برای دومین بار آتشبس کوتاهمدتی که در پی امضای تفاهمنامه میان دولت آمریکا و جمهوری اسلامی در ۲۸ خردادماه برقرارشده بود و ظاهراً میبایستی فرصتی برای انجام مذاکرات وحلوفصل اختلافات طی ۶۰ روز باشد، شکسته شد.
در شمارههای پیشین نشریه کار توضیح داده شد که چرا دولتهای آمریکا و جمهوری اسلامی پس از جنگ ۴۰ روزه، ناگزیر شدند زیر فشارهای داخلی و خارجی، در جهت توافق و سازش گام بردارند و با وساطت دولتهای منطقه که منافعشان در پایان دادن به این جنگ بود، به یک تفاهمنامه چهارده مادهای دست یافتند. اهداف ترامپ از جنگ تحقق نیافته بود. او در داخل آمریکا زیر فشار نارضایتی تودهای، جناح رقیب در حزب دمکرات و حتی رشد اختلافات در میان جمهوریخواهان قرارگرفته بود و با بسته شدن تنگه هرمز با مخالفت بینالمللی نیز روبهرو شده بود. جمهوری اسلامی نیز ضربات سنگین سیاسی و نظامی متحمل شده بود، اوضاع اقتصادی به وخامت بیسابقهای رسیده بود و ازنظر مالی کاملاً ورشکسته بود. تحت یک چنین شرایطی هر دو طرف تمایل بهنوعی توافق و سازش داشتند که حاصل آن تفاهمنامه اسلامآباد بود. در این تفاهمنامه وعدهها و همراه آن ابهامها، فراوان بود. از همین رو ناپایداری آتشبس، بهویژه در رابطه با بند ۵ و تنگه هرمز که هر طرف میتوانست برداشت خود را از آن داشته باشد، از پیش روشن بود. بر سر همین بند هم اختلاف جدی بروز کرد که تاکنون منجر به دو بار شکسته شدن آتشبس شده است. اولین بار در ۴ تیرماه بود که جمهوری اسلامی یک کشتی را در نزدیکی عمان هدف قرارداد و آمریکا در پاسخ، رادارهای ساحلی و انبارهای موشکی و پهپادی ایران را بمباران کرد. اما اینیک درگیری محدود بود و بهسرعت متوقف شد. دومین مورد شکسته شدن آتشبس، در هفته گذشته رخ داد که ابعاد وسیعتری به خود گرفت.
پسازآن که دولت آمریکا و عمان توافق کردند کشتیها از مسیر جنوبی تنگه هرمز عبور و مرور کنند، جمهوری اسلامی برای برهم زدن این توافق در فاصله دو روز، ۱۵ و ۱۶ تیرماه، سه کشتی، ازجمله یک نفتکش سعودی و یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع قطر را در آبهای ساحلی عمان موردحمله نظامی قرارداد. در ادامه این ماجرا بود که رئیسجمهوری آمریکا روز سهشنبه ۱۶ تیرماه دستور حمله به برخی مراکز نظامی در بنادر جنوبی ایران را صادر کرد و همزمان با آن معافیت موقت فروش نفت و مشتقات آن را که دربند ۱۰ تفاهمنامه مورد تائید قرارگرفته بود، لغو کرد.
بر طبق گزارش سنتکام، در بامداد چهارشنبه بیش از ۸۰ هدف، شامل سامانههای پدافند هوایی، شبکههای فرماندهی و کنترل، سایتهای ساحلی رادار، تجهیزات مربوط به موشکهای ضد کشتی، همراه با بیش از ۶۰ قایق کوچک سپاه پاسداران در داخل یا نزدیکی تنگۀ هرمز، موردحمله نظامی قرار گرفتند. در این حملات ازجمله جزایر قشم و خارک، بوشهر و اطراف آن ، یک مقر نظامی در شهرستان دشتی و یک مقر نظامی در حوالی شهر چغادک از توابع بوشهر مورد هدف قرار گرفتند. در حمله به بنادر ایران در ۱۶ تیرماه، ۸ پرسنل ارتش در بندر حمیدیه و ماهشهر خوزستان و نیز یک عضو سپاه پاسداران کشته و دو تن زخمی شدند.
ترامپ که در نشست ناتو در ترکیه حضور داشت، روز چهارشنبه ۱۷ تیرماه در گفتگو با خبرنگاران، ضمن حمله شدید لفظی به سران جمهوری اسلامی ، اعلام کرد، تفاهمنامه و آتشبس به پایان رسیده است و دیگر تمایل به تعاملی با آنها را نخواهد داشت.
رئیسجمهور آمریکا بااینحال درباره ادامه گفتوگوها گفت: مذاکرهکنندگان آمریکایی میتوانند با آنها صحبت کنند اما ” تا جایی که به من مربوط میشود، سروکله زدن با آنها فقط اتلاف وقت است”.
او همچنین گفت: ارتش ایالاتمتحده امشب نیز ایران را هدف قرار خواهد داد. در حملات چهارشنبهشب که تا صبح پنجشنبه ادامه یافت نیز متجاوز از ۹۰ هدف از جنوب تا شمال کشور بمباران شد.
بندرعباس، جاسک و سیریک، جزیرۀ ابوموسی ، فرودگاه ایرانشهر، مراکز نظامی بندرعباس و اهواز، پایگاه نظامی چغادک و اسکله صیادی بنود عسلویه، مراکز نظامی همدان ازجمله نقاطی در کبودرآهنگ، دستکم ۱۵ انفجار در چابهار و کنارک ، که در جریان آن، برق بخشهایی از چابهار قطع شد، اسکله بهشتی، اسکله کلانتری و برج کنترل ترافیک دریایی، هدف قرار گرفتند. همچنین یکی از نقاط مسیر ریلی تهران- مشهد، هدف قرار گرفت.
اما در این میان هدف قرار گرفتن پل راهآهن «آقتکه خان» در شهرستان آققلا و در مسیر گرگان-اینچه برون از اهمیت ویژهای برخوردار بود. این پل بخشی از مسیر ریلی اینچهبرون به ترکمنستان است و یکی از کریدورهای مهم حملونقل منطقه، در انتقال کالا از چین، روسیه و آسیای مرکزی است. به نظر میرسد که آمریکا با زدن این پل خواست به جمهوری اسلامی بگوید که نهفقط میتواند بنادر کشور را ویران کند، بلکه قادر است کریدورهای زمینی را نیز تا دورترین نقاط مسدود کند و راه هرگونه صادرات و واردات کالا را در ایران ببندد.
در مورد اهمیت این کریدور برای حملونقل کالاها حتی خبرگزاری فارس نوشت: ” آمریکا با موشکهای کروز، پل راهآهن «آقتکهخان» در شهرستان آققلا، استان گلستان را هدف قرارداد.هدفی استراتژیک در دل کریدور ایران-چین و روسیه-ایرانپل، آقتکهخان فقط یک سازه ریلی معمولی نیست. این پل روی مسیر کریدور بینالمللی چین-قزاقستان-ترکمنستان-اینچهبرون قرار دارد که از مرز شمال شرقی وارد ایران شده و از گرگان به تهران متصل میشود. این مسیر، بخشی از ابتکار کمربند و جاده چین (BRI) است و از شهر شیآن چین تا تهران امتداد دارد.گفتنی است در سال گذشته حداقل ۶۵ قطار از مبدأ چین به ایران آمده بود و بعد از آغاز محاصره ترامپ ضدبنادر ایران، به گزارش رسانههای خارجی، تعداد قطارهای عبوری سه برابر شده بود.نکته کلیدی این است که روسیه از آبان ماه ۱۴۰۴، ارسال کالاهای خود به ایران را از همین مسیر ریلی آغاز کرده بود. به همین دلیل، کارشناسان این حمله را اقدامی فراتر از یک ضربه نظامی معمولی میدانند.حملهای در عمق خاک ایران پس از آتشبس. ”
حملات نظامی گسترده آمریکا در طول دو شب به نقاط و مراکز مختلف از جنوب تا شمال و غرب ایران که انعکاسی از نابرابری قدرت نظامی طرفین درگیر است، خسارات سنگینی برای جمهوری اسلامی در پی داشت، اما ظاهراً دامنه تلفات نیروی نظامی رژیم محدود بوده است. آمار دقیقی هم از تلفات مردم غیرنظامی داده نشده است.
رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: آمریکا در روزهای ۱۷ و ۱۸ تیر ۱۴۰۵ پنج استان ایران را هدف حمله قرارداد؛ حملاتی که تاکنون ۱۴ شهید و ۷۸ مصدوم بر جای گذاشته است. از میان مجروحان، ۴۷ نفر همچنان در بیمارستان بستری هستند و سایر مصدومان پس از دریافت خدمات درمانی ترخیص شدهاند.
در پی حملات نظامی آمریکا، جمهوری اسلامی نیز اعلام کرد دهها نقطه مرتبط با نیروهای آمریکایی هدف قرار گرفتند. سپاه پاسداران اعلام کرد که به کویت، بحرین، قطر، اردن و عراق که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند، حمله کرده است.از وقوع انفجار در پایگاه علی السالم و منطقه بندری کویت خبر داده شد. خبرگزاری فارس نوشت: در پاسخ به دور تازۀ حملات آمریکا، مقر ناوگان پنجم ایالاتمتحده در بحرین، هدف حمله قرارگرفته است. پایگاه آمریکایی «حریر» در استان اربیل در شمال عراق نیز موردحمله قرار گرفت.
سپاه پاسداران با صدور بیانیهای در هم کوبیده شدن مرکز فرماندهی کنترل دشمن در غرب آسیا و پایگاه هوایی دشمن در الازرق اردن را با ۱۰ فروند موشک بالستیک اعلام کرد. اما گزارشهای مستندی از نتایج اهداف موردحمله توسط سپاه پاسداران، تلفات و خسارات نظامیان آمریکائی انتشار نیافته است. در همین حال، سپاه با صدور اطلاعیهای اعلام کرد: تنها مسیر امن عبور از تنگۀ هرمز، مسیر تحت مدیریت ایران است و هشدار داد که به آمریکا اجازه نخواهد داد در این زمینۀ مداخله کند.
با وجود تلاشهای دیپلماتیک برخی کشورهای منطقه، از جمله مذاکرات قطر و پاکستان با سران جمهوری اسلامی و سفر عراقچی به عمان، تشنجات ادامه یافت و درگیریهای نظامی از روز شنبه ۲۰ تیرماه بار دیگر از سر گرفته شد. در پی حمله به یک کشتی تجاری در تنگه هرمز توسط سپاه پاسداران، نیروی نظامی آمریکا شنبه شب، ۱۴۰ هدف نظامی را در بنادر ایران مورد حمله قرار داد و متقابلاً نیروهای نظامی جمهوری اسلامی پایگاههای نظامی آمریکا در کویت، بحرین، قطر، اردن و عمان را هدف قرار دادند. یک کشتی دیگر نیز توسط سپاه مورد حمله موشکی قرار گرفت. در همین حال سپاه پاسداران روز یکشنبه با صدور اطلاعیهای از بسته شدن تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی خبر داد. سنتکام اما اعلام کرد: تنگه هرمز به روی تمام شناورهایی که میخواهند قانونی از این آبراه بینالمللی عبور کنند باز است و آزادی تردد همچنان برقرار است. اوضاع همچنان متشنج است.
بهرغم تمام صدمات نظامی که جمهوری اسلامی در طول سه شب متحمل شد، سؤال این است: با توجه به اینکه در تفاهمنامه، امتیازات فراوانی نصیب جمهوری اسلامیشده است، آیا حمله به کشتیها در مرزهای آبی عمان در تنگه هرمز، ارزش شکسته شدن مجدد آتشبس، حملات نظامی به ایران و در پی آن بیاعتبار اعلام شدن برخی بندهای آن توسط دولت آمریکا را داشت؟
گفته میشود که حمله به کشتیها، اقدام جناح مخالف برای خنثی کردن تلاش جناح مسلط برای توافق و سازش با دولت آمریکاست. گرچه تضاد و کشمکش و تلاش جناح رقیب، برای خنثی کردن اقدامات محور قالیباف- پزشکیان در جهت سازش و توافق با دولت آمریکا، حقیقت دارد، واقعیت، اما این است که آنچه در تنگه هرمرمز می گذرد، تصمیم حکومتی است و نه اقدام گروههای خودسر، جناح رقیب، سپاه پاسداران، کابینه و حتی شورای عالی دفاع امنیت ملی جمهوری اسلامی. از دیدگاه جمهوری اسلامی، در برابر سلطه بر تنگه هرمز، نه ضربات نظامی حائز اهمیتاند و نه آسیبی که از جهات مختلف میتواند به مردم ایران وارد آید. امروز برای جمهوری اسلامی، سلطه بر تنگه هرمز، اهمیتی فراتر از حتی موشکها و برنامه هستهای پیداکرده و به مهمترین سلاح در دست جمهوری اسلامی تبدیلشده است. سلاحی که مستقیماً نهفقط آمریکا و کشورهای نفتخیز حاشیه خلیجفارس، بلکه تمام اقتصاد جهانی را مورد تهدید قرارداده است و حتی میتواند بر توازن قوای قدرتهای امپریالیست جهان تأثیر بگذارد. اگر در تفاهمنامه بهرغم تمام تناقضات و ابهام بندهای آن ، امتیازاتی نصیب جمهوری اسلامیشده است، عمدتاً با اتکا به همین سلطه بر تنگه هرمز بوده است. بنابراین، اگر این سلاح را از دست بدهد، در جریان گفتگوهایی که ظاهراً قرار است برای حل مسائل مورد اختلاف انجام بگیرد، اصلیترین سلاح و ابزار چانهزنی خود را ازدستداده است. درنتیجه، جمهوری اسلامی بر سر سلطه بر تنگه هرمز، به احتمال زیاد کوتاه نخواهد آمد، ولو به بهای درگیریهایی حتی جدیتر از درگیری اخیر. در این میان سؤال دیگر این است که با توجه به اینکه حملات نظامی آمریکا بهطور خاص، تأثیری روی باز شدن تنگه هرمز نداشته، دولت آمریکا سرانجام چه خواهد کرد؟ پوشیده نیست که ترامپ تمایلی به درگیری نظامی گسترده ندارد. وی حتی همزمان با تهدیدات اخیر خود اعلام کرد:” ما به دنبال یک درگیری طولانیمدت نیستیم.” متحدان اروپائی آمریکا نیز کمتر از ترامپ به درگیری و گسترش اقدامات نظامی تمایل دارند. بنابراین، بهرغم اینکه با اعلام پایان آتشبس از سوی ترامپ، وضع تحریمهای جدید علیه جمهوری اسلامی و لغو معافیت موقت فروش نفت و مشتقات آنکه همگی نقض و ابطال تفاهمنامه محسوب میشوند، مذاکره ولو با تاخیر و کمی کشمکش ادامه خواهد یافت و این احتمال هست که ترامپ در ازای گرفتن برخی امتیازات ازجمله بر سر مسائل هستهای، سرانجام به شکلی دوفاکتو،( به حسب یک امر واقع و نه به حسب قانون و حق) امتیاز تنگه هرمز را البته با مشارکت عمان به عنوان شریک کوچکتر، به جمهوری اسلامی بدهد ویکی از معضلاتی را که خودش آفرید، فعلاً حل کند. معهذا باید در نظر داشت که تمام روند مذاکرات، بهویژه اکنون پس از تشدید تضادها، پیچیدهتر، همراه با موانع متعدد و حتی احتمال درگیریهای نظامی مجدد خواهد بود. با تمام این اوصاف، عجالتاً جنگ نتیجه نداده، تکرار آن نیز نتیجه نخواهد داد و بهرغم تمام موانع موجود، مذاکرات ادامه خواهد یافت.




نظرات شما