نزاع بر سر ادامه جنگ یا مذاکره و سازش

درحالی‌که رژیم جمهوری اسلامی با فرامین و انتصابات اخیر مجتبی خامنه‌ای استراتژی تعرضی را در دستور کار قرار داد و در حکم انتصاب فرمانده کل سپاه پاسداران بر” ارتقاء مستمر و همه‌جانبه‌ی توانمندی‌ها به‌منظور بازدارندگی حداکثری و آمادگی هوشمندانه برای اجرای عملیات تهاجمی پرقدرت علیه دشمن” داشت، اکنون با بزرگ‌ترین چالش دوران حیات خود در داخل و خارج  روبه‌رو شده است.

محاصره دریایی و تحریم‌های اقتصادی ترامپ عواقب وخیم خود را آشکار کرده است. ورشکستگی مالی دولت به درجه‌ای است که دیگر قابل پرده‌پوشی نیست. اقتصاد به‌کلی ازهم‌گسیخته است. تورم، افسارگسیخته به‌پیش می‌تازد. فشار بار جنگ‌، محاصره ، تحریم‌ها و تورم بر دوش توده‌های زحمتکش چنان تحمل‌ناپذیر است که حتی برخی سران و مقامات رژیم نیزهراس خود را از انفجار خشم و نارضایتی توده‌ای پنهان نمی‌کنند. صدای طرفداران مذاکره و سازش با آمریکا در برابر مدافعان ادامه جنگ و تعرض نظامی  بار دیگر بلند شده و علناً خواهان بازگشت به مذاکره، تفاهم‌نامه‌ و پایان جنگ‌اند.

قالیباف روز سه‌شنبه ۲۷ مرداد در نطق خود در مجلس ارتجاع گفت: ” پیش‌ازاین نیز در فایل صوتی دوم خدمت مردم عزیز ایران توضیح داده بودم که دشمن در طراحی جدید خود به‌دنبال فشار اقتصادی و ازبین‌بردن انسجام کشور است و امروز مسئولین دولت آمریکا به‌صراحت بر این نقشهٔ خود تصریح می‌کنند. آنها می‌خواهند با ایجاد نارضایتی و ایجاد شکاف داخل جامعه‌ ایرانی، برنده‌ بازی باشند که تا اینجا در میدان‌های نظامی و دیپلماسی به‌وضوح، باخته‌اند.”وی خواهان بازگشت به تفاهمنامه و باز شدن تنگه هرمز شد.قالیباف در عراق نیز به‌طور ضمنی بر وخامت اوضاع اقتصادی در ایران تاکید کرد و گفت: “ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمی‌آوریم.” این گفتار به صراحت ترس و هراس سران حکومت را از تشدید بحران اقتصادی و قیام توده‌های مردم علیه نظم ستمگر حاکم  بازتاب می‌دهد.

پزشکیان نیز روز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵بار دیگر در  مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران،  توافق با دولت آمریکا را عزتمندانه و ارزشمند نامید و خواستار پایان دادن به جنگ شد .

همتی رئیس بانک مرکزی رژیم هم شامگاه چهارشنبه ۲۸ مرداد در گفت‌وگو با تلویزیون رژیم گفت: صادرات نفت متوقف‌شده است. کاهش درآمدهای نفتی، مالیاتی و حق بیمه تأمین اجتماعی، تمام بخش‌های اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار داده است. او درعین‌حال تفاهم‌نامه ایران و آمریکا را به نفع کشور خواند و در نهایت خواستار بازگشت به تفاهم‌نامه و ادامه مذاکرات شد.

اما تفاهم‌نامه‌ای که این گروه از نمایندگان طبقه سرمایه‌دار حاکم خواهان بازگشت به آن هستند، تحت شرایط ویژه‌ای از توازن قوای نظامی و وضعیت سیاسی طرفین به دست آمد که کاملاً به نفع جمهوری اسلامی بود . اکنون اوضاع به زیان جمهوری اسلامی تغییر کرده و به نظر نمی‌رسد که ترامپ حاضر به پذیرش چهارچوب همان تفاهم‌نامه باشد. نقشی که تنگه هرمز و بستن آن توسط جمهوری اسلامی در آن مقطع داشت، تا حدودی تغییر کرده است. کشورهای نفت‌خیز حاشیه خلیج‌فارس راه‌هایی برای انتقال بخشی از نفت صادراتی خود پیداکرده‌اند. تعدادی از نفت‌کش‌ها با اسکورت نیروی دریایی آمریکا از ضلع جنوبی تنگه رفت‌وآمد را از سر گرفته‌اند. تنها سر جمهوری اسلامی بی‌کلاه مانده است که نمی‌تواند تحت شرایط محاصره دریایی، نفت خود را صادر و در بازارهای جهان بفروشد. بنابراین در همین مدت کوتاه از کسب درآمد چندین میلیارد دلار نیز محروم شده است.

علاوه بر این، محاصره دریایی برای نقل‌وانتقال کالاها از کریدورهای زمینی هم مشکلاتی پدید آورده است. اخیراً رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین گفت: هزینه حمل یک کانتینر از چین از مسیر زمینی حدود چهار برابر مسیر دریایی است.

به گفته او، هزینه انتقال یک کانتینر از طریق دریا و بنادر جنوبی ایران «سه هزار دلار» است، درحالی‌که «همین کانتینر وقتی از مسیر زمینی می‌آید، به‌طور میانگین ۱۲ هزار دلار باید هزینهٔ حمل‌ونقل برای آن پرداخت و این در حالی است که واردات ما از بنادر جنوبی سالانه حدود دو میلیون کانتینر است.”

وی افزود:  با توجه به واردات سالانه حدود دو میلیون کانتینر از بنادر جنوبی، ادامه محاصره می‌تواند حدود ۱۸ میلیارد دلار هزینه اضافی به اقتصاد ایران تحمیل کند.

در یک چنین شرایطی است که وزیر خارجه جمهوری اسلامی بار دیگر تماس‌های خود را با پاکستان و دیگر واسطه‌های سیاسی فعال کرده است تا شاید پیش از آن‌که ترامپ تحریم‌های ثانویه خود را به مرحله اجرا بگذارد، راهی برای ازسرگیری مذاکرات پیدا شود.

دولت آمریکا اما بار دیگر سیاست خود را بر تشدید فشارهای اقتصادی از طریق تحریم‌های ثانویه نهاده و قرار است روز دوشنبه این هفته جزئیات آن  را اعلام کند.

ترامپ روز چهارشنبه ۲۸ مرداد اعلام کرد: “امروز، من کوبنده‌ترین عملیات اقتصادی‌ را که تاکنون علیه کشوری انجام‌شده است، اعلام می‌کنم! این‌یک جنگ و انزوای اقتصادی در مقیاسی بی‌سابقه خواهد بود. همچنین اعلام می‌کنم که هر کشوری که به نهادهای مالی، کسب‌وکارها، فرودگاه‌ها یا ارگان‌های دولتی خود اجازه دهد هرگونه راه نجاتی برای ایران فراهم کنند، خود با عواقب اقتصادی بسیار سنگینی روبه‌رو خواهد شد.”

وی افزود: “قاچاق نفت، خطوط مبادلهٔ ارزی، نقل‌وانتقال پول، صرافی‌ها، ثبت کشتی‌ها، شرکت‌های صوری؛ همه باید همین حالا متوقف شوند.”

روز پنجشنبه ۲۹ مرداد نیز وزیر خزانه‌داری آمریکا در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌بی‌سی گفت: “این بزرگ‌ترین انزوای اقتصادی هماهنگ شده در تاریخ جهان خواهد بود. این طرح در ایران جواب خواهد داد و ما این رژیم را سرنگون خواهیم کرد.”

سؤال اما این است که آیا دولت آمریکا می‌تواند تمام دولت‌های جهان را وادارد که به این تحریم‌های ثانویه تمکین کنند؟ مسئله در اینجا صرفاً قدرت سیاسی و اقتصادی امپریالیسم آمریکا نیست که تعیین‌کننده است. انفراد بین‌المللی جمهوری اسلامی آن نکته‌ای است که به دولت آمریکا امکان پیشبرد این سیاست را می‌دهد. مناسبات جمهوری اسلامی حتی با کشورهای هم‌مرز در وخیم‌ترین شرایط قرار دارد. دو دولت ترکیه و پاکستان هم که می‌توانستند مرزهای زمینی‌شان را به روی صادرات و واردات جمهوری اسلامی بگشایند، احتمالاً از زاویه منافع خود جانب آمریکا را خواهند گرفت. از همین روست که پاسدار رضائی دبیر شورای عالی امنیت ملی رژیم روز شنبه ۳۱ مرداد از فرط نومیدی به تهدید نظامی علیه همه دولت‌هائی روی آورد که در طرح تحریم‌های دولت آمریکا مشارکت کنند. او ضمن تهدید به زدن پایگاه‌های آمریکا افزود: ” به همه کشورهای اطراف می‌گوییم در جنگ اقتصادی با آمریکا شریک نشود وگرنه او را دشمن تلقی می‌کنیم. اگر کشورهای اطراف ایران در جنگ اقتصادی با آمریکایی‌ها همراهی کنند منافعشان را می‌زنیم.

اگر کشورهای اطراف ایران در جنگ اقتصادی با آمریکایی‌ها همراهی کنند یک قطره نفت از خلیج فارس و تنگه هرمز بیرون نخواهد رفت و مسیرهای دیگری که نفت از خلیح فارس صادر می شود را هم هدف قرار می‌ دهیم.”

به رغم این تهدیدات، احتمالاً روسیه تنها کشوری خواهد بود که به تحریم‌های  دولت آمریکا تن نخواهد داد. اما حجم مبادلات روسیه و جمهوری اسلامی رقم بسیار ناچیزی است و تاثیری بروضعیت جمهوری اسلامی نمی‌گذارد .از مجموع ۱۱۰ میلیارد دلار حجم مبادلات بازرگانی سال گذشته جمهوری اسلامی، سهم مبادلات باروسیه ۴ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار بوده است. چین هم که مبادلات بازرگانی گسترده‌ای با جمهوری اسلامی دارد، وقتی‌که مناسبات اقتصادی گسترده‌ترش با آمریکا به خطر افتد، درنهایت سطح مبادلات اقتصادی خود را کاهش خواهد داد. در سال ۲۰۲۴ ارزش واردات ایران از چین ۱۸ میلیارد دلار و صادرات ایران به چین حدود ۱۴٫۵ میلیارد دلار بوده است. این در حالی است که هم‌اکنون امارات متحده به‌عنوان مهم‌ترین شریک تجاری و مالی جمهوری اسلامی با ۲۸ میلیارد دلار، این مناسبات را قطع کرده است.

وزارت خارجهٔ امارات متحده عربی هفته گذشته اعلام کرد:”تمام تجارت، مبادلات تجاری و تراکنش‌های مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف‌شده است.”

تحت یک چنین شرایطی وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی که هم‌اکنون با محاصره دریایی دچار ازهم گسیختگی است، با عملی شدن تحریم‌های جدید ترامپ که به‌نوعی محاصره زمینی هم محسوب می‌شوند، به‌کلی وخیم خواهد شد. جمهوری اسلامی البته در گذشته نیز با تحریم‌ مواجه بوده است، اما وضع، اکنون متفاوت است. در گذشته هرگز در محاصره نبود و بنابراین می‌توانست به طرق مختلف نفت را صادر کند و به فروش برساند. اکنون اما چنین نیست. بقای هردولت رانت‌خوار نفتی به کسب درآمدهای نفتی وابسته است. وقتی که این درآمد قطع شود، موجودیت خود را از دست می‌دهد. بنابراین در شرایطی که جمهوری اسلامی از یک سو منبع اصلی و مهم درآمد و موجودیت خود را از دست می‌دهد و از دیگر سو، اختلافات درونی هیئت حاکمه به شدت حاد شده است،  دو راه در برابر خود دارد،  یا با دادن امتیازات جدید به دولت آمریکا تلاش خواهد کرد خود را عجالتاً از مخمصه تحریم‌ها و محاصره نجات دهد، یا با تصفیه‌ای  درونی به یک ماجراجوئی نظامی روی خواهد آورد که نتایج آن در شرایط بحران اقتصادی و مالی کنونی ، انزوای سیاسی و نارضایتی گسترده توده‌ای، قطعاً به زیان آن  خواهد انجامید.

اما تکلیف توده‌های زحمتکش مردم ایران در شرایطی که این هر دو دولت ارتجاعی و جنگ‌طلب، بار هزینه‌های جنگ و تحریم را بر دوش آن‌ها قرار داده‌اند چیست؟ نظاره‌گر اوضاع بودن فاجعه است. راه نجات در برپائی انقلابی است که بساط جمهوری اسلامی را از ایران جاروب کند، به جنگ پایان دهد و توده‌های زحمتکش و ستمدیده مرم متشکل در شوراها را بر سرنوشت خود حاکم سازد. این وظیفه‌ای است که مقدم بر هرچیز در برابر طبقه کارگر ایران قرار گرفته است. طبقه‌ای که می‌تواند یک مبارزه متشکل را سازمان دهد. می‌تواند اعتصابات میلیونی برپا کند و توده های متشکل را به سوی یک قیام مسلحانه رهبری کند.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۸۳در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.