فرانسه ظرف هفتههای اخیر صحنه یکی از وسیعترین اعتراضات علیه سیاستهای نئولیبرالی بهویژه در آموزش و پرورش شده است. گرچه اعتراض از مدرسهای در منطقهای حاشیهای و فقیرنشین آغاز شد، اما بهسرعت به صدها مدرسه در پاریس و پس از آن به شهرهای دیگر فرانسه گسترش یافت. جرقه اعتراض در مدرسهای در شمال پاریس زده شد. دانشآموزان مدرسه را تعطیل کردند و به خیابانها آمدند. اخبار این اعتراضات بهسرعت در شبکههای اجتماعی منتشر شد و هر روز تعداد بیشتری از مدارس به اعتصابکنندگان پیوستند.
چرا دانشآموزان به اعتراض برخاستند؟ کمبود معلم، تراکم بیش از حد جمعیت در کلاسها، فرسودگی ساختمانها، نبود میز و صندلی در برخی کلاسهای درس در مناطق حاشیهنشین و فقیر،افت سطح تحصیلی، نبود امکانات بهداشتی و حتی نبود آب آشامیدنی در برخی مدارس، خشم دانشآموزان را برانگیخت. کمبود معلم یکی از معضلات دانشآموزان است. ۱۰ درصد ساعات درسی در کلیه مدارس فرانسه فاقد نیرو و کادر آموزشیاند. این میزان در مدارس مناطق فقیرنشین بیشتر است. بهطور مثال، در مدرسهای در منطقه «سن دُنی» پاریس، یک مدرسه یک سال از داشتن معلم علوم محروم بوده است. در بودجه سال ۲۰۲۶ دولت ماکرون، ۴۰۱۸ شغل معلمی حذف شد که ۱۶۴۵ مورد آن در بخش متوسطه و مابقی در رده ابتدایی بود. فرسودگی ساختمانها و نبود امکانات لازم ایمنی و بهداشتی یکی دیگر از موارد اعتراضیاند. بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از مدارس دولتی فرسوده و فاقد امکانات لازم برای هوای گرم و سرد هستند.
علاوه بر این، از سال ۲۰۱۸ سیستم جدیدی برای پذیرش دانشجویان به راه افتاده است. این سیستم که به «پارکورساپ» موسوم است، از طریق یک پلتفرم دیجیتال پرونده آموزشی و تحصیلی متقاضیان را جهت پذیرش در مؤسسات عالی بررسی میکند. این سیستم با توجه به کیفیت نازل مدارس فقیرنشین و افت سطح آموزشی، تبعیض را تشدید و ادامه تحصیل برای فرزندان اقشار زحمتکش را دشوارتر و یا حتی ناممکن میکند. کنفدراسیون عمومی کار فرانسه (ث. ژ. ت) در بیانیههای هفته اخیر، این سیستم پذیرشی را تبعیضآمیز خوانده و خواستار لغو آن شده است. لازم به ذکر است که راهاندازی این سیستم همزمان با اعمال سیاستهای نئولیبرالی بود که عمدتاً بر پایه خصوصیسازیها از جمله در آموزش و پرورش قرار داشت. علاوه بر بدهی ۳ تریلیون و ۵۹۵ میلیارد یورویی دولت فرانسه، گرایش روزافزون به میلیتاریسم و جنگطلبی موجب افزایش بودجه نظامی و تقویت میلیتاریسم و کاهش بودجههای آموزشی، درمانی و تأمین اجتماعی شده است.
همهگیر بودن مطالبات دانشآموزان موجب شد که پس از گذشت چند روز، بیش از ۸۵۰ مدرسه، یا به عبارتی یکچهارم مدارس، و بیش از نیم میلیون نفر در سراسر کشور به خیابانها آمدند. اعتراضات گرچه با دانشآموزان آغاز شد، اما بهسرعت با همراهی و همبستگی گسترده دانشجویان روبهرو شد. دانشجویان ۳۰ واحد دانشگاهی در حمایت از اعتصاب دانشآموزان به خیابانها آمدند و با تشکیل سپر انسانی، حفاظت از آنها در مقابل پلیس را بر عهده گرفتند. اتحادیه دانشجویی فرانسه در بیانیهای از تعطیلی ۹۰ درصد دانشگاهها در همبستگی با دانشآموزان و مطالبات برحق آنان خبر داد. این پیوند و همبستگی، حاصل سنت و تجارب مبارزاتی عمیق در فرانسه است و اتحادیههای دانشآموزی از دیرباز ارتباط تنگاتنگی با سندیکاها و اتحادیههای دانشجویی داشتهاند و توانستهاند در لحظات تاریخی و حساس مبارزاتی از یکدیگر حمایت کنند.
با گسترش صفوف تظاهرکنندگان، سرکوب و خشونت نیروهای پلیس و امنیتی علیه اعتصابکنندگان نیز تشدید شد. ضربوشتم دانشآموزان به مجروح شدن و بازداشت هزاران نفر منجر شد. شدت خشونت پلیس به حدی بود که یک محصل در یکی از شهرهای شمالی فرانسه بر اثر انفجار بمب آتشزای پلیس دست خود را از دست داد. نوجوان دیگری یک چشم خود را در اثر اصابت گلوله لاستیکی از دست داد. همچنین فک یک دانشآموز نیز شکست. این خشونت بیسابقه علیه دانشآموزان، موجی از خشم علیه پلیس و نیروهای ضدشورش را به همراه داشت و به همبستگی گستردهتر با دانشآموزان منجر شد.
اتحادیههای بزرگ کارگری، از جمله کنفدراسیون عمومی کار فرانسه (ث. ژ. ت)، به حمایت از دانشآموزان روی آوردند. فعالان بخش آموزشی این اتحادیه با حضور در صفوف تظاهرات و اعتراضات و تشکیل سپر انسانی، خود را به حائلی در برابر نیروهای پلیس تبدیل کردند. این اتحادیه با انتشار بیانیههایی ضمن حمایت از دانشآموزان و مطالباتشان، سرکوب و خشونت پلیس را بهشدت محکوم کرد. در بیانیه مورخ ۹ اکتبر این اتحادیه چنین آمده است: «… سازمانهای جوانان مطالبات روشنی دارند که ما نیز با آنها موافقیم: باید برنامهای گسترده برای استخدام نیروی انسانی اجرا شود تا در هر کلاس معلم وجود داشته باشد و شمار کارکنان حوزه سلامت، پشتیبانی آموزشی و مشاوره تحصیلی افزایش یابد. […] نزدیک به ۷ هزار مورد بازداشت موقت ثبت شده است که بسیاری از آنها چیزی جز ارعاب و تهدید نیستند […] سیاستهای ریاضت اقتصادی تمام جامعه را هدف قرار دادهاند: جوانان، مزدبگیران، بیکاران و بازنشستگان. دفاع از حق آموزش، مبارزه با بیثباتی و ناامنی معیشتی و تأمین مالی خدمات عمومی، همگی بخشهایی از یک مبارزه واحد هستند […] کنفدراسیون عمومی کار فرانسه از نیروهای فعال خود میخواهد که همچنان در کنار جوانان بمانند و در محیطهای کار مجامع عمومی برگزار کنند تا مطالبات خود را بیان کنند، دامنه اعتراضات را بهویژه در زمینه دستمزدها گسترش دهند و پیوند و همگرایی میان جوانان و جهان کار را تقویت کنند.»
خانوادهها و والدین دانشآموزان نیز با پشتیبانی از فرزندان خود در محل تجمعات حاضر شدند و برای دفاع از جان آنان در برابر پلیس و نیروهای ضدشورش، سپر انسانی تشکیل دادند. در بخشی از بیانیه «فدراسیون شوراهای اولیای دانشآموزان» که یکی از بزرگترین تشکلهای والدین در فرانسه است، چنین آمده است: «ما مدرسهای دوگانه و نابرابر را نمیپذیریم، مدرسهای که در آن برخورد نابرابر با مناطق مختلف به یک قاعده تبدیل شده است، دسترسی به دانشگاه روزبهروز محدودتر میشود، دانشآموزان دبیرستانی و دانشجویان دیگر امکان بیان آزادانه نظرات خود را ندارند، کاهش منابع و امکانات آموزشی به اولویت سیاستگذاری تبدیل شده و مبارزه با تبعیض به حرفهایی بیعمل محدود میشود. در مقابل، ما خواهان جامعهای عادلانهتر، همبستهتر، دموکراتیکتر و برابرتر هستیم.»
با گسترش حمایتها، معلمان، استادان دانشگاهها و کانون وکلا نیز با حمایت از فراخوان مشترکی برای برپایی تظاهراتی در روز ۱۳ اکتبر، همبستگی خود را با مطالبات دانشآموزان و اعتراض به سیستم تبعیضآمیز و طبقاتی آموزشی اعلام کردند. پیشبینی میشود اعتراض سهشنبه ۱۳ اکتبر به یکی از وسیعترین اعتراضات دهههای اخیر علیه سیاستهای نئولیبرالی و نتایج فلاکتبار ناشی از آن تبدیل شود.
در این مبارزه که از نظر وسعت و رادیکالیسم جزو نمونه های کم سابقه در تاریخ فرانسه است، مسئله تنها کمبود معلم، تعطیلی کلاسها یا فرسودگی ساختمانهای مدارس نیست. این مطالبات، جلوههای عینی بحرانی هستند که زندگی و آینده نسل جوان را هدف قرار داده است. آنچه امروز به اعتراض، تعطیلی مدارس و راهپیمایی در خیابانها تبدیل شده، خشم از کمبودهای صرف در کلاس درس نیست. خشمی علیه تبعیض و نابرابری و خشمی بهخاطر فقدان چشمانداز به آینده است. این خوشههای خشم، شکاف طبقاتی و نظامی مبتنی بر تبعیض و نابرابری را به نمایش میگذارند.
تبعیضاتی که نتیجه سیاستهای ورشکسته نئولیبرالی است که با ریاضت اقتصادی و خصوصیسازی بهداشت و درمان و آموزش و پرورش و قطع هزینههای تأمین اجتماعی همراه بوده و بیش از پیش بار بحران را بر دوش کارگران و زحمتکشان و فرزندان آنها قرار داده و زندگی حال و آینده را از آنها سلب کرده است. این بحرانها گرچه امروز در مدارس و نظام آموزشی به نقطه انفجار رسیدهاند، اما محدود به آن نیز نخواهند بود. پیروزی خیزش و جنبش اخیر نیز منوط به پیوند و گسترش هرچه بیشتر اتحاد و مبارزه با طبقه کارگر آگاه و رزمنده فرانسه و سایر اقشار زحمتکش است.




نظرات شما