تابوت گردانی و بحران مشروعیت

نمایش مشمئزکننده در گور کردن بقایای جسد خامنه‌ای جلاد که از روز جمعه ۱۲ تیر با آوردن تابوت به مصلای تهران آغاز شده بود، روز پنج‌شنبه ۱۷ تیر در مشهد به پایان رسید. نمایشی که جمهوری اسلامی می‌خواست از آن برای غلبه بر بحران مشروعیت خود استفاده کرده و بهره سیاسی ببرد، اما در عمل حکومت حتا نتوانست به این هدف نزدیک شود.

برای رسیدن به این هدف، جمهوری اسلامی تمامی امکانات خود را به کار گرفت، از تلاش برای حضور مقامات خارجی تا حضور مردم در مراسم دولتیِ در گور کردن خامنه‌ای.

اگرچه رسانه‌های حکومتی از حضور بیش از ۱۰۰ هیات نمایندگی خارجی برای مراسم فوق خبر دادند، اما واقعیت چیز دیگری بود و به یک آبروریزی کامل برای حکومت تبدیل شد. به‌رغم تلاش‌های فراوان جمهوری اسلامی برای حضور هیات‌های خارجی، در مراسم فوق از ۱۹۵ دولت عضو سازمان ملل تنها سران دولت‌های ۴ کشور پاکستان، گرجستان، ارمنستان و تاجیکستان بعلاوه هیات‌های از برخی از کشورهای همسایه، “اسلامی” و دولت‌های چین و روسیه در سطحی پایین‌تر حضور یافتند. اگر حضور هیات‌های رسمی خارجی در مراسم فوق را با مراسم درگذشت عبدالله بن‌عبدالعزیز پادشاه عربستان (سال ۲۰۱۵)، سلطان قابوس پادشاه عمان (۲۰۲۰) و خلیفه بن زاید رئیس امارات متحده عربی (۲۰۲۲) مقایسه کنیم (که البته این دولت‌ها تلاشی برای کشاندن هیات‌ها نکردند و هیات‌ها خودشان حضور پیدا کردند)، تفاوت از زمین تا آسمان است. برای مثال برای مراسم درگذشت خلیفه بن زاید، دولت هند معاون رئیس‌جمهور (و رئیس مجلس علیا) را فرستاد، اما برای خامنه‌ای معاون وزیر خارجه شرکت کرد (در تمام مراسم های درگذشت سایر سران دولت‌های منطقه حداقل یک وزیر کابینه از سوی هند شرکت کرده بود). باراک اوباما برای شرکت در مراسم پادشاه عربستان سفر خود به هند را نیمه کاره گذاشت تا در مراسم شرکت کند، اما چین و روسیه که جمهوری اسلامی آن‌ها را “متحد” خود می‌نامد در سطحی بسیار پایین‌تر حضور پیدا کردند. نمونه چین شاید جالب‌تر از سایر موارد باشد. در حالی که دولت چین در مراسم دولتی در گور کردن ابراهیم رئیسی هیات بلندپایه‌ای به ایران فرستاد و بدین‌طریق نزدیکی خود به جمهوری اسلامی را نشان داد، در مراسم در گور کردن خامنه‌ای مقام پائین‌تری فرستاد که حتا عنوان “به نمایندگی” از شی جی پینگ را نداشت. این نشان می‌دهد که تاثیرات جنگ از این نظر بر مهم‌ترین “متحد” جمهوری اسلامی منفی بوده است. سال گذشته در مراسم خاکسپاری پاپ فرانسیس به عنوان رهبر مذهبی ۵۴ تن از سران دولت‌ها حضور داشتند که با آمار حضور ۴ نفر در مراسم خامنه‌ای غیرقابل مقایسه است. در مجموع هیات‌های خارجی عمدتاً متشکل از مفت‌خورهایی بودند که سال‌ها از جیب مردم ایران نُشخوار کرده و به غیر از چند گروه شبه‌نظامی منطقه‌ای، هیچ نقشی در فضای سیاسی کشور خود ندارند.

اما عدم حضور توده‌های تحت ستم ایران در مراسم دولتی در گور کردن جلاد از همه چیز مهم‌تر بود. رسانه‌های جمهوری اسلامی از حضور ده‌ها میلیون و رفراندم وفاداری به جمهوری اسلامی نوشتند. خبرگزاری فارس نوشت: ” منابع رسمی مجموع شرکت‌کنندگان در مراسم شش‌روزهٔ وداع، تشییع و تدفین در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد را حدود ۴۱ تا ۴۳ میلیون نفر برآورد کرده‌اند”. اگرچه برآورد دقیق تعداد شرکت‌کنندگان غیرممکن است، اما می‌توان گفت که آمار رسانه‌های دولتی دریایی فاصله با واقعیت‌ها دارند.

در تهران برخی از برآوردها  از حضور ۳۵۰ هزار نفر حکایت دارد (گاردین). اگر میزان مساحت اشغال شده به مترمربع را در تراکم متوسط جمعیت ضرب کنیم (۲ تا حداکثر ۳ نفر در مترمربع) یک مقدار موضوع روشن‌تر می‌شود. برای مثال اگر در بالاترین حالت طول خیابانی را که جمعیت حضور داشت ۶ کیلومتر با عرض ۳۰ متر در نظر بگیریم، تراکم جمعیت حداکثر ۵۴۰ هزار نفر خواهد بود و البته می‌تواند به دلایلی هم‌چون فضاهای باز و حضور ماشین‌ها از این رقم هم بسیار کمتر باشد. برآورد جمعیت در شهرهای نجف و کربلا نمونه قابل اتکاتری بدست می‌دهد، به این دلیل که حضور خبرنگاران خارجی در آن‌جا راحت‌تر و بیشتر بود. در حالی که خبرگزاری “تسنیم” وابسته به سپاه پاسداران از حضور میلیونی مردم در نجف و کربلا نوشت، خبرگزاری رویترز از ده‌ها هزار نفر و آسوشیتدپرس از حضور “هزاران نفر” خبر دادند. تفاوتی حیرت‌انگیز. نمونه عراق به روشنی نشان می‌دهد که رژیم تا چه حد سعی داشت تعداد حاضران در مراسم تهوع‌آور تابوت‌گردانی خامنه‌ای را زیاد جلوه دهد و تا چه حد این موضوع برای رژیم مهم بود.

رژیم برای کشاندن جمعیت همراه با ولخرجی بسیار، سازماندهی گسترده‌ای انجام داده بود. جمهوری اسلامی با تعطیلی کشور سعی کرد تا آن‌جا که می‌تواند از سراسر کشور مردم را با اتوبوس‌های مجانی همراه با غذا و مکان خواب مجانی به این مراسم بکشاند. از کشورهای پاکستان، افغانستان و به‌ویژه عراق نیز تا آن‌جا که ‌توانست افراد را به تهران منتقل کرد. خبرگزاری‌های دولتی از حضور ۴ هزار افغان و صدور ۲۵۰۰ ویزای مجانی برای افغان‌ها خبر دادند و این تازه آمار دولتی است.

آن‌چه که در مراسم تابوت‌گردانی بیش از هر چیز به چشم می‌خورد “موکب‌های غذا و آب و میوه” بود که در هر چند قدم برپا شده بودند. رژیم هم‌چنین بیش از ۱۰ هزار اتوبوس برای جابجایی شرکت‌کنندگان در مراسم در شهرهای تهران، قم و مشهد بسیج کرده بود. به‌گفته‌ی صداوسیمای جمهوری اسلامی در مشهد ۲۱۵۰ اتوبوس در ۱۰۷ خط به صورت رایگان برای جابجایی شرکت‌کنندگان در نظر گرفته شده بود. هزینه این مراسم از جیب مردم بین ۸ تا ۱۵ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود که شامل تبلیغات، غذا، نوشیدنی، میوه، اسکان و حمل و نقل می‌شود و این‌ها جدا از هزینه تعطیلی عمومی کشور است.

می‌توان با صراحت گفت به دلیل تعطیلی عمومی کشور، جاده‌های منتهی به شمال کشور بسیار شلوغ‌تر از مراسم تابوت‌گردانی خامنه‌ای بودند. خبرگزاری دولتی “ایسنا” از یک طرفه شدن جاده چالوس و آزاد راه تهران – شمال در مسیر جنوب به شمال و ترافیک سنگین در این مسیرها خبر داد. خبرگزاری مهر نیز از محدودیت‌های گسترده جاده‌ای از ۱۰ تا ۲۰ تیر در محورهای شمالی کشور نوشت.

یکی دیگر از تلاش‌های رژیم با توجه به این‌که می‌دانست حضور قابل توجه خبرنگاران خارجی می‌تواند به انعکاس منفی تابوت‌گردانی منجر گردد، بهره‌گیری از بلاگرها و اینفلوئنسرهای خارجی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی در شبکه‌های اجتماعی بود. رژیم کمتر از انگشتان دست به خبرنگاران روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های بزرگ خارجی ویزا داد، البته همراه با اعمال محدودیت‌ها. برای نمونه واشنگتن پست در گزارش خود به صراحت بر وجود محدودیت‌ها برای کار خبرنگاری انگشت گذاشت. به جای خبرنگاران خارجی، رژیم از بلاگرها و اینفلوئنسرهایی استفاده کرد که در این سال‌ها از نظر مالی از سوی جمهوری اسلامی تغذیه می‌شدند. آن‌ها نیز با تهیه گزارشاتی با محتوای مدنظر جمهوری اسلامی تلاش کردند به‌طور خاص بر افکار عمومی در کشورهای دیگر با توجه به میزان دنبال‌کننده‌های خود اثر بگذارند.

ایمانی‌پور رئیس سازمان “فرهنگ و ارتباطات اسلامی” در این رابطه به خبرگزاری “تسینم” گفت: “برآوردها نشان می‌دهد حدود ۴۰۰ بلاگر از کشورهای مختلف در ایران حضور داشته‌اند و فیلم‌ها و تصاویر خوبی از مراسم را به سطح بین‌الملل منتقل کردند. این کار هجمه رسانه‌ای غرب را خنثی کرد و نشان داد مردم ایران عزادار و وفادارند”. خبرگزاری “تسنیم” هم‌چنین گزارشی از نشستی با عنوان “از ایران بگو” با حضور ۱۰۰ “اینفلوئنسر و فعال رسانه‌ای” از ۲۷ کشور انتشار داد. در این نشست ایمانی‌پور گفت: “این مراسم رفراندوم بود و حضور میلیونی مردم، یعنی مردم دوباره به جمهوری اسلامی رأی دادند”.

جمهوری اسلامی سال‌هاست که مشروعیت خود را در میان مردم ایران از دست داده و کارگران و دیگر توده‌های ستم دیده ایران خواستار سرنگونی آن هستند. هم‌زمان مرگ خامنه‌ای به بحران درونی حکومت دامن زد، به نحوی که حتا قدرت تصمیم‌گیری در قبال مذاکرات با آمریکا را هم به طور واقعی ندارد. در مراسم تابوت‌گردانی بقایای جسد خامنه‌ای رژیم تلاش کرد تا با در بوق‌وکرنا کردن مراسم و اعلام رقم‌های عجیب و غریب از حضور مردم و حتا تابوت‌گردانی در یک کشور خارجی، نشان دهد که هم‌چنان از ثبات سیاسی برخوردار بوده و اوضاع را تحت کنترل دارد. نشان دهد که هم‌چنان بخش‌هایی از جامعه را به صورت “جان‌فدا” در اختیار دارد که می‌توانند هرگونه اعتراض و شورشی را علیه رژیم سرکوب کنند. به دولت‌های خارجی ثبات، نفوذ و قدرت خود را نشان دهد و این‌که جنگ نتوانست رژیم را تضعیف کند. اما آن‌چه که بیش از همه در این هیاهو به چشم آمد، نه ثبات سیاسی رژیم بلکه بحران درونی رژیم بود، تضادهایی که به مرحله‌ی حادی رسیده‌اند و تصمیم‌گیری را برای پیشبرد یک سیاست مشخص دشوار ساخته‌اند. از سردادن شعار علیه مذاکره‌کنندگان و سازشکار خواندن آن‌ها از سوی بخش‌هایی از جمعیت حاضر تا اعلام مهدورالدم بودن ترامپ. پیام اخیر منسوب به مجتبی خامنه‌ای نیز چیزی نیست جز اعلام صریح این شکاف عمیق درونی، وقتی که نوشت: “انتقام، خواست ملّت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد”.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۷۷در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.