
اطلاعیهٔ شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
در محکومیت کشتار کردفان و الفاشر؛ جنایات ارتجاع و امپریالیسم در سودان!
مردم بیدفاع سودان بار دیگر قربانی موجی تازه از کشتار و ویرانی شدند. در ایالت کردفان شمالی، نیروهای موسوم به «پشتیبانی سریع» با یورش به روستاها بیش از دویست نفر را قتلعام کردند، خانهها را به آتش کشیدند و داراییهای مردم را غارت کردند. این جنایت بخشی از جنگ داخلی ویرانگری است که بیش از دو سال و نیم است سودان را در خون، گرسنگی و آوارگی فروبرده است.
در شهر الفاشر بیش از دو هزار نفر کشته شدند و نزدیک به ۱.۲ میلیون نفر هجده ماه در محاصره ماندند. نیروهای پشتیبانی سریع با ایجاد موانع دهها کیلومتری مسیر ورود غذا و دارو را بستند. تنها در دو روز گذشته بیش از ۲۶ هزار نفر گریختند و بیش از ۱۷۷ هزار غیرنظامی همچنان در محاصره گرفتارند. در شهر «بارا» نیز نیروهای مهاجم به غیرنظامیان و امدادگران حمله کردند و جنایات تازهای آفریدند.
این جنگ نه تضادی قومی یا مذهبی، بلکه شکلی از جنگ درون طبقاتی میان باندهای سرمایهداری نظامی است. قربانیان همان تودههایی هستند که در خیزش ۲۰۱۹ برای آزادی، صلح و عدالت مبارزه کردند. تاکنون بیش از ۱۵۰ هزار غیرنظامی کشته و ۱۲ میلیون نفر آواره شدهاند و در دارفور صحنههای نسلکشی بار دیگر تکرار شد.
قدرتهای امپریالیستی و متحدان منطقهای، از ایالاتمتحده و اتحادیه اروپا تا حکومتهای ارتجاعی عرب خلیجفارس، با تأمین مالی، تسلیحاتی و سیاسی نیروهای درگیر و حمایت مستقیم از RSF، شریک مستقیم این فاجعه شدهاند. نقش امارات متحده عربی در تأمین تسلیحات، سوخت و منابع مالی و انتقال طلای استخراجشده به بازارهای دبی دیگر غیرقابلانکار است.
“شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست” این کشتارها و جنایات در سودان را بهشدت محکوم و دولتهای امپریالیستی و منطقهای امارات و عربستان سعودی را مسئول و عامل آن میداند. ما خواهان آتشبس فوری در این کشور، پایان تسلیح نظامی باندهای مخوف و جنایتکار دستنشانده هستیم. ما همبستگی خود را با کارگران، زنان و جوانان سودان اعلام میکنیم و بر ضرورت سازمانیابی طبقاتی مستقل و پیوند مبارزهٔ آنان با جنبش انقلابی و سوسیالیستی منطقه تأکید میکنیم.. تنها از مسیر پیکار آگاهانه و ضد نظام سرمایهداری تودهها است که میتوان به چرخهٔ کشتار، گرسنگی و ویرانی در سودان و سراسر آفریقا پایان داد و راه رهایی را گشود.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
یازدهم مهرماه ۱۴۰۴ / دوم اکتبر ۲۰۲۵
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت


در سالهای اخیر به ویژه در سال میلادی جاری، بر بستر بحرانهای جهان سرمایهداری و بروز بحرانهای سیاسی ناشی از آن در برخی از کشورها، شورشهایی علیه وضع موجود صورت گرفت که جوانان نقش برجستهای در آنها ایفا کردند. این جوانان با بکار بردن نشانهها و نمادهایی از فضای مجازی و استفاده از شبکههای اجتماعی هویت خود را به نام «نسل زِد» رقم زدند. اگرچه پیش از این اعتراضات نیز نسل زد که به متولدین اواسط دههی هفتاد تا اواخر دههی هشتاد شمسی اطلاق میشود، و در پی نامگذاری نسلهای قبل با حروف “ایکس” و “وای” صورت گرفته است، با شاخصهایی مانند استفاده از فناوری دیجیتالی، شبکههای اجتماعی گوشیهای هوشمند، همچنین با علاقه به سبکهای خاص فرهنگی، در نوع بیان و پوشش و سرگرمیهای خود شناخته میشد، اما اکنون با ورود مستقیم و فعال این نسل به مسائل سیاسی و اعتراض به بیعدالتی و اقتدارگرایی حکومتها، اصطلاح نسل زد جایگاه ویژهای در ادبیات سیاسی و رسانهای پیدا کرده است، تا جایی که این نسل به عنوان سوژهی اصلی انقلابات عصر حاضر معرفی میشود. به این ترتیب چند نماد از فیلمهای کارتونی جایگزین نمادهای انقلابی میشوند که تاریخی از مبارزات طبقاتی را در پیشینهی خود دارند. مبارزه برای تغییر در جامعه تحتالشعاع مبارزهای مقطعی و موضعی و سطحی قرار گرفته، و تمام شاخصهای دیگری که برای یک کنشگر انقلابی ضروری هستند، از جمله آگاهی انقلابی به حاشیه میروند. هدف اصلی در این راستا تهی کردن مفهوم انقلاب از محتوای اصلی آن یعنی دگرگونی بنیادی در مناسبات طبقاتی و تضعیف طبقهی کارگر در جایگاه توانمندترین و پیگیرترین نیروی اجتماعی در تحولات انقلابی است. در همین رابطه اصولا مفهوم انقلاب نیز به شورشهایی سطحی و زودگذر و در ذات خود مواجه با سرنوشتی ناکام تعریف میشود. به همین دلیل است که حتی در ایران نیز که اصطلاح نسل زد نه در بین خود جوانان رایج است و نه جنبشی با مختصات جنبشهای دیگر در جامعه وجود دارد، از زبان حامیان نظم سرمایهداری با تمام رنگ و لعابهای متنوعی که دارند، از پزشکیان گرفته تا رضا پهلوی و حتی برخی از فعالان صنفی و رسانههای مختلفشان عبارت “نسل زد” به شکلی گسترده مطرح میشود.
اوضاع اقتصادی و معیشتی کارگران و کارکنان شاغل در صنعت نفت طی چند سال اخیر بهشدت رو به وخامت گذاشته است. گرانیها ، تورم افسار گسیخته ، تنزّل ارزش پول و کاهش فاحش قدرت خرید، به تشدید فقر و نداری در صفوف این زحمتکشان دامن زده است تا آنجاکه وضعیت نیروی کار رسمی شاغل در صنعت نفت نیز درحال حاضر به لحاظ معیشتی و اقتصادی فرق چندانی با سایر کارگران و زحمتکشان ندارد.از امتیازات گوناگونی که کارکنان صنعت نفت درگذشته از آن برخوردار بودند، تقریباً چیزی باقی نمانده است.امروز حتی در سطح کارکنان رسمی صنعت نفت، دستمزد ماهانه هزینهها را نمیپوشاند. وضعیت کارگران غیررسمی ازنمونه کارگران ارکان ثالث و پیمانی، قرار دادی، قرارداد موقت و امثال آن که اکثریت بزرگ شاغلین صنعت نفت را تشکیل میدهند، به مراتب بدتر و وخیمتر است. نارضایتی شدیدی درفضای بس ملتهب نفت موج میزند . بهرغم اعمال کنترل شدید پلیسی، روحیه اعتراضی بسیار بالاست و غیر از قشر بسیار نازکی از مدیران رده بالا، نارضایتی در تمام سطوح شاغلین و حتی در میان بازنشستگان صنعت نفت بسیار افزایش یافته است.اعتراضات، تجمعات و اعتصابات مکرر شاغلان بخشهای مختلف و بازنشستگان صنعت نفت و گاز نیز گویای همین واقعیت است.
