١۸ تیر ٧٨ و راه‌کارهای موقعیت کنونی جنبش دانشجوئی

هجده تیر ماه امسال، مصادف بود با  دهمین سالگرد قیام دانشجوئی تهران در سال ٧٨. قیام و خیزشی  که از  ١٨ تیر شروع و تا ٢٣ تیر ماه به مدت شش روز ادامه یافت. این حرکت اعتراضی که در آغاز توسط دانشجویان کوی دانشگاه تهران و به بهانه تعطیلی روزنامه سلام، ارگان بخشی از”اصلاح طلبان” حکومتی شروع گردید، با یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر رژیم به خوابگاه کوی دانشجوئی، به سرعت از چهار چوب یک اعتراض دانشجوئی متعارف خارج شد.

در نیمه شب ١٨تیر ٧٨، مزدوران رژیم از قبیل انصار چماق به دست، حزب الله چاقو کش و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی معروف به لباس شخصی، با یورش شبانه، خوابگاه دانشجویان را ویران کردند، دانشجویانی را که خوابیده بودند، از طبقه سوم و چهارم ساختمان به پائین پرتاب کردند، چشم دانشجویان را در آوردند، با شلیک گلوله، عزت ابراهیمی نژاد را به قتل رساندند و در نهایت آنچنان فاجعه ای مرگبار آفریدند، که هنوز بر فضای دانشگاه های کشور سنگینی می کند.

از فردای یورش مزدوران رژیم به خوابگاه  دانشجویان، اعتراضات دانشجوئی از مدار “اصلاح طلبان” حکومتی خارج شد و به  یک خیزش انفلابی توده ای و قیام دانشجوئی تمام عیار علیه کلیت نظام جمهوری اسلامی تبدیل گردید. تداوم قیام دانشجویی تهران، آنچنان وحشتی در دل رژیم انداخت که تمامی جناح های جمهوری اسلامی برای سرکوب خونین دانشجویان بسیج شدند. جمهوری اسلامی با تمام ارگان های سرکوبگراش، از بسیج، سپاه و نیروی انتظامی گرفته تا مزدوران و اراذل و اوباش چماق به دست، به مقابله با دانشجویان و توده های مردمی که به قیام دانشجویی پیوسته بودند، برخاست.

بعد از گذشت ده سال از آن روید‌اد، در شرایطی که جنبش دانشجوئی خود را برای بزرگ داشت دهمین سالگرد قیام دانشجوئی تیرماه ٧٨ آماده می کرد، آدمکشان جمهوری اسلامی بار دیگر با یورش شبانه خود به خوابگاه دانشجوئی دانشکاه تهران، جنایتی بزرگتر از ١٨ تیر سال ٧٨ را رقم زدند.

پس از پایان نمایش انتخاباتی جمهوری اسلامی در ٢٢ خرداد ٨٨، و اعلام پیروزی احمدی نژاد ، دانشجویان دانشگاه تهران، جزء اولین گروه هایی بودند که نسبت به انتصاب احمدی نژاد توسط جناح مسلط جمهوری اسلامی دست به اعتراض زدند. رژیم آدم کش حاکم بر ایران و نیروهای سرکوبگراش که وحشت تکرار قیام دانشجویی ١٨ تیر خوابشان را آشفته کرده بود، اینبار نیز در همان شروع اعتراضات دانشجویی به خوابگاه دانشجویان یورش بردند.  اعتراضات دانشجویان که از شامگاه روزشنبه ٢٣ خرداد آغاز شده بود، در دومین شب اعتراض خود با یورش شبانه نیروهای مزدور جمهوری اسلامی  مواجه شد. پس از اتمام اعتراضات دانشجوئی در شامگاه یکشنبه و رفتن آنان به خوابگاه های شان، فاجعه حمله به خوابگاه کوی دانشجویان تهران یک بار دیگر تکرار شد.

در نیمه های شب و در نخستین ساعات بامدادی دوشنبه ٢۵ خرداد، خوابگاه دانشجویان، مورد تهاجم نیروهای انتظامی، عناصر چماق بدست حزب الله، چاقو کش انصار، نیروهای امنیتی و لباس شخصی رژیم قرار گرفت.  سرکوب دانشجویان در این یورش شبانه به حدی بود که علاوه بر کشته شدن تعدادی از دانشجویان و زخمی شدن بسیاری دیگر از آنان، بیش از صد تن از دانشجویان نیز در همان شب تهاجم، توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به مکان های امن شکنجه منتقل شدند.

شدت یورش به خوابگاه و سرکوب دانشجویان آنچنان فاجعه بار بود که حتا حمید رضا کاتوزیان، نماینده اصول گرای مجلس ارتجاع و عضو کمیته تحقیق در مورد حوادث کوی دانشگاه اعلام کرد: ابعاد این حمله، از حادثه ١٨ تیر ٧٨ فجیع تر بوده است.

به راستی چرا نیروهای آدم کش جمهوری اسلامی این چنین وحشیانه، خوابگاه دانشجویان را مورد یورش شبانه قرار دادند؟

جناح مسلط جمهوری اسلامی، که  با ورود زود هنگام خامنه ای به میدان بازی، احمدی نژاد را فرد پیروز خیمه شب بازی انتخاباتی ٢٢ خرداد معرفی کرد، برای تکمیل سناریوی خود، طرح سرکوب مردم را به بهانه حفظ “امنیت جامعه” در راس برنامه های خود قرار داد. خامنه ای، دولت احمدی نژاد و فرماندهان سرکوبگر جمهوری اسلامی، با توجه به قیام دانشجوئی سال ٧٨، می خواستند هرگونه اعتراضات دانشجوئی را پیشا پیش در نطفه خفه کنند. آنها بر این گمان بودند که، با وضعیت ملتهب پیش آمده در جامعه، چه بسا هر گونه اعتراضات دانشجویی به سرعت در شکل قیام دیگری همانند ١٨ تیر ظاهر گردد. جنایتکاران جمهوری اسلامی هرگز فکر نمی کردند که این بار، با خیزش و قیام سراسری و عمومی توده های میلیونی جان به لب رسیده روبرو خواهند شد. آنان، بر این تصور غلط بودند که با یورش شبانه به خوابگاه دانشجویان، از جنبش دانشجوئی زهر چشم گرفته و لذا، نه تنها مانع پیشروی و ادامه اعتراضات دانشجویان در روزهای آینده شوند، بلکه با سرکوب شدید دانشجویان، جوانان و توده های معترض جامعه را نیز از ورود به عرصه اعتراضات احتمالی باز دارند.

اگرچه با خیزش جوانان و توده های معترض جامعه، تمام معادلات سرکوبگران جمهوری اسلامی بهم خورد، اما آنها، بر نقش و تاثیر اعتراضات جنبش دانشجوئی بر جوانان و توده های مردم، آنهم در فضائی که بعد از خیمه شب بازی انتخاباتی در جامعه ایجاد شده بود، به خوبی واقف بودند.

سران جمهوری اسلامی به خوبی می دانستند که جنبش دانشجوئی هم اکنون در سطحی بسیار فراتر از سال ٧٨ قرار دارد. در ده سال گذشته، جنبش دانشجوئی ایران، با سازماندهی حرکت های وسیع اعتراضی، تجارب و دست آوردهای بزرگ مبارزاتی کسب کرده است. در این سال ها، جنبش دانشجوئی، به ویژه بخش رادیکال، برابری طلب و سوسیالیست این جنبش، نشان داده اند که با طرح شعارهای رادیکال و مبارزه علیه کلیت نظام حاکم بر ایران، قادر است گام های اساسی در پیوند با توده ها و دیگر جنبش های اجتماعی بردارد. چنانچه دیدیم در تمامی شهرهای بزرگ کشور، در خیزش انقلابی جوانان و توده های مردم علیه حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی، اعتراضات دانشجوئی، مقدم بر هرگونه اعتراضات اقشار دیگرمردم قرار داشت. و از همین رو، در هفته های اخیر، سرکوب، دستگیری های گسترده و شکنجه دانشجویان دستگیر شده، در راس برنامه های  رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی قرار داشته است.

مسلما جنبش دانشجوئی ایران، با پشت سر گذاشتن شرایط اعتراضی همگانی که در هفته های گذشته بر جامعه حاکم بوده، وظایف نوینی را پیش روی خود دارد.

اتفاقات روی داده در جامعه، انتصاب مجدد احمدی نژاد توسط  خامنه ای، خیزش اعتراضی و جنبش انقلابی توده های میلیونی ، پیدایش بحران انقلابی، نشان داد که توهمات قانون‌گرایانه برای بهبود و اصلاح امور در چهار چوب نظام حاکم بر ایران، برای همیشه در ذهن تودهای وسیع مردم منتفی شده است. خدمتی که خامنه ای در این توهم زدائی به توده های مردم و جنبش دانشجوئی ایران کرد، بدون شک از توان تبلیغاتی همه سازمان سیاسی که مبارزه با کلیت جمهوری اسلامی را در برنامه عمل خود دارند خارج بود.  با شرایط بوجود آمده در جامعه و گسترش اعتراضات مردمی علیه حکومت، هم اکنون بستر مناسب، جهت گسترش عمل انقلابی و افکار رادیکال برای کشاندن بدنه دانشجوئی بیش از گذشته به عرصه مبارزاتی فراهم شده است.

اعتراضات مردم در روز ١٨تیر امسال، و حضور اعتراضی آنان در خیابان ها و میادین تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران از قبیل اصفهان، شیراز، رشت، تبریز و.. . نمادی از شرایط کنونی و انقلابی جامعه است که بعد از مضحکه انتخاباتی ٢٢خرداد ماه ایجاد شده است.

اگر ده سال پیش، جمهوری اسلامی با سرکوب قیام دانشجوئی در ١٨ تیر ماه، بر این باور بود که گریبان خود را از اعتراضات دانشجوئی رها کرده است،  دانشجویان و توده های مردم با اعتراضات خیابانی خود از ۲۳ خرداد  و از جمله تظاهرات ١٨ تیر امسال، باطل بودن تصور رژیم را اثبات کردند.

اگر در آستانه دهمین سالگرد قیام دانشجویی، آدم کشان و مزدوران چماق بدست جمهوری اسلام با یورش دوباره به خوابگاه دانشجویان در دانشگاه تهران و پس از آن به خوابگاه دانشگاه امیر کبیر، بر این باور بودند تا جنبش اعتراضی مردم و دانشجویان را از پیش روی و مبارزه علیه رژیم باز دارند، در عوض دیدیم چگونه دانشجویان و مردم انقلابی ایران بر این تصور جنایتکاران جمهوری اسلامی خط بطلان کشیدند.

دانشجویان، جوانان و توده های مردم ایران در دهمین سالگرد قیام دانشجویی ١٨ تیر، با حضور در خیابان ها و سردادن شعار مرگ بر جمهوری اسلامی، مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای نشان دادند که، نه تنها ١٨ تیرها فراموش نمی شوند بلکه خود، زمینه ساز حرکت اعتراضی دانشجویان و شروع قیام مردم ایران برای سرنگونی انقلابی رژیم مذهبی و آدم کش حاکم بر ایران است.

اعتلای انقلابی کنونی، آشکارا نشان می‌دهد که نه تنها دانشجویان، بلکه توده های وسیع مردم از طریق تجربه عملی خود به نفی مبارزه در محدوه‌های قانونی برای دست‌یابی ولو به فوری‌ترین مطالبات خود رسیده‌اند. آنچه در طول به اصطلاح انتخابات رژیم رخ داد، نه فقط شکست سنگینی برای جناح موسوم به اصلاح طلب بود، بلکه شکست مفتضحانه ای برای همه آن گروه‌ها و اقشاری نیز بود که مبلغ قانونگرائی و تمکین توده مردم به نظم موجود و رژیم سرتا پا ارتجاعی حاکم هستند. چرا که آشکار و عریان نشان داده شد که جناح حاکم، حتا  طرح مطالبات نیروهای خودی و وفادار درون نظام را نیز در چهار چوب قوانین مکتوب و ارتجاعی همین رژیم بر نمی تابد. در چنین شرایطی، مسلما گرایش قانون گرایانه جنبش های مختلف اجتماعی و به طور اخص جنبش دانشجویی، خود را به آب و آتش خواهند زد تا ضربه سنگینی را که از قبل مضحکه انتخاباتی ٢٢ خرداد ٨٨، بر این گرایش وارد شده است، کم رنگ سازند. بدون شک این گرایش به رغم ازدست دادن همه حیثیت سیاسی اش، تلاش خود را مضاعف خواهد کرد تا اندکی هم که شده، آب رفته را به جوی باز گرداند. لذا، درست در همین شرایط است که دانشجویان فعال و فعالین گرایش چپ و سوسیالیستی جنبش دانشجوئی که هم اینک در موقعیت سیاسی مناسبی قرار گرفته اند، قادر هستند با گسترش دامنه فعالیت های تبلیغی – ترویجی شان، ضرورت نفی کامل رفرمیسم، نفی شیوه های قانون گرایانه مبارزه با جمهوری اسلامی را در عرصه های وسیع بازتاب دهند. نه تنها بازتاب دهند، بلکه در پیوند با توده های وسیع جنبش دانشجوئی ضرورت راه کارهای جدید مبارزه علیه کلیت نظام و پیشبرد طرح مطالبات رادیکال و انقلابی این جنبش را سازمان دهی کنند.

در شرایطی که گرایش قانون گرایانه در کل جامعه و خصوصا در میان جنبش دانشجوئی به کلی رسوا و بی اعتبار شده است، نباید فرصت داد  تا این گرایش ضد انقلابی، با توسل به ترفندهای فریبکارانه، شکست نهائی و مرگ خود را توجیه کند. و یا بعضا در اشکال پیچیده تر رفرمیسم، مجددا در قامت تبلیغ اشکال دیگر “اصلاح طلبی” جمهوری اسلامی وارد شوند.

جنبش دانشجوئی و به طور اخص گرایش انقلابی و رادیکال آن، با تاسی از خیزش انقلابی مردم ایران و با سود بردن از پیوند مبارزاتی که هم اینک میان این جنبش و توده های وسیع مردم ایجاد شده است، قدر مسلم قادر است در ابعادی به مراتب وسیعتر از گذشته، در جامعه و دانشگاه‌های کشور نقش آفرین باشد.

گرایش انقلابی، چپ و سوسیالیستی جنبش دانشجوئی به یقین بر این مسئله اشراف دارد که اشکال قدیمی مبارزه، جواب گوی کامل سطح فعلی مبارزات دانشجوئی و خیزش انقلابی توده های مردم نخواهد بود. در شرایط کنونی که بخش های وسیعتری از توده های جنبش دانشجوئی به صفوف مبارزه و اعتراضات توده ای پیوسته اند، دست یابی به اشکال جدید مبارزه، از جمله تشکیل کمیته‌های انقلابی دانشجوئی می تواند راه گشای سطح فعلی مبارزات جنبش دانشجویی باشد. کمیته های انقلابی دانشجوئی می‌باید متشکل از تمام دانشجویانی باشد که به مبارزه علیه کلیت رژیم جمهوری اسلامی حاکم بر ایران برخاسته و خواهان سرنگونی این رژیم ارتجاعی و فاسد هستند. در شرایط کنونی  و اعتلای انقلابی بوجود آمده در جامعه، تشکیل کمیته های انقلابی دانشجویی در دانشگاه ها و بهره گیری از تلفیق شیوه‌های علنی و مخفی مبارزه، آن هم جهت پاسخگویی به امر سازماندهی وسیع و توده‌ای اعتراضات دانشجویی که هم اینک آغاز شده و در آینده نیز بیشتر خواهد شد، امری کاملا ضروری است.

شماره ۵۵۳ – سال سی و یکم – نیمه دوم تیر ۸۸

POST A COMMENT.