مبارزات طبقه کارگر راه خود را میگشاید

اعتصابات کارگری، مبارزات و تجمعات اعتراضی بازنشستگان و دیگر اقشار و لایه های زحمتکش اجتماعی در حال افزایش است. این مبارزات که آرام آرام از زیر گرد وغبار جنگ، سر برمیآورند، روندی سرعت یابنده را طی میکنند به نحوی که  چهره اعتراض و اعتصاب، نمود و جلوه‌ی مشخص‌تری در سطح کل جامعه به خود می گیرد.روحیه کارگران و دیگر معترضان کماکان یک روحیه اعتراضی‌ست. در شرایط پسا جنگ هیچ تغییر مثبتی به سود کارگران و تحقق مطالبات کارگری و هیچ اندک تغییری حتی در بهبود وضعیت و شرایط کار ایجاد نشده است. نیروی کار به شدت زیر فشار است. معیشت و زندگی کارگران و خانواده های کارگری به شدت آسیب دیده و این خانواده‌ها را عاصی کرده است. پیش ازاین کارگران حقیقتاً چیزی برای ازدست دادن نداشتند که در نبرد با طبقه حاکم ازدست بدهند. اکنون اما طبقه سرمایه‌دار حاکم عرصه تعرض خود را تا موجودیت و بقای نیروی کار گسترانده است. مبارزه، به شرط اولیه بقاء بدل شده و این مبارزه به آهستگی از لاک شرایط جنگی بیرون خواهد آمد.امضای “تفاهم‌نامه اسلام آباد” نیز تاکنون تأثیر  مثبت و ملموسی بر زندگی کارگران نداشته و حتی اخراج‌ها و بیکار سازی‌ها نیز ادامه دارد. وعده برخی نهاد های دولتی در باب بازگشت به کار کارگران نیز بطور عمده در حد حرف های پوچ و توخالی باقی مانده اند. اعتراضات و اعتصابات کارگری گرچه اساساً در چارچوب حفظ اشتغال و خواست‌های صنفی و معیشتی است، اما وضعیت مبارزاتی طبقه کارگر به هیچوجه آنطور که گرایشی سعی دارد جابیندازد، مأیوس‌کننده نیست. اعتصابات کارگری و اعتراضات و تجمعات دیگر اقشار زحمتکش جامعه در دوهفته اخیر حاکی از شکسته شدن تدریجی فضایی‌ست که ارتجاع اسلامی و جنگ طبقه حاکم، بر محیط‌های کار و کارخانه‌ها حاکم ساخته است.

نیازی به گفتن این واقعیت نیست که در شرایط کنونی سوای کنترل شدید محیط‌های کارگری و سرکوب تحرکات و اعتراضات کارگران، کماکان از انعکاس اخبار اعتصابات و مبارزات کارگری  آشکار و نهان جلوگیری می‌شود . اما نیاز جامعه به تغییر، تلاش طبقه کارگر و مبارزات کارگران در این راستا، بخشاً از سد استبداد و سانسور و بایکوت خبری عبور می‌کند و اعتراض کارگران در اشکال گوناگون علیه وضع موجود به شبکه های اجتماعی نیز راه پیدا می‌کنند. در اینجا به چند نمونه از اعتصابات و اعتراضات اخیر کارگران و سایر زحمتکشان اشاره می کنیم.

هزار و ششصد (۱۶۰۰ ) کارگر ماشین‌سازی تبریز روز سه شنبه دوم تیر در اعتراض به دوماه معوقات مزدی دست از کار کشیدند. مدیریت این شرکت و بیش از آن، مقامات دولتی که از ادامه اعتصاب و تسرّی آن به سایر واحد های تولیدی و صنعتی استان در هراس بودند، برای “جمع کردن” ماجرا سریعاً به تکاپو افتادند. استانداری آذربایجان شرقی با عجله نشست اضطراری ” کمیسون کارگری استان” ، به منظور رسیدگی به موضوع و دلایل اعتصاب را برگزار نمود.کارگران جین بافت زنجان نیز در همین روز دست به اعتصاب زدند.این کارگران در ادامه اعتصاب خود، مقابل ساختمان استانداری و اداره کار زنجان تجمعات اعتراضی برپا کردند. اعتصاب این کارگران در روزهای بعد دست کم به مدت سه روز ادامه داشت. مالک شرکت اقدام به تعطیل کارخانه نموده و کل کارگران را در حالت بلا تکلیفی رها نموده است. در کارخانه ریسندگی خاور رشت نیز بیش از ۱۰۰ کارگر در همین روز دست به اعتصاب زدند. روز پنجشنبه ۴ تیر ده‌ها کارگر پروژه پنل خورشیدی صد مگاواتی زاهدان در اعتراض به عدم پرداخت دستمزد دست از کار کشیدند. یک هفته پیش از آن، کارگران نیروگاه خورشیدی سراوان نیز به اقدام اعتراضی مشابهی دست زده بودند.رانندگان کامیون حمل زغال‌سنگ در معدن طزره سمنان نیز در اعتراض به عدم پرداخت مزد از اسفند سال گذشته تا کنون دست به اعتصاب زدند. رانندگان استیجاری نیز روز شنبه ۶ تیر برای چندمین بار در چند هفته اخیر دست به تجمع اعتراضی زدند. این رانندگان که از شهرهای مختلف راهی تهران شده بودند، در یک اقدام سراسری، مقابل دفتر ریاست جمهوری تجمع اعتراضی برپا نمودند و خواهان تبدیل وضعیت بیش از ۳۵۰ تن ازهمکاران خود شدند. افزون بر این‌ها کارگران برق فشارقوی کرمانشاه، کارگران قراردادی، شرکتی و پیمانی شرکت پایانه‌ها و مخازن پتروشیمی ماهشهر نیز تجمعات اعتراضی از جمله مقابل اداره کار این شهر برپا نمودند. در هفته پایانی خرداد نیز کارگران در شرکت ها و کارخانه های متعددی دست به اعتراض و اعتصاب زدند. برای نمونه روز چهار شنبه ۲۸ خرداد، کارگران بیکارشده‌ی پتروشیمی تخت جمشید واقع در ماهشهر، مقابل ساختمان فرمانداری بندر ماهشهر تجمع اعتراضی برپا نمودند و خواهان بازگشت به کار شدند. مدیریت این شرکت از حدود سه ماه پیش، از ورود ۵۰ کارگر این شرکت ممانعت بعمل آورده است. این کارگران که بین ۵ تا ۱۲ سال سابقه کاردارند، مانند سایر کارگران اخراجی به لحاظ معیشتی به شدت در تنگنا قرار گرفته‌اند. به‌رغم تشدید فضای سرکوب و شرایط امنیتی و به‌رغم اعمال کنترل پلیسی در محیط‌های کار، دست کم  ۲۴ مورد اعتصاب و اعتراض کارگری در خرداد ماه ثبت شده است که البته شمار واقعی اعتراضات کارگری بیشترازاین است در عین حال بخش عمده این اعتراضات حول مطالبات معیشتی، معوقات مزدی و امنیت شغلی بوده است.

در بسیاری از صنایع و کارخانه‌ها، وعده بازگشت به کار کارگران اخراجی به کلی پوچ از کار درآمده‌اند، اما در برخی دیگر، بازگشت به کار کارگران به نحو بسیار ناقصی اجرا شده و تنها مشمول بخش محدودی از کارگران اخراجی شده است. برای نمونه از ۱۰۸ کارگر کارخانه ریسندگی خاور رشت که به بهانه نوسازی از ابتدای فروردین سال جاری اخراج شدند، تنها حدود ۸۰ کارگر به کار باز گشتند و در اواخر فروردین فعالیت های شغلی خود را از سر گرفتند. به عبارت دیگر، اخراج ۲۸ کارگر این کارخانه تا این لحظه قطعی شده است. یا در کارخانه نساجی بروجرد که از ۸۰۰ کارگر این کارخانه ۷۰۰ کارگر اخراج شدند. و در اواخر خرداد زمینه بازگشت حدود ۴۹۰ کارگر فراهم شد. به عبارت دیگر دراین شرکت نیز تا این لحظه اخراج ۲۱۰ کارگر  قطعی شده است.

به رغم وعده بازگشت به کارکارگران در بعد از آتش‌بس و به دنبال آن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، اما سرمایه‌داران با حرکت از منافع خاص خود و برپایه اهداف خود تصمیم می‌گیرند و در فرصتی که بدست آورده‌اند در مقیاس وسیعی به اخراج کارگران ازجمله کارگران آگاه و معترض و کارگران قدیمی که بخشاً در آستانه بازنشستگی هستند دست زده اند.اخیراً نیز در صنایع مختلف به ویژه در صنعت نفت و گاز و حفاری ضمن ابلاغ بخشنامه از رؤسای شرکت‌ها خواسته شده “انعقاد یا عدم انعقاد پیمان کارگران قراردادی مدت موقت تحت سر پرستی خود را به صورت کتبی اطلاع دهند. به عبارت دیگر اختیار عدم تجدید یا انعقاد قرار داد یا اخراج کارگر به رییس هر اداره یا شرکت واگذار شده است. ابراهیم پیرایش دبیر اجرایی خانه کارگر بندرامام و ماهشهر در گفتگو با ایلنا سوم تیر ماه ادعاکرد بعد از آتش‌بس و امضای تفاهم‌نامه، ” تمام شرکت‌هایی که کارگرانشان را تعدیل کرده یا به حالت تعلیق درآورده بودند، نیروهای خود را به سر کار باز گردانده‌اند”. اما این یک دروغ آشکار و فقط یک ادعای توخالی بیش نیست.سرمایه‌داران به سیاست اخراج و بیکارسازی که یکی از فواید نزدیک و مستقیم آن ارزان سازی نیروی کار است ادامه داده‌اند. صاحبان سرمایه، توصیه یا حتی تصمیم برخی نهادهای دولتی، شورای تأمین و امثال آن و حتی صدور حکم بازگشت به کار کارگران را نادیده می‌گیرند. از آن نمونه‌اند شرکت پوشش لوله بندر ماهشهر، ایران صدرا، پتروناد و شرکت پایانه ها و مخازن پتروشیمی که اخراج و عدم تجدید قرارداد در مورد شمار قابل توجهی از کارگران به مرحله اجرا گذاشته شده است.تعداد کارگران اخراجی که به سرکار بازنگشته اند  یا برای همیشه کارخود را ازدست داده‌اند بسیار زیاد است. پدیده اخراج و بیکار سازی تقریباً همه صنایع را در بر می‌گیرد اما در برخی صنایع مانند پتروشیمی و بخش انرژی جدی‌تر است.

موضوع فقط اخراج و بیکارسازی گسترده کارگران نیست. موضوع این هم هست که بخش عمده این کارگران به دلایل گوناگون اساساً برای برخورداری از بیمه بیکاری به سازمان تأمین اجتماعی معرفی نمی‌شوند  و حتی اگر معرفی شوند علی‌رغم اینکه سال‌ها حق بیمه پرداخته‌اند اما نمی‌توانند از بیمه بیکاری استفاده کنند. دلایل آن هم روشن است یا سرمایه‌داران از پرداخت بیمه کارگران خود داری کرده‌اند یا اساساً نوع استخدام و قرارداد کار را به نحوی تنظیم کرده‌اند که کارگر درصورت بیکار شدن، فاقد شرایط قانونی دریافت بیمه بیکاری است.

نکته بسیار جالب اما این است که حتی آن تعداد اندک کارگرانی که شرایط برخورداری از بیمه بیکاری را احراز می‌کنند و به تأمین اجتماعی معرفی می‌شوند و بعد از هزار و یک پیچ و خم بوروکراسی اداری موفق به دریافت بیمه بیکاری می‌شوند با آنچنان معضلات اداری و گرفتاری‌هایی روبرو هستند که باورکردنی نیست.

اولاً مقرری بیکار به قدری ناچیز است که حتی نصف هزینه‌های زندگی را هم نمی‌شود با آن تأمین کرد. ثانیاً اداره بیمه مترصد است با هربهانه و در اولین اقدام کارگر مقرری بگیر به انجام هر نوع کاری برای تأمین نیازهای ضروری زندگی مقرری بیکاری را قطع کند و به بازرسان مأمور کشف این موضوع، حقوق هم می‌پردازد.

گزارش ایلنا مورخ دوم تیرماه سال جاری پیرامون مبلغ مقرری بیکاری و شرایط و محدودیت‌های  استفاده از آن واقعاً تعجب برانگیز است. درگزارش ایلنا به این موضوع اشاره شده که کارگری با ۱۵ سال سابقه کار که ۸ سال آخر آن در یک کارگاه ثابت بوده و منظماً حق بیمه پرداخته است، بعد از بیکار شدن و مدتی دوندگی برای رسیدن به مقرری بیکاری، مبلغ ۱۵ میلیون تومان به عنوان مقرری ماهانه به او پرداخت می‌شود. این کارگر که در زمان اشتغال ۴۰ میلیون حقوق داشته با ۱۵ میلیون حتی نمی‌تواند اجاره خانه‌اش را بپردازد و برای تأمین هزینه زندگی در اسنپ موتوری مشغول شده است . پس از کشف این موضوع  توسط بازرسان بیمه، مقرری بیمه وی که تنها دوماه توانسته بود دریافت کند، قطع شده است. در گزارش به موارد متعدد دیگری از قطع مقرری بیکاری اشاره شده است. موضوع از این قرار است که بازرسان تأمین اجتماعی به شیوه کارآگاهان فیلم‌های پلیسی – جنایی هر روزه در تعقیب مقرری بگیر بیکاری هستند که احیاناً مشغول کار ساعتی شده و ازخانه خارج شده باشد. مقرری بگیران باید در حصر خانگی بمانند که بیمه بیکاری‌شان قطع نشود. درغیر این صورت بازرس بیمه وی را تعقیب می‌کند تا بهانه‌ای برای قطع مقرری بیکار پیدا کند. کارگری که در هفته دو روز برای پرستاری از مادرش به دیدار وی رفته بود به جرم درخانه نبودن مقرری‌اش را قطع کردند. مقرری روزنامه نگاری که بعد از بیکاری، گاه هنوز مطلبی می‌نوشت  و در سایت‌ها و شبکه‌ها پخش می‌کرد نیز قطع شد. کارگری که یک روز برای دیدار با همکاران قدیمی‌اش و یک روز برای پیگیری بیماری همسرش از خانه خارج شده بود، ناگهان با پیامک قطع مقرری بیکاری مواجه شده است. ابعاد قطع مقرری بیکاری نیز بسیار وسیع است وبه این چند مورد خلاصه نمی‌شود. کافی‌ست بگوییم که تنها در خرداد ماه مقرری بیکاری بیش از ۲۰۰ کارگر فقط در یک شعبه تأمین اجتماعی در شرق تهران قطع شده است.

آنچه در زمینه اخراج و بیکارسازی و سنگین‌تر شدن فشار های معیشتی برگرده کارگران و نیز اوضاع به شدت اسف‌بار بیمه بیکاری بدان اشاره شد، تنها گوشه‌ای از تعرض سازمان یافته استثمارگران و دولت آن‌ها علیه طبقه کارگر در شرایط جنگ و پسا جنگ است. تعویق پرداخت دستمزد، کسر حقوق، زدن از مزد و مزایا، قطع اضافه کاری و بالا کشیدن آشکار بخش‌هایی از طلب معوقه کارگران، به کار هر روزه طبقه سرمایه‌دار حاکم بر ایران تبدیل شده است. لذا بسیار بدیهی‌ست که کارگر معترض باشد،علیه این شرایط  و برای تغییر آن برآشوبد، به مبارزه برخیزد و دست به اعتصاب و اعتراض بزند.

اعتصابات و اعتراضات کارگری که شماری از آن‌ها آورده شد نیز گویای همین واقعیت و ورود کارگران به ریلی است که با بمب و موشک قطع شد. این انقطاع با سرعت در حال ترمیم است. اعتراضات کارگری به کارگران شاغل و بیکارشده خلاصه نمی‌شود. کارگران بازنشسته نیز به تجمعات روتین و سراسری روی آورده‌اند. بازنشستگان مخابرات نیز از دوهفته قبل با جدیت بیشتری به صحنه مبارزه قدم گذاشته‌اند. بازنشستگان فولاد و معدن و نفت نیز در تدارک تجمع و اعتراض اند. کارگران شهرداری‌ها، پرستاران یزد،کارکنان مرکز بهداشت اسلام آباد غرب، دانش آموزان و دانشجویان نیز در همین روزهای خرداد و تیر دست به اعتراض زده و تجمع برپا کرده اند.

اعتصابات و اعتراضات کارگری بدون شک از لحاظ کمی و کیفی به قبل از جنگ و حتی بالاتر از آن باز خواهد گشت. رژیم ارتجاعی و بحران زده جمهوری اسلامی در شرایط پسا جنگ و حتی آتش  بس طولانی نیز قادر به برآورده ساختن خواست‌های طبقه کارگر نیست و اساساً چنین ظرفیت و وظیفه ای ندارد و باید سرنگون شود. شرایط برای اعتراض و اعتصاب فراهم‌تر خواهد شد. هنوز سروصدای جنگ کاملاً فرو ننشسته و گرد و غبار آن از چهره جامعه زدوده نشده است که کارگران و زحمت‌کشان، وارد عرصه مبارزه شده‌اند. مبارزات طبقه کارگر از میان انبوهی از معضلات، راه خود را می‌گشاید، موانع را یک به یک کنار زده و جامعه را به مسیری می‌راند که انتهای آن رهایی از جنگ و کشتاراست و حکومت شوراها  و سوسیالیسم.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۷۵در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.