
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در رابطه با کشته شدن خامنهای جنایتکار
دهههاست که شعار «مرگ بر دیکتاتور» و » مرگ بر خامنهای» آسمان ایران را میشکافد، دهههاست که در هر اعتراض و خیزشی، خصوصاً بعد از دیماه ۹۶، در آبان ۹۸، خیزش بزرگ ۱۴۰۱ – زن، زندگی، آزادی – و در دیماه ۱۴۰۴، مهمترین و اصلیترین شعار تظاهرکنندگان “مرگ بر دیکتاتور” بوده است. اینک علی خامنهای – رهبر حکومت اسلامی – و تعداد زیادی از رهبران و مسئولان نظامی و امنیتی رژیم در عملیات مشترک آمریکایی – اسرائیلی کشتهشدهاند. مرگ خامنهای برای مردمانی که دهههاست شعار «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر دیکتاتور» سر دادهاند، برای خانوادههای خاوران، پارکلاله، قربانیان قتلهای زنجیرهای، جانباختگان تظاهرات و خیزشهای دههٔ اخیر، خانوادههای اعدامیان، و میلیونها خانوادهای که زندگیشان بهواسطهٔ سیاستهای ارتجاعی و مخربانًهٔ رهبر حکومت اسلامی نابودشده است، خبری مسرتبخش بود. خبری که حس آرامش، رضایت و خرسندی را بر لبان مادران و پدران و بازماندگان اینهمه رنج و غم نشاند.
مرگ خامنهای، بهعنوان رهبر مطلقهٔ حکومتی مستبد، به روند فروپاشی رژیم اسلامی یاری خواهد کرد. رهبر حکومتی که به هیچ صدای مخالفی، اجازه بروز نداد و حتی نزدیکترین یاران و همراهان نظام را به انزوا کشانید، تصفیههای خونین را سازمان داد، هرگز نمیتواند با کشته شدن رهبر بلامنازع این نظام و اصلیترین رهبران نظامی – امنیتی آنکه در دو دورهٔ بسیار نزدیک جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ کنونی صورت گرفت، به شکل گذشته ادامه یابد. تغییرات بزرگ در حال انجام است.
کارنامهٔ حکومت اسلامی در ۴۷ سال گذشته، بهویژه کارنامهٔ سراپا ننگین خامنهای در ۳۷ سال رهبری مطلق او بر ایران، مملو از کشتارهای وحشیانه مخالفان رژیم، سرکوبهای خونین، سانسور، تصفیه، شکنجه، اعدام و قتلهای زنجیرهایست. کارنامهای سیاه، سرشار از بیحقوقی مردم، سرکوب اقلیتهای ملی – مذهبی، سامان دادن آپارتاید جنسی و جنسیتی، غارت منابع کشور توسط او و خانواده و مافیای سیاسی – امنیتیاش، سقوط وحشتناک سطح زندگی اکثریت عظیم مردم، ویرانسازی اقتصاد، غارت منابع طبیعی و زیست محیطیست که با هدف گسترش حلال شیعی و دشمنیهای منطقهای صورت گرفته است.
بیشک کشته شدن خامنهای، آن فرصتی را که میتوانست به جنبش دادخواهی یاری رساند تا در دادگاهی علنی، دمکراتیک و مردمی، این رهبر جنایتکار حکومت اسلامی را به محاکمه بکشد، از آنان گرفت، اما بهنوبهٔ خود ضربهای مهلک بر پیکر متزلزل این رژیم ارتجاعی وارد ساخت. پوشیده نیست، با کشته شدن او، جمهوری اسلامی سرنگونی نمیشود و ماشین کشتار آن متوقف نمیگردد. ارتجاع حاکم بر ایران به یک حزب پادگانی مانند سپاه پاسداران متکیست که اهرمهای اصلی قدرت را در دست دارد. سپاه پاسداران که بر پایه یک ساختار هرمی و قوانین سخت نظامی استوار است، تلاش خواهد کرد بحرانهای درون رژیم را مدیریت و برای مهرههای ازدسترفته جایگزین تعیین کند.
بااینهمه، در وضعیت کنونی که یک جنگ ارتجاعی میان دولتهای آمریکا و اسراییل و جمهوری اسلامی درگرفته و حملات موشکی متقابل رژیم اسلامی علیه اسرائیل و پایگاههای آمریکا در بحرین، قطر، ابوظبی، کویت، اردن، عمان و عربستان سعودی آغازشده است؛ با خبرهای نگرانکنندهای که از زندانهای سراسر کشور خصوصًاً اوین و فشافویه به گوش میرسد و زندانیان سیاسی محروم از غذا و آب و دارو و درمان هستند، بیم آن میرود که حاکمان اسلامی در اوج استیصال و هراس از سقوط، به کشتار زندانیان سیاسی اقدام کنند. لذا، در این شرایط حساس باید علیه جنگ ارتجاعی موجود و جنگطلبان ایستاد. با موشک و بمباران، رهایی و آزادی مردم به دست نمیآید. باید علیه رژیم سرمایهداری اسلامی و برای سرنگونی انقلابی این رژیم مستبد به دست تودههای مردم ایران مبارزه کرد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، از عموم مردم ایران، کارگران، زحمتکشان، زنان و مردان، و از همه نهادها و تشکلهای چپ و کمونیست و آزادیخواه و بشردوست میخواهد که هوشیاری خود را حفظ کنند، دست در دست هم برای آزادی فوری و بیقیدوشرط زندانیان سیاسی مبارزه کنیم. خانوادههای زندانیان سیاسی و خانوادههای جانباختگان را تنها نگذاریم، با تشکیل شوراها، کمیتهها، نهادها و انجمنهای مستقل و مردمی برای یاری و مساعدت و همکاری و همیاری به مردم ایران اقدام کنیم. آنگونه که تجربه نشان داده است اگر جنگ به طول انجامد، امکان قطع آب و برق و مواد غذایی و دارویی، بستن مدارس و مراکز آموزشی، خدماتی و…وجود دارد. با تشکیل شوراها و انجمنها و نهادهای مستقل، به یاری همدیگر بشتابیم، دست همدیگر را بگیریم، به تقویت همبستگیهای بزرگ و انسانی همت گماریم. بگذارید این روزهای شادی مرگ دیکتاتور، به پایان دیکتاتوری و استبداد و حکومت مذهبی و سرمایهداری سلام کند و دروازه آزادی و برابری و انسانیت را به روی تودههای مردم ایران بگشاید.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
قطع فوری و بیقیدوشرط جنگ ارتجاعی
زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم
۱۱ اسفند ۱۴۰۴ – ۲ مارس ۲۰۲۶
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست:
اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

خامنهای یکی از جنایتکارترین حاکمان در تاریخ ایران کشته شد. جنایتکاری که در آخرین روزهای عمر ننگین خود دستور قتلعام مردم ایران در دیماه ۱۴۰۴ را داده بود. مرگ او گرچه در پی حمله جنگندههای ارتش آمریکا و اسرائیل بهوقوع پیوست، اما موجب خوشحالی و شعف مردم ایران گردید. براستی جمهوری اسلامی با مردم ایران چه کرده است که مردم از کشتن خامنهای در پی حمله نظامی دو دولت خارجی به وجد آمدهاند؟ اما مرگ خامنهای چه تاثیری در وضعیت سیاسی ایران خواهد گذاشت؟ اساساً چرا جنگ در بحبوحه مذاکرات آغاز شد؟ و از همه مهمتر چه باید کرد؟ آیا کارگران و زحمتکشان میتوانند با مرگ خامنهای و بنبست سیاسی جمهوری اسلامی، با برافراشتن پرچم مبارزه علیه تمامی اشکال استبداد، قدرت سیاسی را با سرنگونی جمهوری اسلامی بدست گیرند؟
امسال ۸ مارس روز جهانی زن در شرایطی فرارسیده است که جنگ میان دولتهای جمهوری اسلامی، اسرائیل و آمریکا آغازشده، با مرگ خامنهای جلاد، رژیم حاکم در بحرانیترین شرایط به سر میبرد و جامعه ایران آبستن حوادث بزرگ است.
وضعیت بحرانی جامعه، شرایط سیاسی و بیثباتی نظم موجود در پرتو سیاست های طبقه حاکم، بیش از پیش تشدید شده است. جنگی که صبح روز شنبه ۹ اسفند با حملات هوایی دولت امپریالیستی آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل و واکنش دولت ارتجاعی جمهوری اسلامی آغاز شد، بحران سیاسی و بیثباتی را وارد فاز بالاتری ساخت.کشته شدن خامنهای رهبر حکومت اسلامی، این بحران را به حد اعلا رساند. ابهام بزرگی که پیرامون وضعیت جمهوری اسلامی و آینده آن وجود داشت، با این جنگ ارتجاعی و مرگ خامنهای، بزرگتر و ملموستر شد. سرنگونی و فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی که از مدت ها پیش به یک امر مسلّم تبدیل شده بود، اکنون روندی عملی به خود گرفته و به مراحل قطعی نزدیکتر شده است.
در حالی که طبقه کارگر و عموم توده مردم ایران به فقر بیسابقهای سوق داده شدهاند و در روزهایی که دولت و سرمایهداران در صددند با تعیین حداقل دستمزد چندین برابر زیر خط فقر، یک سال دیگر گرسنگی و فقر را به خانوادههای کارگری تحمیل کنند، جغد شوم جنگ نیز از راه رسید. صبح روز شنبه ۹ اسفند با حملات هوایی دولت امپریالیستی آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل علیه حکومت ارتجاعی ایران، جنگی ارتجاعی آغاز شد که بر بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و فقر و فلاکت موجود افزوده و شرایط زیستی کارگران و اقشار فرودست را دشوارتر خواهد کرد. این تحولات در شرایطی رخ میدهد که اقتصاد ایران پیش از این نیز با تورم فزاینده، کاهش قدرت خرید، رکود تولید، و شکاف عمیق طبقاتی مواجه بوده و اکنون جنگ بهعنوان عاملی مضاعف، فشارهای اقتصادی و اجتماعی را تشدید خواهد کرد.
حمله نظامی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به ایران کشور را وارد مرحلهای تازه و نامطمئن کرده است. جنگ میتواند در کوتاهمدت به امنیتیتر شدن فضا و تعلیق فعالیتهای علنی بینجامد. اما جنگ فقط به معنای تشدید سرکوب نیست؛ در چنین لحظاتی رقابت بر سر «نمایندگی آینده» نیز شدت میگیرد. پروژههای آلترناتیوسازی از بالا فعال میشوند؛ پروژههایی که میکوشند در شرایط بیثباتی و خلأ قدرت پس از مرگ خامنهای روایت و چینش مطلوب خود از گذار را تثبیت کنند.
سوئیس
