ننگ ابدی مزدوریِ سیا و موساد

خبر مربوط به بازی سازمان سیا (CIA ) و موساد با کارت گروه‌های ناسیونالیست کرد ایرانی در جنگ ارتجاعی میان دولت امپریالیستی آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل  با دولت ارتجاعی جمهوری اسلامی، درمیان سازمان‌ها،احزاب و محافل سیاسی ایران و علاقه‌مندان به جنبش انقلابی مردم مبارز کردستان، مثل توپ صدا کرد. ماجرا از این قرار است که چند جریان سیاسی کرد ایرانی، آمادگی خود را برای ایفای نقش پیاده‌نظام دولت‌های آمریکا و اسرائیل در جنگ با رژیم جمهوری اسلام اعلام نموده و رسماً لباس مزدوری به تن کرده‌اند.

رژیم استبدادی و سرکوبگر جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال حاکمیت خود، مستمراً حقوق دموکراتیک و آزادی‌خواهانه ملیت‌های تحت ستم به‌ویژه ملت کرد را با شدت و خشونت نقض و پایمال نموده است. بورژوازی شوونیست فارس، هر ندای حق طلبی و اعتراض به ستم ملی را به بهانه تجزیه طلبی با قهر و سرکوب پاسخ داده  و عملاً گرایش به ناسیونالیسم ارتجاعی و گروه‌های ناسیونالیست را تقویت نموده است.

مطابق گزارش “آکسیوس” روز یکشنبه ۱۰ اسفند، ترامپ در تماس با مسعود بارزانی و بافل طالبانی از رهبران کردهای عراق و حکومت اقلیم، ضمن طرح پاره ای مسایل پیرامون جنگ جاری و پایگاه آمریکا در شمال عراق، از آنان خواست به ائتلاف گروه‌های کرد ایرانی کمک نموده و تسهیلات لازم برای تردد آن‌ها در نقاط مرزی را فراهم کند.

در تاریخ سوم اسفند، پنج گروه سیاسی ناسیونالیست کرد ایرانی به نام‌های:۱ – حزب آزاد کردستان (پاک) .۲ – حزب دموکرات کردستان ایران( حدکا) . ۳- حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) .۴- سازمان خبات کردستان ایران ۵- کومه له زحمتکشان کردستان، ائتلافی تحت عنوان “ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران” ایجاد کردند که چند روز بعد، حزب کومه له کردستان ایران به رهبری عبدالله مهتدی نیز به عنوان جریان ششم به آن پیوست.

مطابق گزارش “آکسیوس” در تماس دونالد ترامپ رئیس جمهور فاشیست آمریکا با مصطفی هجری دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران و یک نفر دیگر از اعضای ائتلاف شش جریان در تاریخ سه شنبه ۱۲ اسفند، پیرامون آغاز عملیات نظامی در کردستان ایران تحت حمایت آمریکا و برخورداری از کمک‌های مختلف ازجمله کمک‌های تسلیحاتی، اطلاعاتی و مالی سازمان سیا و موساد، قرار هایی گذاشته شد. به دنبال آن بخشی از کمک‌های تسلیحاتی و مالی نیز از قوه به فعل در آمده و وظایف محوری ائتلاف نیز مشخص شده است. سازمان‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل ظاهراً بر انجام عملیات نظامی برای برانگیختن مردم به قیام علیه رژیم تأکید نموده‌اند.

بنا به گزارش رویترز، ائتلاف نیروهای سیاسی کرد تأکید نموده‌اند که برای حمله به ایران و پیشبرد اهداف مطروحه، به “پشتیبانی نظامی و اطلاعاتی آمریکا” و “کمک تسلیحاتی و نقش آفرینی سیا” نیازدارند. حسین یزدان‌پناه دبیر کل حزب آزادی کردستان(پاک) روز چهارشنبه ۱۳ اسفند اعلام کرد، حزب وی، قصد دارد در زمان مناسب نیروهای خود را از کردستان عراق، به داخل ایران منتقل کند. وی گفت: ائتلاف در حال هماهنگ کردن برنامه‌های خود هستند و برای هر اقدام”نیاز دارند آمریکایی‌ها مسیر را فراهم کنند”. وی همچنین گفت:” باید مطمئن شویم انبارها و سلاح‌های حکومت کاملاً نابود شده اند”. دبیر کل حزب پاک همچنین خواستار ایجاد یک منطقه پرواز ممنوع برای حفاظت از نیروهای کرد شد.

به دنبال همین زدوبندها و قول وقرارها بود که یک رشته حملات هوایی و موشکی گسترده عمدتاً توسط اسرائیل به اجرا درآمد و چندین مرکز اداری و نظامی در شهرهای مختلف کردستان ازجمله؛ بانه، بوکان، پاوه، جوانرود، سروآباد، سنندج، سقز، سردشت، پیرانشهر، مریوان، مهاباد و برخی شهرهای دیگر مورد حملات نظامی قرار گرفت تا قدرت نظامی رژیم تضعیف و زمینه تحرک پیاده نظام آمریکا نیز فراهم شود.

تاکتیک ایجاد آشوب در مناطق مرزی از نمونه کردستان و بلوچستان دامن زدن به جنگ داخلی البته پیش از این، در برنامه دولت صهیونیستی اسرائیل و تا حدودی دولت آمریکا وجود داشت. اما این تاکتیک ظاهراً زمانی دارد جنبه عملی بیشتری به خود می‌گیرد که برخی محاسبات این دولت‌ها در رابطه با جمهوری اسلامی دقیق از کار در نیامده است. استفاده ابزاری از نیروهای ناسیونالیست کرد ایرانی پس از آن مطرح شد که گویا حملات پیش‌دستانه و یورش‌های هوایی و موشکی برق آسا و کشتن خامنه‌ای و حتی حملات هوایی و موشکی وسیع و گسترده به تأسیسات نظامی و اداری نتایج ملموس مورد نظر را در پی نداشته است. تجربه جنگ ۱۲ روزه که جنگ اخیر نیز تا این لحظه آن را تأیید نموده است ثابت نمود که صرفاً با بمباران و موشک‌باران نمی‌توان رژیم را تغییر داد.حملات آمریکا خصوصاً اسرائیل در کردستان و اقدامات سازمان سیا و موساد در اجیر کردن و به صحنه فرستادن نیروهای ناسیونالیست کرد ایرانی را شاید بتوان نشانه هایی از آماده‌سازی برای گشایش جبهه تازه ای در جنگ تلقی نمود که مشخصه اصلی آن حضور نیروی نظامی درصحنه و در روی زمین است. ناگفته نماند که اخیراً ترامپ نیز احتمال ورود محدود نیروی نظامی را انکار نکرد. وی در پاسخ به پرسشی در همین رابطه می‌گوید: “نمی‌گویم هیچ نیروی زمینی اعزام نخواهد شد، می‌گویم احتمالاً نیازی به آن‌ها نخواهد بود، اما اگر لازم باشد ممکن است از آن‌ها استفاده شود”.

دولت‌های امپریالیستی، صهیونیستی آمریکا و اسرائیل، جنگی را علیه دولت ارتجاعی جمهوری اسلامی آغاز کرده‌اند که تا همین لحظه فجایع بزرگ و بی‌شماری را درپی داشته است. حملات هوایی و موشکی جنگ‌طلبان از اهداف نظامی فراتر رفته و بسیاری از فرودگاه ها و زیر ساخت‌ها مورد هدف قرار گرفته اند. این جنگ ارتجاعی تا امروز (یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴) در نهمین روز خود متجاوز از ۱۳۰۰ کشته در ایران برجای گذاشته است. ده‌ها مدرسه، بیمارستان، مرکز درمانی با خاک یکسان شده‌اند. بسیاری از خیابان‌ها، میادین شهرها، مراکز اداری، تأسیسات آب و برق، انبارهای نفت و مخازن سوخت و بیش از ۵۵۰۰ واحد مسکونی در حملات هوایی و موشکی آمریکا و اسرائیل تخریب و نابود شده است. مراکز تولیدی و کارگری نیز از گزند این حملات برکنار نمانده‌اند. تا این لحظه کارخانه تولید کاغذ در ملایر، کارخانه و شرکت تک‌نخ درنوشهر، شهرک صنعتی حکیمیه تهران، واحدهای تولیدی آبگینه در قزوین(با مصدومیت ۱۲ کارگر)، صنایع دفاع، پالایشگاه نفت تهران در شهر ری، مجتمع صنایع هواپیمایی و یک کارخانه آب شیرین کن در قشم مور حملات هوایی و موشکی واقع شده اند. بسیاری از کارگران و دیگر اقشار مردم در تهران و برخی شهرهای بزرگ آواره شده و به شهرستان‌ها و روستاها پناه برده‌اند. بسیاری دیگر که امکان جابجایی ندارند، در اضطراب دائمی بسر می‌برند. جنگ ارتجاعی جاری درعین حال، اعتصابات کارگری و اعتراضات توده‌ای را به پشت صحنه رانده است.کارگران و عموم توده‌های زحمتکش مردم ایران مخالف این جنگ‌هستند. این جنگ ربطی به منافع مردم ایران ندارد. ربطی به مردم کردستان و بلوچستان و غیره ندارد. جنگی‌ست میان ارتجاع امپریالیستی – صهیونیستی و ارتجاع اسلامی.  کارگران و توده‌های مردم ایران از این جنگ و جنگ طلبان متنفرند و خواهان پایان آن هستند.

ائتلاف شش جریان‌ سیاسی کرد ایرانی که اکنون به ابزار دست ارتجاع امپریالیستی- صهیونیستی تبدیل شده و نقش پیاده نظام آن‌ها را بر عهده گرفته‌اند، مصمم اند با مشارکت در یک پروژه امپریالیستی و جنگ ارتجاعی، پیشمرگان کرد را قربانی مطامع جنگ‌طلبان و مرتجعین سازند. جریانات بورژوا ناسیونالیست کرد که پیش از این نیز بارها خواستار حمله نظامی ” بشردوستانه” آمریکا به ایران شده و بی صبرانه منتظر چنین فرصتی بودند، با اقدام اخیر و سرسپردگی رسمی و آشکار خود به سیا و موساد، نه فقط تتمه‌ی آبرو و حیثیت خود را برای همیشه برباد دادند، بلکه با پذیرش ننگ مزدوری سازمان سیا و موساد، بر حیثیت و آبروی کرد به‌طور کلی نیز صدمات جبران ناپذیری وارد ساخته و موجب سرشکستگی مردم کردستان شدند.

پیشبرد یک چنین سیاستی اما جنگ و اوضاع ایران و منطقه را متشنج‌تر و پیچیده‌تر و دامنه جنگ را گسترده‌تر خواهد ساخت. تردیدی در این مسئله وجود ندارد که در گام نخست، پای اقلیم کردستان به میان کشیده می‌شود. جمهوری اسلامی و برخی نیروهای نیابتی آن که تا همین لحظه مراکزی را در اقلیم کردستان مورد حمله قرارداده اند، قطعاً به اقدامات گسترده تری دست خواهند زد. حمایت دولت آمریکا و اسرائیل از ائتلاف گروه‌های سیاسی کرد ایرانی و عملی شدن چنین سناریویی، واکنش عراق به‌ویژه واکنش شدید ترکیه را در پی خواهد داشت و به تضاد‌ها و اختلاف‌های منطقه ای دامن خواهد زد.

افزون بر همه‌ی این ها، عملی شدن این سناریو تماماً به زیان مردم کردستان خواهد بود. ضدیت عمیق ارتجاع اسلامی با مردم مبارز کردستان نیاز به اثبات ندارد. جمهوری اسلامی تا کنون بارها به کردستان لشگر کشی نموده و به بهانه‌های مختلف، خلق کرد را سرکوب و کشتار نموده است. بدون شک  با بهانه‌ی جدیدی که ائتلاف با نوکری سازمان سیا و موساد، به‌دست رژیم می‌دهد، ارتجاع اسلامی وحشیانه‌تر از همیشه به کشتار و قتل‌عام مردم کردستان متوسل خواهد شد. تا همین لحظه نیز سپاه، پزشکیان، لاریجانی و برخی دیگر،اقدامات عملی و تهدیدات خود را آغاز کرده‌اند.

سناریوی دست‌پخت آمریکا و اسرائیل درعین حال جنبش توده‌ای در کردستان، فعالیت‌های دموکراتیک و روشنگرانه‌ی جاری در اعماق جامعه و تلاش‌های عاجل  برای ایجاد ملزومات حاکمیت خود مردم و شوراها را ، به تعویق انداخته و آن را کور می‌کند.این سناریو که هدف مرکزی آن از هم پاشاندن صفوف یکپارچه طبقه کارگر ایران و تکه تکه کردن آن است، آسیب‌های جدی به اتحاد  طبقاتی کارگران سراسر کشور وارد می‌سازد و صد درصد یک سناریوی ارتجاعی و ضد کارگری‌ست. این سناریو عملاً بین مبارزات سراسری کارگران و زحمتکشان و توده های مردم منطقه‌ کردستان جدایی می‌اندازد. زیان‌های این سناریو به لحظه کنونی خلاصه نمی‌شود.رژیم جمهوری اسلامی در هر شکل و شمایلی که بماند یا تغییر کند یا هر جریان بورژوایی و  شوونیست دیگری که قدرت گیرد، قطعاً سرکوب خونین و انتقام‌جویی از مردم کردستان، جزء نخستین اقدامات آن خواهد بود.

بسیار بعید است گروه‌های عضو ائتلاف شش‌گانه به کلی از یک چنین وضعیتی  یا ازماهیت قدرت‌های امپریالیستی و صهیونیستی به ویژه نحوه برخورد دولت آمریکا  با سازمان‌ها و احزاب کرد بی اطلاع باشند.تجارب دورتر به کنار، تجربه کردستان سوریه جلو چشم آن‌ها قرار دارد و از شیوه برخورد دولت آمریکا و تحقیر کردهای سوریه و روژاوا هنوز مدت زمان زیادی سپری نشده است.دولت آمریکا مادام‌که نیاز داشت از کردهای سوریه به عنوان ابزاری در جهت تأمین منافع خود استفاده نمود و زمانی که این منافع ایجاب نمود خیلی راحت حمایت خود را قطع و آن ها را به حال خود رهاکرد و درعوض، دست احمد الشرع ( ابو محمد جولانی) رئیس گروه تحریر شام  و به اصطلاح رئیس جمهور سوریه را فشرد.

دولت اسرائیل نیز اهداف معینی را در رابطه با ایران دنبال می‌کند و درپی ایجاد آشوب و جنگ داخلی درکشور است.دولت صهیونیستی و اشغالگر اسرائیل، خواست و هدف خود را در این زمینه که کشور بزرگ ایران باید به چند تکه و چند کشور کوچک تبدیل و  تقسیم شود، پنهان نکرده است. دولت صهیونیستی اسرائیل با هر دولتی که درکشور بزرگ ایران بر سر کار آید، مشکل دارد.اسرائیل دنبال برتری مطلق و ایفای نقش هژمون در کل منطقه است. نتانیاهوی فاشیست و نسل‌کش، همین امروز یکشنبه ۱۷ اسفند نیز برادامه جنگ و کشتار پافشاری و بار دیگر تکرار کرد”ما در حال تغییر خاورمیانه هستیم” . از اینروست که دنبال بالکانیزه کردن ایران است، تا در انتهای این پروسه، رقیب پیروز و برتر بخش‌های مختلف جدا شده باشد. ازهمین‌جاست که از دامن زدن به مسایل و سیاست‌هایی که حاصل آن تکه تکه شدن کشور ایران باشد استقبال و آن را تشویق و ترغیب می کند، کردستان باشد، بلوچستان باشد یا هر جای مستعد دیگر! نتانیاهوی فاشیست و اشغال گر قطعاً رؤیای گسترش جغرافیای اسرائیل در سردارد و اقدامات آن در غزه، کرانه غربی، سوریه و لبنان نیز شاهد همین مدعاست. ترامپ نیز اخیراً ضمن تأکید بر رابطه خوب آمریکا با “کردهای ایران” در پاسخ به پرسش خبرنگار بی بی سی که بعد از پایان این وضعیت فکر می‌کنید نقشه ایران همان‌طور که هست باقی می‌ماند؟ گفت: احتمالاً نه. اسرائیل جدید از نظر ترامپ به‌ویژه از نظر دولت فاشیستی نتانیاهو، شامل جغرافیای کنونی این کشور و دست کم مناطق وسیعی از غزه، کرانه غربی، سوریه و لبنان خواهد بود.

ائتلاف شش‌گانه گروه های سیاسی کرد، ابزار دست چنین توسعه‌طلبان، راهزنان و جنگ افروزانی شده‌اند تا در ازای دریافت سهم، نقش خود را در عملی ساختن پروژه‌های امپریالیستی- صهیونیستی ایفاکنند.

سرسپردگی بی‌قید و شرط گروه شش‌گانه جریان‌های سیاسی ناسیونالیست کرد ایرانی به سازمان سیا و موساد با این خود فریبی که گویا راه حل مسئله ملی را یافته‌اند و همچنین تجربه کردهای سوریه و روژاوا، یکبار دیگر این حقیقت مسلم را به اثبات رساند که مسئله ملی و خواست ملی ملل تحت ستم، جدا از مسائل و خواست‌های عموم کارگران و زحمتکشان در سرتاسر کشور نیست و حل مسئله ملی نیز تنها در گرو مبارزات کارگری و توده ای و سراسری کشور است.هیچ خواست یا جنبشی ملی و آزادی‌خواهانه در پرتو حمایت‌ها و دخالت‌های قدرت‌های امپریالیستی محقق نشده و نخواهد شد. تنها طبقه کارگر و حاکمیت شورایی ست که قادر است پاسخی صحیح و اصولی به این مسئله بدهد و این خواست بورژوا دموکراتیک معوق مانده ملیت‌های تحت ستم ایران را به اصولی‌ترین و بهترین شکلی برآورده سازد.

در ایران ملیت های مختلفی زندگی می کنند. رژیم جمهوری اسلامی همانند رژیم سلطنتی پیشین، ملیت های غیرفارس را در معرض ستم قرار داده و آنها را از حقوق دمکراتیک شان در زمینه ملی محروم ساخته است. باید به این ستمگری ملی پایان داده شود.

سازمان فدائیان (اقلیت) خواهان برابری تمام ملیت‌های ساکن ایران است. لذا، هرگونه ستم، تبعیض و نابرابری ملی، باید فوراً و بدون قید و شرط ملغا گردد.

هرگونه امتیاز برای  یک ملیت خاص باید ملغا شود. هیچ امتیازی به هیچ ملیت و زبانی نباید داده شود. تمام ملیت‌های ساکن ایران باید از این حق برخوردار باشند که آزادانه به زبان خود سخن بگویند، تحصیل کنند و در محل کار، مجامع و موسسات عمومی، نهاد‌های دولتی و غیره از آن استفاده نمایند.

تقسیمات جغرافیائی و اداری موجود که توسط رژیم‌های ستمگر حاکم بر ایران، مصنوعاً ایجاد شده‌اند، باید ملغا گردند. مناطقی که دارای ترکیب و بافت ملی و جمعیتی ویژه‌ای هستند، باید محدوده‌های جغرافیائی و اداری خود را توسط شوراهای منطقه‌ای تعیین نمایند و از خودمختاری وسیع منطقه‌ای برخوردار باشند.

اداره امور مناطق خود مختار، برعهده شوراهای منطقه‌ای منتخب خود مردم منطقه خواهد بود که بر مبنای اصل سانترالیسم دمکراتیک سازمان می یابند.

مردم مناطق خود مختار از طریق شوراهای منتخب خود، در کنگره سراسری شوراهای نمایندگان کارگران و زحمتکشان در تعیین سیاست‌های عمومی و مسائل مربوط  به اداره امور سراسر کشور، مداخله خواهند داشت.

هرگونه الحاق و انضمام اجباری مردود است. اتحاد تمام ملیت‌های ساکن ایران باید داوطلبانه و آزادانه باشد.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۶۰ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.