برای مدرسه رفتن بچه هایشان عزا نگیرند. بلکه بچه هایشان را به دانشگاه بفرستند. به مسافرت خانوادگی بروند. لباسهای با کیفیت بپوشند. و مهمتر از همه اینکه هرگز از نگاه های مشتاق و منتظر فرزندان و همسرانشان شرمزده نشوند بلکه مطلوبترین زندگی را برای خانواده هایشان فراهم کنند و در رفاه و آسایش و آرامش باشند و با افتخار به خانه بروند و با صدای بلند سلام کنند. با بغلی پر از هدیه برای کودکانشان و شاخه گل رز قرمزی برای همسرانشان و بوسه هایی روی صورت همه ی خانواده. دیگر از صاحبخانه هم خجالت نکشند و نترسند.

نمیدانم چرا دولت که تا همین سه هفته ی دیگر بساط محرم و هیئتها را برپا میکند و میلیونها تومان شاید هم میلیاردها تومان برای عزاداری امام حسین هزینه میکند، بجای آن، برای این محرومان اقدامی نمیکند؟ نمیدانم چرا خانمی که در مترو از من پرسید: برای نخ کلاه از چه جنسی استفاده کنم؟ و بعد اضافه کرد که کلاه برای مسافر مکه و برای حاجی میخوام!، از همان حاجی نمی پرسد که چرا پول مکه را به بچه های مدرسه ای هدیه نمی دهی؟ به خانواده هایی که تامین مخارج مدرسه دلبندانشان برایشان شده کابوس….

گالن آب که رویش سیاه و چرک شده و یک گوشه اش هم گویا کنار حرارت بخاری یا هرچی، آب شده و کج و کوله شده را بر میدارم. درش را باز میکنم. میپرسم: آبش کثیف و روغنیست؟ میخندد.  میگوید: نه! نه! به ظاهرش نگاه نکن! داخلش تمیزه تمیزه!

راست می گوید. به ظاهر نباید نگاه کرد. ظاهر همه چی مخصوصاً  آدمها، با باطنشان گاه متفاوتست. گاه ظاهر افراد فقیرست اما دلی ثروتمند دارند. دلی پر از محبت. وجودی پر از معرفت و شرافت و انسانیت. و برعکس، گاه انسانهایی پیدا میشوند که با کلی ادعا و پز و شعارهایشان و با ظاهر و ریخت و لباسشان به دنیا فخرفروشی میکنند اما به درونشان که نگاه کنیم چیزی نمی بینیم جز درونی تهی از شعور و معرفت و محبت و انسانیت.

کاش همه بتوانیم چه در زمان پولداری ، چه در بی پولی، انسان باشیم. انسانی با مرام. با معرفت. با لبهایی که لبخند را از یاد نمی برند. کسی را مسخره نمیکنند. خیرخواه دیگران هستند. عصبانی نمیشوند. درست مثل اینهایی که من شناختم. مهمتر اینکه درست مثل همینهایی که شناختم «پناه هر بی پناهی باشیم».

صدایش در گوشم است. پرسیده بودم: قبلاً چکار می کردی؟

جواب داده بود: تو کارخونه کار میکردم.

پرسیده بودم: چرا کارتو ول کردی؟

خندیده بود… با همان خنده جواب داده بود: من کارمو ول نکردم. کارم منو ول کرد! کارخونه رو تعطیل کردند همه بیکار شدیم!

گفتم کاش سوسیالیسم در ایران و همه ی دنیا مستقر بشه تا دیگه هیچکس بیکار نشه، تا همه ی مردم در رفاه باشند و فقر ریشه کن بشه.

با لبخند زیر لب گفته بود: سوسیالیسم.. سوسیالیسم..

خیال کردم الان خواهد پرسید: «سوسیالیسم دیگه چیه؟» اما نپرسید. از من خیلی باسوادترست. آنها بیش از من و شعارهایم عاشق سوسیالیسم هستند. آنها زندگی را تا بن استخوان میشناسند. سلامت و پایدار باشند. و زنده باد سوسیالیسم!

اشرف علیخانی (ستاره) 3 شهریور 96