بولد خبر ۲۰۰ میلیون دلار دزدی، انحرافی است، آن را دامن میزنند تا بر ۹۴ میلیارد یورو (نزدیک ۱۰۰ میلیارد دلار) که بازرسی کل کشور عنوان میکنند که از کشور خارجشده و بازنگشته سرپوش بگذارند. سالهای سال است رژیم به دنبال بازگرداندن ۷ میلیارد دلار پول از کره که هنگام انتقال به قطر ۶ میلیارد شد جاروجنجال راه انداختهاند. اگرچه پول کمی نیست ولی ۹۴ میلیارد یورو یعنی ۱۶ برابر این پول از کشور خارجشده و بازنگشته اما آب از آب تکان نمیخورد. ۹۳ هزار میلیارد تومان از ثمره دسترنج کارگران فولاد مبارکه چپاول میشود، اما چپاولگران را به مردم معرفی نمیکنند. هزاران مانند این در زمان حیات بهاصطلاح رهبر کشور انجامگرفته اما بیسرانجام پروندهها بسته میشوند. کار بهجایی میرسد که یکی از بزرگترین دزدان این کشور (بابک زنجانی) مأموریت نجات اقتصاد ویران را پیدا میکند. برای کارگران و زحمتکشان، مبارزه با این فساد عظیم که به تمام جوارح کشور سرایت و همه را آلوده کرده است یک جنگ واقعیست. جنگی که هزینهای بسیاربسیار بیشتر از جنگ با امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل بر ملت تحمیل کردهاست. دشمن مردم، تنها در ورای مرزها نیست قدارتر از دشمن خارجی دزدان و انگلهایی هستند که کشور را به افلاس کامل کشاندهاند. هرچه غارتگران دزدی و چپاول میکنند، میخواهند دوباره با ستمگری بیحساب و کتاب، از جیب مردم ستمدیده بیرون بکشند. بستن مالیاتهای سر سام آور بر مردم فقیر. مالیات پنهان که بیش از ۹۵٪ آن به نام ارزش افزوده بر فقیرترین لایهٔ اجتماع یعنی کارگران و زحمتکشان و بازنشستگان تحمیل میگردد. گرانی آب و برق و گاز و اینترنت و نان و گوشت و مرغ و بنزین و کوفت و زهر مار کمر مردم فقیر و تهیدست را شکسته، حداقل حقوق کارگران حتی کفاف کرایه خانهٔ یک خانوادهٔ کارگری را نمیدهد. تورم سرسام آور ۸۸.۹ درصدی نقطه به نقطه و ۱۳۴ درصدی خوراکیها سفرههای مردم را کاملاً تهی کرده است. هزینههایی که برای تقویت ارتجاع بر مردم تحمیل میگردد مانند هزینهٔ هرساله اربعین که بالغ بر صدها و هزاران میلیارد میشود، هزینهٔ پرچمداران که تنها در جهت رقابتهای درونی حکومت صورت میگیرد، حقوقهای میلیاردی امثال محسن رضایی که کم نیستند، اختصاص بودجههای کلان به ارگانهای مذهبی برای حفظ قبور و انتشار مطالب فلان و بهمان شخص مرتجع، همه مردم را به ستوه آوردهاست. دشمن اصلی این ستمدیدگان اینجا در داخل است. دشمن بیرونی هم کاملاً نشات گرفته از سیاستهای ارتجاعی وخانمان برانداز همین دشمن داخلی است. کجا باید گفت که یک بازنشستهٔ این کشور در سن ۶۵ سالگی با چند بار جراحی قلب و نصب باطری (پیسمیکر) ظلم بزرگی است که برای تأمین معاش خانواده به مسافر کشی روی بیاورد؟
سالیان سال است که عدهای برای انتقال بحرانهای داخلی و چپاول سرمایهٔ ها به بهانهٔ درگیری با بهاصطلاح استکبار و یا به بهانهٔ دور زدن تحریمها و یا قبضهٔ مراکز تولیدی، صنعتی، خدماتی با عنوان خصوصی سازی، هستی کشور را به غارت بردهاند و برای حفظ و تداوم این وضعیت به تنشهای بینالملی دامن زده و میزنند. این مرتجعین، گمان نمیکردند که تنشها به جنگی ویرانگر بدل شود. با اطمینان میگفتند جنگ نخواهد شد. این سیاست اکنون به جنگی تمام عیار تبدیل شده که غارت شدگان را در وضعیتی بدتر از بد گرفتار کردهاست. اگر آمار اثرات ویرانگر جنگ بر زندگی مردم بخصوص کارگران و زحمتکشان فهرست شود، مثنوی هفتاد من کاغذ میشود. شبانه روز هم بر طبل جنگ میکوبند تا ادامه پیداکند. نانشان براه و زندگیشان تأمین است و کاری هم به وضعیت اسفبار مردمی که کمرشان زیر بار این جنگ تا شدهاست ندارند. کسی دو عکس از خرید یک آدم فقیر و یکی از این حضرات جنگ طلب گرفته بود. در یکی از چرخهای حمل خرید یک عدد مرغ، کمی سیب زمینی و پپاز و در دیگری فقط چندین کیلو گوشت گوسفندی و ماهی و مرغ و انواع میوهٔ اعلا و کنسرو و… بود که از چرخ خرید سر ریز میکرد. به کی باید گفت این ظلم است. این ستم طبقاتی ست. چگونه باید بگوییم این وضعیت نباید تداوم یابد؟ چگونه بگوییم جنگ و ادامهٔ آن برای عدهای نعمت و برای اکثریت مردم هستی بر باد ده شدهاست.؟ ۴۵۰ تا ۵۰۰ هزار نفر از کارگران صنایع بیکار شدهاند. چند میلیون نفر هم از قشر متوسط درآمدهای جزئی یا کلی خود را از دست داده و به خیل کارگران بیکار پیوستهاند که شغل هم ندارند. این وضعیت فلاکتبار، تاکی باید ادامه یابد؟ آیا اصلاً جنگ برای جمهوری اسلامی واسرائیل تمام شدنی هست؟ آیا با وجود جمهوری اسلامی غارت منابع و حیف ومیل ثروت کشور توسط بنیادهای ریز و درشت پایانی دارد؟ ما میگوییم تا جمهوری اسلامی با هر تغییری هم از بالا وجود دارد، این ستم و استثمار و بیحقوقی و جنگ به شکلهای مختلف ادامه خواهد یافت
نه به جنگ، نه به اعدام، نه به جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
۱۶ مرداد ۱۴۰۵
یک رفیق هوادارا سازمان – داخل کشور




نظرات شما