چند مقاله درباره انقلاب ۵۷

فهرست مطالب:

  • ۲۸ سال پس از قیام بهمن و ضرورت قیامی دیگر 

برگرفته از نشریه کار شماره ۴۹۵ – بهمن ۱۳۸۵

  • تجاربی که باید آن‌ها را پاس داشت 
  • انقلاب ۱۳۵۷، انقلابی عموم خلقی و همگانی بود
  • مرگ بر شاه، بعد چه؟
  • مقاله قدرت سیاسی
  • مبارزه ضد امپریالیستی، آزادی‌های سیاسی و حقوق دمکراتیک

برگرفته از نشریه کار شماره ۵۱۹ – بهمن ۱۳۸۶

  • سی‌وپنج سال پس از قیام ۲۲ بهمن 

برگرفته از نشریه کار شماره ۶۶۳ بهمن ۱۳۹۲

  • انقلاب مجدد یک ضرورت است                         
  • انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران یک نمونه از این انقلاب‌های شکست خورده است.

برگرفته از نشریه کار شماره ۶۸۷ – بهمن ۱۳۹۳

  • نقش رژیم سلطنتی در استقرار دولت دینی در ایران 

برگرفته از نشریه کار شماره ۷۶۰ – بهمن ۱۳۹۶

  • درس بزرگ انقلاب ۵۷،نقش مهم اعتصابات عمومی اقتصادی و سیاسی 

برگرفته از نشریه کار شماره ۸۵۷ – بهمن ۱۳۹۸

متن کامل در فرمت پی دی اف

گزارش کوتاهی از آکسیون ۳۱ جولای در میدان ترافگار در لندن

شنبه سی‌ام ماه جولای، هواداران سازمان فدائیان (اقلیت) نیز همراه با دیگر نیروهای چپ و کمونیست، در میدان ترافگار لندن از ساعت یک تا سه بعدازظهر اکسیونی حمایتی از مبارزات مردم ایران برگزار نمودند. در این آکسیون شعارهایی در حمایت از اعتراضات مردم خوزستان  و همچنین به دفاع از اعتصابات کارگران نفت، گاز، پتروشیمی و هفت‌تپه داده شد. در این آکسیون شعارهایی نیز در حمایت از زنان داده شد.

بیانیه بیش از ۸۰۰ دانشجوی کشور در حمایت از اعتراضات کارگران

0

ما دانشجویان خواسته‌هایی مانند مهار گسترش هولناک خصوصی سازیها و پیمانکاری ها، حق داشتن تشکل مستقل، افزایش دستمزدها به شکلی که با واقعیت زندگی مطابقت داشته باشد، پرداخت معوقات مزدی کارگران …

بیش از ۸۰۰ تن از دانشجویان کشور با انتشار بیانیه ای از اعتصاب و اعتراضات کارگران نفت حمایت کردند.

متن کامل این بیانیه در پی می‌آید:

“امروز فریاد دادخواهی طبقه کارگر از هر طرف شنیده می شود. مناسبات ضد اجتماعی موجود و سازوکارهای نا عادلانه اعتراض بخش وسیعی از جامعه را به دنبال داشته است، تجمیع منافع در دست گروه های خاص منجر به بی‌بهره‌گی طبقه عام شده است. کارگران زحمت کش نفت و پتروشیمی در جای جای این سرزمین از چنین رویه های نابخردانه ای که نتیجه ای جز فرسایش منابع و منافع عمومی ندارد خشمگین هستند و این تکاپو و ایستادگی آن ها صدای رسای حقیقت و جستن عدالت است.

ما دانشجویان جای جای این سرزمین به ایستادگی کارگران باور داشته و خود را فرزندان همین طبقه و بخشی از آنان می دانیم. بنابراین ضمن بیان همبستگی خود، با چشمی بینا و نگران و با واکاوی زمینه های موجود تاکید می کنیم که نفوذ خصوصی سازی و به حراج گذاشتن منابع و نیروی کار مردمان این سرزمین ضربات جبران ناپذیری به بخش های گوناگون جامعه و به کارگران زده است و حیات جمعی را به خطر انداخته است. همچنان که دانشگاه و فضاهای آموزشی نیز از گزند این هجوم در امان نبوده اند و پولی سازی آموزش و محیط های وابسته به آن، حق آموزش همگانی و رایگان را به طور جدی خدشه دار کرده است. آشکار است که رویه های موجود باعث افزایش تضاد منافع در جامعه شده است و چهره جامعه را به سان مردمی تکیده و رنج کشیده درآورده است، درحالی که گروه‌هایی برخوردار به اقلیتی تبدیل شده اند که با انباشت سوداگرایانه روزبه روز جامعه را فقیرتر می‌کنند.

از این رو ما دانشجویان خواسته‌هایی مانند مهار گسترش هولناک خصوصی سازیها و پیمانکاری ها، حق داشتن تشکل مستقل، افزایش دستمزدها به شکلی که با واقعیت زندگی مطابقت داشته باشد، پرداخت معوقات مزدی کارگران و پرداخت به موقع دستمزد، بهبود شرایط کار از جمله زمانمندی عادلانه آن، محکوم کردن اخراج کارگران و درخواست بازگشت به کار کارگران اخراج شده، محکوم کردن برخورد قضایی با کارگران معترض به بی عدالتی، ایجاد امنیت شغلی و حذف قراردادهای موقت و ظالمانه، برخورداری از حق همگانی مسکن، امکانات آموزشی، درمانی و رفاهی را بر حق و تحقق آن را ضرورتی فوری و انکار ناشدنی می دانیم.

با آرزوی جهانی عادلانه تر

همگامان شما در جای جای کشور  مردادماه ۱۴۰۰″

کارگران پیمانی صنعت نفت کشور، از روز شنبه ۲۹ خردادماه، جهت دست یافتن به مطالبات خود کمپینی را تحت عنوان “تخلیه سراسری بیست ده ۱۴۰۰” راه اندازی کرده و این کمپین رفته رفته به شهرهای مختلف کشور کشیده شده است. تاکنون کارگران دستکم ۱۰۵ واحد صنعتی در استان های مختلف کشور دست از کار کشیده و به اعتصابات پیوسته‌اند.

۹ مرداد ۱۴۰۰

دستگیری در تجمع اعتراضی دیروز شهر اهواز

0

به گزارش خاکزدگان دیروز به تاریخ ۸ مرداد، نیروهای امنیتی جمعی از معترضان به انتقال آب‌ها در شهر اهواز را بازداشت کرده‌اند.

این تجمع در بلوار ساحلی اهواز برگزار شده است. تاکنون هویت شش نفر از معترضین دستگیر شده احراز شده است. اسامی بازداشت‌شدگان به شرح زیر است:

سعید هلیچی

الهام موسوی

ولید بدوی

ابراهیم الحایی

سالن انوری

فاطمه نعامی

این تجمع در اهواز در مخالفت با انتقال آب رودخانه‌های این منطقه به دیگر استان‌ها و در اعتراض به خشکاندن رودخانه‌ها، هورها و ندادن حقآبه‌ی کشاورزان بوده است.

جدا از دستگیری‌های این تجمع، منابع محلی از حجم بالای دستگیری در شهرهای مختلف خوزستان طی این چند روز گفته‌اند. از نوجوانان و کودکان گرفته تا سنین بالاتر جزو این دستگیری‌ها بوده‌اند. این حجم از سرکوب در سکوت خبری و قطعی اینترنت در حال وقوع هست.

اسامی برخی از بازداشت‌شدگان خوزستان

0

منابع محلی گزارش از دستگیری بیش از ۵۰۰ نفر در خوزستان می‌دهند. در بایکوت خبری و قطعی اینترنت صدای بازداشت‌شدگان و معترضینی باشیم که جانانه برای حق خود ایستادند.

اسامی بعضی از بازداشت‌شدگان این روزهای خوزستان:

عبدالمیر مزرعه، کوی زویه شهر اهواز، ۲ مرداد

یوسف حمزه‌نیا، منطقه حی الجرف شهر شوشتر، ۳۰ تیر

میثم نیسی، کوی علوی (حی‌الثوره) شهر اهواز، ۳۱ تیر

احمد هاشمی، شهر سوسنگرد، ۸ مرداد، دستگیر شده در تهران

عامر مجدم، منطقه ملاشیه جنوب شهر اهواز

کمال سواری، کوی علوی(حی‌الثوره) شهر اهواز، ۳۱ تیر

کریم سواری، ۱ مرداد

مرتضی چلداوی، کوی علوی (حی‌الثوره) شهر اهواز، ۱ مرداد

عدنان عتابی، منطقه شاوور شوش، ۳ مرداد

عزیز عتابی، منطقه شاوور شوش، ۳ مرداد

حمود سواری، کوی علوی (حی‌الثوره) اهواز، ۱ مرداد

قاسم سواری، کوی علوی(حی‌الثوره) اهواز، ۱ مرداد

هاشم مطوری، خرمشهر (محمره)، ۳۰ تیر

عباس دغاغله، منطقه دغاغله شمال اهواز، ۱ مرداد

رضا عبیات، سوسنگرد(خفاجیه)، ۱ مرداد

رضا سواری، کوی علوی (حی‌الثوره)، ۳۱ تیر

سجاد اسحاقی، بندر ماهشهر(معشور)، ۱ مرداد

علی عبیداوی، کوی خزعلیه سوسنگرد، ۳۱ تیر

مهدی زرگانی، منطقه زرگان شمال شهر اهواز، ۳۱ تیر

رضا عفراوی، روستای آلبوعفری سوسنگرد

عباس آلبوناصر، شهر شادگان(فلاحیه)، ۱ مرداد

راضی دحیماوی و فرزندش، شهر حمیدیه، ۳۰ تیر

گزارش مستقیم از تجمع در مقابل تئاتر شهر

0

ساعت ۷ تجمع در تئاتر شهر تهران با حضور هنرمندان برگزار شد. سرود آفتابکاران جنگل و بعد هم سرود یار دبستانی در آغاز اعتراض خوانده شد.کم کم جمعیت ۱۰۰ نفری بیشتر و بیشتر شد. ترنس‌ها و کودکان کار و کارتن‌خواب‌ها به جمعیت اضافه شدند و شعار مرگ بر جمهوری اسلامی را یک‌صدا همراه با  معترضان در حمایت از خوزستان سر دادند. در آغاز شعار از خوزستان تا تهران جانم فدای ایران بود که برخی معترضان شعار را تبدیل به از خوزستان تا تهران اتحاد اتحاد کردند. کم کم صدای زنان بلندتر شد و اکثر شعاردهندگان زنان بودند. زنی میان جمعیت فریاد زد اگر همه یکی نشیم، یکی یکی کم می‌شیم و جمعیت تکرار کرد. و دوباره زنی فریاد زد مرگ بر ستمگر درود بر کارگر که عمومی شد. آوارگانی که جایی جز پارک نداشتند به معترضان پبوستند و فریاد می‌زدند «خوزستان آب ندارد آبان ادامه دارد» اگرچه شعار غالب این بود که خوزستان آب ندارد آبان فرزند ندارد. نیم‌ساعت از اعتراض گذشت که نیروهای امنیتی حمله کردند. جمعیت به هم نزدیک شدند و شعار مرگ بر دیکتاتور دادند. یکی از معترضین را دستگیر کردند که با شعار بیشرف ولش کن روبرو شدند. نیروهای سرکوبگر مثل دیوانه‌ها به چپ و راست می‌دویدند. یاد فیلم حکومت نظامی افتادم، آنجا که صدا از یک بخش درمی‌آمد حمله می‌کردند صدا را خفه کنند، بخشی دیگری شروع می‌کردند و این دور در اطراف تئاتر شهر ادامه داشت. به شرق می‌دویدند دنبال آوارگانی که داد می‌زدند و فحش می‌دادند. سمت غرب پارک صدا می‌آمد مرگ بر جمهوری اسلامی، به آن طرف می‌رفتند و مجبور می‌شدند در نیمه‌راه به سنگ‌هایی که به آنان برخورد می‌کند پاسخ بدهند و دوباره از جنوب پارک صدا می‌آمد و می‌دویدند سمت جنوب. شوکر به دست هر معترضی را در حال دویدن می‌دیدند دنبال می‌کردند. در ضلع جنوبی پارک که معترضان به خیابان و کوچه ریخته بودند صدای گاز اشک‌آور و گلوله آمد که معترضان پراکنده شدند و دوباره از سمت غرب پارک وارد پارک شدند. مثل دیوانه‌ها می‌زدند و در هر گوشه از پارک مردم می‌گفتند مرگ بر جمهوری اسلامی، زنی معتاد با دیدن کشیده شدن یک جوان بر کف پارک داد زد جوونی ما رو حروم کردید چیکار به این جوونا دارید. یکی از نیروهای سرکوبگر بعد از تذکر به دختری که حجاب نداشت با مشت به کمر او کوبید که نفسش در سینه حبس شد. جوان‌ها را از پله‌های تئاتر شهر پرت می‌کردند و کودکان کار در این میان می‌خندیدند و داد می‌زدند مرگ بر دیکتاتور. چند نفر از کودکان کار را بردند که متاسفانه با مشت و لگد مانع ما و آنها شدند. پیرزنی وسط تئاتر شهر دستش را روی قلبش گرفته بود، خواستیم زنگ بزنیم اورژانس که نیروی سرکوبگر مانع شد. اعتراضات امروز اگرچه با نام هنرمندان آغاز شد اما تقریبا تمامی طیف‌های ستمدیده در آن حضور پیدا کردند. ترنس‌ها، کودکان کار، معتادان، بی‌چیزها… همه و همه رنگی در اعتراضات بود. حضور زیاد نیروی امنیتی در تئاتر شهر نشان از آن بود که امنیتی‌ها از اتحاد مردم می‌ترسند. چنان‌که مردم هم فریاد می‌زدند بترسید بترسید ما همه با هم هستیم. اما در کل خنده‌ی مردم بر دویدن پلیس زیاد بود. همه می‌گفتند چقدر اینها می‌ترسند.

گزارش از «گروه نویسندگان همراه سرخط»

گزارش ارسالی از تجمع امروز تئاتر شهر

حداقل ۹ نفر تا اکنون بازداشت شده‌اند.

پس از شکل‌گیری تجمع، گارد ویژه با اسپری فلفل، شوکر و شلیک توپ‌های پینت‌بال به معترضان به تجمع حمله کرده است و با خشونت اقدام به بازداشت معترضان کرده‌اند.

همچنین ماموران لباس شخصی از جمعیت عابر مردم هم عکاسی کرده‌اند. در ادامه گارد ویژه برای بازداشت بیشتر معترضان، به کافه‌ای به نام عمارت روبرو حمله برده است.

خبرهای تکمیلی ارسال خواهد شد.

گزارش از یاران همراه سرخط

 

کشاورزان خط لوله اصلی انتقال آب به یزد در قهدریجان اصفهان را شکستند

0

مردم و کشاورزان به ستوه آمده، خط لوله اصلی انتقال آب به یزد را منهدم کرده‌اند. ارتفاع و شدت جریان آب خود بیانگر عمق فاجعه دستکاری‌های عامدانه اقلیمی است. دستکاری.هایی که عمدتا توسط مافیای قرارگاه خاتم الانبیا سپاه و بنیاد مستضعفین تحت مجوزهای وزارت نیرو انجام می‌شود.

اما عده‌ای ممکن است بگویند اینطور آب عده‌ای قطع می‌شود و این کار جز جنگ چه سودی دارد؟ باید اول از این گفت که این آب چندین برابر آب شرب مقصد انتقال آب است و باقی مانده‌ی آن صرف ساخت کارخانه‌های فولاد و کاشی و گلخانه و در کل توسعه‌های ناپایدار در مناطقی می‌شود که هیچ سازگاری‌ای با این مناطق ندارد. این حجم از آب در انتقال آب‌ها به اسم رمز آب شرب منتقل می‌شود، اما برای سودآوری حکومت است. از طرف دیگر این انتقال آب‌ها کشاورزان و مردم مناطق مبدا چون خوزستان، چهارمحال و بختیاری و مردم شرق اصفهان را نه تنها از معیشت که از یک زیست طبیعی نیز محروم کرده است.

اما در جواب سوال بالا این نکته‌ی مهم‌تر را هم گفت که وقتی خود مردم دست به کار می‌شوند و بساط این انتقال آب‌ها را برمی‌چینند، نه تنها مشکلی نیافریده‌اند، بلکه راه‌حل درست را یافته‌اند. اگر قرار باشد از این جهنم بی‌آبی و ویرانی بیرون بیایم، همه‌ی مردم بومی مناطق مبدا و مقصد انتقال آب مصارف غیرشربی(صنایع و کشاورزی مافیایی) باید متحدانه دست به کار شوند و تمام این طرح‌های خانمان سوز را برچینند.

پیام روشن است، مرگ بر شما

0

دیگر حتی جشن قهرمانی یک تیم فوتبال در کف خیابان هم جایی می‌شود برای شعار علیه جمهوری اسلامی. اگر سرکوب‌تان جواب روشنی برای مردم است، هر اتفاقی دیگر شعار و پیامی روشن برای شماست، پیامی‌ست برای نابودی بالا تا پایین حکومت‌تان.

دیشب بعد از قهرمانی تیم فوتبال پرسپولیس، جمعی از مردم برای جشن و پایکوبی به کف خیابان آمدند. بسیاری از این مردمی که نفسشان از این حکومت کشتار و سرکوب بند آمده، در چند شهر علیه حاکمیت شعار دادند.

امروز مادران آبان

0

جمعه شماری از مادران داغدار که فرزندانشان را در اعتراضات سراسری آبان ۹۸ از دست داده اند با تجمع در میدان آزادی تهران، خواستار حمایت‌ مردمی از اعتراضات خوزستان شدند.

مادر پژمان قلی‌پور، از کشته‌شدگان آبان ۹۸ خطاب به مردم گفت: «بسه، بردگی بسه، ما نمیگیم از ما حمایت کنید از خودتون حمایت کنید.»

راهپیمایی مادران آبان  در خیابان آزادی

شماری از مادران داغدار با نشان‌دادن تصاویر فرزندان کشته‌شده خود از سوی نیروهای امنیتی ایران به مردم، در تهران به راهپیمایی پرداخته و شهروندان را به پیوستن به اعتراضاتی که از خوزستان آغاز شد، دعوت کردند.

مادران داغدار به مردم می‌گویند حمایت از اعتراضات، حمایت از «جوان‌های خود شما» است.

مشق خون در خوزستان

0

روایتی مستقل از خوزستان

گزارشی که می‌خوانید توسط تعدادی از خبرنگاران مستقل داخل کشور و با همکاری خبرنگاران محلی تهیه شده است. در این گزارش کوشش شده تا با ترسیم فضای امنیتی در شهرهای خوزستان به وظیفه اصلی خبرنگاران که این روزها از طریق سرکوب سیستماتیک آزادی قلم در رسانه‌های داخلی به محاق رفته، گوشه‌ای از دین خود را به جنبش تشنگان ادا کنیم.

آبادان، خرمشهر، سوسنگرد، شادگان، اهواز، هویزه، دزفول، ماهشهر، سوسنگرد، حمیدیه و… پر است از جمعیتی که اگرچه نان و آبشان به کارون و حور گره خورده بود اما خونشان بدن رو به احتضار خوزستان را سیرآب کرد. سرزمینی که آخرین نفس‌هایش را می‌کشید، روز پنجشنبه ۲۴ تیرماه با بانگ شعار «بالروح، بالدم، نفدیک یا اهواز» دوباره زنده شد؛ اینبار با صدای اعتراض و خشمی که به جوش آمده بود!

خوزستان تا همین امروز در التهاب و اعتراض است و تعداد زیادی از معترضان که غالباً عرب هستند، با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی و نظامی کشته شده‌اند. طی این روزها نیروهای سرکوب در تلاش هستند تا از طریق امنیتی کردن فضای شهری، از گسترده شدن دامنه اعتراضات جلوگیری کنند. این گزارش شرحی از روایت سرکوب و مقاومت در آنجاست.

ایست بازرسی و دستگیری در خرمشهر

شهر خرمشهر ۱۵ روز پس از آغاز اعتراض به بی‌آبی تحت شدیدترین اقدامات امنیتی قرار دارد. از یکشنبه، ۲۷ تیرماه و چهارمین روز اعتراضات خرمشهر، دستگیری‌های خانه به خانه آغاز شده و تاکنون ادامه داشته است. در برخی مناطق خرمشهر همچون دیگر شهرهای استان خوزستان از جمله کوی طالقانی، قطعی برق و اینترنت، عرصه خبررسانی را بر مردم تنگ کرده است؛ در برخی مناطق قطعی اینترنت شدت گرفته و گاه تا چند روز به طور کامل با اختلال مواجه بوده و تنها ساعاتی امکان استفاده از اینترنت ضعیف وجود داشته است.

از همان روزهای آغازین ماموران امنیتی با نصب دوربین روی تیرهای چراغ برق درصدد شناسایی تظاهرکنندگان بودند. یکی از ساکنان این منطقه که شاهد این صحنه بوده، می‌گوید: فضای شهر با حضور حداکثری نیروهای یگان ویژه به شدت امنیتی شده است. جلوی چشم مردم از تیر چراغ برق بالا می‌رفتند و دوربین نصب می‌کردند‌. اتفاقاً عامدانه سعی می‌کردند تا با به نمایش گذاشتن این صحنه مردم را مرعوب کنند. از همان روز سوم و چهارم اعتراضات نیروهای یگان ویژه در خرمشهر در خیابان‌ها به خصوص در فلکه‌های الله و فرمانداری(سابق) دیده می‌شدند. در فلکه نقدی خرمشهر ایست بازرسی گذاشته بودند و مردم را از خودروها پیاده کرده و بی‌دلیل بازداشت می‌کردند. در کوت شیخ خرمشهر نیز وضعیت بازداشت‌ها به همین صورت ادامه داشت. به چشم دیدیم که خیلی از جوانان عرب خرمشهری نه در میانه تظاهرات بلکه کاملاً بدون دلیل و در خانه و خیابان بازداشت می‌شدند.

آبادان؛ از بازداشت‌های پیشگیرانه تا تهدید روزنامه نگاران

اعتراضات در فضای امنیتی آبادان به شدت زیر سایه سرکوب، محدود شده و اعتراضات بیشتر در مناطق حاشیه ای و به شکل پراکنده رخ داده است که تا حد زیادی ریشه در دستگیری‌های گسترده معترضان در آبان ماه ۹۸ دارد. تعداد دستگیرشدگان آبان ۹۸ به قدری بود که نیروهای امنیتی از مدرسه‌ای در منطقه صنگور به عنوان بازداشتگاه استفاده کردند؛ از آن روز جوانان عرب در منطقه صنگور نیز به شدت زیرنظر هستند. پرونده بسیاری از بازداشت شدگان آن روزها همچنان مفتوح است و این بر شدت فشارها افزوده است. طبق گزارشاتی که در اختیار روزنامه نگاران مستقل ایران قرار داده شده است،در آبادان برخی بازداشت‌ها به صورت پیشگیرانه صورت گرفته است. جوانان و چهره‌های سیاسی و روزنامه‌نگاران محلی در روزهای یکشنبه و دوشنبه با تهدیدهای تلفنی دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی مواجه شدند. آنها غالباً نسبت به نوشتن از اعتراضات خوزستان به بی‌آبی منع شده‌اند.

شادگان و استفاده از اسلحه جنگی

طبق اطلاعات ما از دو منبع خبری مطلع در خوزستان از جمله تعدادی از کارگران پالایشگاه‌ها؛ در شادگان از سلاح جنگی علیه مردم معترض استفاده شده است. در این منطقه به علت ترس حاکمیت از مسلح شدن مردم با توجه به سبقه این منطقه، نیروهای امنیتی با سلاح‌های جنگی به تقابل با معترضان ایستاده‌اند. همچنین این شکل از سرکوب در کنار قطعی اینترنت جریان خبررسانی محلی از این منطقه را با محدودیت روبه رو کرده است؛ همین موضوع نگرانی‌ها درباره وضعیت اهالی شادگان را افزایش می دهد.

این درحالی است که کم‌آبی به شدت زیست مردم این منطقه را تحت الشعاع قرار داده و اهالی را از تامین معاش شان نیز درمانده کرده است. شاهد این ادعا نیز تصاویر متعدد از نخل های خشکیده و تالاب بی رمق شادگان است. به گفته مدیر جهادکشاورزی شادگان؛ بیش از ۷۰۰۰ نخل در این شهرستان تلف شده است که معیشت چندین خانوار به آن وابسته بوده است.

شادگان شهر کوچکی در ۴۰ کیلومتری آبادان است که اغلب ساکنان آن از طریق کشاورزی، نخل‌داری، ماهیگیری و پرورش سبزیجات و صیفی‌جات روزگار می گذرانند. شادگان شمایل مردم جنگ زده ای را بر خود دارد که نه هشت سال بلکه چهار دهه است با اقسام ظلم، غارت، تبعیض وسرکوب دست و پنجه نرم می‌کنند؛ آنچه در شادگان چشم‌گیر است، فقر و بیکاری است.

به گفته یکی از خبرنگاران محلی که یک سال پس از سیل اخیر خوزستان برای تهیه گزارش به این مناطق سفر کرده بود؛ « آن زمان مردم منطقه در چادر زندگی می‌کردند و دولت از تامین سرپناه برای آنها عاجز بود. برای جمعیت بزرگ سیل‌زده و چادر نشین در منطقه تنها یک تیر چراغ برق اختصاص داده بودند و چادرها در این مدت بدون برق و لوازم سرمایشی بوده است. آنهم در گرمای نفسگیر خوزستان.»

فقر، ترک تحصیل و ازدواج‌های زودهنگام دختران را می توان قوت غالب مردم خوزستان دانست!

ماهشهر و راه‌بندان‌های خونینش

ماهشهر هنوز بوی خون می دهد، بوی خونی که از آبان ۹۸ بر تن نیزارها خشکیده است. به روایت بسیاری از اهالی و مردمانی که بر منطقه اشراف دارند، آنچه سرکوب ها در این منطقه را تشدید کرده، اهمیت تاسیسات نفتی برای جمهوری اسلامی است. مطابق اطلاعات منتشرشده در فضای مجازی، عیسی بالدی نیز از کشته‌شدگان اعتراضات این روزهای ماهشهر است. همچنین در تظاهرات شهرستان ماهشهر و شهرک کوزه یا شهرک طالقانی نیز میثم عچرش به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شده است.

براساس گزارش‌های انتشار یافته در هفتمین شب اعتراضات، تعدادی از معترضان، اقدام به بستن جاده‌های بندر امام کردند. جوانان شهرک کوره جاده ارتباطی بندر ماهشهر به اهواز، راهرمز و امیدیه را نیز با سنگ بستند. آنها همچنین مسیر ورودی منطقه کوره به ماهشهر را نیز مسدود کردند تا در جریان سرکوب نیروهای امنیتی اخلال ایجاد کنند. این درحالیست که کشتار دو سال قبل در نیزارهای ماهشهر نیز در پی یکی از همین راه‌بندان‌های اعتراضی رخ داد.

اهواز و سوسنگرد کانون کشتار

منابع متعددی اذعان دارند که شهر اهواز و سوسنگرد از کانون‎‌های مهم برخورد نیروهای امنیتی با معترضان بوده است. فرزاد فریسات یکی از کشته شدگان جوان، اهل اهواز بوده که در جریان اعتراضات کشته شده است.

براساس اخباری که به دست ما رسیده است، در این مدت جاده اهواز به اندیمشک و شاور و … مملو از سمندهایی بوده است که ماموران امنیتی در آن رفت و آمد مردم منطقه را زیر نظر می‌گرفتند. همچنین تعدادی از معترضان بازداشت شده در قیام تشنگان، پیش از این نیز سابقه دستگیری داشتند. طبق اخبار انتشار یافته در فضای مجازی کامیونداران شهر اهواز نیز در روز ششم مرداد ماه از طریق اعتصاباتشان اعتراض خود را نسبت به برخوردهای اخیر در این شهر نشان دادند.

همچنین، طبق آخرین اطلاعات در سوسنگرد، خرمشهر، محله‌های عرب نشین آبادان و بسیاری دیگر از شهرهای معترض خوزستان دستگیری‌ها تا همین امروز ادامه داشته است. همچنین بر اساس گزارش های محلی، تاکنون هشت نفر از کشته‌شدگان اعتراضات خوزستان شامل مصطفی نعیماوی ۳۰ساله اهل شادگان، محل شهادت اهواز، تاریخ شهادت ۲۵تیر ۱۴۰۰، قاسم ناصری (خضیری) ۱۷ساله اهل کوت عبدالله، محل شهادت کوت عبدالله، تاریخ شهادت ۲۶تیر ۱۴۰۰، محمد چنانی، محل شهادت شوش، تاریخ شهادت ۲۹تیر ۱۴۰۰، عیسی بالدی ۲۷ساله، اهل ماهشهر، محل شهادت ماهشهر، تاریخ شهادت ۲۹تیر ۱۴۰۰، محمد کروشات اهل اهواز، محل شهادت اهواز (شلنگ آباد) تاریخ شهادت ۲۹تیر ۱۴۰۰، فرزاد فریسات (حمزه الفریساوی)، ۲۴ساله، محل شهادت اهواز (شلنگ آباد)، تاریخ شهادت ۳۰تیر ۱۴۰۰، میثم عجرش (اکراش)، ۲۰ساله، محل شهادت ماهشهر (شهرک طالقانی)، تاریخ شهادت ۳۰تیر ۱۴۰۰، حمید مجدم (جوکاری)، محل شهادت چمران تایید شده است. این درحالی است که در پی تجمعات حمایتی در استان‌های دیگری از جمله لرستان، اصفهان،آذربایجان شرقی، کرج نیز تعدادی بازداشت، زخمی و کشته‌شده‌اند.

ما گروهی از خبرنگاران مستقل داخلی کشور ضمن اعلام اعتراض نسبت به روند گزینشی اعزام خبرنگاران به خوزستان و سکوت آنان در مقابل کشتار مردم بی‌گناه و محروم از حقوق طبیعی و بدیهی‌شان یعنی آب، با تهیه گزارشی از منابع موثق محلی و ساکنان خوزستان، بنا داریم بازنمایی صدای سرکوب شده معترضان در رسانه های جریان اصلی باشیم. اگرچه وقوف داریم به علت عدم امکان حضور در میدان همچنان از نتایج سانسور دچار آسیب هستیم.

ضروری است تاکید کنیم که از حق گزارش‌دهی رسمی و مبتنی بر واقعیت سرکوب در خوزستان و سایر مناطق ایران را که اکنون از مردم سلب شده، دفاع می‌کنیم.

روزنامه‌نگاران مستقل ایران

۷ مرداد ۱۴۰۰