زندگی غمبار و روشنایی صبح

صبح می‌آید و عطرنسیم صبحگاهی چشمانی راکه به سقف شب دوخته شده بودند، با اکراه بازمی‌کند. شب رفته‌بود و درون تاریکی خودش می‌گریست. چرا که شب می‌داند کودکان گرسنه خواب بد می‌بینند. خورشید اما تلاش می‌کرد به تن‌های خسته و رنجور شعله‌های زندگی را بتاباند. بیهوده می‌اندیشید. بدن‌های یخ‌زده دربسترهای سرد زخم‌هایشان را بغل کرده‌بودند و نمی‌دانستند برکدام زخم مرهم بگذارند. هیچ شبی نیست که درخیالِ غم نانِ فردا به صبح نرسد و هیچ صبحی نیست که با تشویش نداشتن نان شروع نشود. فقر شعله‌های گرم زندگی را منجمد می‌کند. زحمت‌کشانی که یک عمر به دنبال روشنائی دویده‌اند و دریغ که حسرت داشتن زندگی بدون رنج ودرد، نور ازچشمانشان و رمق از جان وتنشان ربوده‌است. آن‌چه شتاب گرفته‌است نابودی زندگی کارگران وتهیدستان ازفقر ونداری است. درتکاپوی یافتن کار و نان درمسیری تهی از امید وآزادی عابرانی خسته‌گام، به تندی ازکناریکدیگر عبورمی‌کنند. نگاهی به نگاهی نمی‌افتد. درمیان تمام جلوه‌های صبح روشن چشمانشان تنها به نان دوخته شده‌است. نانی که هر روز ازسفره آنان دورتر می‌شود. نانی که دیگر برای هرلقمه‌اش درکوره تنگدستی و بدبختی می‌سوزند. زیرتیغهٔ بی‌رحم سرمایه‌دارن، حاصل دست‌رنجشان فرسودگی وگرسنگی است. کارگران ومردم ستم‌دیده که از رنج گرسنگی و زندگی فلاکت‌بار به ستوه می‌آیند و برای لقمه‌ای نان استثمار می‌شوند و گرسنه می‌مانند،‌ در مواردی از فرط بدبختی و استیصال، نا امید و سرخورده به پایان زندگی غمبار خود فکرمی‌کنند ودست به خودکشی می‌زنند. فقر عامل اصلی خودکشی کارگران و زحمت‌کشان است.

کودک همسری نام آبرومندی‌است برای فروش دختران خردسال درخانواده‌های فقیر و سنتی که همین سنت نیز ماحصل شرایط بد اقتصادی که به دنبال‌آن نبود آموزش‌های فرهنگی و اجتماعی مردم بی بضاعت مناطق محروم را درپی دارد. در ازای مبلغی پول، کودکان خود را در سنین بسیارپائین تحت عنوان ازدواج می‌فروشند. هم مبلغی تحت عنوان شیربها و مهریه دریافت می‌کنند هم با کم شدن یک نفر ازهزینه‌های خانواده نیز کم می‌شود. اصلی‌ترین عامل کودک همسری که نام کودک آزاری کلمه مناسب‌تری برای ازدواج دختران خردسال می‌باشد فقری است که درمناطق محروم به دلیل بیکاری وفقدان درآمد مالی دامن‌گیرخانواده‌هاست. این سنت و قوانین کودک آزاری تحت عنوان کودک همسری درجمهوری اسلامی نه تنها منعی ندارد بلکه به شدت مورد تشویق حاکمیت و قوانین مذهبی و ضد زن قراردارد. نکته مهم‌تر این است که مردان با سنین بالا مایل به ازدواج با کودکان و دختران کم سن هستند. این نکته نیز از کودک همسری بی شباهت به ترساندن کودکان از واقعه‌ای هولناک نیست. چه برسرکودکانی که براثرترس و بهره‌کشی جنسی و البته زیر سایه نگاه‌های مردسالارانه وفرمانبرداری بی چون وچرا مردان خانواده که مالکیت جسم وجانشان را دراختیاردارند، آسیب‌های جدی روانی می‌بینند و هیچ‌گونه حمایتی از جانب خانواده وقوانین ندارند خواهدآمد.؟ سرانجام یا به علت کودکی و سردرگمی درانجام وظایف همسری و خانه‌داری به دست همسرانشان به قتل می‌رسند یا ازفرط سرخوردگی و هویت ناشناخته و جدیدی که اورا از دنیای کودکی جدا کرده درحالی که هنوز مغز و بدن یک کودک را با خود دارد دربسیاری موارد ازحل این تضاد ذهنی و ظلمی که به وی شده‌است ناتوان می‌ماند و می‌داند هیچ حامی ندارد، خودکشی را تنها راه پایان دادن به رنج‌هایش می‌داند. درکنار سنت‌های رایج قومی ومردسالاری که آن هم دراثر عدم رشد اقتصادی و فرهنگی درمناطق محروم بیشتر رایج است. فقر ونداری عامل اصلی کودک همسری و خودکشی آنان است.

مشکلات معیشتی که سال‌هاست دامن‌گیر اکثریت مردم اعم از کارکران و زحت‌کشان، کارمندان وپرستاران و بازنشستگان است، زندگی مردم تهیدست را به تباهی و نابودی کشانده‌است. اکنون دیگر کارد به استخوان مردم رسیده و چیزی از زندگی برایشان باقی نگذاشته‌است. درواقع اکثریت مردم حتی دیگر قادر نیستند یک وعده غذای کامل ومفید درشبانه‌روز داشته‌باشند. گرسنه بودن به یک روال عادی زندگی زحمت‌کشان تبدیل شده‌است. حق بیمارشدن ندارند زیرا پولی برای دکتر ودارو با توجه به هزینه‌های سرسام‌آور پزشکی ندارند. تا جایی که مشکلات و بیماری خودشان را از افراد خانواده پنهان می‌کنند. چرا که می‌دانند برای زنده ماندن وادامه زندگی بهای سنگینی باید پرداخت کنند. مردم تهیدست چاره‌ای جز تحمل درد ورنج بیماری ودرنهایت پذیرش مرگ زودرس خود یا افراد خانواده ندارند. مردم بینوا درنبود درمان ودارو می‌میرند که سرمایه داران و حاکمان درهمین بازارآشفته، سودشان را ببرند وپروارتر شوند. فقر، ریشه همه بدبختی‌ها، زحمت‌کشان را در کام خود فرو برده است.

رکود قابل توجه بخش بزرگی از بازار، کاسبی‌های بی رونق، جیب‌های خالی، سفره‌های کوچک بدون نان و سنگینی اجاره مسکن و بیکاری جوانان نفس مردم را بریده‌است. درشرایط بحرانی و وخیم اقتصادی وبه دنبال آن تورم ناشی از سیاست‌های رژیم فاسد جنگ طلب سرمایه‌داران جمهوری اسلامی، جوانان به هیچ عنوان قادر به تشکیل زندگی خانوادگی نیستند و تعداد افرادی که ازدواج می‌کنند بسیار اندک‌اند. آن اقلیتی هم که تشکیل خانواده داده‌اند، ازادامه زندگی مشترک عاجز شده‌اند. مشکلات معیشتی، فقر، بیکاری پیوندهای زناشویی را به ویژه درزوج‌های جوان ازهم گسسته و به طلاق کشانده‌است. فقرعامل مهم جدایی زوج‌ها وروابط خانوادگی است. و این جدایی، در مواردی منجر به خودکشی زنانی شده که به تنهایی قادر به پرداخت هزینه‌های زندگی نبوده‌اند. سخت نیست درک این مطلب که فجایع ناشی از نظام‌های سرمایه‌داری چگونه دامن کارگران ومردم زحمت کش و جوانان را می‌گیرد وزندگی آنان را به تباهی می‌کشاند.

ظلم و فقر و تاریکی اما پایدار نمی‌ماند. صبح می‌شود. عطرگیاهان منشاء الهام است و بال وپر خیال را به پرواز وا می‌دارد. تن‌پوش خورشید از رنگ‌ها و آوای پرندگان نشأت می‌گیرد و درتقابل مرگ وزندگی، علیه سیاهی عصیان می‌کند و زندگی را در صبح روشن، گرما می‌بخشد. در گرمای خورشید و روشنایی صبح که زندگی غم‌بار رنگ می‌بازد، چون یک گوزن سرکش باید دوید.

 

۲۷ مهر ۱۴۰۵

کنش یار

POST A COMMENT.