روز شنبه ۱۲ مهر برابر با ۴ اکتبر، خبرگزاری میزان وابسته به دستگاه آدمکشی جمهوری اسلامی موسوم به “قوه قضائیه” از اعدام ۷ نفر با اتهامات سیاسی خبر داد. در زندان قزلحصار، سامان محمدی خیاره زندانی سیاسی کُرد و اهل سنندج که در بهمنماه سال ۸۸ بازداشت شده بود به دست جلادان جمهوری اسلامی به دار کشیده شد.
در زندان سپیدار اهواز نیز در همین روز ۶ زندانی عرب با نامهای حبیب دریس، عدنان آلبوشوکه (غبیشاوی)، علی مجدم، معین خنفری، سید سالم موسوی و محمدرضا مقدم با اتهامات سیاسی توسط جلادان جمهوری اسلامی اعدام شدند.
تمامی این زندانیان سیاسی با اتهاماتی موهوم دستگیر و در زندانهای جمهوری اسلامی شکنجه شدند تا به سناریوی بازجویان تن در دهند. در تمام مراحل زندان و دادگاه آنها از هرگونه دادرسی عادلانه محروم بوده و “قضات” این دستگاه آدمکشی به رغم آگاهی از این موضوع که تمام بهاصطلاح اعترافات در زیر شکنجه بدست آمده است، حکم اعدام آنها را صادر کردند.
حکم اعدام سامان محمدی خیاره یک نمونه روشن از این موضوع است. وی که حکم اعدام او در دادگاه تجدیدنظر به ۱۵ سال تقلیل یافته بود، با اعتراض بازجویان بار دیگر به اعدام محکوم گردید.
مرگ بر جمهوری اسلامی که بیوقفه به دنبال گردن برای طناب دار میگردد.
در طول ۹ ماهه اول سال میلادی بیش از ۱۰۰۰ زندانی توسط جلادان جمهوری اسلامی و با حکم دستگاه آدمکشی این رژیم فاسد و جنایتکار به دار کشیده شدهاند. تنها در ماه شهریور حداقل ۱۷۸ زندانی اعدام شدند. رژیم جمهوری اسلامی در سالهای اخیر به تنهایی مسئول حدود ۷۰ درصد از اعدامهای ثبت شده در جهان است.
اعدام ۷ زندانی با اتهامات سیاسی در حالی اتفاق افتاد که تنها ۶ روز دیگر به ۱۰ اکتبر روز جهانی “مبارزه برای لغو مجازات اعدام” باقی مانده بود.
رژیم جمهوری اسلامی میپندارد که با افزایش اعدامها میتواند ترس در دل مردم ستمدیده ایران بیاندازد، اما این خیالی باطل است. مردم ستمدیده ایران با این اعدامها خشمشان افزون خواهد شد و روزی خواهد رسید که این مردم ستمدیده نظم ستمگرانه حاکم را سرنگون کنند.
باید در کنار خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام، خانوادههای دادخواه و دیگر مبارزان “لغو مجازات اعدام”، مبارزه برای لغو این عمل وحشیانه را تشدید کرد. اعدام یک قتل عمد و برنامهریزی شده دولتیست و باید به فوریت ملغا گردد.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی
نابود باد نظام سرمایهداری
زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم
سازمان فدائیان (اقلیت)
۱۲ مهر ۱۴۰۴
کار، نان، آزادی – حکومت شورایی




البته این دقیق تر شده که قوه قضاییه از دولتی که تدارکاتچی نام گرفته مجزا نشانه رفته ولی در پایین قتل را به دولت نسبت داده که بر همگان روشن وعریان شده که ان سمبل وتبلوریافته حاکمان سرمایه جهان امروزی امریکا وسه کشور اروپایی (بریتانیا فرانسه و المان) هستند که خود بظاهر با دولتهایشان (طبق نظر مهردادوهاب زاده) فقط مالیات گیرند اما در خفا دولتهای نهانی نهفته دارند که همان جان گرفته از کل حسیات فروشندگان (همان ارزشی که مارکس به دقیقی برایمان شکافته)نیروی کار ( تو بخوان پرولتاریای خفه گشته در زیر اضافه کارکنده و چون غولی بیگانه شده از صاحبان اصلیش با خود افزا یی و درون افزایی تغییر جهان بر نوع انسان تحمیل میکند پس از شاخه به ریشه در قدم بعدیست ( در ارایه) نخست ریشه است که سخت جان سخت است وجان گیر و کشتار را به مفاهیمی گونه به گون بر دهان ها جاری میسازد (مهندس تاسیسات در گرمابه به قتل می رسد و پشت خانه ما جسد صادق را شاهد میشوند از چندطبقه بولکی را بر سر عابری می اندازند جسد ها بیکران در رودخانه ها وسد ها شاهد میشویم در سلولهای انفرادی شبانه با هجوم اوباشان اطلاعات سپاه اجسادی تحویل خانواده ایشان داده میشود >با اتهامهایی چون اور دوززیر دستگاهی جسد را می یابند>این دولت نیست ان پروش یافتگان توسط همان ارزشی که سرمایه اش گویند از توالت تا اتاق خواب بیست وچهار ساعتی سر می کشد مثل مهرداد وهاب زاده از شاخه شروع وریشه را به فراموشی نسپاریم در ثانی کدام طبقه ایست که ریشه را نابود میسازد که به ریشه نمی پردازد اگر سخنگو وسینه چاک وهزینه پرداز این راهید با مفاهیم میتوان به افشاگریها پرداخت ولی پیشگامی گفته اند وحزبی وسازمان یرولتری که شکافتن ریشه هاست نه هم وغمش چون دستجات بخش دمکراتیک افشای هر نوع عمل غیر انسانی شرط است ولی مسیلهاصلی حزب وسازمان ورای اینهاست