اخباری از اعتراضات مردم

0

اعتراضات مردم در رباط کریم

دیروز (چهارشنبه ۶ مرداد) مردم رباط کریم هم همچون دیگر شهرهایی که تا امروز به خیابان آمده بودند به این اعتراضات پیوستند. شاید گوشه به گوشه باشد، اما این خشم و قیام چیزی نیست که آرام بگیرد. مردم دیگر نابودی جمهوری اسلامی را می‌خواهند.

بازداشت‌های گسترده در بهبهان

به گزارش منابع محلی از بهبهان حمله‌ی نیروهای امنیتی به منازل کسانی که ماموران احتمال می‌دهند در تجمعات اخیر حضور داشته‌اند ادامه دارد. فریاد بهبهان گزارش می‌دهد حداقل شانزده نفر در شب گذشته بازداشت شده‌اند که از این تعداد برخی با سپردن تعهد و برخی با امضای برگه‌ای که بر اساس آن اظهار داشته‌اند در تجمعات اخیر نبوده‌اند آزاد شده‌اند اما چهار نفر از بازداشت‌شدگان به نام‌‎های عظیم حسنی، مهدی مصباح، آرمین کیانی و بهمن طیبی به زندان بهبهان منتقل گشته‌اند.

بازداشت یک فعال سیاسی در روستاهای بندر انزلی

روز گذشته ولی‌الله آقاجانی معروف به مهران مافان از اهالی روستای معاف آبکنار از توابع بندر انزلی، که چند روز پیش در صفحه‌ی اینستاگرامش فراخوانی برای تجمع مردمی در حمایت از خوزستان نشر داده بود، بازداشت شد.

او که به دلیل شرایط جسمی‌اش تحت پوشش بهزیستی قرار دارد، به زندان انزلی منتقل شده است.

خبر ارسالی از یاران #همراه_سرخط

حکومت نظامی در شهرها و روستاهای خوزستان

در سکوت رسانه‌های خبری دسته دسته گردان‌های وحشی  سرکوب خانه به خانه شهرها و روستاها را به دنبال مردم شورشی جستجو می‌کنند. بازداشت‌های جمعی و محاصره‌ی مناطق در جریان است. نیروی سرکوب جمهوری اسلامی دارد از مردمِ قیام انتقام می‌گیرد و رسانه‌های جریان اصلی مطلقا سکوت کرده‌اند و به دنبال سرگرمی‌های تازه‌تری می‌گردند.

من پشیمان نیستم

علی حسن‌زاده جوانی که در تجمع اعتراضی فردیس کرج، پلاکارد بالای سرش برده بود: ما اغتشاشگر نیستیم، ما معترضیم. مملکت ما این همه معادن نفت و طلا داره ولی مردم ما در سطل آشغال‌ها به دنبال غذا می‌گردند.

علی حسن‌زاده توسط اطلاعات بازداشت و به دادسرای فردیس انتقال داده شد. قاضی سه بار از او پرسیده ابراز ندامت و پشیمانی کن و برو!

علی حسن‌زاده جواب داد: من به هیچ عنوان پشیمان نیستم و یک معترض هستم و از مرگ نمی‌ترسم.

وی هنوز در بازداشت به‌سر می برد.

گسترش اعتراضات به شهرهای دیگر

0

تظاهرات ضربتی و بدون اعلام قبلی در قلب تهران، حکومت را غافلگیر کرد!!

صبح امروز ۴ مرداد ۱۴۰۰ گروهی از مردم و جوانان تهران همزمان با  خوزستان و اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف اقدام به تجمع و تظاهرات در مرکز تهران و محدوده خیابان جمهوری کردند.

با شروع اولیه این تظاهرات پیوستن تهران به اعتراضات سراسری کلید خورد.

نقطه قوت و مثبت این تظاهرات این بود که چون بر خلاف تجمعات دیگر شهرها بدون اعلام قبلی بود موجب غافلگیری حکومت شد، به گونه ای که هیچ نیروی پلیس یا بسیج یا نیروهای امنیتی در محل حضور نداشتند.

گروه اتحاد بازنشستگان

تجمع و راهپیمایی اعتراضی مردمی در فردیس کرج

دوشنبه چهارم مردادماه جمع‌هایی از مردم معترض در فردیس کرج به خیابان آمده و ضمن سردادن شعار، تجمع و راهپیمایی کردند.

بخش‌های مختلف جامعه به تداوم وضع موجود به شدت معترض هستند و دیگر قادر به ادامه زندگی در چنین شرایط جهنمی نیستند.

کرمانشاه

به گزارش حقوق بشر کردستان، مردم دره‌دریژ کرمانشاه تمامی جاده‌های منتهی به این محله را مسدود کرده‌اند.

برق نیست، آب نیست، ترس نیست.

مردم در خیابان‌ها هستند و قیام ادامه دارد.

کُردها به قیام ستمدیدگان پیوستند.

قزوین

مردم امشب در قزوین از پشت‌بام‌ها فریاد مرگ بر دیکتاتور سر داده‌اند.

قیام در حال پیشروی است. خیابان به خیابان، کوچه به کوچه، پنجره به پنجره

البرز

بستن جاده محمدشهر به کیانمهر توسط مردم در روز شنبه دوم مرداد

بجنورد

دیشب هموطنان بجنوردی در  چهارراه مخابرات  در بجنورد در حمایت از قیام  مردم خوزستان دست به تجمع اعتراضی زدند

خوزستانی که تشنه است، گرسنه است، اما تنها نیست

خوزستان در آتش می‌سوزد و آبی نیست. آب شربی تا عطش مردمان را در دمایی گاه تا بالای ۵۰ درجه فرونشاند؛ آبی تا گاومیش‌ها و پرندگان و ماهیان را جانی بخشد؛ آبی تا اندکی مزارع تفتان و محصولات سوخته از بی‌آبی را سیراب کند. هرچند بسیارست باران تهدید و ناسزا و پیش از آن و بیش از آن رگبار گلوله‌های سوزان بر پیکر مردم معترض تا عطش خون حاکمان را فرونشانند.

در توصیف بی‌اعتنایی رژیم به شرایط اسف‌بار مردم به صف ایستاده برای دریافت چند لیتری آب و عکس‌ها و ویدئوهایی از انبوه ماهیان و پرندگان جان داده و گاومیش‌های به گل نشسته در خوزستان حسرتمند آب، رسانه‌های رژیم شادمانه از “صدور مجوز پروژه‌های جدید انتقال آب رودخانه کرخه و هورالعظیم” خبر می‌دادند.

چنین است که کاسه صبر مردمی که در عطش آب آشامیدنی و آب برای دام‌ها و محصولات‌شان می‌سوزند، سرآمد و به اعتراض برخاستند. اعتراضی که همان سناریوی قدیمی، ملا‌ل آور و جنایت‌بار رژیم را به صحنه می‌آورد. انکار، کوچک‌نمایی، اتهام‌زنی‌هایی چون “اغتشاشگر”، “عوامل بیگانه”، “رسانه‌های بیگانه”، “ستون پنجم” و تهدید و ارعاب، و در نهایت وعده “رسیدگی” در پشت بلندگوهای رسمی و اعزام اوباش سرکوبگر هر چه‌بیشتر برای دستگیری، ضرب و شتم و قتل در صحنه وقایع. البته همراه با اختلال و قطع اینترنت برای سرکوبی هر چه خونین‌تر در سکوت خبری.

استاندار خوزستان مدعی می‌شود تصاویر و ویدئوهای اعتراضات مردم “جعلی” هستند. خبرگزاری فارس وابسته به سپاه به “چند جوانی” اشاره می‌کند که در برخی از جاده‌ها لاستیک آتش زده‌اند، که به “دقایقی اختلال در عبور و مرور جاده‌ها” انجامید، اما “با حضور نیروهای انتظامی بدون هر گونه درگیری” ترافیک در جاده‌ها روان شد. معاون اجتماعی و سخنگوی نیروی انتظامی با وجود ادامه اعتراضات در ۲ مرداد مدعی می‌شود، “الحمدالله هیچ‌گونه مشکل امنیتی در سطح استان وجود ندارد و کلیه نقاط حساس شهرستان‌های تحت کنترل قرار گرفته است.

وعده “رسیدگی” به معضلی که خود پدیدآورنده‌ی آن هستند. وعده‌ی “آب‌رسانی”، با افزایش تعداد تانکرها به ساکنان منطقه‌ای که یکی از پرآب‌ترین استان‌های کشور توصیف می‌شد ولی اکنون به گفته یکی از مقامات ۷۰۲ روستای آن آب آشامیدنی ندارند. آب سیستم لوله‌کشی شهرنشینان نیز غیرقابل شرب و غیربهداشتی است. وعده “مدیریت تنش آبی” در حالی که هم‌چنان همان سیاست‌های بحران‌زای پیشین با جدیت دنبال می‌شود. برای نمونه به رغم هشدارهای متعدد کارشناسان و آشکاری نتایج فاجعه‌بار سیاست‌های سدسازی و انتقال آب تاکنونی، قرار است بالاتر از سد مارون بهبهان، سد مارون ۲ افتتاح شود که در صورت بهره‌برداری، زراعت شهرستان‌های رامهرمز، رامشیر و شادگان را از بین برده و با مرگ رودخانه جراحی و حوزه مارون فاجعه محیط زیستی دیگری را رقم می‌زند.

وعده اختصاص اعتبارات. اعتباراتی که بر روی کاغذ اختصاص داده می‌شوند و حتا اگر بخشی از آن متحقق شود، سرنوشتی نامعلوم دارند. هم‌چون وام  ۱۴۹ میلیون دلاری بانک جهانی در سال ۸۴  که برای  اصلاح و تکمیل آب و فاضلاب اهواز اختصاص داده شده بود، اما از خاطره‌ها رفته بود تا آن که در آذر ۹۹ با ریزش باران‌های پاییزی و آبگرفتگی و سرازیر شدن آب‌های سطحی و فاضلاب به خانه‌های مردم، بار دیگر به یادها افتاد. نتیجه هم آن که پس از مدتی جار و جنجال دوباره به فهرست “گم‌شدگان” بازگشت! و سال‌هاست که هم‌چنان فاضلاب و پول وارد اهواز می‌شود، اما یکی به خانه مردم سرازیر می‌شود و دیگری به جیب غارتگران.

آن‌گاه که صدای اعتراضات بلندتر از دیوار حاشا و انکار می‌گردد ناگزیر به اعتراف، همه مقصر اعلام می‌شوند به جز مسئولان نالایق و ضد مردمی؛ آسمان بخیلی که نمی‌بارد، شلتوک‌کارانی که حق‌آبه دیگران را می‌ربایند.

به همین نیز بسنده نمی‌کنند. آن‌گاه که انکار و وعده و تهدید و سرکوب خونین مؤثر نمی‌افتد، ژست اپوزیسیون و دلسوز به خود می‌گیرند. رهبر جنایتکار جمهوری اسلامی، ۹ روز بعد، واقعاً “نگران مسئله خوزستان و مسئله آب” برای سرنوشت رژیم‌اش، می‌نالد که چرا به “توصیه”هایش عمل نشده است؛ در حالی که مشکلات کنونی مردم در خوزستان دقیقاٌ ناشی از اجرای “فرمان‌ها” و “توصیه‌های” او طی سالیان مدید است.  چرا که اعتراضات مردم خوزستان به وضعیت آب شرب، گردوخاک و ریزگردها، تقاضا برای تأمین آب مورد نیاز برای کشاورزی و دامداری و محیط زیست و رفع بیکاری و فقر، نه از چند روز پیش، بلکه از دهه ۷۰ ، آغاز شده است. روحانی، مردم را به ریشخند می‌گیرد، و چندین روز پس از اعتراضات مردمی، معاون‌اش را به خوزستان می‌فرستد تا از “طرح ۵۵۰ هزار هکتاری مقام معظم رهبری” بازدید کند؛  طرحی که اعتبار و آب بخش عظیمی از آن تأمین شده است و قرار است به قیمت هستی و زندگی مردم، به سرمایه‌داران و نهادهای دولتی و حکومتی میلیاردها دلار سود رساند. در ضمن “گپی” هم با شیوخ قبایل و طوایف بزند که آن هم با افتضاح خاتمه می‌یابد.

فرمانده کل سپاه پاسداران (همان ارگانی است که در سه دهه گذشته مجری بیش از ۹۰ درصد پروژه‌های سدسازی و انتقال آب خوزستان و از عوامل اصلی بروز تنش آبی در این منطقه بوده است) برای بررسی “آخرین وضعیت تنش آبی در این استان” از سرکوبگران مردم یعنی نیروهای بسیجی و سپاهی بازدید می‌کند. دستگاه قضاییه وعده پیگیری و اعزام “هیئت‌های ارشد قضایی” برای بررسی را می‌دهد، که بی‌تردید مردم از نتایج “بررسی‌های” قصابخانه رژیم از پیش آگاه‌اند.

خوزستان تنها تشنه آب نیست، غم نان نیز دارد.

سهم مردم خوزستان از زندگی در استانی که در تولید ناخالص داخلی در رتبه دوم کشور قرار دارد، جز فقر و بیکاری، زاغه‌نشینی و آلودگی محیط زیستی نبوده است. نرخ مشارکت جمعیت فعال اقتصادی (با تمام آمارسازی‌های رژیم) در این استان دارای بزرگ‌ترین میدان‌های نفتی کشور و صنایع بزرگ،  تنها ۴۰ درصد است. به گفته استاندار خوزستان در اردیبهشت سال جاری، نرخ بیکاری خوزستان ۵ / ۱۴ درصد اعلام شده است، اما در برخی مناطق استان، نرخ بیکاری بالاتر از ۴۵ تا ۵۰ درصد است. بارها همگان شاهد اعتراضات مردم و به ویژه جوانان بیکار به سیاست‌های تبعیض‌آمیز در استخدام نیروهای بومی در مشاغل دولتی و صنایع این استان بوده‌ایم. نرخ بیکاری بالای این استان، خوزستان را در میان ۴ استان دارای شاخص فلاکت (حاصل از افزودن نرخ بیکاری به تورم) ۱ / ۴۶  قرار داده است. شاخصی که از جمله بدترین شاخص‌ها به شمار می‌رود و هر چه بالاتر باشد، نشان‌دهنده سطح‌پایین‌تری از رفاه است.

کمبود آب در خوزستان، پیامدهای ویران‌گری بر محیط زیست باقی گذاشته است. آن هم در استانی که مردمان سالیان بسیار معاش خود را از کشاورزی و دامداری و ماهیگیری تأمین می‌کرده‌اند. انعکاس این شرایط را می‌توان حتا در گزارش‌ها و آمار دولتی یافت. به گزارش وزات رفاه و تعاون و کار، مهم‌ترین معضلات استان عبارت است از میزان گسترده فقر (۲۶ درصد خانوارهای این استان زیر خط فقر قرار دارند)، درصد بالای مهاجرت و حاشیه‌نشینی (دومین استان از نظر وسعت حاشیه‌نشینی)، و شمار گسترده خانواده‌های بی‌سرپرست و بدسرپرست و کودک‌همسری.

با تخریب محیط زیست، شور شدن آب‌ها، خشکیدن چاه‌ها، کم‌آبی رودخانه‌ها و تالاب‌ها همپا با عدم سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، به نبود آب آشامیدنی سالم، بروز ریزگردها، آلودگی هوا و بسیاری آسیب‌های دیگر انجامیده که هر یک سلامتی مردم را در مخاطره جدی قرار داده است. شیوع کرونا از سال ۹۸ تاکنون نیز بر وخامت اوضاع، همچون سراسر ایران، افزوده است.

خوزستان تنها تشنه آب نیست، گرسنه نان نیست، تشنه آزادی هم هست.

افزون بر موارد فوق بایستی به اعمال سیاست‌های تبعیض ملیتی، محرومیت از حداقل حق مشارکت در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیز اشاره کرد که ستمی مضاعف را بر توده مردم تحمیل کرده است. در چنین شرایطی اعمال سیاست‌های امنیتی – نظامی سرکوبگرانه در استان‌های مرزی، به ویژه استان نفت‌خیز مهمی چون خوزستان، زندگی را دشوارتر و دشوارتر ساخته است.

با این همه سیاهی و تبهکاری رژیم در خوزستان، خوزستان تنها نیست.

از همان آغاز، موج اعتراضات به زودی مرزهای روستایی و شهری را در نوردید و هر شب بر تعداد روستاها و شهرها افزوده شد تا آن که مرز استانی را هم پشت سر گذاشت و به جز در رسانه‌های اجتماعی، سیل پیام‌ها، بیانیه‌ها، تجمعات حمایتی، شعارهای شبانه و دیوارنویسی‌ها بود که در فضای واقعی مبارزه جاری شد. از جمله: پیام‌های همبستگی و حمایت از سوی سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه، کارخانه فولاد ملی اهواز، سندیکای کارگران شرکت واحد تهران، شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت، بازنشستگان، معلمان، کانون نویسندگان ایران، فعالین عرصه‌های مختلف اجتماعی، سازمان‌های چپ و کمونیست.

تلاش گسترده رژیم در ایجاد اختلال در اینترنت، هرچند خبررسانی دقیق درباره وقایع خونین در خوزستان را دشوار ساخته است، اما این سد با تلاش توده‌های معترض شکسته شده است. برحسب همین خبرهای موجود تاکنون صدها تن بازداشت و مجروح و بسیاری جان باخته‌اند. اما با شناخت از ماهیت حاکمان جمهوری اسلامی  به جرأت می‌توان گفت که دامنه جنایت اوباش سرکوبگر رژیم بسیار گسترده‌تر از آمار تاکنونی است.

خیزش روزهای اخیر مردم خوزستان ریشه در همان معضلاتی دارد که در آبان ۹۸ مردم سراسر ایران را به قیام واداشت. فریاد اعتراض توده مردم خوزستان، استمرار همان فریادهایی است که در سال ۹۸ در سراسر ایران طنین افکند. در برابر آنان، همان رژیم خونخوار و سیه‌کاری قرار دارد که در برابر تمام توده‌های مردم ایران سلاح به دست گرفته و روزانه جانی دیگر را به بهانه‌‌های مختلف می‌ستاند. نباید اجازه دهیم رژیم بار دیگر اعتراضاتی دیگر را سبعانه در خون توده مردم خفه کند. خواسته‌های توده‌های کارگر و زحمتکش خوزستان، همان خواسته‌های کارگران و زحمتکشان سراسر ایران است: ” کار، نان،  آزادی” . خواسته‌هایی که تنها با حکومت شورایی تحقق‌پذیرند.

متن کامل نشریه کار شماره ۹۳۰ در فرمت پی دی اف

آستانه یک قیام بزرگ سراسری

فریاد اعتراض توده‌های وسیع کارگر و زحمتکش از همه سو بلند است. نارضایتی و خشم عمیق و فروخفته کارگران، زحمتکشان، تهیدستان، بیکاران، زنان و جوانان جویای کار، انفجارهای پی‌درپی اجتماعی را رقم‌ زده است. آتش‌فشان اعتراض در اشکال علنی و توده‌ای، ده‌ها شهر کشور را فراگرفته است. تظاهرات و اعتراضات گسترش یابنده خیابانی که جرقه نخست آن در شهرهای خوزستان زده شد، اکنون به بسیاری از شهرها و استان‌های دیگر نیز تسری یافته است. اعتصابات کارگری در حال افزایش است. اعتصاب بزرگ و سراسری کارگران پیمانی و پروژه‌ای صنعت نفت بیش از یک ماه ادامه یافته است. کارکنان رسمی نفت نیز در تدارک اعتصاب‌اند و بخشا آن را استارت زده‌اند. اعتراض کارگری در فولاد و مخابرات و هپکو آذر آب و سایر کارخانه‌ها و بخش‌ها نیز پیوسته در حال افزایش است. کارگران قهرمان هفت‌تپه، از دوم مرداد و در دوازدهمین روز دور جدید اعتصاب خود، با شعار “درود بر کارگر، مرگ بر ستمگر ” وارد خیابان شده‌اند. تمام فضای سیاسی و اجتماعی جامعه، به انحصار فوران خشم ارتش گرسنگان و انفجارات پی‌درپی آن درآمده است. این واقعیت که جامعه از دی‌ماه ۹۶ وارد یک دوران انقلابی و پرتلاطم سیاسی شده و با قیام آبان ۹۸ به یک موقعیت انقلابی گذر نموده است اکنون با وضوح بیشتری خود را نشان می‌دهد. از پی هر انفجار کوچک، انفجار بزرگ‌تری نطفه می‌بندد و موج‌ بلند دیگری از اعتراض از راه می‌رسد. کوه بزرگ آتش‌فشان توده‌های کارگر و زحمتکش،همچنان بی‌تابانه می غُرّد و می‌رود تا با غُرّشی سهمگین و رعدآسا، انفجار آخر را رقم زند.

انفجارات کوچک و بزرگ اجتماعی که اکنون در دو عرصه مشخص اعتصابات پرشمار و مبارزات سراسری کارگری و تظاهرات توده‌ای و اعتراضات خیابانی بازتاب یافته است، گویای همین واقعیت و گویای نیاز مبرم جامعه به تغییر بنیادی نظم موجوداست، یک تحول و دگرگونی ژرف و عمیق، یک انقلاب اجتماعی.

اعتصاب قدرتمند و سراسری ده‌ها هزار کارگر پیمانی و پروژه‌ای نفت و گاز و پتروشیمی در بیش از ۱۱۴ مرکز نفت و گاز و پتروشیمی و ۱۵ استان، علی‌رغم تمام خرابکاری‌ها و توطئه‌های رنگارنگ علیه این اعتصاب، بیش از یک ماه ادامه یافته است. گرایش راست و مخرب توطئه‌گر و عناصر معلوم‌الحال پرو رژیم همدست باندها و جناح‌های حکومتی، نخست تلاش کردند با عَلَم کردن یک عنصر سرسپرده به‌عنوان “نماینده” کارگران نفت و جمع‌آوری امضاء، اعتصاب را از دست شورای سازمان‌دهی و کارگران آگاه نفت خارج سازند و با تقلیل مطالبات کارگران، در زدوبند با سرمایه‌داران و دولت آن‌ها، سر اعتصاب را به سنگ بکوبند. اما این توطئه به خاطر هوشیاری کارگران آگاه و شورای سازمان‌دهی، نافرجام ماند. همین گرایش اکنون از در دیگری وارد شده و این بار مستقیم و بی‌واسطه، با توطئه پایان اعتصاب جلو آمده و “طرح نظرسنجی در مورد پایان اعتصاب” را پیش کشیده است. هدف اصلی این گرایش  از این اقدام خرابکارانه که توسط “مدیریت گروه‌های پایپینگ” دنبال می‌شود این است که قبل از اینکه کارگران به خواست‌های خود، دست‌کم به کف خواست‌های خود که در بیانیه‌های شورای سازمان‌دهی مکرر بر آن‌ها تأکید شده برسند، اعتصاب را پایان داده و به شکست بکشانند.

شورای سازمان‌دهی که پیش‌ازاین طرح نماینده تراشی وزارت کار و عمال آن و گروه پایپینگ را خنثی ساخته بود با انتشار به‌موقع بیانیه افشاگرانه شماره ۱۰ مورخ اول مرداد و شماره  ۱۱مورخ سوم مرداد ۱۴۰۰ و تأکید چندباره بر ۴ خواست محوری کارگران به‌عنوان کف خواست‌ها و شرط پذیرش مذاکره و در نهایت بازگشت ‌به کار این توطئه را نیز افشا کرد و از کارگران نفت خواست که با انتخاب نماینده و دخالت گری بیشتر و  تصمیمات شورایی، اتحاد کارگران را تقویت کنند.

نارضایتی و اعتصاب و روحیه اعتراضی تنها به کارگران پیمانی و پروژه‌ای خلاصه نمی‌شود. گرچه بیشترین فشارها بردوش این بخش پرشمار کارگران نفت است و موتور اصلی اعتصاب در نفت محسوب می‌شوند، اما اوضاع در بخش رسمی‌ها نیز ناآرام و انفجاری است. کارکنان رسمی نفت که بارها هشدار و التیماتوم داده بودند اگر مطالباتشان برآورده نشود و وعده‌های کمیسیون انرژی مجلس در ۶ و ۹ تیر عملی نشود، دوباره دست به اعتراض و اعتصاب خواهند زد، در تدارک اعتصاب‌اند. کارکنان رسمی نفت تا همین‌جا، اینجا و آنجا اعتصاباتی را نیز سازمان داده‌اند که از جمله می‌توان به تجمع کارکنان رسمی شرکت پالایشگاه گاز فجر جم در ۲۹ تیر، تجمع کارکنان رسمی پتروشیمی آبادان در دوم مرداد و اعتصاب و امتناع کارکنان رسمی عملیاتی سکوهای گازی پارس از عزیمت به سکوهای گازی اشاره کرد. در همین رابطه، کارکنان عملیاتی سکوهای گازی طی نامه‌ای خطاب به یحیی جعفری معاون عملیات و پشتیبانی شرکت نفت و گاز پارس اعلام کردند که در اعتراض به “افزایشات عمومی نامتناسب و‌ سقف ناعادلانه حقوق کارکنان” از روز شنبه دوم مرداد ۱۴۰۰ از عزیمت به سکوها از عسلویه خودداری کرده و در سایت یک عسلویه و فرودگاه دست به تجمع خواهند زد.”

در سایر صنایع و مؤسسات و کارخانه‌ها نیز کارگران شدیداً زیر فشارهای غیرقابل‌تحمل اقتصادی قرار دارند و از لحاظ معیشتی به‌شدت در تنگنا هستند. در هپکو و آذرآب همه ناراضی و معترض و آماده اعتصاب و اعتراض علنی هستند. در فولاد اهواز پرونده‌سازی علیه کارگران پیشرو تشدید شده و چند تن از کارگران بازجویی و محاکمه شده‌اند. کارفرمای فولاد در همدستی با نهادهای سرکوب و امنیتی لیست بلندی از کارگرانی که باید اخراج شوند تهیه نموده و غریب حویزاوی، ماهرچلداوی و امید کردونی در ۳۱ خرداد توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. حکم اخراج غریب حویزاوی و حسین رضایی صادر شده است. کارگران فولاد نسبت به تمام این اقدامات و وضعیت شرکت معترض‌اند. فولاد آبستن اعتراض و اعتصاب است. کارگران فولاد اخیراً چنین هشدار داده‌اند “ما کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز تجربه درخشان اعتصاب و اتحاد در خیابان و شهر و روستا داریم و به سرکوبگران و غارتگران خوزستان و ایران هشدار می‌دهیم که اگر لازم باشد، یعنی اگر خطوط تولید شرکت به همین منوال پیش برود، اعتراضات سرکوب شود و بحران آب و برق به‌طور اساسی و مطابق با خواست اکثریت مردم حل نگردد بار دیگر خیابان‌های اهواز را با سازمان‌دهی مشخص کارگران به لرزه درخواهیم آورد تا از رفتار خود پشیمانتان کنیم.”

در هفت‌تپه علی‌رغم سپری شدن بیش از سه ماه از اعلام خبر خلع‌ید از اسدبیگی، وضعیت شرکت کماکان بلاتکلیف و نابسامان است. کارگران هفت‌تپه مکرر دست به تجمع و اعتصاب زده و خواهان رسیدگی به وضعیت خود شده‌اند، اما دولت از انجام مسئولیت خود سر باز زده و هیچ اقدامی به سود کارگران انجام نداده است. در بیستمین روز تجمعات روزانه کارگران دفع آفات، سایر کارگران هفت‌تپه نیز از روز ۲۴ تیر دست از کار کشیده‌اند. اعتصاب تمام بخش‌ها را در برگرفته است و دور جدید اعتصاب کارگران هفت‌تپه روز یکشنبه سوم مرداد ۱۴۰۰ وارد سیزدهمین روز خود شد. این کارگران از روز دوازدهم اعتصاب وارد شهر شده و در خیابان‌ها دست به تظاهرات و راه‌پیمایی زده‌اند. کارگران هفت‌تپه خواهان تعیین تکلیف نهایی شرکت، پرداخت دستمزدهای معوقه، بازگشت به کار اسماعیل بخشی، محمد خنیفر و دیگر کارگران اخراجی، واکسینه شدن فوری و رایگان در مقابل کرونا، تمدید قرارداد کارگران فصلی، تأمین فوری آب مورد نیاز شرکت و خاتمه دادن به پرونده‌سازی علیه فرزانه زیلابی وکیل کارگران هفت‌تپه هستند.اعتراضات کارگران هفت‌تپه اکنون در این چارچوب‌ها خلاصه نمی‌شود. مبارزه علیه کارفرمای خلع‌ید شده و مدیریت دست‌نشانده وی و مبارزه علیه حامیان دولتی اسد بیگی از جمله “روحانی روضه‌خوان بی‌لیاقت” و وزرای وی نیز در حال گسترش است.

این تنها بخشی از اعتصابات و مبارزات گسترش یابنده کارگری در اوضاع پرتلاطم سیاسی جامعه است. در سطح جنبش توده‌های زحمتکش و اقشار فرودست جامعه نیز ما شاهد اعتراضات گسترده توده‌ای هستیم.

تظاهرات توده‌ای شبانه که از ۲۴ تیر ۱۴۰۰ در استان خوزستان آغاز شد، تنها در ظرف چند روز بیش از بیست شهر این استان را دربرگرفت. به‌رغم سرکوب گسترده مردم و کشتار دست‌کم ۸ جوان معترض و بازداشت و زندان بیش از ۱۰۰ تن از اعتراض‌کنندگان، تا به امروز یکشنبه سوم مرداد ادامه یافته و وارد یازدهمین روز خود شده است. خیزش توده‌های زحمتکش و ستم‌کشیده خوزستان تنها در محدوده شهرهای این استان باقی نماند. مردم شهرها و استان‌های مختلف دیگر از جمله لرستان، بوشهر، چهارمحال بختیاری، اصفهان، ایلام، بجنورد، شیراز، یزد، آذربایجان(تبریز)، کرج، رباط‌کریم و مناطقی از تهران در حمایت از مردم خوزستان و در اعتراض نسبت به سیاست‌های دولت نیز به خیابان آمدند. پاره‌ای محافل کوته‌بین تلاش کردند مشکلات مردم خوزستان را به یک بطری آب یا صرفاً کمبود آب تقلیل دهند. برخی عناصر  نیمه آکادمیک در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های تصویری بورژوا امپریالیستی تنها از زاویه خشک‌سالی و تخریب محیط‌زیست و امثال آن وارد ماجرا شدند و کوشیدند کل ماجرای خوزستان را در حد یک مسئله محیط زیستی خلاصه کنند و آشکارا درصدد تبرئه طبقه حاکم و اجرای بیش از چهل سال سیاست‌های ضد مردمی و نژادپرستانه آن برآمدند. مردم خوزستان اگرچه از همه این مسائل در رنج‌اند و زیان فراوان دیده‌اند، آب برای کشاورزی ندارند، ازنظر آب شرب در مضیقه و صد در صد مخالف تخریب محیط‌ زیست هستند، اما خیزش اخیر این مردم را نمی‌توان فقط به این مسائل محدود کرد. مردم زحمتکش و عرب خوزستان سال‌هاست از تبعیض و نابرابری در رنج‌اند. جوانان استان بیکارند. درصد بیکاری در این استان از متوسط بیکاری در کل کشور بالاتر است. کار نیست و آینده روشنی در برابر آن‌ها قرار ندارد. در حالی‌که روی دریایی از ثروت زندگی می‌کنند اما روزگار خویش را در فقر و بدبختی می‌گذرانند و از یک معیشت حتی متوسط نیز محروم‌اند.

البته که مردم زحمتکش سایر استان‌ها نیز در اغلب موارد با مردم خوزستان هم سرنوشت‌اند و از دردهای مشترکی رنج می‌برند. بیهوده نیست که مردم سایر استان‌ها به حمایت از مردم خوزستان به‌پا خاستند. بیهوده نیست که مردم تبریز شعار  “آذربایجان بیدار است پشتیبان خوزستان است” سر دادند . بیهوده نیست که جنبش مردم زحمتکش خوزستان در سطح وسیع و گسترده‌ای مورد حمایت و پشتیبانی قرار گرفته است.

گسترش اعتصابات کارگری، اعتصاب سراسری کارگران پیمانی و پروژه‌ای نفت و گاز و پتروشیمی، اعتصاب کارگران هفت‌تپه و اعتصاب کارکنان رسمی نفت از یکسو، جنبش اعتراضی توده‌ای در کف خیابان از سوی دیگر، نه‌فقط یک‌بار دیگر شرایط بس متحول و متلاطم سیاسی را یادآوری نمود بلکه نبردها و خیزش‌های بزرگ‌تری را بشارت داد که طبقه کارگر باید برای آن، خود را آماده و تجهیز کند.

در شرایط کنونی بسیار مهم است که طبقه کارگر در نقش یک حامی جدی جنبش توده‌ای ظاهر شود که البته تا حدودی، تأکید می‌کنیم که تا حدودی ظاهر شد. صرف‌نظر از تنوع و گوناگونی نیروهای حمایت‌کننده از جنبش توده‌ای، از کانون‌های متعدد صنفی معلمان و کانون نویسندگان ایران، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان و تشکل‌های بازنشستگان،دانشجویان گرفته تا روزنامه‌نگاران، وکلا و برخی گروه‌های موسیقی و فعالان عرصه فیلم و سینما و غیره، این اعتراضات قبل از همه موردحمایت گسترده کارگران و تشکل‌های کارگری قرار گرفت. شورای سازمانده اعتراض و اعتصاب سراسری ده‌ها هزار کارگر پیمانی و پروژه‌ای صنعت نفت با صدور اطلاعیه و تأکید بر این‌که “مطالبات مردم خوزستان مطالبات ما کارگران هم هست” و “مردم خوزستان صدای اعتراض همه مردم در سراسر کشور هستند” از مردم خوزستان حمایت کرد. سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، سندیکای کارگران شرکت واحد نیز در بیانیه‌های مشابهی از جنبش توده‌های مردم خوزستان حمایت کردند. کارگران هفت‌تپه، کارگران گروه ملی فولاد اهواز و بسیاری دیگر از کارگران و تشکل‌های فعالان کارگری در زمره نخستین حامیان مردم زحمتکش خوزستان بودند. امروز حمایت‌ها از حد اعلام حمایت و اعلام همبستگی کارگری به فرض با بخش‌های اعتصابی در درون طبقه کارگر فراتر رفته است. تمام کارگران و تشکل‌هایی که در همبستگی و حمایت از هم‌طبقه‌ای‌های خود در جریان اعتصابات اخیر موضع‌گیری کرده‌اند، در جریان جنبش توده‌ای خوزستان نیز پیش‌قدم شده و از مردم این استان حمایت کردند. پوشیده نیست که حمایت وسیع و گسترده کارگری از جنبش توده‌ای، در ادامه و آینده این جنبش بسیار تأثیرگذار است و بنابراین باید ادامه یافته و با گسترش  هرچه بیشتری همراه شود. نیازی به توضیح نیست که میان مبارزات و اعتصابات کارگران و مبارزات زحمتکشان و تهیدستان شهر و روستا که به خیابان پا گذاشته‌اند، رابطه معینی وجود دارد و منافع مشترکی تمام این اقشار زحمتکش و عاصی را با طبقه کارگر پیوند می‌زند. گو آنکه بسیاری از اعتراض‌کنندگان شهرهای خوزستان را کارگران بیکار و جوانان جویای کار تشکیل می‌دهند که خود، از خانواده‌های کارگری هستند. حمایت کارگری از جنبش اعتراض توده‌ای، علاوه بر صدور اطلاعیه و اعلام موضع باید اشکال عملی مشخص‌تری به خود بگیرد. یکی از مهم‌ترین و یا بهترین اشکال علنی و مؤثر حمایت و همبستگی در شرایط حاضر دست کشیدن از کار و اعتصاب است. با این تاکتیک طبقه کارگر می‌تواند در نقش جدی‌ترین و مؤثرترین حامی جنبش توده‌ای ظاهر شود. در آغاز حتی اعتصابات نمادین به فرض چنددقیقه‌ای هم می‌تواند از صرف اعلام موضع مؤثرتر باشد. پوشیده نیست که این‌گونه حمایت‌های عملی، اعتمادبه‌نفس در صفوف معترضین خیابانی را تقویت می‌کند و راه پیوستن گروه‌های بیشتری از زحمتکشان به اعتراضات خیابانی را هموارتر می‌کند. فقط این هم نیست، طبقه کارگر با ورود فعال‌تر به اعتصاب، راه اعتصابات گسترده سراسری و اعتصاب عمومی سیاسی را نیز هموار می‌کند.

این واقعیت برکسی پوشیده نیست که اعتراض و جنگ خیابانی یکی از مراحل پیشرفته مبارزات توده‌ای است. این جنگ در غیاب طبقه کارگر، حتی اگر مغلوب رژیم حاکم نشود و در زیر چرخ‌های ماشین سرکوب آن از پا درنیاید، اما به نتیجه مطلوب  و پیروزی کارگران و زحمتکشان منتهی نمی‌شود. خیزش دی‌ماه ۹۶ و قیام آبان ۹۸ که در خون قیام‌کنندگان غرق شد، این را به همگان ثابت کرد. نخستین جرقه اعتراض علیه گرانی بنزین از همین خوزستان نفت‌خیز تشنه برخاست که قیام سراسری آبان را در پی داشت. این بار جرقه اعتراض علیه بی‌آبی، می‌رود تا قیام بزرگ‌تری را رقم زند. بنابراین بسیار ضروری است که خیابان و کارخانه را به هم پیوند داد. سلاح توده‌های زحمتکش و تهیدست جامعه و میلیون‌ها جوان جویای کار را که اعتراض خیابانی و تظاهرات و سنگربندی است، باید با سلاح اصلی طبقه کارگر که اعتصابات سراسری کارگری و در نهایت اعتصاب عمومی سیاسی است به هم گره زد. طبقه کارگر که خود جزئی جداناپذیر از یک جنبش انقلابی و رادیکال عمومی است، نه‌فقط نمی‌تواند و نباید در قبال جنبش توده‌ای بی‌تفاوت باشد و نیست، بلکه با دخالت گری فعال خویش می‌تواند کل جنبش انقلابی را سمت‌وسو دهد، مسیر اعتصاب عمومی سیاسی را بکوبد و هموار کند و مهم‌تر از آن، زمینه حضور قدرتمند خود برای رهبری عملی این جنبش را فراهم سازد.

متن کامل نشریه کار شماره ۹۳۰ در فرمت پی دی اف

جمهوری اسلامی راه‌حلی برای وضعیت فاجعه‌بار اقتصادی ندارد

براساس آخرین گزارش مرکز آمار جمهوری اسلامی، نرخ تورم در تیرماه به ۲/ ۴۴ رسید، هم‌چنین نرخ تورم نقطه به نقطه نیز از سوی این مرکز ۶/ ۴۳ درصد اعلام شد. اگرچه همین نرخ رسمی تورم یکی از بالاترین نرخ‌های تورم در جهان است، اما واقعیت این است که نرخ تورم، بویژه در مورد کالاهای خوراکی و دیگر نیازهای ضروری کارگران و زحمتکشان جامعه، بسیار فراتر و غیرقابل مقایسه با نرخ تورم رسمی می‌باشد. تورمی که سفره‌های کوچک کارگران و زحمتکشان را کوچکتر و بار گرانی را بیش از هر زمان دیگر و با سرعتی غیرقابل تصور بر سر توده‌های رنج‌کشیده و ستم‌دیده‌ی ایران آوار می‌کند.

جدا از توده‌های کار و زحمت که این واقعیت را به‌خوبی در زندگی محقرشان می‌بینند، حتا گزارش‌های منتشره در رسانه‌های سانسور شده جمهوری اسلامی این واقعیت را تایید می‌کنند. به‌گزارش خبرگزاری دولتی ایسنا در تاریخ ۲۶ تیرماه، براساس جدیدترین آمار منتشره از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت، قیمت برخی از کالاها در اردیبهشت امسال نسبت به اردیبهشت سال گذشته بیش از ۱۰۰ درصد افزایش داشته‌اند. هم‌چنین ۴۰ کالای دیگر نیز بیش از ۵۰ درصد گران شده‌اند.

براساس این گزارش جوجه یک روزه با ۴۳۲ درصد افزایش بیشترین میزان افزایش قیمت را تجربه کرده است. هم‌چنین کنجاله سویا ۱۵۳ درصد، جو داخلی و خارجی ۱۵۲ و ۱۳۷ درصد، ذرت داخلی ۱۲۲ درصد و سبوس گندم ۱۱۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند که تاثیر مستقیمی بر افزایش بهای برخی از کالاهای دیگر هم‌چون گوشت و مرغ داشته است. هم‌چنین بهای برنج هندی ۱۴۲ درصد، نخود ۱۳۲ درصد، روغن نیمه جامد ۵/ ۴ کیلویی ۱۲۹ درصد، روغن حلب ۱۶ کیلویی ۱۳۴ درصد و کره پاستوریزه ۱۲۵ درصد افزایش داشته است. هم‌چنین برخی از کالاها بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند، برنج تایلندی و پاکستانی ۸۶ و ۷۲ درصد، شیر خام درب دامداری، شیر و ماست پاستوریزه پرچرب با ۷۸، ۷۵ و ۵۷ درصد، شکر بسته‌بندی و کیلویی ۷۶ و ۶۷ درصد، قند شکسته ۶۶ درصد، تخم‌مرغ ۶۲ درصد، گوساله زنده ۵۴ درصد، گوشت گوساله مخلوط ۵۲ درصد، لپه و لوبیا چیتی ۷۷ و ۵۳ درصد ،ماکارونی ۵۱ درصد، روغن مایع سرخ کردنی ۵۴ درصد و چای خارجی ۷۶ درصد افزایش قیمت داشته‌اند. تیرآهن، میلگرد، سیمان، لاستیک خودرو و بسیاری دیگر از کالاها نیز که به طور غیرمستقیم در گرانی نیازهای مورد نیاز مردم هم‌چون مسکن و حمل و نقل نقش دارند نیز براساس گزارش این وزارت‌ بیش از صددرصد افزایش قیمت داشته‌اند.

اما آمار منتشره از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت هنوز واقعیت را بیان نمی‌کند. برای نمونه در آمار منتشره از سوی این وزارتخانه آمده است که مرغ زنده و گوشت مرغ تازه با ۱۳۷ و ۱۲۳ درصد به ترتیب ۱۷ هزار و ۶۶ و ۲۵ هزار تومان رسیده است. این در حالی ست که در همان گزارش خبرگزاری ایسنا تاکید کرد که قیمت مرغ در روزهای اخیر به بیش از ۳۵ هزار تومان و در ابتدای تیرماه به حدود ۴۰ هزار تومان رسیده است. به عبارت دیگر قیمت گوشت مرغ در تیرماه ۱۴۰۰ نسبت به اردیبهشت سال گذشته حدود ۴۰۰ درصد افزایش یافته است!!

بسیاری از دیگر کالاهای این لیست وضعیت مشابه‌ای دارند. بویژه از ماه اردیبهشت تا تیرماه قیمت برخی از کالاها به صورت انفجاری افزایش یافت. برای نمونه ماکارونی یکی دیگر از کالاهایی‌ست که قیمت آن نسبت به آمار ارائه شده از سوی وزارت فوق بسیار بالاتر (رفته) است. براساس گزارش وزارت “صمت” قیمت ماکارونی از اردیبهشت ۹۹ تا اردیبهشت سال‌جاری ۵۱ درصد افزایش یافت، اما رسانه‌های جمهوری اسلامی از جمله روزنامه همشهری در تاریخ ۱۴ تیرماه از افزایش یکباره ۷۰ درصدی ماکارونی خبر دادند. همشهری نوشت: “امروز نیز با توجه به اعلام واحدهای تولیدی قیمت ماکارونی به صورت رسمی تا ۷۰ درصد افزایش پیدا کرده است. البته کارخانجات ماکارونی طی هفته‌ای اخیر اعلام کرده بودند امسال قطعاً قیمت ماکارونی افزیش خواهد یافت… ادامه این روند که کالا با قیمت سال گذشته عرضه شود اما هزینه حمل و نقل با افزایش ۷۰ درصد، دستمزد با حدود ۳۹ درصد و بسته بندی با بیش از ۷۰ در صد مواجه باشد برای تولیدکنندگان ممکن نیست”

در گزارش میدانی روزنامه دنیای اقتصاد اما افزایش قیمت ماکارونی حدود ۱۰۰ درصد عنوان شده است. برای نمونه براساس این گزارش قیمت ماکارونی فرمی ساده ۵۰۰ گرمی از ۷۴۰۰ به ۱۵۴۰۰ تومان رسیده است. در این گزارش هم‌چنین آمده است: “رشته آش هم در کنار ماکارونی افزایش قیمت داشته و ۵۰۰ گرمی برند میلاد از ۸۵۰۰ به ۱۷۰۰۰ و ۵۰۰ گرمی زرنیکو از ۹۵۰۰به ۱۷۵۰۰ تومان رسیده است”.

بهای نان نیز در روزهای اخیر به‌طور رسمی افزایش یافت که میزان این افزایش در شهرها و استان‌ها متفاوت است. قیمت نان اگرچه از چندی پیش تا ۵۰ درصد افزایش یافته بود، اما نانواها به دلیل افزایش هزینه‌ها خواستار افزایش ۱۰۰ درصدی بهای نان بودند و به همین دلیل افزایش بهای نان، تغییری در کیفیت و وزن نان که بسیار کمتر از وزن مصوب است، ایجاد نکرد. البته نباید فراموش کرد که بخش مهمی از پایین بودن کیفیت نان به دلیل پایین بودن کیفیت آرد تحویلی به نانوایی‌هاست. قوانلو مدیرکل وزارت “صمت” در مازندران در این رابطه گفت: “طبق محاسبه صورت گرفته هزینه‌های بخش نانوایی ۶۵ درصد رشد یافته است و به دلیل زیان دهی مجبور به افزایش نرخ نان شدیم” (۲۶ تیر خبرگزاری دولتی مهر) وی هم‌چنین از فروش آرد توسط نانوایی‌ها برای جبران زیان‌ها خبر داد. قیمت نوشابه‌های گازدار نیز در طی سال گذشته افزایش چشمگیری داشته‌اند. بطری ۵/ ۱ لیتری نوشابه که پیش از این در خرداد سال گذشته به‌طور متوسط بهای آن ۴۸۰۰ تومان بود در خرداد امسال به ۱۱۸۰۰ تومان و در تیرماه به ۱۴۸۰۰ تومان رسید، یعنی بیش از ۳ برابر طی یک سال افزایش قیمت یافت. بهای انواع کنسروها هم‌چون ماهی، رب گوجه و حتا شور و ترشی نیز در این مدت شدیدا افزایش یافت. بهای کنسرو تن ماهی در زمستان سال گذشته با یک جهش شدید به ۴۰ هزار تومان رسید. هم‌چنین انواع خیارشور در مغازه‌ها از ۳۸ تا ۵۰ هزار تومان به فروش می‌رود.

اما بیشترین جهش قیمت کالاها براساس گزارش همان مرکز آمار جمهوری اسلامی مربوط به کالاهای وارداتی است. “تجارت نیوز” در تاریخ ۳۰ تیر نوشت: “درحالی که حسن روحانی، رئیس جمهور می‌گوید تورم را کنترل کردیم و ونزوئلا نشدیم، آخرین گزارش مرکز آمار ایران درباره تورم اقلام وارداتی حاکی از تورم ۵۵۸ درصدی است… طبق گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطه‌ای کالا و خدمات وارداتی در زمستان ۹۹ بالغ بر ۵۵۸ درصد به ثبت رسیده است. به بیان ساده‌تر قیمت اقلامی که از خارج از کشور وارد شده است در یک سال ۶/ ۵ برابر شده است”.

اما سیاست جمهوری اسلامی برای جلوگیری از “ونزوئلایی” شدن اقتصاد چه بود و چه نتایجی ببار آورد؟! حسن روحانی ۲۶ اسفند سال گذشته گفته بود: “در روزنامه‌ها نوشتند و گفتند تورم ایران سه رقمی و ونزوئلایی می‌شود. اگر کار و تلاش نمی‌شد، ممکن بود با چنین شرایطی مواجه شویم”. اسحاق جهانگیری معاون اول وی نیز به تبعیت از رئیس خود ۳۰ فروردین در جلسه “ستاد فرماندهی اقتصادی مقاومتی” گفت: ” پیش بینی بسیاری از اقتصاد دانان این بود که تورم ایران تورمی ونزوئلایی می‌شود یعنی تورم رشد ۱۰۰۰ درصدی خواهد داشت که قطعاً به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی غیرقابل کنترل است اما به فضل الهی و تدبیرهایی که صورت گرفت نرخ تورم در عدد ۳۶ درصد متوقف شد”. واقعیت این است که تنها سیاست جمهوری اسلامی برای جلوگیری از”ونزوئلایی” شدن اقتصاد، کنترل و تعیین قیمت‌ها با ابزارهای حکومتی بود. روشی که نتایج فاجعه‌بارش را در جریان افزایش بهای مرغ و تعطیلی مرغداری‌ها دیدیم. همین مساله را امروز در مورد دامداری‌ها هم شاهدیم.

کنترل و تعیین قهری قیمت مرغ در یک جایی به انفجار رسید و نتیجه این شد که قیمت مرغ یکباره به ۴۰ هزار تومان رسید و بسیاری از مرغداری‌ها نیز تعطیل شدند. به‌گفته‌ی محمدرضا حسینا عضو اتاق بازرگانی “خراسان رضوی” “اگر همچنان معضل تامین خوراک دام تداوم داشته باشد، با تعطیلی‌های ادامه‌دار مرغداری و دامداری‌ها روبه‌رو خواهیم شد… در شهر نیشابور در استان خراسان رضوی که ۶۰۰ مرغداری وجود دارد، تنها ۲۰ مرغداری جوجه‌ریزی انجام داده‌اند که همین مساله نشان‌دهنده یک بحران جدی است…. . حتی پیش‌بینی ما این است که اگر این شرایط ادامه پیدا کند، مرغ دست کم به کیلویی ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومان و گوشت قرمز هم به کیلویی ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار تومان خواهد رسید” (جهان صنعت ۳۱ تیر) این در حالی‌ست که حتا با قیمت امروزی گوشت قرمز و سفید، قدرت خرید مردم بسیار پایین آمده و بازار در رکود است. در گزارش این روزنامه هم‌چنین آمده است: ” کمبود علوفه بر اثر خشکسالی و افزایش قیمت نهاده‌ها و هزینه‌های پرورش دام، موجب رو آوردن بسیاری از دامداران به کشتار دام مولد خود شده است به طوری که تنها در کشتارگاه صنعتی مشهد طی اردیبهشت امسال ۶/ ۱۱ درصد دام سبک کشتار شده را دام مولد و در بخش دام سنگین نیز ۴۴ درصد کشتار را گاو شیرده تشکیل داد”.

مجتبی عالی مدیرعامل اتحادیه سراسری دامداران در همین رابطه گفت: “بین ۳ تا ۶ ماه آینده با کمبود شدید در حوزه عرضه دام و گوشت مواجه می‌شویم”. وی با بیان این‌که قیمت تمام شده تولید هر کیلوگرم گوشت گوسفند زنده برای دامداران ٨٠ هزار تومان است، گفت: “در حال حاضر حداکثر قیمتی که گوسفند را از دامداران می خرند، کیلویی ۵٠ هزار تومان است”.(اقتصاد سرآمد). این معضل در رابطه با تولید سایر کالاها نیز صادق است از نان گرفته تا لبنیات و غیره. یک نمونه وضعیت برنج است که از هم اکنون درباره‌ی رشد انفجاری قیمت آن هشدار داده شده است، آن هم برنجی که هم اکنون نیز از سفره بخش بزرگی از مردم بیرون رفته و جای‌اش را نان و ماکارونی گرفته است. باغبانی دبیر انجمن پرورش‌دهندگان قارچ خوراکی با بیان این‌که قیمت برخی از مواد اولیه تولید قارچ بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ درصد رشد داشته است، گفت: “سال گذشته روزانه ۴۷۰ تن قارچ تولید و به بازار عرضه می‌شد، اما امسال حداکثر ۳۰۰ تن قارچ در روز تولید می‌شود” (اعتماد آنلاین ۳۰ تیر). در واقع کنترل قیمت‌ها و چشم بستن بر علل واقعی معضل بحران اقتصادی رکود – تورمی نه تنها در درازمدت اثر خود را از دست می‌دهد بلکه منجر به تشدید رکود اقتصادی و در نتیجه تشدید بیکاری نیز می‌شود.

در کنار همه‌ی این معضلات، گرانی مسکن و اجاره بهای منزل یکی دیگر از معضلات کمرشکن برای کارگران و زحمتکشان و بویژه جوانانی‌ست که تازه به بازار کار روی آورده‌اند. به‌نوشته‌ی روزنامه خراسان، براساس برآوردهای وزارت راه و شهرسازی در سال ۹۹ متوسط اجاره بهای یک واحد مسکونی در تهران و کلان شهرها ۶۴ درصد از درآمد یک خانوار را بلعیده است، در مراکز استان و شهرهای بالای ۲۰۰ هزار نفر جمعیت ۵۹ درصد و در شهرهای زیر ۲۰۰ هزار نفر جمعیت ۴۹ درصد. این معضل وقتی ملموس‌تر می‌شود که بدانیم چه تعداد از جمعیت کشور اجاره‌نشین هستند. به‌گفته‌ی محمودزاده معاون مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی براساس آخرین آمار نفوس و مسکن در سال ۹۵ از ۱۸ میلیون و ۱۰۰ هزار خانوار تعداد ۶ میلیون و ۶۰۰ هزار خانوار مستاجر هستند و در ۷ استان تهران، کهکیلویه و بویراحمد، کرمانشاه، قم و لرستان نرخ اجاره‌نشینی بیش از ۴۰ درصد است.

اما برنامه رئیس جمهور آینده و منتصب خامنه‌ای، ابراهیم رئیسی برای حل این معضل چیست؟! وی پیش از “انتخابات” در جلسه‌ای با برخی از “اقتصاددانان” جمهوری اسلامی گفته بود: “معتقدیم نمی‌توان بازار را دستوری و در اتاق‌های دربسته اداره کرد بازار باید در تصمیمات اقتصادی نقش داشته باشد… باید گذاشت که بازار در تصمیم گیری و تصمیم سازی دخیل باشد”. او هم‌چنین در جلسه‌ی اخیری که بار دیگر با تعدادی از “اقتصاددانان” در روز ۲۳ تیر برگزارکرد ضمن تاکید بسیار بر واگذاری امور (بنگاه‌های اقتصادی) به بخش خصوصی گفت: “دولت متصدی خوبی برای امور اقتصادی نیست”. این همان جلسه‌ای‌ست که یکی از همان “اقتصاددانان” به نام مسعود نیلی که اتفاقا در دوران کابینه روحانی در تعیین سیاست‌های اقتصادی نقش داشت، با بیان این‌که “تورمی مهارنشدنی در راه است” از شکل‌گیری ابرتورم در ماه‌های آینده سخن گفت.

حال اگر رئیسی بخواهد بر سر همان “وعده‌های انتخاباتی” خود بماند، معنای گفته‌ی او در دیدار با “اقتصاددانان” چیزی نیست جز آن‌که به‌عنوان بخشی از سیاست‌های اقتصادی کابینه، کنترل و تعیین قهری قیمت‌ها را رها کند. اما رها کردن قیمت‌ها، همان‌طور که تعیین قهری قیمت‌ها راه حل مقابله با بحران اقتصادی رکود – تورمی نبود، نه تنها راه حل نیست، بلکه اقتصاد را کاملا “ونزوئلایی” خواهد کرد.

واقعیت این است که سال‌ها سیاست جمهوری اسلامی نتیجه‌ای جز تشدید بحران اقتصادی و ویرانی نداشته است. نتیجه‌ی سیاست‌های اقتصادی، خارجی و داخلی، دزدی و فساد حاکم در بیش از چهار دهه، چیزی‌ست که امروز شاهد آن هستیم و هیچ راه‌حلی در چارچوب نظم موجود ندارد.

به‌نوشته‌ی خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران در سال ۹۸ حجم نقدینگی از تولید ناخالص داخلی فراتر رفت و به ۶/ ۱۰۳ درصد تولید ناخالص داخلی رسید. در دو سال اخیر نیز با توجه به تشدید رکود اقتصادی و کوچک‌تر شدن اقتصاد و در عین حال رشد بی‌سابقه‌ی نقدینگی، میزان نقدینگی از تولید ناخالص داخلی بسیار فراتر رفته است و براساس واقعیت‌های اقتصادی می‌تواند حتا تا پایان سال‌جاری حجم نقدینگی از دو برابر تولید ناخالص داخلی نیز فراتر رود. براساس آمار رسمی میزان نقدینگی طی تنها دو سال اخیر بیش از ۲ برابر افزایش یافته است. براساس آمار بانک مرکزی در پایان خرداد ماه نقدینگی با رشد ۶/ ۶ درصدی نسبت به پایان سال گذشته از مرز ۳۷۰۰ تریلیون تومان (۳۷۰۰ هزار میلیارد تومان) گذشت. سال گذشته نقدینگی با ۶/ ۴۰ درصد رکورد رشد نقدینگی را در تمام سال‌ها شکست، و بدون هیچ تردیدی با توجه به کسری بودجه بی‌سابقه‌ی سال‌جاری، رشد نقدینگی در سال جاری نه فقط رکورد قبلی را بار دیگر خواهد شکست، بلکه شاهد انفجاری در رشد نقدینگی خواهیم بود. آن‌هم بودجه‌ای که در قسمت هزینه‌ها ۱۱۰ درصد نسبت به بودجه سال گذشته رشد داشته است!! بودجه‌ای که مجلس کنونی که اتفاقا در سیاست‌های اقتصادی و غیره هم‌چون رئیسی تابع محض خامنه‌ای است، نقش مهمی در افزایش سقف بودجه و به عبارتی کسری آن داشته است.

طبیعی‌ست که در چنین شرایطی با دولتی که از نظر مالی ورشکست شده، با دولتی که غرق در فساد است، با دولتی که حتا از تامین آب و برق نیز به دلیل عدم سرمایه‌گذاری درمانده و سال به سال نیز بدتر می‌شود، هیچ امیدی به کاهش تورم و بهبود شرایط اقتصادی نیست. اتفاقا برعکس خطر رشد بی‌سابقه‌ی تورم زندگی و معیشت کارگران و زحمتکشان جامعه را تهدید می‌کند. کابینه رئیسی با معضلی‌روبروست که راه حلی برای آن ندارد. اگر کنترل و تعیین قیمت‌ها را بردارد، قیمت‌ها انفجاری می‌شوند و ضمن شکل‌گیری ابرتورم قدرت خرید نیز در جامعه وجود ندارد و این‌گونه هم تورم و هم رکود تشدید می‌شود. اگر کنترل و تعیین قیمت‌ها را ادامه دهد سرنوشت مرغداری‌ها و دامداری‌ها به سراغ دیگر بخش‌ها نیز رفته و ضمن تشدید رکود، غول تورم را نیز بیدار کرده و باز ابرتورم را شکل می‌دهد.

تنها راه این است که مردم، کارگران و زحمتکشان، سرنوشت‌شان را خود در دست بگیرند. دولت فاسد و دزد را برکنار کرده و با برقراری حکومت شورایی و اتخاذ سیاست‌های رادیکال اقتصادی هم‌چون ملی کردن صنایع بزرگ، ملی کردن بانک‌ها و دیگر موسسات مالی که اقتصاد را به چنین وضعیت هولناکی کشانده‌اند و اعمال کنترل کارگری برتولید و توزیع، راه را برای توسعه‌ی اقتصادی، رفاه، آسایش، امنیت و آزادی توده‌ها هموار سازند.

متن کامل نشریه کار شماره ۹۳۰ در فرمت پی دی اف

 

وزیر بهداشت می‌گوید: “این ویروس حالا حالاها مهمان ما است”

در حالی‌که در سراسر جهان به‌جز چند کشور از نمونه ایران، آمار مرگ‌ومیر روزانه ناشی از بیماری کرونا یا به عدد صفر رسیده و یا به کمتر از ده نفر کاهش‌یافته و مردم زندگی عادی خود را از سر گرفته‌اند، در ایران گسترش ویروس کرونا بار دیگر اوج جدیدی یافته و تاکنون بر طبق آمار رسمی به بیش از ۲۵۰ فوت در روز افزایش‌یافته است.

بنا بر اعلام مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت ، ۲ مردادماه ۱۴۰۰ و بر اساس معیارهای قطعی تشخیصی، ۱۸ هزار و ۶۳۲ بیمار جدید مبتلابه کووید۱۹ در کشور شناسایی شد که دو هزار و ۵۰۹ نفر از آن‌ها بستری شدند.

در طول ۲۴ ساعت گذشته، ۲۵۹ بیمار کووید۱۹ جان خود را از دست دادند و مجموع جان‌باختگان این بیماری به ۸۸ هزار و ۵۳۲ نفر رسید.

در حال حاضر ۲۳۲ شهر کشور در وضعیت قرمز، ۱۱۷ شهر در وضعیت نارنجی، ۹۹ شهر در وضعیت زرد قرار دارند.

بر طبق آمار رسمی وزارت بهداشت در طول یک ماه گذشته از اول تیر تا سی و یکم تیر، ۴ هزار ۸۲۶ نفر در ایران براثر ابتلا به کرونا جان خود را در بیمارستان‌ها از دست دادند. به عبارت دیگر، به‌طور متوسط ساعتی بیش از شش نفر جان‌باخته‌اند.اگر تعداد جان‌باختگان چند روز اخیر را در نظر بگیریم این تعداد در هرساعت به حدود ده نفر افزایش‌یافته است. البته این ارقام بر اساس آمار رسمی فوت‌شدگان است. آمار غیررسمی بسیار فراتر از چیزی است که اعلام می‌شود. چنانچه آمار واقعی فوت‌شدگان ناشی از بیماری کرونا از آغاز تا به امروز رقمی متجاوز از ۲۰۰ هزار است و نه ۵ / ۸۸ هزارنفری که رسماً اعلام‌شده است.

مردم ایران با شرایط هولناکی روبه‌رو شده‌اند. ساعت‌به‌ساعت بر تعداد بیماران افزوده می‌شود. در بیمارستان‌ها جایی برای بیماران نیست. چادرهای صحرائی برپاشده است. به گفته معاون درمان بیمارستان میلاد، هر ساعت به تعداد بیماران افزوده می‌شود.

وی می‌گوید: در موج پنجم کرونا، هرروز حدود ۵۰۰ بیمار کرونا به بیمارستان میلاد، بزرگ‌ترین بیمارستان تأمین اجتماعی ایران مراجعه می‌کنند. حجم مراجعه بیماران تا حدی است که کلینیک تزریق رمدسیویر در چادرهای بیمارستان صحرایی در پارکینگ بیمارستان میلاد برپاشده است.

رئیس ستاد کرونای استان تهران نیز ۲ مرداد گفت: “ما آلان در تهران بیش از ۸۰۰۰ بیمار بستری داریم که این خودش می‌تواند مهم‌ترین و تلخ‌ترین خبر باشد و بیش از ۲۰ هزار مراجعه سرپایی داریم که این نشان‌دهنده وخامت جدی و مستمر است.”

در تمام شهرهای قرمز ایران وضع بر همین منوال است.

اما بیمارستان‌های صحرائی هم کافی نیست. علاوه بر این، بیمارستان‌ها با کمبود کادر درمان، تجهیزات پزشکی و دارو مواجه‌اند. بنابراین، بیماران در برخی بیمارستان‌ها پذیرفته نمی‌شوند. حتی داروی رمدسیویر به‌عنوان داروی مؤثر در درمان بیماران مبتلابه کرونا در بیمارستان‌ها نیست یا با کمبود مواجه‌اند.

معاون اجرایی بیمارستان فیروزآبادی شهرری در گفتگو با ایلنا می‌گوید: به دلیل کمبود دارویی که در مراکز درمانی دیگر وجود دارد، امکان دارد بیمارستان‌های دیگر بیماران را نپذیرند و برای همین با آدرس‌های مختلف از تهران به ما مراجعه می‌کنند.

وی ادامه داد: ورودی بیمارستان ما به طرز عجیبی افزایش پیداکرده است. ما یک لاین را برای تزریق رمدسیویر سرپایی ایجاد کردیم که اوایل روزی ۲۵ تا ۵۰ نفر مراجعه داشتیم، اما روزهای اخیر صبح تا ظهر ۲۵۰ نفر سرپایی فقط برای تزریق رمدسیویر داشتیم.

یعنی آدرس مراجعه‌کنندگان ما که جنوب تهران بود، به نقاط دیگر مثل نیاوران، تجریش، سعادت‌آباد و صادقیه تغییر کرده است. درصورتی‌که قبلاً آدرس بیماران برای همین مناطق بود. افراد هم در مراکز دیگر یا معطل می‌شوند یا خدمت دریافت نمی‌کنند و به بیمارستان ما سرازیر می‌شوند.

اما کمبود دارو چرا؟ مگر رمدسیویر در ایران تولید نمی‌شود؟ بله وجود دارد، اما باید در مراکز درمان خصوصی آن را خرید. مردم جان می‌دهند اما دارو هم تبدیل‌شده است به وسیله‌ای برای کسب درآمد . همشهری در یک گزارش مفصل پیرامون این مسئله می‌نویسد:

“داروی رمدسیویر در مراکز خصوصی درمان باقیمت ۳۰۰ هزار تا یک‌میلیون تومان تزریق می‌شود. بااینکه این دارو در بازار و داروخانه‌ها موجود نیست، بسیاری از این مراکز داروی رمدسیویر در اختیاردارند و بین یک‌میلیون تومان تا ۲۰ میلیون تومان نوع آمریکایی آن را می‌فروشند. آخرین خبرها حکایت از کمیاب شدن «رمدسیویر» دارد. رمدسیویر به‌عنوان داروی مؤثر در درمان بیماران مبتلابه کرونا شناخته می‌شود. بااینکه این دارو تولید داخلی است اما در آغاز هر پیک کرونا، بازار از این دارو خالی می‌شود و بیماران برای خرید آن سرگردان می‌شوند.”

تزریق رمدسیویر کاسبی جدیدی برای مراکز اعزام تیم‌های خصوصی درمان شده است. نکته اما اینجاست که برخی از این مراکز بااینکه مرکز فروش دارو نیستند بااین‌حال داروی رمدسیویر را در اختیاردارند و درصورتی‌که بیمار موفق به تهیه آن نشده باشد هر دوز را بین یک‌میلیون تا ۲۰ میلیون تومان با توجه به شرایط دسترسی به بیمار می‌فروشند. ۲۰ میلیون تومان برای نوع آمریکایی این داروست. ۳ دوز تزریق رمدسیویر، حدود ۴ میلیون‌ و ۵۰۰ هزار تومان می‌شود.

در یک چنین شرایطی از گسترش موج جدید بیماری کرونا و مرگ‌ومیر ناشی از آن، وضعیت واکسیناسیون نیز همچنان اسف‌بار است. تزریق واکسن به‌کندی و همراه با بی‌نظمی و هرج‌ومرج انجام می‌گیرد. پس از گذشت یک سال و نیم از شیوع ویروس، روز شنبه ۲ مرداد روابط عمومی وزارت بهداشت اعلام کرد: “تاکنون ۷ میلیون و ۶۵۴ هزار و ۶۱۲ نفر دُز اول واکسن کرونا و دو میلیون و ۳۷۲ هزار و ۱۶ نفر نیز دُز دوم را تزریق کرده‌اند.” این تزریق ناچیز واکسن نیز باده‌ها مانع و مشکل برای مردم در بی‌نظمی و هرج‌ومرج انجام‌گرفته است. مردم در گرمای تابستان با استرس باید ساعت‌ها در ازدحام‌ صف‌های طولانی بایستند و درگیر نوبت باشند. چند روز پیش، فیلمی از صف ۷ کیلومتری اتومبیل‌ها در مرکز واکسیناسیون باغ پرندگان پخش شد که مردم ساعت‌ها در انتظار واکسن‌اند. یکی می‌گوید از ۳ صبح در صف هستم و هنوز نوبت به من نرسیده است. دیگری می‌گوید: ۵۰۰ هزار تومان داده‌ام و ماشین کرایه کرده‌ام که بتوانم واکسن بزنم. گروهی هم از مردم ایران که می‌توانستند هزینه سفر به ارمنستان را تأمین کنند، در صف‌های طولانی نوبت در ارمنستان هستند و شب‌ها را در لب مرز یا در خیابان‌های ایروان سپری می‌کنند.

در همین حد ناچیز هم که واکسن در ایران تزریق‌شده است، مشکلات جدیدی را به همراه آورده است. تعداد افرادی که دوزدوم را هم تزریق کرده‌اند، اما بار دیگر مبتلا شده‌اند ، بالاست. در جمهوری اسلامی که تمام گندکاری‌هایشان مخفی است، نه تعداد آن‌ها را اعلام کرده‌اند و نه نوع واکسن را. تنها گاه صحبت‌هایی را می‌توان از زبان پزشکان و مراکز درمانی شنید.

اخیراً رئیس سازمان نظام پزشکی در گفتگو با ایلنا گفت: “خیلی از افراد را می‌شناسم که در بیمارستان سینا و جاهای دیگر که دو دز واکسن زدند، اما بازهم به ویروس کرونا مبتلا شدند.”

سیاست‌های جمهوری اسلامی در برخورد با پاندومی کرونا در ایران به‌تمام‌معنا فاجعه آفریده است و ده‌ها هزار تن از مردم ایران را روانه قبرستان‌ها کرده است. اما از دیدگاه سران و مقامات رژیم گویا هیچ اتفاقی رخ نداده است. حسن روحانی می‌گوید: ” ۲ تا قول به مردم داده بودیم یکی درزمینهٔ کرونا بود که بتوانیم تا حدی مهار کنیم و یکی درزمینهٔ تحریم بود که دولت همه کارهای لازم را برای رفع تحریم انجام دهد، در هردو زمینه می‌توانم با قاطعیت بگویم که دولت به مسئولیت خودش عمل کرده است .” وزیر بهداشت نیز که بالاترین افتخارش چاکری در آستان خامنه‌ای مرتجع و جلاد است، ۲۸ تیرماه در خرم‌آباد با پرروئی تمام به مردم ایران گفت:” این ویروس فعلاً دست ازسرمان بر نخواهد داشت و هرکس بگوید ویروس را خوب شناخته خطا می‌کند. این ویروس حالا حالاها مهمان ما است.”

وی صریح‌تر از این نمی‌تواند به شکست اعتراف کند و بگوید کاری جز کشتار مردم از جمهوری اسلامی ساخته نیست و فعلاً هیچ چشم‌انداز نزدیکی برای پایان کشتار بی‌رحمانه مردم ایران وجود ندارد. او از وخامت اوضاع آگاه است و می‌داند درحالی‌که نوع دلتای ویروس همچنان کشتار می‌کند، نوع جدید و خطرناک‌تر این ویروس ، لامبدا، به‌سرعت در گیلان در حال گسترش است.

هفته گذشته معاون دانشگاه علوم پزشکی گیلان، از شناسایی نوع جدید جهش یافته کرونا ویروس خبر داد و گفت “اخیراً کرونای لامبدا شناسایی‌شده که از سیستم ایمنی فرار می‌کند و قدرت سرایت و کشندگی بالایی دارد.” لامبدا نوع خطرناک کرونا ویروس است که در آمریکای لاتین گسترش یافت و صدها هزار تن را تاکنون قتل‌عام کرده است.

پیش‌ازاین متخصصین بیماری‌های عفونی و اپیدمیولوژیست هشدار داده بودند که اگر در ایران هرچه سریع‌تر با ویروس کرونا مقابله نشود و واکسیناسیون گسترده‌ای انجام نگیرد، با انواع جهش‌یافته آن مواجه خواهیم بود. چنین نیز شد. نه‌تنها مقابله‌ای جدی در مبارزه با نوع دلتا از طریق ترددهای مرزی پاکستان و افغانستان صورت نگرفت و مانعی بر سر راه گسترش آن از بلوچستان، هرمزگان و کرمان به سراسر ایران صورت نگرفت، بلکه واکسیناسیون هم انجام نگرفت. اکنون نیز به نقطه‌ای رسیده‌ایم که در کنار دلتا نوع لامبدا نیز سر برآورده است و چنانچه مانع جدی در برابر آن ایجاد نشود، این نوع ویروس کرونا از گیلان به سایر شهرها گسترش خواهد یافت.

متن کامل نشریه کار شماره ۹۳۰ در فرمت پی دی اف

از مردم خوزستان حمایت و مبارزه برای سرنگونی رژیم حاکم را تشدید کنیم

کارگران و زحمتکشان

هزاران هزار تن از مردم ناراضی و خشمگین شهرهای مختلف استان خوزستان ازپنجشنبه شب ۲۴ تیرماه در  اعتراض نسبت به سیاستهای رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی  و عوامل و مزدوران آن در منطقه، به‌ویژه دراعتراض به مشکل کم آبی و بی آبی  به خیابان آمده و با تظاهرات توده‌ای  و سردادن شعارهای گوناگون، خواستار رسیدگی به مشکلات خود و تأمین آب استان شده‌اند. مردم زحمتکش شهرهای مختلف خوزستان در اعتراضات پیگیرانه خود، خواهان استعفاء فرمانداران و همچنین خواستار آزادی زندانیان سیاسی شده اند.

مردم زحمتکش خوزستان سالیان متمادی است که نه فقط از تبعیض رنج می‌برند، بلکه معیشت آن ها نیز روز به روز وخیم تر شده است. ده ها هزار تن از جوانان و مردم عرب خوزستان  که زیر فشار فقر و بیکاری درحال تباه شدن هستند، اکنون برای تغییر این وضعیت سر به عصیان برداشته و وارد خیابان شده اند. کار نیست، نان نیست، آزادی نیست و اکنون حتی آب را نیز از مردم خوزستان گرفته‌اند.

در حالی که اعتراضات مردم خوزستان روز به روز وسیع‌تر و گسترده تر شده و امروز ۲۹ تیر وارد ششمین روز خود شده است، رژیم حاکم از ترس گسترش بیشتر این اعتراضات و سرایت آن به سایر استان ها، نیروهای سرکوب گر نظامی و گارد ویژه از برخی استان های مجاور را برای سرکوب مردم به خوزستان اعزام نموده است. رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی فریاد تشنگان به پا خاسته شهرهای اهواز، آبادان، سوسنگرد، حمیدیه، شادگان، ملاثانی، ماهشهر، خرمشهر، بستان و دیگرشهرها را با گلوله جواب داده است. رژیم جنایتکار حاکم، اعتراضات مسالمت آمیزمردم تشنه خوزستان را به خاک و خون کشید. در اثر تیر اندازی و اقدامات جنایتکارانه مزدوران حکومتی تا کنون چند تن کشته، تعداد زیادی زخمی و  و تعداد بیشتری بازداشت و روانه زندان شده‌اند.

مردم ستمدیده ایران

رژیم جمهوری اسلامی به آخر خط رسیده است. این رژیم جز سرکوب و جنایت و جز غارت و چپاول هیچ ازمغان دیگری برای مردم نداشته است. بعد از بیش از ۴۰ سال حاکمیت، حتی از تأمین آب مردم نیز ناتوان است. تمام اقشار زحمتکش توده های مردم از وضعیت موجود ناراضی هستند. کارگران هر روز به اعتراض و اعتصاب دست می زنند. هنوز اعتصابات گسترده و سراسری کارگران نفت تمام نشده که تظاهرات خیابانی و توده ای در خوزستان شعله ور می شود.

ما فعالین و هواداران سازمان فدائیان (اقلیت) – داخل کشور ضمن محکوم نمودن سرکوب و کشتار مردم خوزستان از خواست های به حق مردم خوزستان دفاع و حمایت می کنیم. ما به تشدید مبارزه علیه رژیم ارتجاعی حاکم ادامه می دهیم و  از همه  اقشار زحمتکش توده های مردم  دعوت می کنیم از مردم خوزستان حمایت نموده و مبارزه برای سرنگونی  این رژیم را تشدید کنند.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

برقرار باد حکومت شورایی

نابود باد نظام سرمایه داری

کار، نان، آزادی –  حکومت شورایی

فعالین و هواداران سازمان فدائیان (اقلیت) – داخل کشور

۲۹  تیرماه ۱۴۰۰

متن کامل نشریه کار شماره ۹۳۰ در فرمت پی دی اف

برپایی آکسیون حمایت از مبارزات مردم خوزستان در تورونتو

طبق فراخوانی که از طرف فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) و دیگر نیروهای چپ  و کمونیست در تورنتوی کانادا در حمایت از مبارزات مردم خوزستان تشنه و سایر شهرهای ایران و نیز علیه جنایات و سرکوب معترضین به‌جان‌آمده توسط جمهوری اسلامی انتشاریافته بود، اکسیونی در روز شنبه ۲۴ جولای ۲۰۲۱ در میدان مل لستمن تورنتو برگزار شد. این آکسیون که از ساعت ۶ تا ۷ بعدازظهر در این میدان ادامه داشت، شرکت‌کنندگان ضمن حمل پوستر و نوشته‌های حمایتی از مبارزات زحمتکشان خوزستان، شعارهایی نظیر مرگ بر جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی نمی‌خواهیم، نمی‌خواهیم، خوزستان حمایتت می‌کنیم سر دادند.

فعالین  سازمان فدائیان (اقلیت) – تورنتو – کانادا

۲۵ جولای ۲۰۲۱

گزارشی از آکسیون شنبه ۲ مرداد در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در لندن

شنبه ۲ مرداد  از ساعت یک تا سه بعدازظهر روبروی سفارت فاشیستی اسلامی اکسیونی همراه با دیگر نیروهای چپ برگزار شد.

در این آکسیون شعارهایی ازجمله:  از خوزستان تا تهران زحمتکشان در میدان، اعتصاب اعتصاب مدرسه انقلاب، جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته نابود باید گردد، حکومت زن‌ستیز سرنگون سرنگون، کارگر نفت ما رهبر سرسخت ما و یک شعار به زبان عربی در حمایت از مردم عرب در ایران.  همچنین شعارهای انگلیسی در این تظاهرات داده شد که عبارت‌اند از: این خانه ترورستی باید بسته شود، اتحاد بین‌المللی، ما خواستار یک حکومت سوسیالیستی و مرگ بر رژیم اسلامی.

افتخار بر مردمی که به حمایت از مبارزه مردم خوزستان برخاسته‌اند

کارگران و زحمتکشان! مردم ستمدیده ایران!

درحالی‌که ده روز از ایستادگی و مبارزه قهرمانانه مردم خوزستان می‌گذرد، این مبارزه به‌رغم لشکرکشی نظامی رژیم ارتجاعی و سرکوبگر جمهوری اسلامی به شهرهای خوزستان، به گلوله بستن اعتراضات مردم که تاکنون  به قتل لااقل ۸ تن از مبارزان، تعدادی زخمی ، بازداشت‌های گسترده و حکومت‌نظامی اعلام‌نشده در برخی شهرها انجامیده است،  همچنان ادامه دارد.

 این مبارزه برحق مردم خوزستان از حمایت وسیع توده‌های مردم سراسر ایران برخوردار شده است. تظاهرات مردم در لرستان و الیگودرز که به مرگ یک جوان و تعدادی زخمی انجامید، سردادن شعار علیه جمهوری اسلامی در متروی تهران، تظاهرات یزدان شهر اصفهان و اکنون بجنورد و تبریز، صدور بیانیه‌های کارگران، معلمان، نویسندگان، دانشجویان  و هنرمندان در حمایت از مبارزات و مطالبات مردم خوزستان و محکوم کردن اقدامات سرکوبگرانه رژیم، جلوه‌های روشنی از همبستگی عمومی توده‌های زحمتکش و ستمدیده مردم ایران علیه رژیمی است که در طول ۴۲ سال حاکمیت خود،جز سرکوب و اختناق، کشتار،زندان، فقر، بیکاری، گرانی و گرسنگی ارمغانی در ایران نداشته است.

ایران سراسر مبارزه است. کارگران نفت، گاز و پتروشیمی با روی‌آوری به اعتصاب به پا خاسته‌اند. کارگران مبارز و خستگی‌ناپذیر نیشکر هفت‌تپه، اعتصاب و راهپیمایی را سازمان داده‌اند. همه‌روزه در مناطق مختلف ایران اعتصابات و راهپیمایی کارگران برپاست،  بازنشستگان، گروه‌هایی از پرستاران و معلمان پیوسته تجمعات اعتراضی برپا می‌کنند.

جمهوری اسلامی پس از ۴۲ سال ستمگری و ویرانگری، زیر ضربات پی‌درپی این مبارزات در آستانه سرنگونی قرارگرفته است.

مردم مبارز و ستمدیده ایران !  مبارزات خود را علیه جمهوری اسلامی تشدید کنید! در سراسر ایران به تظاهرات روی‌آورید و ضربات پی‌درپی بر پیکر پوسیده رژیم وارد آورید.

کارگران سراسر ایران! پیروزی مردم ایران درنبرد علیه رژیم ارتجاعی حاکم بر ایران، در دستان توانای شماست. اعتصابات خود را وسعت دهید. به اعتصابات سیاسی روی‌آورید و در تدارک برپائی اعتصاب سرتاسری سیاسی به‌عنوان پیش‌شرط قیام مسلحانه برای سرنگونی رژیم برآیید!

پیروز باد مبارزات مردم زحمتکش و ستمدیده ایران علیه جمهوری اسلامی

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

نابود باد نظام سرمایه‌داری

زنده‌باد آزادی- زنده‌باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان (اقلیت)

۲ مرداد ۱۴۰۰

کار، نان، آزادی – حکومت شورایی