درحالیکه هنوز آثار خونهای ریخته شده مردم ایران بر سنگفرش خیابانها پاک نشده، رئیسجمهوری نئوفاشیست آمریکا فرصت را غنیمت شمرده تا باب مذاکره و بده و بستان سیاسی را با رژیم آدمکش و رسوای جمهوری اسلامی بگشاید و اهداف خود را عملی کند.
روز جمعه ۱۷ بهمن دور جدید گفتگوهای دولت آمریکا با رژیم جمهوری اسلامی در مسقط از سر گرفته شد. در پایان مذاکرات هشتساعته، دو طرف رضایت خود را از پیشرفت گفتگوها ابراز داشتند.
ترامپ، در گفتوگو با خبرنگاران اعلام کرد که از نتیجه مذاکرات آغازین با ایران راضی است . گفتوگوهای بسیار خوبی داشتیم و به نظر میرسد که ایران میخواهد به توافق برسد. اوایل هفته آینده دوباره دیدار خواهیم داشت و آنها میخواهند به توافق برسند. رئیسجمهور آمریکا همچنین در مورد شرایط توافق گفت: در وهله نخست، هیچ سلاح هستهای نباید وجود داشته باشد. منظور وی البته این بود که هیچگونه غنیسازی اورانیوم نباید در ایران صورت گیرد.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی نیز با تأکید بر اینکه میتوانم بگویم شروع خوبی بود، افزود: در مورد نفسِ ادامهی گفتوگوها تقریباً توافق نظر وجود داشت و قرار شد این روند ادامه پیدا کند. به نظر من فضای خوبی حاکم بود و در یک جمله میتوانم بگویم که شروع خوبی بود.
وی همچنین گفت: موضوع گفتوگوهای ما صرفاً هستهای است و ما در خصوص هیچ موضوع دیگری با آمریکاییها گفتوگو نمیکنیم.غنیسازی صفر درصد نیز از محدوده مذاکرات خارج است. میزان غنیسازی به نیاز ما بستگی دارد و اورانیوم غنیشده از ایران خارج نمیشود. ادعای عراقچی در مورد غنیسازی البته یاوهسرائی محض است. اگر چنین بود اصلاً گفت گوئی انجام نمیگرفت.
این گفتگوها در شرایطی آغازشده است که رژیم ارتجاعی و آدمکش جمهوری اسلامی از یکسو با کشتار هزاران تن از مردم ایران در عمیقترین بحران به سر میبرد و رسواترین دولت سراسر جهان است. از سوی دیگر، با تهدیدات نظامی دولت آمریکا روبهروست که ناوهای جنگی خود را به همراه پیشرفتهترین سلاحها در اطراف ایران مستقر کرده است و از همین رو نگران است که مورد حملات نظامی آمریکا و اسرائیل قرار گیرد. بنابراین برای نجات خود از مخمصه کنونی شدیداً به ازسرگیری مذاکرات و نوعی توافق با دولت آمریکا نیاز داشت. در طرف دیگر ماجرا، دولت آمریکا نیز با نوعی ابهام در کاربرد نیروی نظامی رو به روست. مطمئن نیست از طریق اقدام نظامی بتواند به اهداف سیاسی خود دست یابد و فراتر اینکه نگران است خود را وارد یک درگیری نظامی کند که ابعاد آن روشن نیست و تمایلی به ورود در آن را ندارد. بنابراین نفعش عجالتاً در این است که با جمهوری اسلامی ضعیف شده و رسوا، وارد گفتگو و معامله شود تا به اهداف خود دست یابد.
این اهداف کداماند؟ اصلیترین هدف دولت آمریکا بهویژه پس از تحولات دو سال گذشته در خاورمیانه این است که در ایران خواه بازور یا مذاکره، رژیمی حاکم گردد که از امپریالیسم آمریکا تبعیت کند تا بدین طریق، تمام منطقه خاورمیانه را یکپارچه در مقابل قدرتهای امپریالیست رقیب، روسیه و چین، تحت سلطه اقتصادی و سیاسی خود درآورد. برای رسیدن به این هدف از مدتها پیش سه خواست خود را که درواقع مفاد تسلیمنامه برای رژیم حاکم بر ایران محسوب میشوند، در برابر جمهوری اسلامی قرار داده است. ممنوعیت غنیسازی اورانیوم در ایران، کاهش برد سلاحهای موشکی ، پایان دادن به حمایت از نیابتیهای خود در منطقه خاورمیانه. اما پوشیده نیست که این هدف فعلاً بهسادگی قابل تحقق نیست. بنابراین اکنون سیاست گامبهگام را برای تحقق هدف خود در دستور کار قرار داده است.
هفته گذشته، جیدی ونس معاون ترامپ اعلام کرد: دونالد ترامپ بارها تأکید کرده که ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد و این موضوع «خط قرمز» واشینگتن است. معنای مشخص این گفتار لااقل در لحظه کنونی این است که موارد دیگر اختلاف، خط قرمز آمریکا محسوب نمیشوند.
همچنین درحالیکه ترامپ در جریان مبارزات دیماه، از مردم ایران میخواست که مؤسسات دولتی را اشغال کنند و ادعا میکرد کمک درراه است که احتمالاً منظورش اقدام نظامی بود، ونس اما در همین گفتگو افزود: ایالاتمتحده ترجیح میدهد هرگونه تغییر در ایران از سوی مردم ایران رقم بخورد و دونالد ترامپ قصد ندارد تجربهای مشابه جنگ عراق در قبال ایران تکرار شود و باوجود آنکه «همهٔ گزینهها» در اختیار اوست، ابتدا تلاش میکند از مسیر مذاکره و راههای غیرنظامی پیش برود.
در بالا اشاره شد که ترامپ نیز در آخرین موضعگیری خود تنها بر این مسئله تأکید کرد که در وهله نخست جمهوری اسلامی نباید سلاح هستهای داشته باشد.
بنابراین روشن است که مذاکرات اخیر نتیجه عقبنشینی هر دو طرف نزاع است. طرفین میکوشند نخست بر سر اختلافات هستهای به توافق برسند. اختلاف هستهای البته میتواند با عقبنشینی جمهوری اسلامی حل گردد و ترامپ آن را یک پیروزی بزرگ برای خود اعلام کند. اما نزاع آمریکا و جمهوری اسلامی با توافق بر سر مسئله هستهای پایان نخواهد یافت و مادام که جمهوری اسلامی موجودیت داشته باشد، بهصورت یک نزاع لاینحل همچنان باقی خواهد ماند.
گزارشهایی که از نخستین اجلاس انتشاریافته حاکی است که نماینده جمهوری اسلامی ظاهراً خواست آمریکا را برای توقف غنیسازی رد کرده اما آمادگی خود را برای گفتگو درباره سطح غنیسازی اعلام کرده است. بدیهی ست که هریک از طرفین نزاع در نخستین دور گفتگو، خواست حداکثری خود را اعلام کنند. در جلسات بعدی است که اصل گفتگو و توافقات انجام میگیرد. جمهوری اسلامی آماده عقبنشینی است، اما میخواهد تا جای ممکن امتیازاتی بر سر لغو تحریمها به دست آورد.
این مذاکرات با استقبال چین و روسیه از حامیان جمهوری اسلامی نیز روبهرو شده است که درگیری نظامی را به نفع خود و منافعشان در ایران و منطقه نمیبینند. سخنگوی دولت روسیه، جمعه ۱۷ بهمن گفت روسیه امیدوار است این مذاکرات به نتیجه برسد و به کاهش تنشها در منطقه کمک کند.
سخنگوی وزارت امور خارجه چین نیز اعلام کرد: امیدوار است همه طرفها از مسیر گفتوگو، اختلافات را حلوفصل کرده و بهطور مشترک صلح و ثبات منطقهای را حفظ کنند. همچنین اعلام کرد پکن با تهدید به استفاده از زور و اعمال تحریمها مخالف است.
با تمام این اوصاف گرچه توافق جمهوری اسلامی و دولت آمریکا بر سر حل نزاع هستهای بیش از هر زمان دیگرمحتمل به نظر میرسد، اما این احتمال نیز وجود دارد که این دور از گفتگوها صرفاً اقدامی از سوی ترامپ برای توجیه افکار عمومی در آمریکا و دامی برای انجام اقدام نظامی در شرایطی باشد که جمهوری اسلامی از پذیرش خواست دولت آمریکا بر سر پرونده هستهای سرباز زند. اینکه ابعاد یک چنین اقدام نظامی در چه محدودهای خواهد بود، دقیقاً روشن نیست.
اما نتیجه این مذاکرات هرچه باشد، ربطی به منافع مردم ایران نخواهد داشت. دو دولت ارتجاعی از زاویه منافع خود وارد درگیری نظامی میشوند یا توافق و سازش میکنند. این واقعیت در جریان مبارزات دیماه برای آن دسته از مردم ایران که به نجاتبخشی از خارج امید بسته بودند یا حتی نجات خود را از شر جمهوری اسلامی در یک جنگ میبینند، باید روشنشده باشد. ترامپ که از مردم ایران میخواست به مؤسسات دولتی حمله کنند و پیدرپی تکرار میکرد کمک درراه است، امروز با همان دشمن سرسخت و بیرحم مردم ایران که قاتل هزاران انسان است سر میز مذاکره و بده و بستان نشسته است. جنگ هم که بشود فقط از زاویه منافع خودشان خواهد بود و فجایع و بدبختیهای آن نصیب مردم ایران خواهد شد. مردم ایران باید از تجربیات فاجعهبار دیماه بیاموزند که هیچ نجاتبخشی از خارج وجود ندارد. باید به خودشان و مبارزهشان متکی باشند. دو دولت ارتجاعی به توافق برسند یا نرسند،جنگ بشود یا نشود، مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی همچنان ادامه خواهد یافت.

حمایت از زندانیان سیاسی و مبارزه برای آزادی آنها یک ضرورت است. نمیتوان و نباید در این شرایط بسیار حساس، تنها به تشریح وضعیت هولناک زندانیان بسنده کرد. باید برای آزادی آنها و خطراتی که آنها را تهدید میکند، دست به اقدام زد. براساس اخبار منتشره تعداد دستگیرشدگان اعتراضات سراسری دیماه به دهها هزار نفر میرسد. فعالین حقوق بشری آمار زندانیان سیاسی را بین ۵۱ تا ۴۰ هزار نفر اعلام کردهاند. زندانیانی که بخشی از آنها با خطر اعدام روبرو هستند.
سرکوب خونین خیزش ۷ دی ۱۴۰۴ جامعه ایران را وارد مرحلهای تازه و سنگین از تجربه تاریخی خود کرده است؛ مرحلهای که نه صرفاً با سکوت و رکود، بلکه با سوگ، اندوه، خشم فروخورده و نوعی بلاتکلیفی جمعی تعریف میشود. خیابانها آرامتر شدهاند، اما این آرامش نه از رضایت، بلکه از زخم است. جامعه زخمی است؛ زخمی از کشتار، بازداشت، سرکوب عریان و تحقیر سیستماتیک. هزاران خانواده داغدار، صدها شهر در بهت و میلیونها انسان درگیر تروما و فرسودگیاند. ما با یک سوگ اجتماعی عمیق مواجهایم که اگر بهدرستی فهم و هدایت نشود، میتواند به فرسایش توان مقاومت و حتی تسلیم تدریجی بینجامد.
در دیماه ۱۴۰۴، ایران وارد یکی از پرتلاطمترین دورههای اعتراض اجتماعی در دهههای اخیر شد. اعتراضها که در واکنش به بحرانهای عمیق اقتصادی آغاز شدند، بهسرعت گسترش یافتند و تودههای وسیعی از جامعه، از جمله دانشجویان، را درگیر کردند. اعتراضات دانشجویی در این مقطع با آن که در واکنش به وخامت معیشتی آغاز شدند، اما بهتدریج به حامل مطالباتی سیاسی، ساختاری و فراگیرتر تحول یافتند و پرسشهای بنیادینی را دربارهٔ کلیت نظام جمهوری اسلامی به میان کشیدند.
کشتاری که در دیماه ۱۴۰۴ اتفاق افتاد، به لحاظ عمق فاجعه و گستردگی آن، در تاریخ صدسالۀ ایران بیسابقه بوده است. جنایتی هولناک که بزرگی فاجعهاش تنها با تجاوز و کشتار و لشکرکشیهای اسکندر مقدونی و چنگیزخان مغول قابل قیاس است. فاجعهای دردناک که با گذشت هر روز ابعاد وسیعتری از زوایای پنهان آن در اینجا و آنجا بازتاب مییابد. درج اسامی ۲۰۰ دانشآموز جانباخته دیماه امسال در کانال تلگرامی «شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران» تنها گوشۀ کوچکی از ابعاد جنایت اخیر جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشته است. یادآوری این تعداد از دانشآموزان کشتار شده، صرفاً اعلام یک خبر نیست، تنها انتشار ۲۰۰ نام نیست. بلکه فریاد بلند یک درد مشترک است. بیان وقوع یک جنایت هولناک است. ستاندن جان ۲۰۰ تن از کودکان ایران است. خالی شدن ۲۰۰ نیمکت از دانشآموزانی است که تنها طی سه روز توسط مزدوران جمهوری اسلامی کشتار شدند. درج این خبر، روایت کشتار ۲۰۰ جانِ پرپر شده و هزاران چشم گریان است. صحبت از قتلعام صدها دانشآموز طی چند روز است. دانشآموزانی که در همین نظام نکبت اسلامی تربیت شدهاند، در کلاسهای درس همین نظام ولایی بزرگ شدهاند، پرورش یافتهاند، آموزش دیدهاند، اما درس زندگی، درس مقاومت و پایداری را نه در سیطره آموزشهای ارتجاعی نظام، که با نشستن بر سر سفرههای خالیشان، با دیدن گرانی و فقر، بیآیندگی و پرتاب شدن همکلاسیهایشان به صف کودکان کار و خیابانی آموختهاند. دانشآموزانی که با دیدن انبوه جنایات جمهوری اسلامی، دیدن فساد و ناکارآمدی و ورشکستگی نظام به مبارزه با ستمگران حاکم بپا خاستهاند. همان دانشآموزانی که سالها در کلاسهای ایدئولوژیک همین نظام فاسد اسلامی نشستهاند؛ درس خواندهاند، سالهای متمادی آموزههای معلمان امور تربیتی را به اجبار تکرار کردهاند، اما اکنون برای دستیابی به آموزش رایگان، رهایی از فقر و فلاکت، پرتاب نشدن به صف کودکان زباله گرد و برخورداری از یک نظام آموزشی مناسب به تظاهرات خیابانی علیه حاکمان اسلامی روی آوردهاند. به مبارزه با حاکمان مستبدی برخاستهاند که زندگی را از پدران و مادرانشان دریغ کردهاند. انواع تبعیضات جنسیتی را بر خواهران و مادرانشان تحمیل کردهاند. آیندهشان را دزدیده، شادیشان را ربوده و امیدشان را به یغما بردهاند. اما پاسخ آدمکُشان رژیم به صدای اعتراضشان ، تنها گلوله بوده است و آتش و سرب. سیاستی که طی ۴۷ سال بیوقفه دنبال شده است.
سوئیس
در پی شکایات متعدد ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در هلند، پلیس این کشور سه حساب کاربری وابسته به هواداران رضا پهلوی را مسدود کرد. در این حسابهای کاربری (اکانتها)، نام، نشانی و اطلاعات شخصی افراد منتشر شده و آنان مورد تهدید قرار گرفته بودند. مسدود شدن این حسابها پس از ارائه شکایات متعدد درباره رفتارهای ایذایی، تهدیدآمیز، زنستیزانه و سرکوبگرانهٔ سلطنتطلبان در تظاهرات و راهپیماییها صورت گرفته است.