گفتگوی دوقسمتی عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی با جواد موگویی” مستندساز و فعال رسانهای” تحت عنوان “ماجرای جنگ۲” بی تردید یکی از کم سابقه ترین گفتگوهاییست که از رسانههای دولتی پخش شده است. عباس عراقچی در این گفتگو در مورد موضوعات مختلفی اظهار نظر میکند که همگی بیان تشدید کشمکش و اختلاف در دستگاه دولتی و رقابت بر سر قدرت است. گرچه پوشیده نبود که دستگاههای جاسوسی به ویژه موساد، عوامل خود را اینجا و آنجا در دستگاه حکومتی نفوذ داده اند و از محل کار و اقامت و ساعات تردد سوژههای خود اطلاعات دقیقی دارند تا آنجا که با دقت کم نظیری دانشمندان هستهای را یک به یک ترور میکنند و اسماعیل هنیه رهبر حماس را با همان درجه از دقت و حتی بیشتر در اتاق خوابش در تهران از سر راه خود برمیدارند. نیازی به توضیح نیست بدون حضور عوامل نفوذی و جاسوسی، یک چنین اقداماتی غیرممکن است. این نمونه اقدامات بیانگر این واقعیت بوده است که سازمان های جاسوسی از نمونه موساد به راحتی در دم و دستگاه جمهوری اسلامی نفوذ کردهاند.
اینبار اما عباس عراقچی صفحه جدیدی را در این زمینه گشود و از یک “حفره امنیتی” در بالاترین سطوح مسؤلین جمهوری اسلامی پرده برداشت. وی گفت زمان و مکان جلسات محرمانه دستگاه دولتی در دوره جنگ را همین “حفره امنیتی” به “مهاجمان” اطلاع می داده است. عراقچی اعلام کرد صبح روز حمله آمریکا، چند جلسه و نشست همزمان برگزار شد از جمله جلسه شورای معاونان وزارت اطلاعات، جلسه شورای روابط خارجی، جلسه دفاع به ریاست شمخانی، که همگی مورد حمله و هدف آمریکا قرار گرفتهاند. عراقچی میگوید مهاجمان نه فقط از حضور روزانه خامنه ای در دفترش مطلع بودند، بلکه از محل و ساعت جلسات فرماندهان و مقامهای امنیتی هم اطلاع داشتند.
درمورد اینکه چرا چندین جلسه سران حکومتی در همان روز حمله آمریکا برگزار میشود و همهی آنها هدف حملات قرارگرفتهاند، توضیح بیشتری نمیدهد. عراقچی اما روی “حفره امنیتی” تأکید دارد که تمام این اطلاعات از همین طریق به “مهاجمان” داده شده است.
سخنان عراقچی آنهم در شرایط فوق بحرانی جمهوری اسلامی بسیار مهماند، نه فقط ازاین بابت که نفوذ سازمانهای جاسوسی در بالاترین ردههای حکومتی و درجه بالای آسیب پذیری حاکمیت را نشان میدهد، بلکه از این بابت که این موضوع و “حفره امنیتی” کماکان وجود دارد و سرگرم کار خویش است نیز فوق العاده مهم و درخور توجه است.موضوع فقط در یکبار جاسوسی و اطلاع رسانی به “مهاجمان” خلاصه نمیشود. نفوذیها آنقدر دقیق و حساب شده کار خود را انجام داده اند که حتی بعد از حملات آمریکا و کشتن خامنهای و چند تن از رهبران سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی، همچنان محکم در جایگاه خود ایستادهاند و شناسایی نشدهاند.
اما این هنوز تمام مسئله نیست. عملکرد”حفره امنیتی” صرفاً به انتقال اطلاعات محرمانه گوناگون در زمینه محل و ساعات گرد آمدن و برگزاری جلسات سیاسی و نظامی حکومتی که جمعاً مورد حملات هوایی آمریکا قرار گرفت، خلاصه نمیشود موضوع این است که این “حفره امنیتی” درجهتدهی و تصمیمسازیها” و “فضای روانی کشور” نیز نقش ایفا میکند.
این یعنی آنکه نفوذیها همین امروز هم در تصمیم سازیها و جهتدهی و فضای روانی کشور فعالاند.هرکس این را میفهمد که این “حفره امنیتی” و این نفوذیها و کسانی که قادرند در جهتدهی و تصمیم سازیها و همچنین درفضای روانی کشور نقش داشته باشند، کسان دیگری جز افراد حکومتی نیستند و نمیتوانند باشند. “حفره امنیتی”، پوششواژهای برای جریان رقیب قالیباف- پزشکیان و عراقچی است. عراقچی بیآنکه نامی از جناح رقیب برزبان آورد اما در واقع انگشت خویش را به سمت همین جناح نشانه رفته است.عراقچی در سخنان خود ازکسانی که مانع آتشبس شده بودند یاد کرد. او گفت: اگر آتشبس ده روز زودتر صورت می گرفت، لاریجانی، خطیب، عسلویه و مبارکه همچنان باقی بودند. عراقچی نامی از جبهه پایداری یا سعید جلیلی و امثال آن نمیبرد، اما خیلی روشن است که مورد نظروی، همینها هستند که بیش از همه مخالف آتشبس بوده، برطبل جنگ میکوبند و مخالف هرگونه توافق با آمریکا هستند.
البته واکنش جناح مقابل نسبت به حرف های عراقچی نیز نسبتاً تند بود. مصطفی خوش چشم کارشناس و ازچهرههای رسانهای دیدگاه رسمی صدا و سیما ضمن حمله به عراقچی، تحلیلها و شخص وی را به سُخره گرفت. وی گفت:” عراقچی تحلیل راننده تاکسیهای خط ولنجک – بهشت زهرا را ارائه میدهد” وی در ادامه افزود” میترسم این تحلیلها از طرف حفرههای امنیتی به عراقچی القا شده باشد”.
صرف نظر از اهانت ضمنی و پنهان در این جملات نسبت به رانندگان زحمتکش، اما همینکه برخی افراد جناح سعید جلیلی و جبهه پایداری وارد معرکه شده و در صدد پاسخ برآمدند، مشخص شد که طرف حساب عراقچی نیز درواقع همین جناح بوده ولو آنکه نامی از آن برده نشده باشد.
دربطن گفتگوی دوقسمتی عباس عراقچی محورهای مهم دیگری نیز وجود داشت از نمونه اینکه او سعی کرد ازسپاه پاسداران که دیگر یکدست نیست، چهره قابل پذیرشی ترسیم کند. در سخنان وی همچنین به تلویح، استیصال حکومت و هرج و مرجی که در همان چند روز اول حملات آمریکا و کشته شدن خامنه ای در دستگاه دولتی و اداره امور ایجاد شده نیز به تصویر کشیده شده بود.تاآنجا که به اعتراف عراقچی نخستین جلسه رسمی و محدودی که تشکیل شد ۶ روز بعد از آغاز جنگ برگزارشد که سه نفر از اعضای جلسه ( خطیب، لاریجانی و باطنی) بعد تر کشته شدند. عراقچی درعین حال از تظاهرات و جنبش تودهای دی ماه ۱۴۰۴ تصویری کاملاً مغشوش و تحریف شده ارائه نمود و سعی کرد این جنبش را لوث کند. او اما در عین حال اعتراف کرد که حاکمیت برای یک چنین شرایطی فاقد آمادگی بوده است. عراقچی گفت” اینکه فشارهای اقتصادی میتواند منجر به نارضایتی های اجتماعی شود را همه میگفتند، ولی ابعادش را و سرعت انتشارش را، اینها شاید به این شکل پیش بینی نشده بود”.
پرسش اصلی اما این است که پیام اصلی این مصاحبه چیست و خطابش به کیست؟ در شرایطی که مدام پیرامون اتحاد و هماهنگی و پرهیز از اختلاف تبلیغ میشود،اما در عالم واقعی ما شاهدیم که اختلاف و تضاد و کشمکش درونی حاکمیت بسیار حاد شده و به مراحل نهایی خود رسیده است.
این واقعیت برکسی پوشیده نیست بعد از آنکه دولت های ایران و آمریکا جنگ ۴۰ روزه را پشت سر گذاشتند و این جنگ با بنبست مواجه شد، به ناگزیر و تحت شرایط و اجبارهای داخلی و بین المللی، درجهت توافق و سازش با هم گام برداشتند و سرانجام به یک تفاهمنامهی ولو پرابهام و ناپایدار دست یافتند. پیشبرد این سیاست اما صدای اعتراض جنگطلبان در آمریکا، ایران و اسراییل را درآورد. تا جایی که به شرایط ایران برمیگردد، ابتکار عمل دستیابی به تفاهمنامه اسلام آباد، در دست جناح برتر حکومتی یا ائتلاف قالیباف- پزشکیان- عراقچی بود که گمان میکرد از طریق توافق و سازش با آمریکا میتواند بر مشکلات موجود فائق آید و رژیم را از بحران هایی که در آن گرفتار آمده نجات دهد. این سیاست البته به مذاق جبهه پایداری، سعید جلیلی و دیگر جنگطلبان خوش نیامد. در این میان ابهام موجود در تفاهمنامه ۱۴ ماده ای پیرامون نحوه بازگشایی تنگه هرمز و کنترل آن که در شرایط حاضر برای جمهوری اسلامی از اهمیت حیاتی برخوردار شده و تشدید اختلاف آمریکا و جمهوری اسلامی برسر این موضوع و شلیک به کشتیهای نفتکش، عملاً تفاهمنامهای را که امضای طرفین پای آن بود کنار زد. جریان جنگطلب حاکمیت نیز از طریق اهرم هایی که در اختیار داشت نقش مهمی در برهمزدن روندی داشت که غایت آن تفاهم نامه اسلامآباد بود. ائتلاف قالیباف- پزشکیان -عراقچی، که پیرو خط دیپلماسی و برآن بودند تا معضلات میان آمریکا و جمهوری اسلامی را به نحوی رفع و رجوع کنند، دوباره وارد فاز درگیری نظامی شدند. وضعیت عینی و میدانی، دیپلماسی را کنار میزد و صحنه را به سود جنگ و درگیری نظامی می آراست. این تعویض ریل به سود جبهه پایداری و کلاً جناح جنگطلب حکومتی بود. جناحی که هنوز نیرومند است و صدا و سیما را نیز در اختیار دارد. صدا و سیما ظاهراً ابتدا تصمیم گرفته بود از پخش مصاحبه عراقچی جلوگیری کند اما موفق به این کار نشد چراکه به گفته موگویی، مصاحبه با عراقچی با هماهنگی و تأیید دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی منتشر میشد. این ماجرا که گویای حضور برتر جناح قالیباف – پزشکیان- عراقچی در این “شورا”ست و چنانکه می دانیم در موضوع امضای مذاکره با آمریکا و امضای تفاهم نامه نیز تمام اعضای این شورا جز یک نفر با ان موافقت نموده بودند. حتی شخص مجتبی خامنهای نیز علیرغم اینکه اعلام کرد “علی الاصول نظر دیگری دارد” اما او نیز با این تصمیم موافقت نمود.جناح جنگطلب هیئت حاکمه که در شورای عالی امنیت ملی به مثابه مهمترین ارگان اصلی تصمیم گیرندهی حیاتی ترین مسایل کلان کشور در اقلیت است و قاعدتاً نباید از تصمیمات این “شورا” از نمونه تفاهم نامه اسلامآباد سرپیچی یا با آن مخالفت کند، اما گوشش بدهکار این حرفها نیست و هر زمان فرصت کند از مانع تراشی و سنگ اندازی پیش پای جناح رقیب دریغ نمیکند.
پیام اصلی مصاحبه عراقچی نیز در اساس خطاب به همین جناح بود. عراقچی در واقع از این طریق جناح رقیب را تهدید کرد و مورد خطاب قرار داد که اگر بخواهید دربرابر خط رسمی، سنگ اندازی ، مشکل تراشی و مانع ایجاد کنید، ماهم میتوانیم جلو شما را بگیریم و بالاتر از آن میتوانیم پته شما را روی آب بریزیم.
برآیند این کشمکش اما در شرایط فعلی اینگونه رقم خورده است که هردو طرف آگاهانه سعی کرده اند تا حد ممکن به اختلافات درون حکومتی دامن زده نشود. بعد از دوهفته درگیری نظامی با آمریکا، سرانجام فتیله جنگ دوجناح همراه با پایین کشیده شدن فتیله جنگ و درگیریهای نظامی، عجالتاً پایین کشیده شد.




نظرات شما