کنکور سراسری سال ۱۴۰۵ که با شرکت بیش از یک میلیون داوطلب در روزهای ۲۹ و ۳۰ مرداد برگزارشد، ۴۵۸ هزار نفر قبولی داشت . صدها هزار داوطلب دیگر پشت کنکور ، از ادامه تحصیل بازماندند .صدها هزار تن دیگر اساساً پیش از ورود به مرحله کنکور نیز از ادامه تحصیل بازمانده بودند. کنکور امسال نیز نشان داد صرف تلاش و استعداد دانش آموز برای عبور از سد کنکور کافی نیست. این استعداد اگر در دوران آموزش و کلاسهای درس باکیفیت و معلمان مجرب، پرورش نیافته باشد نمیتواند از سد کنکور عبور و”رشتههای برتر” دانشگاهی را احراز کند.
ظاهر قضیه این است که کنکور، فرصت برابر برای رقابت و ادامه تحصیل داوطلبان فراهم میکند و همه به پرسشهای یکسانی پاسخ میدهند وغیره. اما این فقط ظاهر قضیه است. واقعیت اما این است که فرصتهای آموزشی تا قبل از کنکور، از اکثریت عظیم دانش آموزان مدارس دولتی عادی و مناطق فقیر نشین ربوده شده و این فرصتها، درواقع بس نابرابر و نا یکسان توزیع شده است.
نتایج کنکور امسال یکبار دیگر نشان داد که آموزش و تحصیل با کیفیت، به کالایی لوکس تبدیل شده که گروه زیادی از مردم بهویژه کارگران و زحمتکشان قادر به خرید آن نیستند. تحصیلات دانشگاهی بهویژه در رشته های برتر، بهطور مستقیم و بیواسطه به موقعیت اقتصادی و تمکّن مالی خانوادهها گره خورده است. سال ۱۴۰۵ حتی یک دانش آموز از مدارس دولتی عادی نتوانست وارد رشتههای برتر دانشگاهی ( علوم تجربی، ریاضی، انسانی) شود.
مطابق آمار رسمی انتشار یافته از ۳۰ نفر رتبه برتر، ۱۹ نفر(۳ / ۶۳ درصد) از مدارس سمپاد، ۴ نفر (۳ / ۱۳ درصد) از مدارس نمونه دولتی، ۴ نفر (۳ / ۱۳ درصد) از مدارس غیر انتفاعی، ۲ نفر( ۶ / ۶ درصد) از دبیرستان البرز، ۱ نفر( ۳ / ۳ درصد) ازمدارس شاهد بوده و سهم مدارس عادی دولتی صفر بوده است. همین رقم صفر، از سال ۱۴۰۳ تا کنون، سه سال پیاپی تکرار شده است.
همین موضوع در مورد مناطق محروم کشور نیز صادق است. سال ۱۴۰۰ پنج نفر از مناطق محروم در رتبه های برتر سهم داشتند. سال ۱۴۰۱ یک نفر، ۱۴۰۲ دوباره پنج نفر، ۱۴۰۳ دونفر، در سال ۱۴۰۵ هیچیک از نفرات برتر از مناظق محروم نبودند.
مدارس سمپاد ( سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان) معروف به تیزهوشان، بیشترین سهم را در رشتههای برتر دانشگاهی نصیب خود نموده اند. اداره و مدیریت این مدارس در دست دولت است. کادر آموزشی مدارس توسط خود دولت گزینش میشود. دانش آموزان نیز از میان تیزهوشان از طریق آزمون انتخاب میشوند و پیشرفتهای تحصیلی نیز با آزمونهای مختلف، مورد توجه و بررسی قرار میگیرد. یکی از شروط ورود به دوره دبیرستان مدارس سمپاد این است که دانش آموز، دوره ابتدایی را در مدارس غیرانتفاعی گذرانده باشد.افزون براین، دانش آموزان ابتدایی از طریق آزمون که هرساله برگزار میشود به این مدارس ورود میکنند. بیش از ۹۰ درصد دانش آموزانی که در مدارس سمپاد قبول واز تحصیل در این مدارس برخوردار میشوند در مدارس غیر دولتی و غیر انتفاعی و خصوصی تحصیل نمودهاند. این مدارس به لحاظ تأمین هزینه و مخارج، هیچ شباهتی به مدارس دولتی عادی ندارند. کلیه هزینه های خود را از محل شهریه های کلان و اخذ حق ثبت نام و دریافتیهای دیگر به مناسبتهای گوناگون، از والدین دانش آموزان تأمین میکنند.امکانات آموزشی در این مدارس، شیوه تدریس، برنامههای آموزشی، فعالیتهای تجربی و آزمایشگاهی و آموزش علوم و برخورداری از معلمان با تجربه، با مدارس دولتی عادی غیر قابل قیاس است.نکات مهم کلاسهای تقویتی و کنکوری نیز در این مدارس آموزش داده میشود.
گرچه شکلگیری مدارس سمپاد به سالهای۵۳ – ۱۳۵۲ و قبل از انقلاب ۵۷ برمیگردد، اما درجریان انقلاب، وضعیت دگرگون شد و ده سالی طول کشید تا دوباره جان گرفتند. در سال ۶۷، دوباره گشایش این مدارس آغازشد. دانش آموزان این مدارس را اساساً فرزندان اقشار مرفه و ثروتمند جامعه تشکیل میدهند. مدارس سمپاد بهویژه طی دو دهه اخیر گسترش بیشتری یافته و همراه با اجرای سیاست خصوصی سازی آموزش و مدارس، دست کم در پنج سال اخیر نقش برتر و حتی نقش بلامنازعی را در کسب رشته های برتر دانشگاهی به خود اختصاص داده است. امسال نیز از ۳۰ نفر برتر، ۱۹ نفر متعلق به این مدارس بود.
بعد از آن، مدارس نمونه دولتی قرار دارند که عمدتاً با شهریههای کلان و مبالغ گوناگونی که تحت عناوین مختلف از والدین اخذ میشود اداره میشوند. کیفیت آموزش و تحصیل در این مدارس نیز چندین سر و گردن از مدارس دولتی عادی، بالاتراست. مدارس “غیر انتفاعی” و خصوصی نیز که تمام مخارج آن برعهده والدین دانش آموزان است، در همین ردیف قرار دارد و امسال نیز ۴ نفر از کل ۳۰ نفر رتبه برتر، به هریک از این دونوع مدرسه اختصاص یافت. نازل ترین سطح آموزش به مدارس دولتی عادی میرسد که نتیجه آن را نیز در محرومیت دانش آموزان از تحصیل در رشتههای برتر دانشگاهی و یا تراکم صفوف آنها در پشت کنکور میتوان مشاهده نمود.
افزون بر سیاست محوری پولی سازی آموزش و پرورش، برخی سیاستهای فرعی دیگر رژیم در این زمینه نیز در خدمت همین محروم سازیها بوده است. براساس مصوبه ” شورای عالی فرهنگی” رژیم، سهم امتحانات نهایی دبیرستان و سابقه تحصیلی از ۴۰ درصد درسال ۱۴۰۲ به ۶۰ درصد در سالهای ۱۴۰۴ و بعد از آن افزایش یافته است. این مصوبه نیز به زیان مناطق و اقشار محروم و فقیر جامعه است. چرا که نمره امتحان نهایی یا سابقه تحصیلی نیز در اساس به کیفیت تدریس و معلم و امکانات آموزشی، کتابها و سایر امکانات کمک درسی گره خورده است. روشن است مدارسی که امکانات کمتری برای آموزش و تحصیل دانش آموزان دارند و از معلم با تجربه و آموزش با کیفیت محروماند،نسبت به مدارسی که از این امکانات و موقعیت برخوردار هستند، سطح معدل و نتیجه امتحان نهایی نیز پایینتر است.وانگهی اگر در گذشته، تلاش داوطلب و مطالعه کتب درسی برای کسب رتبههای برتر کنکور کافی بود، سالهاست که این شرایط به کلی تغییر کرده و کتابها، برنامههای کمکی، کلاسهای تقویتی و امثال آن نقش مهمی در چند و چون معدل و نتیجه امتحان نهایی ایفا میکنند که دانش آموزان مناطق محروم ، فرزندان کارگران و زحمتکشان مدارس دولتی عادی از آن محروماند.افزایش سهم قطعی سوابق تحصیلی و امتحان نهایی فرصت دیگری است که ” شورای انقلاب فرهنگی” عملاً در اختیار مدارس سمپاد و غیر انتفاعی و خصوصی گذاشته است.
موضوع مهم دیگر سهمیه هایی است که حکومت برای افراد وابسته به خود قائل شده و بی چون و چرا آن را به مرحله اجرا گذاشته است.
دولت جمهوری اسلامی از همان سالهای نخستین بعد از جنگ ایران و عراق، سعی کرده است با ارائه خدمات و امتیازات گوناگون به بازماندگان کشته شده و فرزندان جانبازان و ایثار گران، این طیف را در حول و حوش حکومت حفظ کند. درحال حاضر ۲۵ درصد هر رشته دانشگاهی متعلق به ایثارگران و ۵ درصد به جانبازان و فرزندان آنها تعلق میگیرد. به عبارت دیگر اگر در دانشگاه، رشتهای به فرض ۱۰۰ نفر ظرفیت داشته باشد، ۳۰ صندلی آن از قبل اشغال شده و در واقع رقابت داوطلبان برای آن ۷۰ درصد باقی مانده است. این نیروها نیز در ازای امتیازات سهمیهای و اشغال جای دانشآموزان محق و مستعد، عموماً در نقش سرپنجههای اطلاعاتی و جاسوسی رژیم در دانشگاه ظاهر شده وعلیه دانشجویان انقلابی و کمونیست خبرچینی و درگیریهای فیزیکی ایجاد میکنند.
به هر رو کنکور که ظاهراً قراربود ساز و کار رقابت برابر برای ورود به دانشگاه را رقم زند، عملاً به ویترین نابرابری آموزشی و توزیع نابرابر رشتههای برتر دانشگاهی تبدیل شده است. کنکور یعنی محرومسازی رسمی فرزندان کارگران و زحمتکشان و اقشار کم درآمد و تهیدست جامعه از تحصیلات دانشگاهی خصوصاً در رشته های برتر مانند ریاضی، تجربی و علوم انسانی. کنکور آینه تمام نمای شرایط به کلی نابرابریست که داوطلبان را به این نقطه رسانده است، کنکور در واقع انتهای پروسهایست که توزیع نایکسان و نابرابر فرصتهای آموزشی را عیان میکند.
درست بعد از برملا شدن همین نتایج فاجعه بار است که علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش رژیم با پررویی و وقاحت کم نظیری ادعا میکند” فرصتهای برابر آموزش برای همه دانش آموزان کشور فراهم است.استعدادهای علمی و توانمندیهای دانش آموزان به منطقه جغرافیایی آنان محدود نمیشود” افزون بر این دروغ بزرگ وی همچنین ادعاکرد” آموزش و پرورش در اولویت برنامههای دولت است”. این ادعا زمانی مطرح میشود که بودجه آموزش و پرورش به نسبت کل بودجه، هرساله کمتر شده و در مقایسه با بودجه سپاه و دستگاه تبلیغات اسلامی و ارتش و جنگ و موشک و ارگان های سرکوب، دانه شنی در کویر بیش نیست.
آموزش و تحصیل از همان دوره ابتدایی تا تحصیلات دانشگاهی به معنای واقعی کلمه پولی و طبقاتی است. این روند طی دو دهه اخیر، سال به سال قوام بیشتری یافته و اکنون چنان عیان و اشکار گشته که پوشاندن وانکارش ممکن نیست.آموزش و تحصیل با کیفیت به انحصار پولدارها و ثروتمندان درآمده است.درسوی دیگر هرساله، برشمار محرومان تحصیلات دانشگاهی، ترک تحصیل کردهها و راندهشدگان از چرخه تحصیل افزوده شده است.
این وضعیت بایستی دگرگون و آموزش و تحصیل از انحصار پولدارها و ثروتمندان خارج شود.آموزش پولی و خصوصیسازی مدارس و دانشگاه باید به کلی برچیده شود.
تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، میلیونها تن از فرزندان کارگران و زحمتکشان از تحصیل محروماند. هرساله صدها هزار دانش آموز مجبور به ترک تحصیل میشوند. میلیونها دانشآموز که تحصیلات متوسطه خود را به پایان میرسانند اغلب نمیتوانند کاری پیدا کنند و یا وارد دانشگاه شوند و ادامه تحصیل دهند .سازمان فدائیان(اقلیت) که برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و اسقرار حکومت شورایی مبارزه میکند خواهان آن است که یک رشته اقدامات فوری به سود دانش آموزان و به نفع تودههای زحمتکش به مرحل اجرا درآید.
– آموزش رایگان و اجباری تا پایان دوره متوسطه و بهرهمندی تمام دانش آموزان به هزینه دولت از غذا، پوشاک، وسائل تحصیل و ایاب و ذهاب.
– دگرگونی بنیادی نظام آموزشی کشور، بهنحویکه نزدیکترین پیوند بین مدرسه و کار اجتماعی مولد برقرار گردد و آموزش نظری و عملی تلفیق شود. با این دگرگونی، موانعی که سیستم آموزشی موجود بر سر راه ادامه تحصیل اکثریت عظیم جوانان کشور ایجاد نموده، باید از بین برود، بساط کنکور برچیده شود و هر کس بر حسب تمایل و استعدادش قادر به ادامه تحصیلات عالی رایگان باشد.
– دولت موظف است برای تمام جوانانی که تحصیلات خود را به پایان میرسانند امکان اشتغال پدید آورد.
نیازی به گفتن نیست که اجرای فوری و بیدرنگ این اقدامات در گرو سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و استقرار حاکیت شورایی کارگران و زحمتکشان است.




نظرات شما