هپکو، درس‌هایی که باید آموخت و به کار گرفت

دور جدید اعتراضات کارگران هپکو از روز یکشنبه ۵ مهر با تجمع در محل کارخانه آغاز شد. در چهارمین روز کارگران پس از تجمع در کارخانه از مسیر میدان حافظیه به سمت استانداری دست به راهپیمایی زدند. روز پنجشنبه پس از چند روز اعتراض سازمان تامین اجتماعی اعلام کرد مهدی خطیبی مدیرعامل پیشین “ایران خودرو” را به عنوان “سرپرست گروه صنعتی هپکو” منصوب کرده است. تعیین مدیرعامل به جای سرپرست موقت یکی از خواست‌های کارگران بود (در گزارش رسانه‌ها از مهدی خطیبی به عنوان مدیرعامل جدید کارخانه نام برده شده است). هم‌چنین به کارگران وعده داده شد که دستمزد شهریورماه بزودی پرداخت شده و معوقات بیمه‌ای پرداخت می‌شود. فرماندار اراک نیز اعلام کرد با تسریع در ترخیص تجهیزات گمرکی روند تولید از سرگرفته خواهد شد.

تعیین مدیرعامل متخصص و پاسخگو و پایان اداره طولانی شرکت با سرپرست موقت(چهار ماه اخیر)، پرداخت مطالبات مزدی (بخشی از حقوق مرداد و تمام حقوق شهریور)، رفع مشکلات بیمه‌ای به علت عدم پرداخت بدهی به تأمین اجتماعی و راه‌اندازی تولید پایدار از جمله خواست‌های کارگران هپکو است. از عجایب این سرزمین یکی هم این است ‌که مشکلات بیمه‌ای کارگران هپکو با سازمان تأمین اجتماعی در حالی‌ست که مدیریت کارخانه و بخش عمده سهام در دست همین سازمان می‌باشد!!

اما چه بر سر هپکو (که روزگاری از آن به عنوان “بزرگ‌ترین تولیدکننده ماشین‌آلات راه‌سازی و معدنی خاورمیانه” نام برده می‌شد)  آمده است؟ و تجارب مبارزات کارگران هپکو از سال ۱۳۹۰ تا امروز چه درس‌هایی برای کارگران هپکو و جنبش کارگری دارد؟ ابتدا به موضوع اول می‌پردازیم.

 

هپکو از دیروز تا امروز

شرکت هپکو در سال ۱۳۵۱‌ با مشارکت و سرمایه گذاری سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران “ایدرو” (۵۵ درصد) و خانواده رضایی (۴۵ درصد) تأسیس و در سال ۱۳۵۴ (در زمینی به مساحت ۹۰ هکتار) با ظرفیت اسمی تولید ۵۰۰ دستگاه به بهره‌برداری رسید. در ابتدا هپکو کار را با همکاری شرکت‌هایی از آمریکا، فرانسه، ژاپن و سوئد آغاز کرد.

بعد از قیام سال ۵۷، سهام خانواده رضایی مصادره و “ایدرو” مالک صددرصد کارخانه شد. طرح توسعه هپکو که از سال ۶۳ آغاز شد، ظرفیت تولید ۳۰۰۰ دستگاه ماشین‌آلات مختلف از قبیل کمباین، لودر و بولدوزر و نیز ساخت تجهیزات سد و نیروگاه و غیره  را به عنوان هدف در دستور کار قرار داد. هم‌چنین برای این هدف، ساخت سالن تولید ۶۰ هزار متری با هدف ساخت سازه‌ها و شاسی ماشین‌آلات راه‌سازی و معدنی و گسترش امکانات ساخت داخل با همکاری شرکت لیبهر آلمان (Liebherr) آغاز شد. هپکو در همکاری با شرکت آلمانی از جمله اقدام به تولید بیل مکانیکی کرد، در همکاری با شرکت ژاپنی کوماتسو بولدوزر و لودر تولید شد و در همکاری با شرکت سوئدی ولوو خط تولید لودر متوسط راه‌انداری گردید.

از سال‌های ۷۵ تا ۸۵ (سال واگذاری هپکو به بخش خصوصی) به عنوان اوج رشد و شکوفایی هپکو یاد می‌شود. برای نمونه در اسفند ۸۴ تنها در یک ماه ۳۰۰ دستگاه ماشین‌آلات سنگین در هپکو تولید شد. نه تنها تولیدات از نظر کمی و کیفی ارتقا یافتند، بلکه همکاری و مبادله با شرکت‌های معتبر صنعتی جهان نیز توسعه یافته بود. در سال ۸۵ هپکو تحت شرایطی کاملاً مشکوک به علی اصغر عطاریان بدون مناقصه واگذار گردید. علی اصغر عطاریان از مدیران اولیه جهاد سازندگی بود و از آن زمان رابطه‌ی نزدیکی با بیژن زنگنه (اولین وزیر جهاد سازندگی) و دیگر مقامات حکومتی داشت. علی اصغر عطاریان با روابطی که در حاکمیت داشت، توانست مالکیت چند کارخانه از جمله واگن‌سازی کوثر را بدست آورد و در زمان ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد مالکیت هپکو را نیز بدست آورد.

در سه سال اول واگذاری هپکو به بخش خصوصی (واگن سازی کوثر) یعنی سال‌های ۸۵، ۸۶ و ۸۷ در هپکو ۲۱۴۰، ۲۲۷۹ و ۲۳۹۲ دستگاه تولید شد. اما از سال ۸۸ به یکباره تولید به شدت افت کرد و به ۱۴۰۸ دستگاه رسید. این روند در سال‌های بعد ادامه یافت به‌گونه ای که در سال ۹۱‌ یعنی طی سه سال به ۲۹۱ دستگاه کاهش یافت. تولید در سال ۹۶ به ۷۵ دستگاه و سال ۹۸ به ۵۳ دستگاه رسید. بدین ترتیب از اولین سال خصوصی سازی تا سال ۹۸ تولید ۵/ ۹۷ درصد کاهش یافت!!

از مرداد ۹۹ سازمان تأمین اجتماعی بابت طلب‌های‌اش از دولت، سهام ۵/ ۵۲ شرکت هپکو و بدین‌ترتیب مدیریت هپکو را در دست گرفت. در سال‌های ۱۴۰۰، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ تولید ماشین‌آلات با کمی افزایش به ۱۱۳، ۲۱۶ و سپس به ۳۶۸ دستگاه رسید. سال ۱۴۰۳ تولید بهتر شد و به ۶۱۰ دستگاه رسید، اما سال ۱۴۰۴ بار دیگر روند کاهشی تولید آغاز شد و به ۴۷۸ دستگاه بالغ گردید. اما فاجعه بار دیگر از راه رسید و در ۵ ماهه اول سال‌جاری تنها ۲‌ دستگاه تولید شد. در واقع کارخانه هپکو با آن عظمت و سابقه طولانی در عمل تعطیل گردید.

با تعطیلی تولید، هپکو برای پرداخت هزینه‌های جاری می‌باید ماهانه ۳۵۰۰ میلیارد تومان وام بانکی دریافت کند. کل درآمد شرکت در سه ماهه نخست سال ۱۴۰۵ حدود ۳۹۷ میلیارد تومان بود که نسبت به دوره مشابه سال قبل از آن ۵۳ درصد کاهش نشان می‌دهد. این در حالی‌ست که به نوشته‌ی خبرگزاری دولتی ایلنا، برای تأمین هزینه‌های جاری باید سالانه بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ دستگاه تولید و به فروش برسد. به‌نوشته‌ی همین خبرگزاری قطعات مربوط به ۱۰۸ دستگاه در گمرک متوقف مانده و با مشکل ترخیص مواجه است. براساس همین گزارش تنها ۳۰ درصد از محصولات هپکو در داخل تولید شده و ۷۰ درصد قطعات مربوطه وارداتی هستند. آغاز جنگ و محاصره دریایی تاثیر زیادی در وضعیت هپکو به مانند بسیاری از کارخانجات دیگر گذاشت. برای نمونه تولیدات هپکو پس از جنگ ۱۲ روزه به شدت کاهش یافت و به ۳۰ درصد قبل از جنگ رسید. هم‌چنین ادامه محاصره دریایی برای کارخانه‌ای که ۷۰ درصد قطعات مورد نیاز آن وارداتی هستند، یک فاجعه است.

در طول این سال‌ها تعداد کارگران هپکو نیز همراه با کاهش تولید به شدت کاهش یافت و با اخراج هزاران کارگر هم اکنون تنها ۸۳۰ نفر در کارخانه حضور دارند و کل پرسنل هپکو به ۱۱۷۰ نفر می‌رسد.

 

مبارزات کارگران هپکو

در سال ۱۳۹۰ کارگران هپکو با اعتصاب و بستن درب کارخانه، خواستار پرداخت دستمزدهای معوقه خود شدند. این زمانی است که بخش خصوصی بر هپکو چنگ انداخته و تولید به‌شدت کاهش یافته است. از این به بعد ما شاهد اعتراضات و اعتصابات متعدد کارگران هپکو هستیم. مبارزاتی که چندین سال به صورت مستمر ادامه یافت.

در اسفند ۱۳۹۴ دور جدیدی از مبارزات کارگران هپکو با تجمع در برابر استانداری در اعتراض به شش ماه حقوق معوقه آغاز شد. کارگران اعتصابی در روز ۲۲‌ اسفند از کارخانه به سمت مرکز شهر دست به راهپیمایی زدند.

اعتراض و اعتصاب کارگران هپکو در دی و بهمن سال ۱۳۹۵ یکی از فرازهای باشکوه مبارزات کارگران هپکو و جنبش کارگری بود. در واقع، بعد از خصوصی‌سازی و غارت اموال کارخانه که به کاهش شدید تولید و بحران در هپکو منجر گردید، کارگران هپکو به توالی در اعتراض و اعتصاب بودند.

در دی‌ماه ۹۵، جمعی از کارگران هپکو از اراک به تهران رفته و در برابر ساختمان خصوصی‌سازی دست به تجمع زدند. دستمزد کارگران چهار  ماه به طور ناقص پرداخت شده و پنج ماه هم هیچ دستمزدی پرداخت نشده بود. پس از بازگشت کارگران موج اعتصاب و راهپیمایی آغاز گردید و بیش از ۱۳۰۰ کارگر هپکو روز ۱۸ دی وارد خیابان‌های اراک شده و در میدان مرکزی شهر دست به تجمع زدند. راهپیمایی و تجمع در برابر مراکز مختلف دولتی در این مدت بارها تکرار گردید. این اعتراضات بیش از یک ماه به طول انجامید. از جمله شعارهای کارگران در این روزها شعاری بود که مردم در روزهای قبل از قیام ۵۷ و سرنگونی رژیم سلطنتی سر می‌دادند: “زیر بار ستم نمی‌کنیم زندگی – جان فدا می‌کنیم در ره آزادگی، وای از این وضع – وای از این وضع”. در یکی از این تجمعات و راهپیمایی‌ها، یکی از نمایندگان کارگران در سخنان خود خطاب به نیروی انتظامی که برای سرکوب کارگران بسیج شده بود، گفت: “کارگران از باتوم و زندان نمی‌ترسند چرا که زندگی چنان دشوارو خفت بار شده که باتوم و زندان، از آن بهتر وقابل تحمل‌تر شده است”.

یکی دیگر از فرازهای مبارزات کارگران هپکو به شهریور ۹۶ برمی‌گردد که کارگران هپکو در اتحاد با کارگران آذرآب که کارخانه آن‌ها نیز در پی واگذاری به بخش خصوصی دچار بحران شده بود، وارد خیابان شدند. این‌بار جمهوری اسلامی با خشونت تمام (از ضرب و شتم تا پرتاب گاز اشک‌آور به صورت کارگران) به مقابله با کارگران مبارز هپکو و آذرآب آمد.

اوج مبارزات کارگران هپکو تا سال ۹۹ بود. در سال ۹۸ در حالی که در پی مبارزات شکوهمند هفت‌تپه و فولاد اهواز در سال ۹۷، رژیم تعدادی از کارگران را دستگیر و تعدادی را اخراج کرده بود، کارگران هپکو با وارد شدن شجاعانه به دور جدیدی از مبارزه، این پندار را زدودند که رژیم می‌تواند با دستگیری و اخراج کارگران اوضاع را به نفع خود مدیریت کند. کارگران هپکو در این دور از مبارزات خود بار دیگر به تلفیقی از اشکال گوناگون مبارزه دست زدند، از جمله مسدود کردن خطوط راه‌آهن. در بهمن ۹۹ بار دیگر کارگران هپکو در جریان اعتراضات خود خطوط راه‌آهن را مسدود کردند.

کارگران هپکو در طول این سال‌ها چه با طرح شعارهای بدیع و چه در سخنرانی‌های نمایندگان مبارز خود و چه در اشکال مبارزاتی و استمرار آن، سهم بزرگی در بالا بردن آگاهی طبقه کارگر و تجارب جنبش کارگری داشتند.

در سال‌های بعد و با واگذاری سهام عمده به تامین اجتماعی و بهبود (اندک) وضع تولید اگرچه از اعتراضات کارگران هپکو کاسته شد، اما این اعتراضات ادامه یافت. از جمله تجمع در کارخانه و در اعتراض به افزایش سن بازنشستگی در برنامه پنجساله هفتم (۲۰ خرداد ۱۴۰۲)، یا نصب بنر در اعتراض به برنامه دولتی “هفته کارگر” در اردیبهشت ۱۴۰۳.

 

آیا بحران هپکو قابل حل است؟

با توجه به نبود چشم‌انداز روشنی برای پایان جنگ و محاصره دریایی، به دلیل وابستگی هپکو (و دیگر صنایع ایران) به واردات، چشم‌اندازی برای بهبود تولید در شرایط کنونی وجود ندارد. جمهوری اسلامی در کنار دولت‌های آمریکا و اسرائیل، مسئول به راه افتادن جنگ است و عواقب این جنگ که عموماً بر شانه‌های کارگران و زحمتکشان افتاده است، نتیجه سیاست‌های این دولت‌های ارتجاعی و فاشیست است.

کارگران امنیت شغلی می‌خواهند، کارگران باید بتوانند با دستمزدهای خود یک زندگی انسانی برای خود و خانواده‌های‌شان فراهم آورند. از همین رو دولت مسئول بروز این وضعیت فاجعه‌بار است و باید در برابر خواست‌های کارگران پاسخگو باشد.

کارگران باید بدانند که با ادامه سیاست‌های کنونی جمهوری اسلامی هیچ چشم‌اندازی برای بهبود شرایط‌شان وجود ندارد و تا زمانی که در سطح سراسری متحد نشوند، نمی‌توانند در راستای منافع خود گام‌های مؤثری بردارند. تجارب هپکو و بسیاری از کارخانجات دیگر از جمله در همین شهر اراک که همگی در بحران قرار دارند، در برابر چشمان ما است. به همین دلیل باید در تمامی محیط‌های کاری متشکل شد. با پیوستن تشکل‌های کارخانجات و دیگر محیط‌های کاری به یکدیگر، طبقه کارگر خواهد توانست به عنوان بزرگ‌ترین گروه اجتماعی، به عنوان طبقه‌ای که نقشی تعیین‌کننده در تولید جامعه دارد، پرچم مبارزه علیه نظم ستمگرانه سرمایه‌داری حاکم را برافراشته نماید.

 

متن کامل نشریه کار شماره  ۱۱۸۹ در فرمت پی دی اف:

 

POST A COMMENT.