دفاع از مبارزات مردم آری! دنباله‌روی از بورژوازی و ناسیونالیسم نه!

جنبش زن- زندگی – آزادی که یکی از مهم‌ترین رویداد‌های مبارزاتی مردم ایران علیه رژیم ستمگر حاکم بر ایران است، به لحاظ نقشی که به‌ویژه زنان تحت ستم در آن ایفا نمودند و تأثیراتی که از خود برجای نهاده است، متمایز از تمام جنبش هائی است که تاکنون علیه جمهوری اسلامی شکل‌گرفته است. این جنبش پس از چهار ماه ادامه در سراسر ایران، توسط جمهوری اسلامی سرکوب شد، بااین‌وجود زنان تلاش کرده‌اند، برخی دست آوردهای این جنبش را به‌رغم مقاومت ارتجاع حاکم حفظ کنند.

مردم مبارز کردستان همان‌گونه که پس از قتل ژینا نقش مهمی در برپائی جنبش زن، زندگی، آزادی بر عهده گرفتند، همه‌ساله مستثنا از این‌که سازمانی فراخوان بدهد یا ندهد، در ۲۵ شهریور با برپائی اعتصاب یاد ژینا را گرامی می‌دارند و بر این جنبش ارج می‌نهند. سال گذشته، فراخوانی برای برپائی اعتصاب داده نشد، اما خود مردم به‌رغم تمام تهدیدها، بازداشت‌ها و لشکرکشی‌های نظامی رژیم آدم کش، با ابتکار تشکل‌های محلی، اعتصابی عمومی برپا کردند و در برخی از شهرها نظیر سقز و دیواندره صد درصد مغازه‌ها تعطیل شد.

امسال اما در سالگرد این جنبش، احزاب ناسیونالیست کرد به دلایلی که توضیح داده خواهد شد، فراخوان اعتصاب عمومی صادر کردند و از تشکل‌های دیگر هم خواستند از آن حمایت کنند. به‌رغم احضار گسترده فعالین توسط دستگاه امنیتی رژیم، بازداشت، تهدید و هشدار، و استقرار واحدهای ضد شورش در مراکز شهرها، این اعتصاب گسترده‌تر از سال قبل برگزار شد و بر طبق گزارش سازمان حقوق بشری هه نگاو، لااقل در ۱۱ شهر به درجات مختلف ، کسبه مغازه‌های خود را در ۲۵ شهریور بستند و به اعتصاب روی آوردند .

تا جایی که پای مبارزات مردم کردستان در میان است، مبارزه‌ای برحق و قابل تائید و ستایش است، اما در این میان مسئله احزاب ناسیونالیست کرد و اهداف آن‌ها مسئله دیگری است.

این اعتصاب عمومی مغازه‌داران کردستان، به‌ویژه امسال برای ائتلاف سیاسی احزاب کرد، حائز اهمیت ویژه بود. از همین رو تلاش کردند حمایت برخی گروه‌ها و سازمان‌های دیگر ایرانی را نیز جلب کنند. لذا تعدادی از تشکل‌های جریانات بورژوائی و ناسیونالیست ایرانی ، کنگره آزادی، متشکل از ملی‌گراها و جناحی از سلطنت‌طلبان، گروه‌های ملی و قومی از نمونه“همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران” “کُنگرهٔ ملیت‌های ايران فدرال” و سازمان‌های رفرمیست از نمونه حزب چپ، سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) هیئت اجرائی، حزب کمونیست آقای تقوایی، اکثریتی ها،  از فراخوان مشترک احزاب ناسیونالیست کرد حمایت کردند و برخی از آن‌ها حتی شعار اعتصاب سرا سری را سر دادند.  در این میان یکی از این سازمان‌ها ” راه کارگر ، جناح هیئت اجرائی ” که دشمنی خاصی با شورا و حکومت شورایی دارد و در این آرزو به سر می‌برد که روزی بورژوازی ایران مجلس مؤسسان محبوب این گروه را در ایران برپا کند، سازمان‌های کمونیست ایران را که از فراخوان احزاب ناسیونالیست حمایت نکردند، به همراه  شعار کارگری نان، کار و آزادی ، موردحمله قرارداد  و ادعا کرد “چپ‌های استالینی و حزب ـ دولتی نیز انقلاب زنانه ایران را غیر طبقاتی ارزیابی می‌کنند و شعار زیبای این جنبش انقلابی را عملاً در برابر و رقیب شعار «نان، کار، آزادی» ارزیابی کرده‌اند.” تا جایی که به سازمان ما به‌عنوان یک سازمان کمونیست برمی‌گردد، ادعای این گروه چیزی جز یک یاوه‌سرائی نیست.  برعکس ما بر این باور بوده و هستیم که در حکومت شورایی ، هیچ حزبی نمی‌تواند حکومت کند، بلکه حکومت در دست کارگران و زحمتکشان متشکل شده در شوراهاست. خوب است این گروه در محدوده سواد و اطلاعاتش در مورد سازمان‌های دیگر اظهارنظر کند. ما درعین‌حال بر این باور نیستیم شعار زن، زندگی ، آزادی رقیب شعار کارگری ما، کار، نان، آزادی، حکومت شورایی است. این شعار را سازمان ما بیش از سه دهه پیش مطرح کرد و تا سرنگونی بورژوازی و استقرار حکومت شورایی به‌جای خود باقی است و رقیبی هم ندارد. در سال ۹۷ هم کارگران هفت‌تپه با توجه به نیاز مبارزه فوری‌شان تغییراتی در این شعار دادند و کلمات کار و نان را  پس‌وپیش کردند و خواستار اداره کردن شورائی هفت‌تپه شدند . درحالی‌که شعار زن، زندگی، آزادی، شعاری است که در سال ۱۴۰۱

مرتبط با جنبش معین دیگری، یک جنبش عموم خلقی و متشکل از زنان و مردان طبقات و اقشار مختلف مطرح شد، توانست در آن مقطع نقش خود را در بسیج زنان ایفا کند و با سرکوب این جنبش، دوران آن‌هم به پایان رسید. این گروه دنبالچه احزاب ناسیونالیست در ادامه، ادعای دیگری را نیز مطرح کرد، مبنی بر این‌که گویا در ایران هم‌اکنون یک انقلاب اجتماعی در جریان است و این “انقلاب اجتماعی، که در بطن جامعه جریان دارد و همه عرصه‌های زندگی اجتماعی را دگرگون کرده است” برخاسته از شعار زن، زندگی و آزادی و جنبش مرتبط با آن است. واقعاً شنیدنی است ، جنبشی که اقشار مختلف مردم به‌ویژه زنان در آن شرکت داشتند ، تبدیل می‌شود به یک جنبش طبقاتی و اگر کسی اطلاعی نداشت باید بداند که آنچه در لحظه کنونی در برابر چشمان ما جریان دارد، سلطه ارتجاع هار نیست، که روزمره مردم را سلاخی می‌کند،  بلکه یک انقلاب در جریان است ، “انقلابی اجتماعی که همه عرصه‌های زندگی اجتماعی را دگرگون کرده است.” حالا هدف واقعی این گروه از این‌همه یاوه‌سرائی چیست؟ می‌خواهد بگوید چرا  سازمان‌های کمونیست از فراخوان احزاب ناسیونالیست کرد حمایت نکردند. گویا لازم است این موضوع را توضیح دهیم تا این گروه دنباله‌رو بورژوازی بفهمد چرا کمونیست ها دنباله‌رو فراخوان سازمان‌های ناسیونالیست نشدند و در محدوده‌ای که توانستند به اشکال دیگر در سالروز این جنبش، یاد ژینا و جنبش زن، زندگی، آزادی را گرامی داشتند . بابیانی صریح و روشن باید گفت ،کمونیست‌ها قوی باشند یا ضعیف، از فراخوان هیچ جریان بورژوائی حمایت نمی‌کنند، استقلال طبقاتی خود را حفظ می‌کنند و کارگران و زحمتکشان را به دنباله‌روی از بورژوازی فرانمی‌خوانند. می‌خواهد بورژوازی حاکم باشد، یا مغلوب و غیر حاکم. این سیاست کلی کمونیست‌هاست. روشن شد؟ اما باید بر سر این ماجرا به یکی ، دو نکته دیگر هم اشاره کرد. باید دید ازنظر سیاسی هدف احزاب ناسیونالیست کرد به‌ویژه از فراخوان اخیر چه بود؟ آیا واقعاً ارج نهادن بر یک جنبش مبارزاتی بود؟ در واقعیت نه! هدف نخست آن‌ها این بود که پس از افشای همکاری این چند جریان کرد که قرار بود نقش پیاده‌نظام ارتش‌های آمریکا و رژیم نژادپرست اسرائیل را در جریان جنگ ایفا کنند، از طریق این فراخوان ، به نحوی این لکه ننگ را پاک کنند. ازاین‌رو خیلی مایل بودند به اسم بزرگداشت یک جنبش مبارزاتی مردم ، این کار را بکنند و سازمان‌ها و گروه‌های دیگر نیز از این فراخوان حمایت کنند. نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، نقشی است که می‌خواهند پس از تحولات اخیر در جنبش مردم کردستان در سطح منطقه، در ایران بر عهده بگیرند. پس از کنار گذاشتن سلاح توسط کردهای ترکیه و سوریه و وارد معامله شدن با بورژوازی ستمگر  و نیز سیاست دولت آمریکا در حمایت از برجای ماندن جمهوری اسلامی در ایران ، هدف آن‌ها از این فراخوان نشان دادن قدرت و نفوذ خود در میان مردم کردستان و  به نحوی اعلام آمادگی برای مذاکره  و کنار آمدن با جمهوری اسلامی است. این را لااقل برخی از این احزاب درگذشته، در عمل هم نشان داده‌اند و اکنون نیز در هر اظهارنظری به اشکال مختلف گاه صریح و گاه پوشیده اعلام می‌کنند که می‌خواهند “مبارزه مدنی” “مسالمت‌آمیز” داشته باشند و از طریق مذاکره مطالباتشان را عملی کنند. به نظر نمی‌رسد در مورد حزب دمکرات ، پژاک و حزب آقای مهتدی که نیروهای اصلی ائتلاف سیاسی کرد را تشکیل می‌دهند، شک و تردیدی وجود داشته باشد. دبیر کل حزب دمکرات بر سر میز مذاکره توسط جنایتکاران حاکم بر ایران به قتل رسید، اما این حزب هیچ‌گاه مذاکره و توافق با رژیم ارتجاعی و آدم کش حاکم بر ایران را رد نکرد. پژاک حتی پیش از تحولات اخیر در جنبش مردم کرد سوریه، مکرر تمایل خود را به کنار آمدن با رژیم حاکم نشان داده بود . حتی نوشته‌ای در حمایت از جمهوری اسلامی انتشار داد و تنها زیر فشار طرفداران خود آن را پس گرفت و نظر شخصی اعلام کرد. آقای مهتدی و حزبش نیز از وقتی‌که به‌ویژه به‌افتخار سوسیال‌دمکراسی نائل‌آمده‌اند، بر سر سازش و توافق نه‌فقط با جمهوری اسلامی بلکه با فاشیست‌های سلطنت‌طلب هم مشکلی ندارد. اما تجربه تمام دوران موجودیت جمهوری اسلامی نشان داده که این سیاست جز شکست و سرافکندگی نتیجه‌ای در پی نداشته و نخواهد داشت.

بااین‌همه، اگر سازمان‌های ناسیونالیست‌کرد تمایل به سازش با بورژوازی ملت ستمگر دارند، علت آن را باید در ماهیت طبقاتی این احزاب و سازمان‌ها جستجو کرد. افق دید آن‌ها از محدوده نظم موجود فراتر نمی‌رود. برنامه حداکثر آن‌ها حتی اگر جمهوری اسلامی هم سرنگون‌شده باشد، درنهایت نوعی فدرالیسم است که با طبقه سرمایه‌دار حاکم ستمگر همکاری کنند و از نوعی خودمختاری دست‌وپاشکسته اداری برخوردار باشند.

اما مستثنا از خواست آن‌ها در ایران رژیمی به‌غایت ارتجاعی حاکم است که می‌خواهد موجودیت ننگینش را با دیکتاتوری عریان افسارگسیخته حفظ کند. در همان حال شرایط جامعه ایران به‌گونه‌ای است که مردم سراسر ایران ازجمله مردم کردستان نمی‌توانند جز از طریق یک انقلاب رادیکال از شر مصائب این نظم ستمگرانه رهایی یابند و چنین انقلابی فقط می‌تواند انقلاب سرا سری کارگران و زحمتکشان تمام ملیت‌های ساکن ایران باشد. تنها این انقلاب است که می‌تواند توده‌های زحمتکش و ستمدیده سراسر ایران ازجمله مردم کردستان را که در شوراهای مسلح خود متشکل شده‌اند، بر سرنوشت خود حاکم سازد و نه دستورات احزاب و مقامات از بالا و از مرکز یا فرامین و تصمیم‌گیری‌های احزاب از بالای سر مردم. آنچه ما خواهان آن هستیم اتحاد کارگران و زحمتکشان تمام ملیت‌های ساکن ایران، برای استقرار نظمی است که مردم را بر سرنوشت خود حاکم سازد، خودشان تصمیم بگیرند و مطالباتشان را عملی کنند و منتظر نمانند که کسی از بالا برای آن‌ها تصمیم بگیرد که این مطالبات را بدهد یا ندهد. تجربه چهل‌وهفت سال حاکمیت ستمگرانه جمهوری اسلامی بر ایران و پیش از آن استبداد و شوونیسم طبقه حاکم در دوران نظام سلطنتی پهلوی‌ها در ایران نشان داده است که راه نجات مردم کردستان و تحقق مطالباتشان، ازجمله مطالبه ملی‌شان در همین است. مبارزه سازش‌ناپذیر با ستمگران حاکم بر ایران، قیام مسلحانه سرا سری برای سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار نظمی شورایی. آنچه را که برنامه فوری سازمان فدائیان(اقلیت) اجرای بی‌درنگ آن را از حکومت شورایی در رابطه با ملیت‌های ساکن ایران خواسته این است که اتحاد تمام ملیت‌های ساکن ایران باید داوطلبانه و آزادانه باشد و هرگونه الحاق و انضمام اجباری مردود اعلام شود.

هرگونه ستم، تبعیض و نابرابری ملی، فوراً و بدون قید و شرط ملغی گردد. هرگونه امتیاز برای یک ملیت خاص ملغی شود و هیچ امتیازی به هیچ ملیت و زبانی نباید داده شود. تمام ملیت‌های ساکن ایران باید از این حق برخوردار باشند که آزادانه به زبان خود سخن بگویند، تحصیل کنند و در محل کار، مجامع و مؤسسات عمومی، نهاده‌ای دولتی و غیره از آن استفاده نمایند.

تقسیمات جغرافیائی و اداری موجود که توسط رژیم‌های ستمگر حاکم بر ایران، مصنوعا ایجادشده‌اند، باید ملغی گردند. مناطقی که دارای ترکیب و بافت ملی و جمعیتی ویژه‌ای هستند، محدوده‌های جغرافیائی و اداری خود را توسط شوراهای منطقه‌ای تعیین نمایند و از خودمختاری وسیع منطقه‌ای برخوردار باشند.

اداره امور مناطق خودمختار، بر عهده شوراهای منطقه‌ای منتخب خود مردم منطقه خواهد بود که بر مبنای اصل سانترالیسم دمکراتیک سازمان می‌یابند.

مردم مناطق خودمختار از طریق شوراهای منتخب خود، در کنگره سرا سری شوراهای نمایندگان کارگران و زحمتکشان در تعیین سیاست‌های عمومی و مسائل مربوط به اداره امور سراسر کشور، مداخله خواهند داشت. ما از مردم کردستان می‌خواهیم که بر این خواست ها پافشاری کنند و برای تحقق آن ها به برپائی انقلاب سراسری کارگران و زحمتکشان در ایران یاری رسانند.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۸۷در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.