اولین ساعات بامداد سهشنبه ۶ مرداد سال جاری، صحنه رویارویی دو صف در مقابل یکدیگر بود. در یک صف، جمهوری اسلامی و عوامل و ابزار سرکوبش که چوبههای دار به پا میکردند و در صف دیگر، تودههای مردمی که برغم جو امنیتی و سرکوب، دیوارهای ترس و هراس را در هم شکسته بودند و علیه دار و اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی ۲۳ ساله و امیرحسین صفری حسین آبادی ۲۹ ساله، از معترضین دیماه ۱۴۰۴ در پرونده موسوم به میدان علیخانی أصفهان در خیابان حضور یافته بودند.
با اینکه دهههاست بساط سرکوب و کشتار و اعدام به راه است، اما این اولین بار بود که جمهوری اسلامی اعدام مخالفین و معترضین سیاسی را در ملأعام اجرا میکرد. پیشتر از این، جمهوری اسلامی بارها اعدام در ملأعام را عمدتاً در مورد زندانیان عادی به مورد اجرا درآورده و تودههای ناآگاه را به عنوان تماشاچی بسیج کرده بود، اما این بار موضوع متفاوت بود: این بار حکم قتل دولتی در مورد مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی و معترضین دیماه ۱۴۰۴ بود، آنهم در شرایط جنگ و فضای رعب و وحشت ناشی از آن.
ضمناً این بار تودههای مردمی که در میدان حضور یافتند، تودههای مردم آگاه، بیدار و شجاعی بودند که در اعتراض به سرکوب و خشونت برخاسته بودند، آنهم در شرایطی که جمهوری اسلامی با تمام قوا و با امنیتی کردن فضا، بیمحابا به اعدام و کشتار ادامه میدهد تا قدرقدرتی خود را به نمایش بگذارد.
اما هدف از اعدام مخالفان سیاسی در ملأعام در چنین شرایطی چیست؟ در وهله اول، ایجاد ترس و رعب و وحشت بیشتر به منظور جلوگیری از اوجگیری اعتراضات و خیزشهای تودهای جدید علیه جمهوری اسلامی است. اعدام در ملأعام همچنین حاوی این پیام سیاسی به میلیونها تن از تودههای مردم است که صف خود را سالهاست از جمهوری اسلامی جدا کردهاند: حکومتی مرگآفرین که قدرتش را با مرگ و کشتار به نمایش میگذارد.
یکی از اهداف دیگر جمهوری اسلامی، نشان دادن توان سرکوب و تقویت روحیه نیروهای خودی است که در بحبوحه رویدادهای چند ماه گذشته، از جمله درگیریهای خیابانی، از دست دادن سران جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی و جنگ، روحیه خود را باختهاند.
از دیگر اهداف این اقدام وحشیانه، آنهم در ملأعام، ارزیابی واکنشها، پیامدهای اجتماعی و بازتاب آن در جامعه است، چرا که جمهوری اسلامی هم درگیر جنگ با نیروهای خارجی است و هم در جنگ تمامعیار با تودههای مردم، کارگران و زحمتکشان. رصد افکار عمومی و بازتاب این اقدام در شبکههای مجازی و افکار عمومی ایران و جهان، برای ارزیابی هزینههای احتمالی سیاسی داخلی برای جمهوری اسلامی حائز اهمیت است.
علاوه بر حضور شجاعانه مردم علیه اعدام، پیامد این جنایت در روزهای پس از اجرای این حکم قرونوسطایی نشان داد که شجاعت در حال تکثیر است. ساعاتی پس از این جنایت، گروهی از مردم و بهویژه جوانان، برغم اعمال خشونت نیروهای سرکوب علیه معترضین، با تجمع در زیر پل خواجوی اصفهان، ترانه «مرغ سحر» را سر دادند.
پس از اجرای این حکم قرونوسطایی، رصد مخالفین و معترضین این حکم آغاز شد. خبرگزاری میزان با انتشار متن شدیداللحنی به تهدید معترضین، بهویژه معترضین شناختهشده، پرداخت و تهدید کرد در صورت مخالفت با این احکام، با آنها بهشدت و بدون ارفاق برخورد خواهد شد.
غلامحسین محسنی اژهای، جلاد معروف که برای دومین بار در رأس دستگاه سرکوب رژیم قرار گرفته، گفت که جمهوری اسلامی با تمام قوا به اعدامها ادامه میدهد.
خبرگزاری تسنیم ـ بلندگوی تبلیغاتی سپاه پاسداران ـ نیز با انتشار مطلبی به افراد شناختهشدهای که به این جنایت اعتراض کرده بودند، هشدار داد.
در واقع، در پشت صحنه نمایش قدرقدرتی جمهوری اسلامی، هراس و ترسی عظیم است، هراس از خیزشها و اعتراضات آتی که در صورتی که متشکلتر، پیوستهتر و سراسریتر از گذشته باشند، قادر خواهند بود به ماشین سرکوب و کشتار جمهوری اسلامی پایان بخشند.
از همین روست که یکی از دغدغههای عوامل و فعالان رسانهای و اتاقهای فکر جمهوری اسلامی، رصد و ارزیابی افکار عمومی، پیامدها و هزینههای سیاسی سیاستها، بهویژه نحوه اعمال سرکوبهای وحشیانه است.
اخیراً احمد قدیری ابیانه، از پژوهشگران اتاق فکر جمهوری اسلامی و فرزند «دیپلمات» پیشین جمهوری اسلامی در استرالیا، به اظهار نظر پیرامون سیاستهای سرکوب و چگونگی و نحوه اعمال آنها پرداخت. او در فایل صوتی که اخیراً در شبکههای اجتماعی منتشر شده، از جمله به هزینههای احکام اعدام اشاره میکند.
او در مورد کشتار دیماه و اعدامهای پس از آن چنین میگوید: «اگر اینها در صحنه به درک واصل میشدند، هزینهاش برای نظام بسیار کمتر از این بود و هست که بخواهین اینها را دونهدونه اعدام کنید و هر کدومشون بشه یک پرونده فشار علیه جمهوری اسلامی. با هر منطقی، با هر زاویه دیدی که نگاه کنی، میبینی درست این بود که در یک اقدام قاطع، یک ضربه قاطع و مشت آهنین در صحنه اینها را محو میکردید. الان میگن ۳ هزار تن (در دیماه) کشته شده، حالا این تعداد میشد سه هزار و پانصد یا سه هزار و هشتصد یا چهار هزار یا حتی اگر پنج هزار میشد، هزینهاش برای ما کمتر میبود که بخواهید دونهدونه اینها را اعدام کنید. فردا تو پارلمان اروپا میان و در مورد این و آن قاتل یا محارب جلسه تشکیل میدن، خانوادههاشون رو میارن، پرونده درست میکنن و اینها برای ما هزینه داره. اینها باید تو صحنه به درک واصل میشدن.»
این اظهارات بیشرمانه اما صریح، حاکی از این واقعیت است که جمهوری اسلامی برای حفظ بقا به سرکوب جنونآمیز خود ادامه خواهد داد، اما در عین حال در هراس از بازتاب داخلی و خارجی آن است.
بهویژه اینکه اعدام مخالفان سیاسی در ملأعام، که از جمله با هدف ایجاد ترس و وحشت کلید خورد، میتواند با اعتراضات وسیع تودهای همراه گردد. بهویژه اینکه تاکنون هیچگاه اعتراضات علیه اعدام تا این حد عمومیت نیافته و در جامعه ریشه ندوانده است.
پیام تودههای مردم در اولین ساعات ۶ مرداد روشن بود: دورانی که جمهوری اسلامی با پوستر و تراکت، عدهای از ناآگاهترین افراد را به تماشای به دار کشیدن زندانیان عادی بسیج میکرد، به پایان رسیده است. جمعیتی که هماکنون در نزدیکی زندانها و در محل برپائی چوبههای دار حضور مییابند، نه تماشاچی، بلکه تودههای مردمی هستند که مبارزه با سرکوب و اعدام را به مبارزه علیه جمهوری اسلامی پیوند زده و با آگاهی و شجاعت تحسینبرانگیزی به مبارزه علیه سرکوب و دار به میدان آمدهاند. مبارزهای که در آن بیداری، بی شک بر دار پیروز خواهد شد.




نظرات شما