جمهوری اسلامی با بحرانهای عدیدهای در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبروست که مدام عمیقتر میشوند، بحرانهایی که برخی راهکاری نیز در چارچوب نظم موجود ندارند. یکی از اینها، بحران در سیاست خارجی رژیم است که در ماههای اخیر و به طور خاص پس از جنگی که از اسفند ماه آغاز شد و کم و بیش همچنان ادامه دارد، شدت یافته است.
یک نمونه روشن کشورهای عربی منطقه هستند که در جریان جنگ بارها مورد هدف موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی قرار گرفتند. تعلیق تمام مبادلات تجاری، فعالیتهای بازرگانی و تراکنشهای مالی با جمهوری اسلامی توسط امارات متحده عربی یک نمونه است که تاثیر مهمی از نظر مالی و اقتصادی برای جمهوری اسلامی دارد. پیشتر نیز انور قرقاش “مشاور دیپلماتیک رئیس امارات” چندین بار از بیاعتمادی کامل بین کشورهای عربی خلیج فارس به جمهوری اسلامی سخن گفته بود. وی ۱۷ آوریل گفت: “ایران کشورهای خلیج فارس را با هزاران موشک و پهپاد هدف قرار داده، در نتیجه ما به آن اعتماد نداریم و آن را دشمن اصلی خود میدانیم”. فیصل بنفرحان وزیر خارجه عربستان سعودی نیز پس از حملات جمهوری اسلامی به عربستان گفت: “اعتماد اندکی که پس از عادیسازی روابط در ۲۰۲۳ با ایران ایجاد شده بود، کاملاً در هم شکسته است”. کشورهای عربی منطقه از جمله بن سلمان ولیعهد عربستان پیش از آغاز جنگ، در گفتگو با پزشکیان رسماً به جمهوری اسلامی اطلاع داده بودند که اجازه نخواهند داد تا از خاک این کشورها به ایران حمله شود، اما حمله ایران همه چیز را دگرگون کرد.
جمهوری اسلامی که میدانست قدرت مقابله با ارتش آمریکا و اسرائیل را ندارد، از حمله به پایگاههای نظامی دولت آمریکا و برخی مراکز غیر نظامی، در کشورهای عربی به عنوان اهرم فشار بر آمریکا استفاده کرد. همانطور که پیشتر نیز خامنهای گفته بود “اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ منطقهای خواهد بود”. یکی دیگر از اهرم فشارهای جمهوری اسلامی تنگه هرمز است که استفاده از این اهرم فشار حتا برای دولت چین که یکی از نزدیکترین دولتها به جمهوری اسلامی است، قابل قبول نبوده و نیست.
در روزهای گذشته قسمتی از یک گفتگوی تصویری با مرعشی دبیرکل حزب “کارگزاران سازندگی” با “اکوایران” منتشر شد که مرعشی در آن گفته بود: “پکن ادامه تعاملات و سفر نماینده ویژه ایران به چین را مشروط به چهار گام کرده است: اول باز کردن تنگه توسط ایران. دوم دریافت نکردن هیچگونه عوارض. سوم پایان دادن به اختلافات خود با عربستان و چهارم پایان دادن به اختلافات خود با آمریکا”. اگرچه دفتر قالیباف این موضوع را تکذیب کرد و روزنامه کیهان شریعتمداری نیز مرعشی را دروغگو و جاده صاف کن سیاستهای کاخ سفید خطاب کرد، واقعیت اما این است که نمیتوان گفت که مرعشی بدون داشتن خبر از پشت پرده وقایع (بهویژه با توجه به حضور جریان موسوم به اصلاحطلب در کابینه) چنین سخنانی را بیان کرده است. سخنان مرعشی بدون تردید بیان خبری بوده که به مذاق جناح دیگر که بهویژه به روابط با شرق تکیه دارد، خوش نیامده است.
اگر سخنان مرعشی را در کنار برخی وقایع و سخنان مقامات دولت چین قرار دهیم، موضوع جدیتر نیز میشود.
در اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای در بیشکک (پایتخت قرقیزستان)، شی جینپینگ رئیس جمهور چین برخلاف سال گذشته (۲۰۲۵) که با پزشکیان دیدار داشت و سایت وزارت خارجه چین یک اطلاعیه مفصل از آن دیدار منتشر کرده بود، در اجلاس جاری هیچ دیدار دوجانبه با پزشکیان برگزار نکرد. پزشکیان که به دنبال یک دیدار مستقل با او بود توانست تنها لحظاتی با او سرپایی صحبت کند. پوشیده نیست که چین از بسته شدن تنگه هرمز و حمله نظامی جمهوری اسلامی به کشورهای عربی به ویژه عربستان ناراضی است.
در ابتدای شروع جنگ که از ۹ اسفند آغاز گردید، دولت چین صراحتاً حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم کرد و خواستار پایان دادن به جنگ شد. اما در ادامه و با حملات مکرر جمهوری اسلامی به کشورهای عربی، موضع دولت چین کمی متفاوت شد. وانگ یی در کنفرانس مطبوعاتی ۸ مارس ضمن ادامه مخالفت با جنگ و تاکید بر راه حل سیاسی، خواستار احترام به حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی تمامی کشورهای منطقه خلیج فارس شد.
۱۱ مارس زمانی که اردن و بحرین به نمایندگی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس پیشنویس قطعنامهای را به شورای امنیت بردند، چین رای ممتنع داد، اما سفیر چین تاکید کرد “چین از مطالبات قانونی کشورهای عربی خلیجفارس برای حفاظت از امنیت ملی خود حمایت میکند”. از آن زمان تاکنون تمامی مواضع دولت چین برهمین اساس استوار بوده و بارها خواستار آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و پایان حملات به کشورهای عربی خلیج فارس شده است. شاید یکی از مهمترین نمونهها دیدار شی جینپینگ با ولیعهد ابوظبی در پکن به تاریخ ۱۴ آوریل بود. رئیسجمهور چین در این دیدار خواستار بهبود روابط کشورهای خلیج فارس شد و بر حاکمیت و امنیت کشورهای خلیج فارس تاکید کرد.
درپی امضاء تفاهمنامه اسلام آباد در ماه ژوئن نیز چین از آن استقبال کرد و خواستاربازگشایی “هرچه سریعتر تنگه هرمز برای عبور آزاد و امن” شد.
در ۲۴ ژوئیه نیز وزیر خارجه چین در دیدار با عراقچی در قرقیزستان بار دیگر خواستار بهبود روابط جمهوری اسلامی با کشورهای همسایه، ایجاد امنیت جمعی میان کشورهای خلیجفارس، حل مناسب موضوع تنگه هرمز و بازگشت به مذاکره شد.
بقای جمهوری اسلامی اگرچه از نظر سیاسی و ژئوپلیتیک برای چین اهمیت دارد، اما سیاست خارجی جمهوری اسلامی که نتیجهای جز بحران و جنگ ندارد، با سیاست خارجی چین (برخلاف روسیه) همخوان نیست. چین بیش از هر چیز به دنبال گسترش نفوذ خود از طریق گسترش روابط اقتصادی و سرمایهگذاری است. چین منافع اقتصادی بسیار زیادی در روابط خود با کشورهای عربی و حتا اسرائیل دارد. در سال ۲۰۲۵ حجم تجارت چین با عربستان بیش از ۱۰۸ میلیارد دلار، با امارات ۱۰۸ میلیارد دلار و با اسرائیل حدود ۲۴ میلیارد دلار بود.
مصر نیز یکی از بازارهای روبه گسترش برای چین است که در سال گذشته بیش از ۲۰ میلیارد دلار حجم تجارت دو کشور بود. از این مهمتر دولت چین بهدنبال سرمایهگذاری زیادی در این کشور است که از نظر ژئوپلتیک نیز بسیار مهم میباشد. درست یک روز پس از پایان اجلاس بیشکک، رئیسجمهور چین به مصر سفر کرد که حاصل آن قراردادهای متعدد بود. در بیانیه مشترک دو دولت آمده است که در “چشمانداز مصر ۲۰۳۰ هدف این است که مصر به هاب منطقهای صنعت، لجستیک، انرژی پاک و اقتصاد دیجیتال در اتصال بین آسیا، آفریقا و اروپا تبدیل شود”. همچنین منطقه اقتصادی کانال سوئز برای چین اهمیت وافری دارد. قرار است در مصر با سرمایه گذاری مالی و فنی چین تولیدخودرو برقی، کشتیسازی و بسیاری از صنایع مهم آغاز گردد.
اگر به این روابط نگاه کنیم، روشن میشود که چرا چین بر پایان جنگ تأکید دارد و در اینجا با سیاست منطقهای جمهوری اسلامی در تضاد قرار میگیرد. درحالیکه در رابطه با روسیه بهگونهای دیگر است.
در ارتباط با روسیه نیز گرچه در شرایط فعلی روابط بین جمهوری اسلامی و روسیه نسبت به چند سال پیش بهبود یافته است، اما این نیز متأثر از وضعیت کنونی روسیه و جنگ با اوکراین است و اگر شرایط عوض شود، معلوم نیست این روابط تا چه میزان برای جمهوری اسلامی قابل اتکا باشد، همانطور که پیشتر در رابطه با سوریه شاهد بودیم.
در جنگ داخلی سوریه، روسیه به دلیل ارتباطاتی که با دولت اسرائیل داشت، هیچ مانعی برای حملات هوایی اسرائیل به مواضع نیروهای ایرانی در سوریه ایجاد نمیکرد.
اما با جنگ اوکراین و تحریمهای روسیه از سوی اروپا و آمریکا، روابط بین دو دولت گرمتر شد. همچنین روسیه منافع بسیاری از ادامه بحران در خاورمیانه دارد. جدا از بالا رفتن بهای نفت و گاز و فروش بیشتر این محصولات، از نظر سیاسی نیز درگیر شدن کشورهای اروپایی و آمریکا در این بحران برای روسیه منفعت دارد. اروپا اگرچه درگیر جنگ نیست، اما بسته شدن تنگه هرمز برای اقتصاد بحران زده اروپا منفی است و اقتصاد این کشورها بیشتر تحتفشار قرار گرفته و نارضایتی در آنها افزایش مییابد. بنابراین اگرچه در مقطع فعلی روابط جمهوری اسلامی با دولت روسیه گرمتر شده است، اما این رابطه تابع منافع مشخصی است و جمهوری اسلامی نمیتواند بر روی پایدار ماندن این رابطه حساب کند.
در سیاست خارجی دولتها به دنبال تأمین منافع خود هستند. همانطور که پالمرستون نخستوزیر و وزیر خارجه انگلیس در قرن نوزدهم در سخنان خود در مجلس عوام به تاریخ اول مارس ۱۸۴۸ گفت: “ما متحدان ابدی نداریم، دشمنان دائمی هم نداریم. منافع ما ابدی و دائمیاند”. سیاست خارجی جمهوری اسلامی از جمله بستن تنگه هرمز و حمله نظامی به کشورهای عربی منطقه باعث شده است که منافع بسیاری از دولتها از جمله چین با جمهوری اسلامی در تضاد قرار بگیرند و این معنایی جز منزویتر شدن بیشتر جمهوری اسلامی میان دولتهای حاضر در جهان ندارد. انزوایی که با ادامه بحران و حتا خطر تشدید آن، بیش از پیش دامن جمهوری اسلامی را خواهد گرفت.




نظرات شما