بهرغم شرایط سیاه کرونایی، امسال اول ماه مه روز جهانی کارگر در ایران با شکوه بسیار برگزار شد و به نمایش تقابل و مقابله کارگران با طبقه حاکم سرمایهدار و ایادی آن تبدیل شد.
در این روز در تعدادی از شهرها و مراکز کارگری ایران از جمله تهران، کرج، اصفهان، شوش، هفتتپه، سنندج، مریوان، تبریز، رشت، مشهد، اراک، خرمآباد و کرمانشاه روز جهانی کارگر پاس داشته شد.
در هفت تپه بخشی از کارگران به نمایندگی از دیگرکارگران که به دلیل تداوم تولید همچنان بر سر کار بودند، در محل همیشگی تجمعات، گرد آمدند و بعد از سخنرانی دو تن از نمایندگان کارگران در محوطه کارخانه دست به راهپیمایی زدند. عباسی منجزی یکی از نمایندگان کارگران در سخنرانی خود بر خواستهای کارگران از جمله خلع ید از بخش خصوصی و بازگشت به کار کارگران اخراجی از جمله اسماعیل بخشی و محمد خنیفر تاکید کرد. او ریشه کردن فساد در کلیه دستگاههای حکومتی را علت مماشات قوه قضائیه با مالکان کنونی هفت تپه دانست و گفت: “یک نمونه در این کشور نشان بدهید که میتوانید با مفسدان برخورد کنید… وقتی فساد ریشه دواند و سیستمی شد مانند بیماری است که به سرطانی دچار شده که هیچ راهی برای بهبودی ندارد… ما تاکنون مطالباتمان رو بدست نیاوردیم اما با اتحاد خودمان خواهیم توانست به خواستهای خودمون برسیم و بقای هفتتپه را تضمین کنیم… ما تا زمانی که به خواستهایمان نرسیم به اعتراضاتمان ادامه خواهیم داد”. بعد از سخنان عباسی، کارگران با شعار “کارگر هفتتپه اتحاد اتحاد” دست به راهپیمایی زدند.
کارگران هفت تپه در روزهای گذشته بیانیهای نیز منتشر کرده بودند که در بخشی از آن آمده بود: “تجربه ما میگوید که ایجاد اتحاد گسترده کارگری ساده نیست اما عملی است. هرگاه کارگران با خرد جمعی وارد عمل شوند میتوانند به قدرت اتحادشان تکیه کنند و به اهداف خود برسند. ما تاکنون اساسا با اتکا به خرد جمعی و شورایی حرکت کردهایم، چرا که ما کارگریم و منافع واحد داریم و ناچاریم به یکدیگر تکیه کنیم. پس میبایست رمز موفقیت یعنی اتکا به خرد جمعی را تکثیر کنیم و مشکلات را یکی پس از دیگری از سر راه برداریم.”
در سنندج قرار بود در محل شهرک صنعتی شماره ۲ مراسم گرامیداشت روز جهانی کارگر برگزار شود که با حمله نیروهای امنیتی و پلیس جمهوری اسلامی تعدادی از حاضران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و چند تن از جمله شیث امانی و هوشنگ کریمی دستگیر شدند.
در شوش کارگران بازنشسته نیشکر هفت تپه، کاغذ پارس و شرکت قند پارس با تجمع در برابر اداره تامین اجتماعی وسپس راهپیمایی و سردادن شعارهایی همچون مرگ بر ستمگر درود بر کارگر، هم دولت هم مجلس بس است فریب ملت، این همه بی عدالتی هرگز ندیده ملتی، وعده وعید کافیه سفره ما خالیه خواستهای خود را فریاد زدند.
در کرج نیز تجمعی به این مناسبت برگزار شد. براساس گزارشاتی که در شبکههای اجتماعی از تجمع کرج منتشر شده ماشینهای پلیس در برابر تامین اجتماعی ایستاده بودند و به همین دلیل حاضران به وسط بولوار رفته و به سردادن شعار پرداختند که ماشینهای گذری نیز با به صدا درآوردن بوق از آنها حمایت میکردند.
درد ما درد شماست مردم به ما ملحق شوید، کارگر روزت مبارک، دولت غارتگران دشمن زحمتکشان، از بس دروغ شنیدیم ما دیگه رای نمیدیم، کارگر زندانی آزاد باید گردد و اسماعیل گرامی آزاد باید گردد از جمله شعارهای شرکت کنندگان در این تجمع بود که اغلب بازنشسته بودند. در پی حمایت ماشینهای عبوری از بازنشستگان، نیروهای انتظامی از بازنشستگان خواستند تا از وسط بولوار به کنار تامین اجتماعی بیایند وگرنه مجبور به بازداشت آنها هستند که یک کارگر بازنشسته خطاب به آنها گفت: “ما رو ببرید زندان، غذا هم بدید، یکی از سر سفرهی ما کم میشه و به جاش بچهمون سیر میشه” که جمعیت او را به شدت تشویق کرد. در نهایت نیز ادامه تجمع در برابر اداره تامین اجتماعی برگزار شد.
در اصفهان نیز حضور نیروهای سرکوب رژیم از نیروهای انتظامی تا گارد ویژه نسبت به گذشته پُررنگتر بود و نیروهای سرکوب قبل از برگزاری تجمع با ماشینهای خود در محل حضور داشتند. به همین دلیل تجمع کمی دیرتر (ساعت ۱۱ به جای ده و نیم) و با شعار زنان بازنشسته “از بس دروغ شنیدیم، ما دیگه رای نمیدیم” شروع شد. سر دادن شعار از سوی زنان بازنشسته باعث شد تا دیگران که به صورت پراکنده جمع شده بودند در برابر اداره تامین اجتماعی جمع شده و شعارهایشان را سر بدهند.
حقوق نصف و نیمه دزدی به سبک بیمه ، تامین اجتماعی چه اسم اشتباهی، پول های نفت کجا رفت به جیب زالوها رفت، زن و مرد کارگر متحد وهم سنگر، سرمایه از روز ازل نبوده سرمایهدار حق ما را ربوده، از جمله شعارهای این روز بود.
در این تجمع همچنین یکی از کارگران بازنشسته سخنان کوتاهی از درد و رنج و مشکلات درمان و معیشت خود گفت که بارها مورد تشویق و تحسین حاضران قرار گرفت.
در ادامه تجمع، چند افسر نیروی انتظامی به میان تجمعکنندگان آمد و از طرف مسئولین تامین اجتماعی خواستند تا چند نفر از افراد به نمایندگی از دیگران برای مذاکره به داخل ساختمان بروند که با مخالفت تجمع کنندگان مواجه شدند. در پایان تجمع کنندگان از اداره تامین اجتماعی واقع در خیابان عباسآباد تا انتهای آن که منتهی به خیابانی بزرگتر و مرکز شهر بود به فاصله کوتاهی با سردادن شعار، دست به راهپیمائی زدند.
اما مهمترین و برجستهترین نمایش خیابانی در خیابانهای تهران رخ داد. در این روز مزدوران “خانه کارگر” دست در دست نیروهای سرکوب رژیم تلاش کردند تا مانع برگزاری مراسم اول ماه مه توسط کارگران شده و این مراسم را به یک نمایش دولتی تبدیل کنند. از همین رو مزدوران “خانه کارگر” ساعت ۹ صبح در محل درب پشتی وزارت کار تجمع خود را آغاز کردند که تا ساعت ۱۰ (پیش از آغاز مراسم کارگران و بازنشستگان) مراسم را جمع و جور کرده و به آن خاتمه دادند. در این مراسم دولتی محجوب دبیرکل مادامالعمر “خانه کارگر” نیز حضور داشت و صادقی یکی از این مزدوران که عنوان رئیس “اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری” را با خود یدک میکشد به تعریف و تمجید از سالاری رئیس سازمان تامین اجتماعی پرداخت. نیروهای سرکوب رژیم برای جلوگیری از هرگونه حرکتی و حفظ آرامش و نظم سرمایه در این مراسم دولتی تمام منطقه را در محاصره خود داشتند و ضمن تامین امنیت مزدوران “خانه کارگر” از تمامی رهگذران عکس و فیلم تهیه میکردند.
حضور نیروهای امنیتی اما اهداف بیشتری داشت. آنها در تمامی اضلاع وزارت کار مستقر شده بودند و به هیچ عابری اجازه توقف نمیدادند، حتا پس از پایان مراسم دولتی و در حالی که تعدادی از بازنشستگان به سمت درب وزارت کار در خیابان آزادی حرکت کرده بودند نیروهای سرکوب اجازه ایستادن به آنها ندادند. حضور سنگین نیروهای انتظامی باعث شد تا بازنشستگان در نبش خیابان بهبودی جمع شوند اما ممانعت ها ادامه یافت و ماموران تا ایستگاه مترو شادمان و حتا تا خیابان “یادگار امام” مانع تجمع میشدند. تعداد ماموران انتظامی آن چنان زیاد بود که یکی از آنها به همکارش گفت: “گویا قرار بوده امروز تجمع عظیمی پا بگیرد که حتا ما را هم احضار کردهاند”. در یک مورد وقتی حاضران به تعقیب تجمعکنندگان و پراکندنشان توسط پلیس اعتراض کردند، یکی از ماموران رو به جمعیت گفت: “اصلا چرا آمدهاید؟” که یکی از بازنشستگان زن گفت: ” امروز برای روز کارگر آمدیم اما متوجه شدیم که روز پلیس است و اشتباه آمدهایم!”.
با گذشت زمان بر تعداد جمعیت نیز افزوده میشد و در دو سوی خیابان آزادی، دستههایی از جمعیت تلاش کردند تا حرکتی را شروع کنند که هر بار با تهاجم نیروهای سرکوب رژیم روبرو شدند. براساس اخبار منتشره در اثر این جنگ و گریزها تعدادی از بازنشستگان و حاضران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و حدود ۳۰ نفر نیز دستگیر شدند. یکی از بازنشستگان که همراه همسرش در حال گرفتن فیلم با موبایلاش بود مورد تهاجم ۶ نفر قرار گرفت و دستگیر شد.
براساس اخبار منتشره عسل محمدی، هیراد پیربداغی و سعید ملایری از جمله دستگیرشدگان هستند. همچنین خبری در مورد آزادی دستگیرشدگان منتشر شده و گفته شده است که هفته آینده آنها را مجددا احضار خواهند کرد (که تا این لحظه میزان صحت آن روشن نیست).
روز کارگر روز ماست خیابان از آن ماست، درود بر کارگر مرگ بر ستمگر، گرانی تورم بلای جان مردم، فقط کف خیابون بهدست میاد حقمون، سفره ما نان میخواد توپ و تفنگ نمیخواد، تا حق خود نگیریم از پا نمینشینیم، از بس دروغ شنیدیم ما دیگه رای نمیدیم، معیشت منزلت حق مسلم ماست، واکسیناسیون رایگان انجام باید گردد، از جمله شعارهای شرکتکنندگان بود که در پیادهروها و هر جا که توانستند آنها را سر دادند.
همچنین در پی ممانعت رژیم و به خشونت کشیده شدن تجمع در برابر سازمان تامین اجتماعی، تعدادی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد به همراه تعدادی از زنان بازنشسته در پایانه آزادی تجمع کرده و با سر دادن شعارهایی همچون “نان، کار، آزادی، حق مسلم ماست”، “کارگر، معلم، دانشجو، اتحاد اتحاد” و “کارگر میمیرد، ذلت نمیپذیرد” دست به راهپیمایی زدند.
تهاجم وحشیانه رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی به شرکت کنندگان در مراسم اول ماه مه بار دیگر نشان داد که رژیم تا چه حد از کارگران، مبارزات آنها، اتحاد و تشکل آنها و نیز اتحادشان با دیگر گروههای اجتماعی وحشت دارد. تهران در روز اول ماه مه صحنه نبرد علنی و رودرروی کارگران و پیشروترین بخشهای جامعه با مزدوران سرمایه بود. در این روز جمهوری اسلامی با باتوم و تفنگ به جنگ کسانی رفت که مطالبهشان کار، نان و آزادی بود و بدون هیچ تردیدی این پاسخ رژیم به مطالبات کارگران و زحمتکشان، پاسخ مناسب خود را از سوی آنها خواهد گرفت و آن روز دیر نیست.

زنان کارگر در تمام کشورهای جهان ستمدیدهترین گروه اجتماعی هستند. آنها از ستم دوگانه طبقاتی و جنسی رنج میبرند. همانند مردان کارگر استثمار میشوند و در همان حال از تمام ستمی که بر زنان اعمال میشود، از نابرابری، تبعیض و ستم جنسی رنج میبرند.
افشاگریها و درگیریهای اخیر درون حاکمیت بر سر تغییر جداول بودجه، برای کارگران و زحمتکشان اثبات مجدد این موضوع است که بودجههای سالانه نه در راستای خواست و منافع آنها، بلکه براساس خواست و منافع طبقه حاکم تهیه میشود. بودجهای که تمام منابع درآمدیاش بهطور واقعی بر دوش کارگران و زحمتکشان است، اما ابزاریست در دست طبقه حاکم برای ثروتاندوزی و سلطه بر جامعه.
فرهنگیان و معلمان رسمی کشور که جمعیتی نزدیک به یکمیلیون را تشکیل میدهند در زمره زحمتکشترین و پرتلاشترین اقشار زحمتکش جامعه هستند که بهرغم شغل پرزحمت و پرمسئولیتی که دارند، اما ازنظر حقوق و دریافتی ماهانه، در پایینترین رده کارمندان دولتی قرار دارند و در تنگناها و دشواریهای متعدد اقتصادی و معیشتی به سر میبرند. علیرغم مبارزات و تجمعات سراسری معلمان اما دولت از پذیرش خواست همسانسازی حقوق با سایر کارکنان دولتی سرباز زده است. دولت جمهوری اسلامی و وزارت آموزشوپرورش آن نهفقط به این خواست معلمان توجهی نکرده و حاضر به هزینه کردن و صرف بودجه برای معلمان نیست، بلکه سیاست کاهش هزینهها را پیش برده است. درحال حاضر افزون بر حدود یکمیلیون فرهنگیان و معلمان رسمی، صدها هزار تن دیگر تحت عناوین گوناگونی مانند معلم حقالتدریسی،آموزشیار نهضت سوادآموزی، سرباز معلم و غیره نیز به کار تدریس مشغولاند. وضعیت حقوقها و دریافتی این گروه از معلمان بسیار بدتر از معلمان رسمی است. به این گروه از معلمان که همه، در مدارس دولتی تدریس میکنند، بسته به مدرک تحصیلی و سابقه کار ماهانه از ۳۰۰ هزار تا ۱ میلیون تومان پرداخت میشود. این گروه از معلمان یا بیمه نیستند و یا اگر بیمه باشند، بیمه درستوحسابی ندارند. دولت و وزارت آموزشوپرورش بهجای استخدام رسمی معلم، سالهاست که درازای پرداخت مبالغ ناچیزی،بخشی از وظایف خود را توسط این گروه از معلمان پیش میبرد.علیرغم کمبود شدید معلم و نیاز به استخدام بیش از ۳۵۰ هزار معلم جدید، اما دولت هرازگاهی با برگزاری آزمون استخدامی، فقط تعداد اندکی را استخدام نموده است. این گروه بزرگ از معلمان بهرغم آنکه چندین سال سابقه کار تدریس دارند، اما به استخدام رسمی درنیامدهاند. گرچه در اثر مبارزات و تجمعات اعتراضی و مکرر این معلمان، وزارت آموزشوپرورش آزمون استخدامی را برای گروههای فوق بهغیراز آموزشیاران نهضت سوادآموزی حذف نمود، اما این موضوع از سرگردانی این گروه از معلمان نکاست و تجمعات آنها در سال گذشته و سال جاری با خواست استخدام رسمی ادامه یافته است. باید اضافه کرد که معلمان تازه استخدامشده نیز از همان آغاز با تبعیض و تضییع حقوق روبرو هستند. در روزهای ۲۳ و ۲۴ فروردین، “نومعلمان” در اعتراض به حقوقهای نازل و اینکه مشمول رتبهبندی نشدهاند، دست به اعتراض و تجمع زدند . روز ششم اردیبهشت نیز با تجمع در مقابل مجلس و حمل پارچه نوشتهها و سردادن شعارهایی چون” ما نومعلمانیم- خواهان حقمانیم”، ” شعار هر معلم- مرگ بر استثمار”،” حقوق ما ۲ میلیون- خط فقر۱۰میلیون” خواهان رسیدگی به خواستهای خود ازجمله همسانسازی حقوق با سایر کارکنان دولتی و رتبهبندی شدند.
نوشته زیر به قلم رفیق افشین اسدی است که مرداد سال ۹۹ برای سازمان ارسال نمود و با امضای ” یک کارگر مبارز” در سایت سازمان درج شد. به پاس احترام و دریادبود رفیق نشریه کار اقدام به درج آن میکند.
پس از آن در دهه ۷۰ و ۸۰ که فضای سیاسی تا حدودی باز شد، برخی چهره های سیاسی و مذهبی مجدداً در شهرهای کوچک و بزرگ جلسات بحث و گفتگوبرپا میداشتند. در این زمان رفیق افشین بعنوان راننده کامیونهای سنگین مشغول بکار بود و تا آنجا که فرصت داشت در این جلسات که به حالت نیمه مخفی برگزار میشد، شرکت فعال داشت. همچنین وقت آزادی اگر بدست می آورد مشغول مطالعه متون سیاسی میشد، بهمین دلیل سریعاً اندیشه و گرایش چپ در او روزبروز بیشتر رشد میکرد و به عنوان یک عنصر آگاه و سیاسی مطرح بود. در دو دهه اخیر با آشنا شدن به دیدگاه جریانات سیاسی کشور با دید انتقادی نسبت به بسیاری از آنها، سازمان فدائیان (اقلیت) را بعنوان سازمان و سنگر مبارزاتی خود انتخاب کرد و در صفوف هواداران نزدیک سازمان فدائیان(اقلیت) قرار گرفت.
اول ماه مه روز اتحاد و رزم مشترک کارگران سراسر جهان علیه نظام سرمایهداری فرارسیده است. کارگران در سراسر جهان به استقبال اول ماه مه میروند و همبستگی بینالمللی خود را به نمایش میگذارند. اول ماه مه در شرایطی فرارسیده است که بیماری مرگبار کرونا برای دومین سال پیاپی، موانع و محدودیتهای بزرگی برای راهپیمایی و تظاهرات گسترده خیابانی ایجاد نموده است. علیرغم این محدودیتها و بیماری دستپخت نظام سرمایهداری اما کارگران با متوقف ساختن چرخهای تولید و اشکال گوناگون دیگری، این روز بزرگ کارگری را گرامی میدارند و عزم خویش به ادامه پیکار تا نابودی سرمایهداری و استقرار جامعهای سوسیالیستی و عاری از هرگونه ستم و استثمار را به نمایش میگذارند.
کارگران ایران امسال در شرایطی به استقبال اول ماه مه ( یازده اردیبهشت) روز جهانی کارگر میروند که یکی از دشوارترین دورههای زندگی و سختترین شرایط معیشتی و اقتصادی را میگذرانند. اوضاع بهشدت وخیم اقتصادی و شرایط سرکوب و بی حقوقی مطلق، توأم با استثمار خشن و بیحدوحصر طبقه سرمایهدار که در سایه رژیم سرمایهداری- استبدادی حاکم بر کارگران تحمیلشده است، میلیونها کارگر و خانوادههای کارگری را به فقر و گرسنگی فزاینده و سیهروزی کامل سوق داده است. دستمزدهای ناچیز زیرخط فقر، حتی یکچهارم هزینهها را پوشش نمیدهد. گرانیها و افزایش مداوم قیمت کالاها و مایحتاج کارگران و زحمتکشان، دیگر چیزی جز نان خشکوخالی در سفره کوچک کارگران باقی نگذاشته است. وضعیت بیمهها و امکانات بهداشتی و درمانی کارگران روزبهروز بدتر شده است. میلیونها کارگر و جویای کار هیچگونه ممر درآمدی ندارند و از همان حداقل بخورونمیر کارگران شاغل نیز محروماند. سرمایهداری حاکم تمام بار بحران اقتصادی را بردوش کارگران قرار داده است.
سوئیس
در پی فراخوان تشکل های کارگری، معلمان و بازنشستگان جهت بزرگداشت اول ماه مه روز جهانی کارگر، روز شنبه ۱۱ اردیبهشت، در شهرهای مختلف ایران، ازجمله تهران، تبریز، ارومیه، مشهد، سنندج، رشت، اراک و شوش تجمع های کارگری برگزار شد. تجمع کارگران در تهران مقابل وزارت کار و در شهرهای دیگر مقابل ادارات دولتی نظیر تامین اجتماعی برگزار گردید.