انگلس: طبقات لازم و طبقات زائد اجتماعی
مارکس: تحلیلی از زمان
انگلس: درباره انحطاط فئودالیسم و اعتلای بورژوازی
انگلس: قیام ۱۸۴۹
انگلس: پیام به کنگره بینالمللی دانشجویان سوسیالیست
انگلس: طبقات لازم و طبقات زائد اجتماعی
مارکس: تحلیلی از زمان
انگلس: درباره انحطاط فئودالیسم و اعتلای بورژوازی
انگلس: قیام ۱۸۴۹
انگلس: پیام به کنگره بینالمللی دانشجویان سوسیالیست
مسایل جنبش معاصر کارگری از بسیاری لحاظ مسایلی دردناک است به خصوص برای نمایندگان دیروز این جنبش (یعنی نمایندگان آن مرحله تاریخی که تازه به پایان رسیده است). از جمله مسایلی که به این قسمت مربوط میشود مقدم بر هر چیز مسایل به اصطلاح فراکسیونیسم، انشعاب و غیره است…
روسیه کشوری است خردهبورژوازی زیرا اکثریت عظیم اهالی متعلق به این طبقه است. نوسان این طبقه بین بورژوازی و پرولتاریا ناگزیر است. فقط در صورت ملحق شدن این طبقه به پرولتاریا است که پیروزی انقلاب، امر صلح، آزادی و زمیندار شدن رنجبران به سهولت، با مسالمت، سریع و راحت تأمین خواهد شد…
… جامعه بورژوایی امروزین با مناسبات بورژوایی تولید و مبادله، با نظام بورژوایی مالکیت، این جامعه که گویی به نیروی جادو چنین وسایل پرتوانی برای تولید و مبادله پدید آورده است، اکنون به جادوگری میماند که دیگر از عهده مهار کردن نیروهایی که با ورد و افسون از زیر زمین احضار کرده است، برنمیآید…
در این روزها یادداشت های سوخانف را درباره انقلاب ورق می زدم. به ویژه خشک مغزی دمکرات های خرده بورژوای ما و نیز کلیه قهرمانان نترناسیونال دوم به چشم می زند. اینها صرفنظر از این که فوق العاده ترسو هسند و حتا بهترینشان وقتی صحبت از کوچکترین انحراف از نمونه آلمانی (سوسیالیسم) در میان باشد غذایی غیر از قیود و شرایی ندارند،…
نامه به دبیران “نووایا ژیزن”
آنها چگونه خود را به سرمایهداران بستهاند؟
منشا طبقاتی کاونیاکهای کنونی و آتی
اسآرها و منشویکها، انقلاب را به چه وضعی درآوردهاند؟
