اعلامیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
دادگاه حمید نوری، آغازیست برای به محاکمه کشاندن همه جنایتکاران جمهوری اسلامی!
پس از ۲۰ ماه تحقیق و بررسی، دادستانی سوئد کیفرخواستی علیه حمید نوری به اتهام “قتل عمد”و جنایت جنگی فاحش صادر کرد. حمید نوری باید در مقابل دادگاهی که از روز ۱۰ اوت ۲۰۲۱ برابر با ۱۹ مرداد ۱۴۰۰ آغاز میشود، قرار گیرد. او در مقابل ۴۰ شاکی و ۶۰ شاهد که در تابستان ۶۷ در زندان گوهردشت به سر میبردند، با پروندهای قطور از جنایت روبروست و با اعلام برگزاری دادگاه از سوی دادستانی سوئد زمینه بررسی نقش او و مشارکتاش در کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ تسهیل میگردد. حمید نوری دادیار زندان گوهردشت کرج، یکی از عاملین اعدامهای دستهجمعی زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ در این زندان بود. او که با نام مستعار حمید عباسی شناخته میشد، روابط بسیار نزدیکی با آمران اصلی جنایات سیاسی در ایران “هیئت مرگ “جمهوری اسلامی از جمله ابراهیم رئیسی، رئیس سابق قوه قضاییه و رئیسجمهور تازه رژیم، مصطفی پورمحمدی وزیر سابق دادگستری، علی فلاحیان وزیر پیشین وزارت اطلاعات، نیری و اشراقی و دیگر مقامات امنیتی و قضایی حکومت دارد.
تقارن محاکمه حمید نوری و اعتراضات و اعتصابات گسترده کارگری و مردمی در بسیاری از شهرهای ایران خصوصاً خوزستان پیام روشنی در آغاز بکار رئیسی، بعنوان رئیسجمهور رژیم اسلامی ایران است. رئیسی، رئیسجمهور جدید حکومت اسلامی که در هیات مرگ و قتلعام سراسری زندانیان سیاسی مشارکت داشته است، اینک در کنار اژهای رئیس جدید قوه قضاییه و یکی از صادرکنندگان فتوای قتلهای زنجیرهای نویسندگان و فعالان سیاسی و از حاکمان شرع بیدادگاههای اسلامی، آمران کشتارهای چهار دهه حکومت اسلامی با پروندهٔ قطوری از اتهام به جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی روبرویند. دادگاه حمید نوری در سوئد، آغازیست بر یکسری اقدامات بینالمللی در پیگرد جنایتکاران اسلامی. این آغاز، حاصل تلاشهای پیگیر بیش از چهار دهه فعالیت نیروها و جریانات اپوزیسیون ترقیخواه، زندانیان آزادشده از اسارتگاههای حکومت اسلامی و خانوادههای قربانیان این جنایات سیاسی صورت میگیرد. محاکمه حمید نوری، محاکمهٔ کلیت نظام حاکم، همهٔ آمران و عاملان جنایات سیاسی در ایران است. شکایات و شواهد شاکیان و شاهدان، تنها تصویرگر گوشهٔ کوچکی از جنایاتی است که حکومت اسلامی علیه کارگران، زنان، فعالان اجتماعی و سیاسی و مدنی مخالف و منتقد انجام داده است. این جنایات، تاریخی به درازای عمر ننگین رژیم جمهوری اسلامی ادامه دارد.
ما، شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، ضمن استقبال از محاکمه حمید نوری بعنوان یکی از عاملین قتلعام زندانیان سیاسی، براین باوریم که این دادگاه باید به شکلی علنی و عادلانه، فرصت ارائه همهٔ شواهد، گزارشات، تصویرها و وقایع را برای همگان فراهم کند تا جهان و مردمان آن، به تصوری روشن از موقعیت مردم ایران در مقابل حکومت جنایت اسلامی دست یابند. درعینحال با محکوم کردن رژیم اسلامی و همه آمران و عاملان جنایات سیاسی، شرایط را برای محاکمه علنی و مجازات رهبران و مسئولان سیاسی و امنیتی و قضایی رژیم فراهم کند. باید جهان در مقابل جنایت و سرکوب بایستد و هزینهٔ سرکوب و قتلعام مردم و نیروهای مخالف و منتقد را چنان بالا برد که هیچ رژیمی نتواند حق مردم را از تعیین سرنوشتشان سلب کند. باید این دادگاه را فرصتی برای رساندن پیام سرکوبشدگان دهههای خونین حکومت اسلامی، صدای بیصدای بدار آویخته شدگان و تیرباران شدهها، صدای وفاداری و شجاعت مادران و خانوادههای خاوران به جهانیان قرار دهیم و پژواک صدایی باشیم که مقاومت جانباختگان راه آزادی وبرابری را با شجاعت، پیگیری، وفاداری، صمیمیت فریاد کردند و نگذاشتند پرچم نبرد فرزندان و خواهران و برادران و پدران و مادران و رفقایمان زمین افتد. درعینحال باید مانع از تکرار زدوبندهای سیاسی دولتهای غربی با حکومت اسلامی و معاملههای آنان در رابطه با این جانیان شد. روشن است که عدالت نمیتواند بدون مجازات جانیان و تبهکاران معنی داشته باشد. دادگاه سوئد و نظام حاکم براین کشور در مقابل امتحان جدیای قرارگرفتهاند. امید که حقیقت تلخ و وحشتناک کشتارهای دهه خونین، محکومیت رژیم اسلامی و یکی از عاملین اصلی این جنایت را ممکن کند.
دادگاه نوری را به دادگاهی علیه کلیت نظام تبدیل کنیم.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی!
زندهباد آزادی، زندهباد سوسیالیسم!
اوت ۲۰۲۱
امضاها: سازمان اتحاد فدائیان کمونیست، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری-حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت.



بیش از دو هفته از اعتراضات خیابانی مردم به ستوه آمده خوزستان می گذرد. خوزستانی خشک، خوزستانی تشنه و خوزستانی بی آب. اعتراضات مردم خوزستان از شامگاه پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰، از اهواز شروع شد، به سوسنگرد و شادگان و حمیدیه رسید، و پس از آن به سرعت تمام شهرهای خوزستان خشک و تفتان را فرا گرفت. اعتراضی که با فریاد “ما تشنه هستیم” شروع شد، اما فریاد خشم و نفرت و انزجار بدور ماندگان از آبِ شُرب و کشاورزی در اندک زمانی با فریاد مرگ بر خامنه ای در آمیخت و به اعتراضات ضد حکومتی تبدیل شد. پاسخ رژیم اما طبق معمول، سرکوب بود و شلیک گلوله بر سر و سینه و قلب مردمی که تشنگی خود را فریاد می زنند. در پی سرکوب، تعدادی کشته، ده ها نفر زخمی و صدها نفر دیگر بازداشت شده اند. کشته شدگانی که همگی جوانند و در میان زخمی ها و دستگیرشدگان نیز اسامی کودکان و نوجوانان بسیاری به چشم می خورد. بیمارستانها نیز برای بازداشت زخمی ها در محاصره نیروهای سرکوبگر رژیم قرار دارند. به رغم کشتار و سرکوب و دستگیری های وسیع، اعتراضات اما متوقف نشد. نه تنها متوقف نشد، بلکه به شهرهای بیرون از استان خوزستان نیز کشیده شد. تا کنون مردم شهرهای بیش از ۱۵ استان در حمایت از مردم خوزستان به اعتراض برخاسته اند. مردمی که درد مشترک دارند، مردمی که از بیکاری و بی آبی و فقر به ستوه آمده اند. مردمی خشمگین در زیرآوار سیاست های ویرانگر جمهوری اسلامی که سرکوب و کشتار و بازداشت را به هیچ گرفته و با مشت های گره کرده برای سرنگونی جمهوری اسلامی همانند سیلی خروشان به خیابان ها سرازیر شده اند.
اعتصاب ، تجمع و اعتراض خیابانی درکشت و صنعت نیشکر هفتتپه ادامه دارد. بهرغم آنکه بیش از پنج ماه از صدور رأی خلعید از اسدبیگی میگذرد وبه رغم آنکه رأی ابطال واگذاری و فسخ قرارداد بخش خصوصی شرکت و واگذاری آن به دولت در ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ در روزنامههای رسمی دولتی اعلام شد، اما نهفقط هیچگونه تغییر و تحولی در این شرکت به سود کارگران حاصل نشده، بلکه مدیران منصوب و سرسپرده اسدبیگی کماکان اداره امور شرکت را در دست دارند و فشار علیه کارگران هفتتپه را بیشازپیش تشدید کردهاند. درست از فردای اعلام حکم خلعید از اسدبیگی آب را بر روی مزارع نیشکر بستند. حق آبه به نصف و حدود یکسوم تقلیل یافت. خطر نابودی مزارع نیشکر و تعطیلی کارخانه و کل شرکت، به کابوسی برای کل کارگران هفتتپه و خانوادهها تبدیل شد. کارفرمای خلعید شده و مدیریت شرکت که حامیان بسیاری در دستگاه دولتی دارند، عامدانه شرکت را در حالت بلاتکلیفی قرار داده، دستمزدها را گروگان گرفته و کارگران را از همه سو تحتفشار گذاشتهاند. آشکارا دستهایی در کار بودهاند و هستند که کارگران را خسته و فرسوده سازند تا اگر بتوانند اداره هفتتپه را دوباره به دست اسدبیگی که هنوز بهطور قطعی از هفتتپه ریشهکن نشده بسپارند.
آخرین جلسه اعضای کابینه حسن روحانی با علی خامنهای در چهارشنبه گذشته با تمام حاشیههای آن انعکاسی بود از اختلافات و شکافهایی که در بطن بحران سیاسی کنونی، طبقه حاکم را فراگرفته است.
روز چهارشنبه ششم مرداد، مجلس اسلامی تصویب “قانون” کنترل فضای مجازی به منظور جلوگیری از پخش آزادانه اخبار و اندیشه و بیان را با ۱۲۱ رای موافق در برابر ۷۴ رای مخالف و ۹ ممتنع به کمیسیونی متشکل از نمایندگان چند کمیسیون با مرکزیت کمیسیون فرهنگی تصویب کرد. مجلس اسلامی با واگذاری تصویب این قانون به یک کمیسیون آنهم در جلسهای غیرعلنی میخواهد اهداف خود و حکومت را با بررسی طرح در یک کمیسیون و تصویب آن در پشت درهای بسته، از چشم تودهها مخفی نگاه دارد. اما کیست که نداند جمهوری اسلامی به دنبال تصویب چه قانونی و با چه اهدافی است.