در برابر ارعاب غیر انسانی و شرم آور جمهوری اسلامی عقب نشینی نمی‌کنیم

خبر حکم ۷۴ ضربه شلاق برای ۱۰ نفر از کارگران اخراجی شرکت پترو پارس و اجرای آن که در اعتراضی مدنی خواهان بازگشت به کار خود بودند جلوه‌ای دیگر از هراس افکنی رژیمی قرون وسطایی ست که کار، نان و آزادی این بنیادی‌ترین حقوق انسانی را از کارگران و زحمتکشان دریغ می‌نماید. صدور حکم شلاق و اجرای آن علیه کارگرانی که فقط کار می‌خواهند تا بخور و نمیری داشته باشند، جنایتی ست که حکم آن تنها از حکومتی مانند جمهوری اسلامی، طالبان افغانستان، داعش، بوکوحرام و… صادر و اجرا خواهد شد. رژیم جمهوری اسلامی حق داشتن کار را هم برای کارگران انکار می‌کند. این رژیم با بازگرداندن احکام قرون وسطایی که در دوران توحش بردگی اجرا می‌شده است، به اعتراض کارگران جواب می‌دهد. زهی بیشرمی، زهی خیال باطل که با چنین احکامی می‌توانند طبقهٔ کارگر ایران و زنان و دیگر زحمتکشان را با ارعاب و توحش به عقب نشینی از مبارزات پیشاروی وادار نمایند. کارگران اعلام می‌دارند که علیرغم سرکوب رژیم جمهوری اسلامی، حق داشتن کار، تشکل و تحزب و حق اعتصاب و اعتراض را از ابتدایی‌ترین حقوق خود دانسته و برای کسب آنها پافشاری خواهند نمود.

اما رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی از بدو استقرار خود تاکنون نه تنها به چنین حقوق بنیادینی تمکین نکرده بلکه با ددمنشانه‌ترین شکل سرکوب به مقابله با آنها برخاسته است. تلفیق دین و دولت به این رژیم اجازه داده است تا با تمسک به مذهب به صدور احکامی متوسل شود که مردم ایران از انقلاب مشروطیت تا کنون خواهان حذف و برچیدن آنها بوده‌اند. توسل به شکنجه‌های وحشیانه با عنوان حد و دست بردن به احکام قرون وسطایی مانند قصاص، سب النبی، محاربه، بغی و به دنبال آن توسل به اعدام‌های گسترده، نتیجهٔ این تلفیق دین و دولت بوده است. در دادگاه‌های جمهوری اسلامی هیچ یک از حقوق متهمان چون دارا بودن از استقلال رأی قاضی، علنی بودن محاکمات، حق متهم در گزینش وکیل انتخابی و حضور هیئت منصفه وجود ندارد. گذراندن قوانینی چون حجاب اجباری برای زنان در جهت نفی آزادی و کرامت انسانی و محروم نمودن آنان از ابتدایی‌ترین حقوق بشری، از نتایج تلفیق دین و دولت است. محروم نمودن اقلیت‌های دینی و اتنیکی از حقوق برابر و انسانی و تعرض به جان و مال آنان بدون هرگونه ظاهرسازی حقوقی و بدون شرم و وقاحت هم از نتایج تلفیق دین و دولت است. همهٔ اینها فقط بخشی از اعمال حقوقی غیر انسانی و ضدبشری این حکومت در داخل کشور بوده که به او اجازه می‌دهد تا با وقاحت وبدون هیچگونه شرمی بر پشت کارگرانی که خواهان بازگشت به کار خود هستند شلاق ستم را وارد کند. اما در سطح بین‌المللی هم این رژیم از هیچگونه اعمال خرابکارانه و تخریب و ترور علیه زنان و مردانی که به زور سرکوب به خارج از کشور کوچ داده شده‌اند کوتاهی نکرده و نمی‌کند. متاسفانه عده‌ای کژ اندیش و اپورتونیست و خائن توانسته‌اند غرب ستیزی ارتجاعی این رژیم را به عنوان خصلت‌های ضد امپریالیستی آن جا بزنند. در حالی که استثمار و چپاولگری آن حد و مرزی نمی‌شناسد. رژیمی که نظم سرمایه داری قرن بیست و یکمی را با احکام حقوقی دوران برده داری و عهد عتیقی تلفیق کرده وضمن استثمار لجام‌گسیخته، تسمه از گردهٔ کارگران و زحمتکشان و زنان برکشیده است نمی‌تواند ضد امپریالیست باشد.

باید یاد آور شد که این بار اول نیست که طبقهٔ کارگر ایران و فعالین آن با چنین احکام ضد بشری شلاق توسط این رژیم مواجه شده‌اند. دراوایل خرداد ۹۵ بود که حکم زندان و ۵۰ تا ۱۰۰ ضربه شلاق برای ۱۷ نفر از کارگران معدن طلای آق دره صادر و اجرا گردید. تقریباً در همان زمان بود که ۹ نفر از کارگران معدن سنگ آهن بافق با احکام حبس و ۷۴ ضربه شلاق موجه گردیدند. که البته با اعتراضات وسیع علیه این احکام بخصوص به‌خاطر اعتراض گسترده علیه اجرای حکم در آق دره، حکم شلاق کارگران بافق به حالت تعلیق درآمد. صدور همزمان چنین احکامی علیه کارگران معادن آق دره و بافق نشان می‌داد که تصمیم شکایت کارفرمایان این معادن و صدور احکام شلاق برای کارگران در بالاترین مراکز تصمیم گیری حکومت، برنامه ریزی شده بوده است. در آبان ۹۷ نیز برای ۱۵ نفر از کارگران هپکو اراک حکم ۷۴ ضربه شلاق برای هرکدام از آنان صادر گردید که با اعتراض دیگر بخش‌ها بخصوص اعتراض جمعی کارگران نیشکر هفت تپه این احکام معلق گردید. احتمالاً در سال ۸۶ بود که ۴ نفر از فعالین کارگری در سنندج به خاطر شرکت در مراسم اول ماه مه هر کدام با ۱۰ ضربه شلاق روبرو گردیدند. با اطمینان می‌توان گفت که طبقهٔ کارگر ایران تا سرنگونی این رژیم جنایتکار هیچگاه چنین احکام ظالمانه ضد انسانی را فراموش نخواهد کرد.

اینکه چرا جمهوری اسلامی بار دیگر و این بار علیه کارگران پترو پارس به صدور و اجرای چنین احکامی مبادرت می‌ورزد را باید در شرایطی دید که در آن قرار گرفته‌است. جمهوری اسلامی از اوج گیری مبارزات کارگران در همراهی با دیگر زحمتکشان و ستمدیدگان شدیداً هراسناک است و گمان می‌برد که با استفاده از شرایط جنگی که در آن قرار دارد می‌تواند با خون پاشیدن بر جامعه، گسترش اعدام‌ها، دستگیری‌های وسیع و شکنجه و شلاق تجربهٔ به عقب راندن توده‌ها در دههٔ شصت بخصوص کشتار وسیع و سراسری زندانیان سیاسی در سال ۶۷ را زنده و تکرار نماید. اما باید بداند که امروز جامعهٔ ایران از دههٔ ۶۰ عبور کرده و توهم توده‌ها نسبت به مذهب و مستضعف پناهی حکومت زائل شده است. چنانکه بارها علیه کلیت آن و به شکل وسیع به میدان آمده‌اند. جمهوری اسلامی بر دریایی از خون غوطه می‌خورد و چنان در گرداب بحران‌های لاینحل گرفتار شده است که محال می‌نماید بتواند از آن جان سالم به در ببرد. جامعه نیز در شرایط انقلابی بسر می‌برد و مترصد است تا در بزنگاهی طومار آنرا در هم بپیچد. برای همین است که مانند حیوان وحشی چنگ بر صورت کارگران و ستمدیدگان می‌کشد. دائماً تهدید می‌کند، به دستگیری وسیع دست میزند، شلاق میزند، شکنجه می‌کند، و به اعدامهای گسترده متوسل می‌گردد.

حقیقتاً برای تودهٔ مردم راهی جز سرنگونی این رژیم باقی نمانده است. وقت آنست که طبقهٔ کارگر ایران با اتحاد و یکپارچگی خود، مصمم‌تر و قاطعانه‌تر از هر زمانی، به عنوان رهبر همهٔ زحمتکشان و همهٔ ستمدیگان، پرچم مبارزه برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و استقرار حکومت شوراها را برافرازد تا خود و دیگر زحمتکشان را از ستم و استثمار و شلاق و شکنجه و اعدام وکشتار رها و برتمام مصائبی که این رژیم ایجاد نموده است نقطهٔ پایانی بگذارد.

همیشه گفته و باز هم می‌گوییم که پیروزی ما تنها در گرو اتحاد ماست. متشکل و متحد شویم.

 

سرنگون باد رژیمی که به جای تأمین رفاه بر پشت کارگران شلاق وارد می‌کند

سرنگون باد رژیم سرمایه داری ارتجاعی و مذهبی جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

کار، نان، آزادی، حکومت شورایی.

۲۵ مهر ۱۴۰۵

هستهٔ کار نان، آزادی هوادار سازمان فدائیان (اقلیت)

POST A COMMENT.