تحولات یک هفته گذشته خاورمیانه، مرتبط با نزاع میان جمهوری اسلامی و دولت آمریکا حاکی از تشدید تضادها و مخاصمات طرفین درگیر در شرایط کنونی است. آنچه این درگیریها را وارد مرحله کنونی کرده است، فشار روزافزون دولت آمریکا، از طریق تشدید تحریمها و محاصره اقتصادی است که جمهوری اسلامی را در وضعیتی وخیم قرار داده است. لذا جمهوری اسلامی برای مقابله با اقدامات ترامپ، بهویژه در شرایطی که انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در پیش است، به یکرشته تاکتیکهای تعرضی روی آورده است.
روز ۱۵ شهریور، پاسدار رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در یک گفتگو از تغییر استراتژی رژیم و ازجمله احتمال اعلام یک «محدوده ممنوعه» جدید در خارج از تنگه هرمز در روزهای آینده خبر داد.
او گفت این محدوده از خط محاصره نیروی دریایی آمریکا آغاز میشود و بخشهایی از خلیجفارس را دربر میگیرد. هر کشتی که وارد این محدوده شود، در فهرست تحریمهای ایران قرار خواهد گرفت. پس از او سخنگوی سپاه پاسداران توضیح داد که مختصات دقیق این منطقه در آینده اعلام خواهد شد، اما این محدوده از حوالی چابهار آغاز میشود و بخشهایی از دریای عمان و دریای عرب را در برمیگیرد. اما اینکه چگونه میخواهند آن را عملی کنند، پوشیده ماند.
درگیریهای نظامی هفته گذشته، مقدمهای بر این تاکتیکهای تعرضی جمهوری اسلامی بود. پسازآن که ترامپ، روز دوشنبه هفته گذشته ادعا کرد تنگه هرمز در حال حاضر باز است، سراسر این آبراه حیاتی را از مینهای دریایی پاکسازی کرده است و نیروی دریایی ایالاتمتحده کنترل آن را در دست دارد، سپاه پاسداران روز سهشنبه ۱۷ شهریورماه تعدادی از تفتکشها و دو ناو دولت آمریکا را مورد حملات موشکی قرارداد.
در پی شلیک موشکهای سپاه بهسوی ناوهای آمریکایی، ارتش این کشور سه نفتکش ایران را هدف قرارداد. ساعاتی بعد نیز سپاه پاسداران از حمله به سه نفتکش در حال عبور از تنگه هرمز و سه شناور مرتبط با آمریکا خبر داد. نیروی نظامی آمریکا نیز متقابلاً پنج نفتکش جمهوری اسلامی را شامگاه سهشنبه ۱۷ شهریور در جزیره خارک و شهرستان جاسک مورد هدف قرارداد.
فرماندهی مرکزی ایالاتمتحده (سنتکام) در بیانیهای اعلام کرد که نیروهای آمریکایی سهشنبه ۱۷ شهریور پنج نفتکش حامل نفت خام ایران را منهدم کردند. به گفته سنتکام این اقدام پسازآن صورت گرفت که سپاه پاسداران طی دو روز گذشته، دو بار، یک ناو جنگی نیروی دریایی آمریکا را با موشکهای بالستیک هدف قرارداد.
سنتکام همچنین تأکید کرد در حملات موشکی جمهوری اسلامی آسیبی به ناو جنگی آمریکا و سرنشینان آن وارد نشده است.
سپاه پاسداران بامداد چهارشنبه طی بیانیهای اعلام کرد که در واکنش به حمله آمریکا به پنج نفتکش ایرانی در خلیجفارس، دو شناور آمریکایی، هشت نفتکش و ۱۰ کشتی را هدف قرار داده است. سپاه مدعی شد که این شناورها متحمل خسارات فراوانی شدند.
همچنین اعلام کرد که در واکنش به حملات آمریکا به نفتکشهای ایران، با استفاده از «موشکهای بالستیک سوخت جامد و مایع» آشیانه تعمیر و نگهداری، آمادهسازی و محل استقرار جنگندههای اف-۳۵، اف-۱۵ و اف-۱۶ وشلتر جنگندههای آمریکایی را در پایگاه آمریکا در «الازرق» اردن هدف قرار داده است.
ارتش اردن اما گفت: سامانههای پدافند هوایی اردن بامداد چهارشنبه ۱۸ فروند از ۲۰ فروند موشک شلیکشده از سوی ایران را رهگیری و منهدم کردند. به گفته ارتش اردن، دو موشک دیگر در مناطق غیرمسکونی سقوط کردند و این حادثه تلفاتی در پی نداشت
در میانه این درگیریهای نظامی بود که دولت آمریکا فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را افزایش داد و با تحریم ۲۷ ایرلاین ایرانی، عملاً محاصره هوائی را بر محاصره دریایی افزود.
در بیانیه وزارت خزانهداری آمریکا آمده است “هر شرکت یا فرد خارجی که به ایرلاینهای تحریم شده ایران خدماتی مانند انتقال هواپیما، خدمات بار یا پشتیبانی نمایندگی فروش عمومی ارائه کند، ممکن است با پیامدهای جدی مواجه شود.”
گرچه این تحریم آمریکا یکجانبه انجامگرفته و از پشتوانه نهادهای بینالمللی برخوردار نیست، اما به خاطر موقعیت اقتصادی و سیاسی امپریالیسم آمریکا بسیاری از کشورها و شرکتهای جهان از ترس تحریم، در عمل ناگزیر به اجرای آن خواهند شد.
علاوه بر این، روز چهارشنبه ۱۸ شهریورنیز، قدرتهای اروپائی و آمریکا با هدف تشدید فشار بر جمهوری اسلامی یک قطعنامه در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تصویب رساندند. شورای حکام با تصویب قطعنامه انگلیس، فرانسه، آلمان و آمریکا، پرونده جمهوری اسلامی را به دلیل عدم پایبندی به تعهداتش پس از بیست سال بار دیگر به شورای امنیت فرستاد. این قطعنامه با ۲۳ رأی موافق، سه رأی مخالف و هشت رأی ممتنع به تصویب شورای حکام رسید.
قطعنامه شورای حکام البته در شورای امنیت از سوی روسیه و چین وتو خواهد شد، اما نفس تصویب آن توسط شورای حکام، بهانهای است در دست دولت آمریکا و اسرائیل که اقدامات خود از جمله اقدامات نظامی را علیه جمهوری اسلامی تحت عنوان خطر هستهای توجیه و تشدید کنند.
در ادامه این تحولات بود که جمهوری اسلامی یکی دیگر از کارتهای خود را برای مقابله با دولت آمریکا و متحدان آن، رو کرد. سران رژیم پیشازاین اعلام کرده بود که اگر جمهوری اسلامی نتواند نفت خود را بفروشد، دیگران هم نخواهند فروخت. در راستای همین سیاست است که در این هفته حوثیهای یمنی برای تسلط بر باب المندب فعال شدند و با یک حمله برقآسا برخی از مناطق نزدیک به باب المندب را به تصرف خود درآوردند و بر این تنگه مسلط شدند. گرچه حوثیها ظاهراً اعلام کردهاند که این اقدام تنها مانعی علیه عربستان است و در تماس با دولت آمریکا ادعا کردهاند بهجز مقابله با کشتیهای عربستان سعودی، محدودیتی ایجاد نخواهند کرد، اما درواقع این طرح جمهوری اسلامی برای توقف صدور نفت از این منطقه ولو با گذر از تنگه هرمز است. بگذریم از اینکه باب المندت یک مسیر حیاتی برای حملونقل کالای دیگر نیز هست که اگر روزی بسته شود، تأثیرات عمیقی بر اقتصاد کشورهای جهان بهویژه کشورهای اروپائی و آسیای جنوب شرقی خواهد داشت. همزمان با کنترل کامل حوثیها بر سواحل غربی و جزایر یمن، گروههای اسلامگرای عراقی وابسته به جمهوری اسلامی نیز مجری طرح دیگر جمهوری اسلامی شدند و خط لوله راهبردی شرق به غرب عربستان را با پهپاد موردحمله قراردادند و صدور روزانه ۵ میلیون بشکه نفت از این لوله را فعلاً متوقف کردند. با این اقدامات، جمهوری اسلامی تلاش کرد به آمریکا نشان دهد که ابزارهای دیگری نیز برای توقف انتقال و فروش نفت کشورهای منطقه در اختیار دارد.
این درگیری و کشمکش میان جمهوری اسلامی با دولت آمریکا و دیگر کشورهای منطقه تا برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا ادامه خواهد یافت و یک دوره پرتنش در خاورمیانه خواهد بود. ترامپ هم این را میداند. از همین روست که وعده حل مسئله را به دوره پس از انتخابات موکول کرده است. وی اخیراً گفت:جنگ، بلافاصله پس از انتخابات پایان خواهد یافت. اما نگفت چگونه و چرا بعد از انتخابات؟ هدفش روشن نیست. اگر قرار بر پایان دادن به جنگ باشد، برعکس، پیش از انتخابات آمریکا وقت آن بود و نه پسازآن.
درهرحال، این ماجرای درگیری جمهوری اسلامی با آمریکا و دولتهای منطقه خاورمیانه نمیتواند به همین شکل به مدتی طولانی ادامه یابد. دولت آمریکا نه میتواند و نه میخواهد وارد یک درگیری نظامی همهجانبه با جمهوری اسلامی شود. یک چنین درگیری سیاست ترامپ نبوده و نیست. بدیلی هم بهتر از همین جمهوری اسلامی و درنهایت جناح معتدلتر آن ندارد. ابزار مهمی که در اختیار دارد، تحریم است. اما جمهوری اسلامی هم راهکارهایی برای مقابله با آن، نه صرفاً از نوع دور زدنهای گذشته، بلکه از نمونه بحران سازی هایی که مکرر نمونههای آن را تا به امروز دیدهایم در اختیار دارد که نهفقط دولت آمریکا و دولتهای منطقه، بلکه بسیاری از دولتهای جهان را درگیر خود کرده است. بنابراین، ترامپ خود را ناگزیر به کنار آمدن و ساختوپاخت با جمهوری اسلامی میبیند. وضعیت جمهوری اسلامی هم بر کسی پوشیده نیست. جمهوری اسلامی در داخل کشور با بحرانهای عمیق مواجه است و نارضایتی مردم از وضع موجود به نهایت خود رسیده است. اقتصاد بهکلی ازهمگسیخته و دولت نیز در چنگال یک بحران مالی وخیم گرفتار است. تحریمها گرچه بیشترین فشار را بر مردم وارد میآورند، اما فقط مردم ایران را هدف قرار نمیدهند. تحریمها سیستم اقتصادی طبقه سرمایهدار حاکم را از هم گسیخته و فلج کردهاند. بر سر همین مسئله است که شکافی عمیق در درون هیئت حاکمه نیز شکلگرفته و یک جناح که همان محور پزشکیان – قالیباف باشد میخواهد هرچه زودتر به توافقی با آمریکا دست یابد، تا شاید از مخمصه بحرانهای داخلی رهایی یابند و رژیم را نجات دهند. بحرانهای داخلی رژیم و خطری که تهدیدشان میکند چنان جدی است که حتی رضایی، دبیر شورای امنیت ملی رژیم که زمانی از بیخ و بن تفاهمنامه اسلامآباد را رد میکرد، اکنون میگوید که ما خواستار همان تفاهمنامه بودهایم، مشکل فقط تضمین عملی از سوی واسطهگران بوده است. بنابراین بهرغم تشدید تنشها در مقطع کنونی، طرفین نیاز به توافق و سازش دارند و راهی هم جز آن ندارند. جمهوری اسلامی با رو کردن کارتهای جدیدش تلاش میکند بار دیگر با دستپر تر بر سر میز مذاکره و ساختوپاخت با دولت آمریکا بنشیند و امتیازات بیشتری بگیرد. با تمام این اوصاف، گرچه جمهوری اسلامی میتواند به توافق و سازش با امپریالیسم امریکا و ارتجاع منطقه دست یابد، اما هرگز سازشی میان تودههای زحمتکش و ستمدیده ایران با این رژیم ارتجاعی و آدم کش رخ نخواهد داد وهمین مردماند که سرانجام سرنگونش خواهند کرد.




نظرات شما