اوضاع و شرایط اقتصادی و معیشتی زحمتکشان، فوق العاده شاق شده است. تورم مهارگسیخته و افزایش مداوم و شدید قیمتها ازجمله افزایش صد درصدی مبرمترین کالاهای مورد نیاز مردم مانند خوراکیها، فقر و فلاکت تباه کنندهای را برکارگران شاغل و بازنشسته و سایر بازنشستگان و زحمتکشان جامعه تحمیل نموده است. هزینه تأمین حداقل معیشت، ۹۰ میلیون تومان برآورد شده این درحالیاست که حداقل دستمزد کارگران و مستمری اغلب بازنشستگان از یک چهارم این مبلغ نیز کمتراست. کارگران شاغل، ناتوان از تأمین هزینه زنگی مستأصل شدهاند. وضعیت معیشتی حدود ۸ میلیون(۱) بازنشسته حتی از شاغلان هم بدتر و وخیمتر است. سیاستهای رژیم حاکم و بی توجهی به خواستها و سرنوشت این جمعیت بزرگ، زندگی آنها را در معرض تباهی کامل قرار داده است. این زحمتکشان و رنجدیدگان اما در اعتراض به وضع موجود ساکت ننشسته و برای تغییر و بهبود شرایط، راهیِ خیابان شدهاند.
پیکار بازنشستگان برای تغییر و بهبود شرایط زندگی خود، بعد ازتوقف جنگ و آتشبسی که هرگز رعایت نشد، بیوقفه ادامه داشته است. مبارزات این زحمتکشان در بازه زمانی یاد شده مدام رو به رشد بوده، شمار اعتراض کنندگانی که وارد خیابان شدهاند گرچه در قیاس با کل جمعیت بازنشستگان هنوز بسیار اندک و ناچیز است،اما پیوسته افزایش یافته است. این مبارزات به ویژه از لحاظ شعارها آشکارا ارتقا یافته و به جرئت میتوان گفت شعارهای سیاسی وزن بیشتری را به خود اختصاص دادهاند. یک روز بازنشستگان تأمین اجتماعی، روز دیگر بازنشستگان مخابرات و روز بعد بازنشستگان فولاد و ذوب آهن! روزی نیست که شاهد تجمعات اعتراضی بازنشستگان در چند شهر نباشیم. این تجمعات گاه بسیار پرشمار و پرشور با راهپیمایی و تظاهرات و سردادن شعار همراه شده است. خواستها همه تقریباً یکسانند، افزایش مستمری، پرداخت مطالبات معوقه، بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی، بهبود وضعیت بیمه و دارو و درمان، اجرای قول و قرارها و برخی مصوبات. اوضاع و شرایط مستأصلکننده و غیرقابل تحمل، بازنشسته را درموسم استراحت و کهنسالی، به خیابان کشانده و کف خیابان، یکدم از حضور بازنشسته خالی نمیشود.
“فقط کف خیابان، بدست میاد حقمان”،”هیولای تورم، افتاده جان مردم”،” دولت فرمایشی، حقوق فرسایشی”،” حقوق بازنشسته، فقط واسه یه هفته”،” وعده وعید چه خوب بود، اما همهاش دروغ بود”،”کشتی بازنشسته، کامل به گل نشسته”،” تاحق خود نگیریم، از پانمی نشینیم”،” این همه بیعدالتی، هرگزندیده ملتی”،”بیمه تکمیلی حق مسلم ماست”،”نه سرما، نه گرما ، نیست جلودارما”،”فقر وفساد فراوان، ماراکشاند خیابان”.
اما این تمام ماجرا و بیان تمام واقعیت نیست. اعتراض علیه تورم و گرانی، فقر، وضعیت آشفته و ناکارآمدی بیمهها و مستمریهای ناچیز، هنوز بیانگر تمام ابعاد مبارزه بازنشستگان نیست. خواستها و شعارهای بازنشستگان بسی فراتر از مطالبات و شعارهای صرفاً صنفی و اقتصادی است. درشعارهای امروز بازنشستگان ، فریاد اعتراض علیه تحمیل شرایطی که به سرافکندگی و ناتوانی تأمین نیازهای زندگی منجر شده، بلند است ” تاکی سرافکندگی، یا مرگ یا زندگی”. دربسیاری شعارها نوک تیز حمله مستقیماً متوجه دولت است.”نان گران، دارو گران، دولت شده دشمن جان”، درشعارها گاه همه بازنشستگان به مبارزه دعوت میشوند” بازنشسته بپاخیز، وقت نشستنت نیست”. بازنشسته به اینها هم اکتفا نمیکند، علیه راه اندازی بالماسکه اجتماعات شبانه و ولخرجیهای مربوطه نیز موضعگیری میکند” ازجیب بازنشسته، موکب گردانی بسه”. از این هم مهمتر و مستقیمتر، شعارهایی است که علیه جنگ و سیاستهای جنگ افروزانه دولت حاکم، در تجمعات و تظاهرات بازنشستگان سرداده میشود. این سیاستها که از یک سو با تحریک احساسات ناسیونالیستی، مشوق جنگ افروزی و صرف هزینه از جیب کارگران و زحمتکشان و از دیگر سو با تشدید سرکوب و اعدام مخالفان حکومتی و ایجاد جوّ رعب و هراس در جامعه همراه است، در شعارهای بازنشستگان یکسره زیر سؤال می روند. ” نه به اعدام نه به جنگ نه نه نه” ، ” ما دیگه جنگ نمی خوایم، فقر و گرانی نمی خوایم”،” جنگ افروزی کافیه، سفره ماخالیه”.
تجمعات اعتراضی بازنشستگان همزمان در چند شهر با شعارهای عمدتاً سیاسی بدون وقفه ادامه دارد. به رغم اینکه نیروهای سرکوب رژیم در برخی موارد، صفوف معترضان را مورد حمله قرار داده و به ضرب و شتم روی آورده و حتی اقدام به دستگیری نمودهاند، اما این مبارزات همچنان ادامه دارد. دولت تا کنون چشم خود را به روی این تجمعات و مطابات بازنشستگان بسته و پاسخی به آن نداده و در برابر این اعتراضات سکوت نموده است، باوجود این، بازنشستگان به اعتراضات خود ادامه دادهاند. بازنشستگان فولاد و ذوب آهن در اصفهان اعلام نمودند: “سکوت و بی پاسخی، اعتراض را متوقف نمیکند”.
تجمعات و مبارزات روزانه کارگران باز نشسته و دیگر بازنشستگان آنهم عمدتاً با شعارهای پررنگ سیاسی در شرایطی درحال استمرار است که چراغ مبارزه در کمپ کارگران شاغل حتی با خواستهای صرفاً صنفی و اقتصادی اگر نگوییم به کلی خاموش، که فتیله آن بسیار پایین است. در خاموشترین و تاریکترین روزهای پسا جنگ، این فریاد بازنشستگان بوده که سکوت را شکسته، خاموشی را برهم زده و فضای سیاسی را ولو در دایرهای محدود روشن ساخته است. تأثیر گذاری و فضای تأثیر گذاری این مبارزات، به خودی خود، البته محدود است. این محدودیت اما برخاسته از شرایط و موقعیت بازنشستگان است.هرچه هست اما مشوق و امیدبخش است.
کارگر شاغل از این امکان برخوردار است که با اعتصاب و خواباندن چرخ تولید، یک مبارزه جدی را علیه کارفرما و دولت حامی آن سازمان دهد و آنها را عقب براند. کارگر باز نشسته اما ازاین امکان محروم است و روشن است که دامنه تأثیر گذاری مبارزه آن نیز محدود خواهد بود. با اینهمه در شرایط پسا جنگ ما شاهدیم در حالیکه فولاد در خاموشی بسر میبَرَد و در ذوب آهن پرچمی در اعتراض به وضع موجود به اهتزاز در نیامده و اعتصابی برپا نمیشود، بازنشستگان فولاد و ذوب آهن مبارزات مستمری را سازمان داده و دامنهی خواستها و شعارهایشان از محدوده شعارها و خواستهای صنفی و اقتصادی فراتر رفته است. در آنجا که ابزار قدرتمندی برای مقابله با سرمایهداران و دولت آنها در دست کارگران است،اعتصاب یا اقدام اعتراضی قابل توجهی مشاهده نمیشود، اما اینجا که حتی از چنین ابزاری محروماند، کارگر بازنشسته پیوسته در اعتراض و کف خیابان است.
چرایی این ماجرا و کندوکاو عمیق و علمی آن در حیطه روانشناسان زبردست تودهای مجهز به بینش علمی است که اگر بتواند، راه چارهای پیش پای کارگران شاغل بگذارد. درحالیکه کارگران شاغل درگیر کار و معیشت روزانه شدهاند و از بیم اخراج و بیکاری عجالتاً وارد عرصه اعتراض و مبارزه مؤثری نمیشوند، بخش غیر شاغل( کارگران بازنشسته) اما بسیار فعال است. شاید دلیل اصلی یا یکی از دلایل آن، این باشد که کارگر شاغل، از بیم اخراج و ازدست دادن شغل خویش، از ورود به عرصه مبارزه در شرایط کنونی که احتمال اخراج بسیار بالاست، پرهیز میکند.کارگر شاغل درصورت اخراج، هیچ ممّر درآمدی ندارد و دستش به هیچ جا بند نیست . ازتأمین نان خالی و روزانه نیز ناتوان است و حتی به اندازه کارگر باز نشسته نیز قادر نیست نیازهای زندگی خود را تأمین کند.همین بیم و هراس از اخراج و بیکاری، مانع اعتراض و مبارزه وی میشود. کارگر باز نشسته اما اخراج و بیکار نمیشود و از این بابت بیمی به خود راه نمیدهد و در عین حال هنوز آب باریکهای برای زندگی بخور و نمیر بنام مستمری دریافت میکند.
اعتراضات مکرر و مبارزه دائمی کارگران بازنشسته فولاد و ذوب آهن و خاموشی کارگران شاغل این رشتهها قطعاً بی ارتباط با این مؤلفه ها نیست. گرچه شمار اعتراض کنندگان بازنشسته محدود است و فرضاً از مجموع ۹۰ هزار بازنشسته فولاد و ذوب آهن، چندصد نفر بیشتر در این اعتراضات حضور ندارند،اما در اردوی کارگران شاغل در همین رشته، اوضاع بسیار وخیمتر است و با بازنشستگان قابل قیاس نیست. در اردوی شاغلان ذوب آهن و فولاد با جمعیتی حدود ۲۰۰ هزارنفر ( تنها در فولاد مبارکه اصفهان حدود ۳۰ هزار نفر و ذوب آهن اصفهان بالغ بر ۱۸ هزار نفر شاغلاند) به رغم وضعیت بحرانی دستمزد و مزایا و اوضاع آشفته بیمه و قطع اضافه کاری و برخی امتیازات دیگر، در حال حاضر حتی همان چندصدنفر نیز به اعتصاب و مبارزه علیه وضع موجود روی نیاورده اند.
این وضعیت باید تغییر کند و قطعاً تغییر خواهد کرد. نارضایتی کارگران به شدت بالاست. اوضاع، غیر قابل تحمل و انفجاریست. همینکه شعله مبارزه در یک کارخانه و یک رشته به فرض در ذوب آهن روشن شود، به سرعت به سایر صنایع و کارخانهها نیز تسری خواهد یافت و زمان زیادی نخواهد کشید که ابعاد و دامنه اعتصابات و مبارزات طبقه کارگر به قبل از جنگ باز خواهد گشت و حتی آن را نیز پشت سر خواهد گذاشت.
برای بهبود شرایط کار و زندگی، کارگران شاغل راهی ندارند جز اینکه به اعتصاب و مبارزه روی آوَرَند. کارگران شاغل نباید اوضاع و شرایط بردهوار کنونی را تحمل کنند. اجازه ندهیم در قرن بیست و یک چون برده با ما رفتار کنند. با صبر و سکوت و انتظار و مدارا هیچ چیز حل نخواهد شد. تنها با اعتراض و مبارزه است که میتوانیم کارفرمایان و دولت حامی آنها را عقب برانیم. وسیلهی مبارزهای که ما در اختیار داریم تنها سلاح مؤثر ما در این کارزار مبارزاتی است. ما میتوانیم اعتصابات را سازمان دهیم. اعتصابات اقتصادی و سیاسی در یک یا چند کارخانه، اعتصابات رشتهای و اعتصابات سراسری سلاح ما در این مبارزه است که هیچ قشر و طبقهی دیگری از این سلاح قدرتمند برخوردار نیست. مبارزات کارگران بازنشسته و دیگر بازنشستگان بسیار مهم و قابل ستایش است اما برای تعیین تکلیف با نظم موجود کافی نیست. خود را تجهیز و آماده کنیم. مبارزه در کارخانهها و مراکز تولیدی و خدماتی را شعلهور سازیم. اعتصابات متشکل را سازمان دهیم و از این طریق به یاری رفقای بازنشسته خود برخیزیم. کارگران بازنشسته نیز بدون تردید در این مبارزه همراه و یاور ما خواهند بود.زنده باد اعتصاب! زنده باد اتحاد کارگران شاغل و بازنشسته!
پانویس
۱- تعداد تقریبی بازنشستگان تأمین اجتماعی ۲ / ۵ میلیون نفر، کشوری ۷ / ۱ میلیون و فرهنگی ۱ / ۱ میلیون و جمعاً ۸ میلیون نفر است. این آمار بازنشستگان لشگری را در بر نمیگیرد.




نظرات شما