در پاسداشت بیش از پنجاه سال فعالیت کانون نویسندگان ایران

اردیبهشت سال  ۱۳۹۷ کانون نویسنگان ایران ۵۰ ساله شد. ۴۹ نویسنده مستقل در اردیبهشت سال ۱۳۴۷ با امضای مرام‏نامه‏ای کانون نویسندگان ایران(ازاین پس کانون) را پایه گذاری کردند. ۵۰ سال فعالیت کانون البته با افت و خیزهای زیادی همراه بود.زمین همواری برای فعالیت وجود نداشت برعکس، مسیر، پر از سنگلاخ و مانع بود و محدودیت‏های متعددی دربرابر کانون قرار داشت. کانون اما به همت اعضا و کوشندگانش، تمام این موانع و پیچ و خم‏ها را پشت سر گذاشت و توانست سرفرازانه وارد پنجاهمین سال فعالیت خود شود و بدین مناسبت  چهار جلد کتاب، در برگیرنده مهم‏ترین و معتبرترین گزارش‏ها و اسناد پیرامون ۵۰ سال فعالیت خود انتشار دهد. پیش از این البته معدود پرونده‏ها و اسناد فعالیت کانون در هجوم تاریک اندیشان حاکم و عمال حاکمیت در سال ۶۰ و در حمله به دفتر کانون ازمیان رفته بود. کتاب پنجاه سال کانون نویسندگان ایران، البته در سال ۱۳۹۷ به مناسبت پنجاهمین سال فعالیت کانون با تیراژ کم چاپ شد اما هنگام انتقال از چاپ‏خانه، مأموران حکومتی و امنیتی، نسخه‏های کتاب را ضبط و توقیف کردند. کانون اما موضوع را پیگیرانه دنبال نمود و در ادامه تلاش‏های خود، هشت سال بعد  توانست این کتاب چهار جلدی با ارزش را ۲۵ مهر ۱۴۰۵ بصورت دیجیتال انتشار دهد.

جلد یکم کتاب، شامل دو دفتر است. دفتر نخست شرح فعالیت‏های کانون و در دفتر دوم “تقویم سرکوب”، احضار، بازداشت، زندان و حتی قتل و شگرد‏ها و اشکال گوناگون سرکوب از جمله سرکوب اعضای کانون بیان شده است. جلد دوم به معرفی ارکان کانون مانند هیئت دبیران، منشی، بازرسان و صندوق‏دار و چندین مقاله و گفتگو با شماری از اعضای کانون اختصاص یافته است. جلد سوم شامل بیانیه‏ها، اطلاعیه‏ها و نامه‏های منتشر شده کانون از سال ۴۷ تا پایان سال ۹۶ است. در جلد سوم کتاب، در واقع تصویر نسبتاً روشنی از افت و خیزها و فرازو فرودهای نیم قرن فعالیت کانون ارائه شده است و جلد چهارم در برگیرنده مجموعه پوسترهایی است که کانون در سال‏های مختلف به مناسبت‏های گوناگون منتشر نموده است.

دوره اول فعالیت کانون (۱۳۴۹- ۱۳۴۷) به نیمه دوم دهه چهل و زمانی بر می‏گردد که رژیم شاه و وزارت فرهنگ آن در صدد برگزاری “کنگره نویسندگان ” برآمده بودند.دیکتاتوری شاهنشاهی و حاکمان مستبد، تلاش داشتند تعدادی از نویسندگان را دور خود جمع کنند و ازاین طریق به حاکمیت خود اعتبار ببخشند و در همان حال از این موضوع جهت پیشبرد اهداف و مقاصد سیاسی خود استفاده کنند.در همین راستا وزارت فرهنگ و هنر و وزارت دربار برای عده‏ای از نویسندگان دعوت نامه فرستاده بودند. این ماجرا موجب شد تا نویسندگان مستقل و مدافع آزادی بیان، پیرامون چگونگی برخورد و موضع‏گیری در برابر آن، با هم به شورومشورت بپردازند. در جریان همین مشورت‏ها و بحثها بود که کنگره فرمایشی را تحریم و بر ضرورت ایجاد تشکل مستقل نویسندگان تأکید کردند. یکم اردیبهشت سال ۴۷ در گرد هم‏آیی ۴۹ نفر از نویسندگان با تصویب مرام‏نامه( منشور) و اساسنامه، “کانون نویسندگان ایران” را تأسیس نمودند.

ساواک  ضمن اینکه درخواست کانون برای ثبت قانونی را رد کرد، تعقیب و پیگرد فعالان آن را آغاز کرد.محدودیت‏ها و فشارهای ساواک به تدریج افزایش یافت. احضار ، بازداشت، شنود مکالمات و دستگیری اعضای کانون عرصه را بر کانون تنگ کرد. تعدادی از اعضای کانون ممنوع القلم و تعداد دیگری به حبس محکوم شدند. امکانات کانون از جمله محل برگزاری جلسات ازبین رفت و بدین ترتیب کانون بعد از دوسال، ناچار دست از فعالیت کشید  و این فعالیت‏ها از سال ۴۹ تا سال  ۱۳۵۵ به مدت ۷ سال متوقف شد.

درسال ۵۶ همراه با رشد اعتراضات توده‏ای و تحولاتی که در فضای سیاسی جامعه پدیدارشد، سلطه رژیم شاهنشاهی بر جامعه تضعیف شد. ارتجاع سلطنتی دیگر نمی‏توانست با سرکوب، جلو اعتراضات رشد یابنده توده‏ای را بگیرد. درعین حال شخص شاه نیز برای بازکردن فضای سیاسی جامعه به منظور جلوگیری از بروز انفجارات بزرگ اجتماعی ، زیر فشار ارباب آمریکایی خود قرار داشت. بربستر چنین فضا و شرایطی، اعضای کانون تصمیم به راه اندازی مجدد تشکل مستقل خود گرفتند. نامه سرگشاده در دفاع از آزادی اندیشه و بیان با امضای ۴۰ عضو قدیمی کانون در ۲۳ خرداد ۵۶ به نخست وزیری، انتشار یافت.چند نامه سرگشاده دیگر نیز در همین رابطه انتشار یافت. گرچه پاسخی به این نامه‏ها داده نشد، اما ساواک هم به سراغ نویسندگان نرفت. این نامه‏ها بازتاب جهانی گسترده‏ای یافت و حمایت نویسندگان و برخی انجمن‏های قلم جهانی را درپی داشت و در نهایت گرچه ساواک احضار و بازداشت و بگیر و ببند را از سر گرفت، اما این تلاش‏ها بر متن شرایط انقلابی جامعه، کارساز نیفتاد. کانون توانست یکی از ماندگار ترین و مهم‏ترین فعالیت‏های خود، ده شب شب شعر در انستیتو گوته را ( ۱۸ تا ۲۷ مهر ۵۶ ) سازمان دهد که جمعیتی  تا ۱۰ هزار تن از “تشنگان آزادی” را گرد هم آورد. ده شب شعر بازتابی گسترده یافت و با استقبال مردم خصوصاً جوانان رو به رو شد و به سهم خود، تأثیرات مثبتی بر روند مبارزات جاری ضد سلطنتی برجای گذاشت.ده شب شعر، در عین حال نام کانون نویسندگان ایران را بر سر زبان‏ها انداخت. تا قیام بهمن ۵۷ ، به رغم احضار و بازداشت گاه و بیگاه برخی اعضا، کانون، بیانیه‏های گوناگون و متعددی علیه دیکتاتوری وسانسورو اختناق و در دفاع از توده‏های مردم و آزادی بیان و اندیشه اتشار داد. قیام ۵۷ نقطه پایانی بر رژیم دیکتاتوری و اختناق شاهنشاهی گذاشت. یک هفته بعد از قیام، ۱۹ تن از نویسندگان راهی اقامت‏گاه و دیدار خمینی شدند. کانون متنی را تهیه کرد و تا حد ممکن سعی نمود در شکل و مضمون آن” حرمت و آیین متناسب با منش آیت الله خمینی” حفظ شود. با واکنش سرد و سخنان آمرانه خمینی، امیدهای واهی یکسره برباد رفت. خمینی به نویسندگان یادآوری کرد؛آنچه مهم است اسلام است و نویسندگان باید درباره اسلام بنویسند و تکلیف و وظیفه نویسندگان را یادآورشد و خلاصه آب پاکی روی دست نویسندگان ریخت. کانون به فوریت متوجه شد که از این “امام” نه فقط هیچ معجزه‏ای در حیطه آزادی بیان و اندیشه ساخته نیست، بلکه چارچوب‏های فعالیت ادبی و نویسندگی بازهم محدود و تنگ و حتی محدودتر و تنگ‏تر از گذشته خواهد بود.

ازهمان سال ۵۸ آرام آرام تلاش رژیم برای سرکوب سیستماتیک و مهار آزادی‏های سیاسی از جمله آزادی بیان و اندیشه که مردم در جریان انقلاب به چنگ آورده بودند، آغاز شد. کانون، در روزهای ۳۰ و ۳۱ فروردین، مجمع عمومی فوق العاده برگزار نمود. مجمع عمومی هرگونه محدودیت و ممنوعیت و سانسور فکری و علمی را محکوم کرد. کانون، با انتشار بیانیه‏ها، اطلاعیه‏های متعدد و گوناگون، به فعالیت خود ادامه داد و در قبال موضوعات اجتماعی از نمونه حمله به کتابفروشی‏ها، محدود کردن و تعطیل روز نامه‏ها و غیره، فعالانه موضع‏گیری کرد و با انتشار بولتن‏ها، خبرنامه‏ها و “نامه”‏ها، خط مبارزه علیه خفقان و سانسور و دفاع از آزادی بیان و اندیشه را پی‏گرفت. تب و تاب جاری در سطح کل جامعه در درون کانون نیز بازتاب داشت. کشاکش انقلاب و ضد انقلاب و جناح‏بندی‏های مربوطه نیز به نحوی در داخل کانون نیز جریان داشت. محدودیت‏ها، پیگرد‏ها و دستگیری‏ها مجدداً برقرار شد. اختلاف در درون کانون پیرامون موضعگیری در قبال این اقدامات و بر سر برگزاری “شب ‏های کانون” فزونی گرفت.اعضای توده‏ای کانون بعد از قیام ۵۷ تا سال ۶۰ که دور دوم فعالیت کانون به پایان رسید تلاش کردند کانون را به ابزار دست و منافع سیاسی حزب توده و حامی ارتجاع اسلامی حاکم تبدیل کند که با مخالفت شدید و مقاومت جانانه دیگر نویسندگان کانون رو به روشد. حزب توده فرصت یافته بود نوکری خود را به حاکمیت جدید اعلام کند. نمایندگان حزب توده در کانون، در حمایت از ارتجاع اسلامی، به سمپاشی علیه اعضای کانون در روزنامه‏های حزبی روآوردند. پنج عضو فعال حزب در کانون دست به کارشکنی زدند و هیئت دبیران که بر استقلال کانون پافشاری می‏کرد، عضویت آن‏ها را تعلیق کرد. تمام حزب توده و نیروهای آن در کانون علیه بخش انقلابی و رادیکال کانون بسیج شدند. سر انجام مجمع عمومی فوق‏العاده کانون در ۱۱ دی ۵۸ که با حضور ۱۲۷ عضو بر گزارشد با ۸۱ رأی موافق به اخراج  ۵ عضو تعلیقی رأی داد( ۴۲ مخالف و ۴ ممتنع). به دنبال آن استعفای ۳۶ عضو کانون در ۳۰ دی در روزنامه مردم منتشر شد.

ارتجاع حاکم هجوم به  روزنامه‏هارا آغاز کرده بود. مطبوعات یکی پس از دیگری تعطیل می‏شد. با وجود این، فعالیت کانون با افت و خیزهایی تا پایان سال ۵۹ ادامه داشت. نخستین رویداد سال ۶۰ برای کانون، دستگیری سعید سلطان پور عضو هیئت دبیران این تشکل بود. به دنبال آن تهاجم حزب‏اللهی‏ها به دفتر کانون در اول اردیبهشت،بردن نوارها، آرشیو و کارت عضویت بیش از ۲۰۰ عضو کانون و لاک و مهر کردن دفتر کانون رخ داد.۳۱ اردیبهشت ۶۰ چهارمین مجمع عمومی(دوره دوم) برگزارشد. رفیق سعید سلطان پور که هنوز در زندان بود به عنوان عضو هیئت دبیران کانون انتخاب شد.در خرداد ماه چندین روز نامه دیگر توقیف و تعطیل شد. هفته دوم تیر ماه با حکم دادستانی بار دیگر خانه کانون لاک و مهر شد. بعد از سی خرداد، سرکوب خونین و کشتار بی مانندی برقرار شد. اعضای کانون ازبیم جان در به در شدند. برخی جز خروج از کشور راهی نیافتند و دور دوم فعالیت رسمی کانون پس از چهارسال پر فرازونشیب ( ۱۳۶۰ -۱۳۵۶ ) به پایان رسید.

در شرایط بعد از سرکوب‏های خونین سال ۶۰ و ادامه آن در تمام سال‏های این دهه سراسر کشتار و اعدام، برخی اعضای کانون فعالیت‏هایی را در قالب محافل و گروه‏های پراکنده ادبی و هنری به صورت غیر علنی ادامه دادند.  سال ۶۴ مرگ زنده یاد دکتر غلامحسین  ساعدی در پاریس و اعلامیه مراسم یادبود وی، فرصتی برای نزدیکی دوباره اعضای کانون شد. جلسات محدود مشورتی از سال ۶۵ آغاز شد. زلزله فاجعه بار رود بار در خرداد ۶۹ سبب شد تا تعداد بیشتری از اعضای کانون به قصد امداد رسانی دور هم جمع شوند.آرام آرام ضرورت ادامه کاری کانون مطرح شد. پیش نویس منشوری نیز تهیه و فروردین سال ۷۰ در ماهنامه گردون چاپ شد. دوسال بعد فراخوانی در ماهنامه تکاپو چاپ شد که نویسندگان را به گرد هم‏آیی برای رسیدگی به امور صنفی دعوت می‏کرد. در میز گردهایی که سالهای ۷۲و۷۳ در محافل ادبی برگزار می‏شد، بر ضرورت تشکیل کانون نویسندگان ایران و دفاع از آزادی اندیشه و بیان و نشر بدون حصر و استثنا تأکید می‏شد. نشست های مشورتی کانون دوباره رونق و نظم بهتری به خود گرفت و این نشست‏ها، ” جمع مشورتی کانون نویسندگان ایران” نام گرفت.  اسفند ۷۲ در پی دستگیری سعیدی سیر جانی، نویسندگان طی نامه ای به رئیس قوه قضائیه خواستار تأمین حقوق انسانی وی شدند.این نامه که در آغاز ۱۷ امضا داشت هنگام انتشار در فروردین ۷۳ تعداد امضاها به ۷۱ نفر رسید. کمتر از دوهفته بعد از تحویل این نامه، سه تن از نویسندگان  احضار شده و از آنان خواسته شد امضا کنندگان امضای خود را پس بگیرند که نویسندگان آن را نپذیرفتند اما در تدارک تهیه متنی برآمدند که هم پاسخی به کارگزاران فرهنگی و سیاسی حاکمیت باشد و هم دفاع نویسندگان در برابر هرگونه اتهامی که ممکن بود بر نویسندگان وارد آوَرَند. از اینجا بود که تهیه و نگارش متن  “مانویسنده ایم”مطرح شد. تهیه و تنظیم این متن شش ماه زمان برد تا سرانجام در ۲۳ مهر ۷۳ با امضای ۱۳۴ نویسنده در مطبوعات داخلی و خارجی انتشار یافت.

به دنبال آن تهدید مستقیم نویسندگان آغاز شد. کیهان شریعتمداری به سر دبیری مهدی نصیری در دروغ پردازی و هتاکی و تهدید چیزی کم نگذاشت. هجوم تبلیغاتی برضد اهل قلم در سال ۷۵ نیز در دستور کار حاکمان بود. مجموعه تلویزیونی “هویت” چیزی جز بهتان و افترا به نویسندگان نبود.ماجرای رایزن فرهنگی سفارت آلمان و دعوت از ۳۰ تن از نویسندگان ایران برای تبادل نظر و باز داشت شش نویسنده‏ای که این دعوت را پذیرفتند و ماجرای اتحادیه نویسندگان ارمنی و دعوت از نویسندگان ایران و ۲۱ نویسنده‏ای که این دعوت را پذیرفتند و نقشه پرتاب اتوبوس حامل آن ها به قعر دره در گردنه حیران مربوط به همین سال است. اما این هنوز تمام اقدامات  ارتجاع حاکم علیه نویسندگان نبود در همین سال حمید حاجی زاده شاعر و فرزند ۹ ساله‏اش کارون، در کرمان کاردآجین شدند. پروانه اسکندری و داریوش فروهر، مجید شریف نویسنده و مترجم، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده از اعضای فعال کانون نیز در آبان و آذر به قتل رسیدند.

سرانجام پس از سال‏هایی بس دشوار و به بهای خون نویسندگان دل سوز و پرتلاش ۱۳ اسفند سال ۷۷ نشست عمومی مقدماتی در دوره سوم فعالیت کانون برگزارشد و سال ۸۷ در روز ۴آذر ۱۲۰ تن از اعضای کانون در تالار اجتماعات اتحادیه ناشران و کتابفروشان گرد آمدند و نخستین مجمع عادی کانون (دور سوم)، را برپا کردند. در این نشست پس از تصویب منشور و اساسنامه کانون، دبیران اصلی و دبیران جانشین، منشی، و صندوقدار انتخاب شدند.

سال‏های بعد، کانون توانست نقش فعال‏تری ایفا کند.آذر ۸۰ سومین مجمع عمومی دردوره سوم فعالیت کانون(۱۳۶۹ -۱۳۹۶ ) باحضور ۱۰۷ نویسنده برگزارشد. سال ۸۱ چهارمین مجمع عمومی خود را با موفقیت برگزار نمود.سال‏های ۹۳، ۹۴، ۹۵،۹۶ و ۹۷ نیز به ترتیب پنجمین، ششمین، هفتمین، هشتمین و نهمین مجمع عمومی کانون برگزارشد.شرح تمام تصمیمات این مجامع و توضیح تمام افت و خیزهای کانون حتی در کلی ترین شکل آن نیازمند مقاله‏ای طولانی است که از حوصله این مطلب خارج است. خوشبختانه چهار جلد کتاب انتشاریافته کانون در دسترس همگان قرار دارد و علاقمندان می توانند با مراجعه مستقیم به این کتاب چهارجلدی از وضعیت دقیق تصمیمات و چند و چون افت و خیزهای کانون نویسندگان ایران در این سال‏ها مطلع شوند.

به جرئت می‏توان ادعا کرد که پرونده کانون نویسندگان ایران، به گواه فعالیت‏های عملی، بیانیه‏ها، اطلاعیه‏ها، انتشارات گوناگون و  موضعگیری‏های آن، در دفاع از آزادی بیان و اندیشه، در مخالفت با هرگونه سانسور و در دفاع از اقشار محروم و سرکوب شدگان جامعه، به نحو انکار ناپذیری مثبت بوده است.

کانون نویسندگان ایران به رغم تمام مشکلات و موانع و پرداخت هزینه‏های زیاد، توانست در برابر دو نظام دیکتاتوری شاهنشاهی و استبداد مذهبی دوام آوَرَد و در طول بیش از نیم قرن ( ۵۸ سال) روی اعتقادات آزادی‏خواهانه خود بایستد و پرچم دفاع از آزادی بیان و اندیشه را در اهتزار نگاه دارد.

عملکرد کانون نویسندگان ایران در تلاطمات و اختلافات درونی به‏ویژه در مقابله با گرایش حامی ارتجاع اسلامی( حزب توده) و در حفظ استقلال و مواضع  انقلابی و ترقی خواهانه، سرافرازانه و پیروزمندانه بوده است.

کانون نویسنگان ایران در شرایط ویژه و بعضی مقاطع، در غیاب یک حزب سیاسی انقلابی و با نفوذ سراسری،با موضعگیری‏های بموقع خود توانست تا حدودی این خلأ را پرکند.

بیش از ۵۸ سال از تأسیس کانون نویسندگان ایران گذشت، اما ضرورتی که تأسیس کانون را در دستور کار قرار می‏داد همچنان پابرجاست. “بیان و اندیشه همچنان در بند است” و حمایت از مبارزات کانون نویسندگان ایران علیه سانسور و برای آزادی بیان و اندیشه، یک ضرورت.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۹۲ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.