تعرضات سرمایه در دوره جنگ و شرایط بعد از آن، علیه طبقه کارگر روز به روز افزایش یافته و ابعاد وسیع و ویرانکنندهای به خود گرفته است. جنگ ارتجاعی و ویرانگر و شرایط پساجنگ، آنچنان فرصت بزرگ و مغتنم و ابزارمؤثر بیهزینهای را در اختیار طبقه سرمایهدار حاکم و رژیم پاسدار منافع این طبقه قرارداد تا برزندگی و حقوق طبقه کارگر چاراسبه تاخت کنند و از همهسو بر آن تهاجم بَرَند. اخراج و بیکارسازی و دیگر تعرضات سرمایه در دورهای که با نخستین حملات و اقدامات جنگی در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغازشد تا کنون که در هفته نخست شهریور ۱۴۰۵ قرار داریم و ششمین ماه آن به اتمام میرسد، بسیار وسیع و ادامهدار بوده است.اخراجهای وسیع و بیکارسازیهای گسترده و چند میلیونی کارگران، یکی از پیامدهای مهم این شرایط بحرانی و جنگی است که هزینهی آن به پای طبقه کارگر نوشته شده است. پیامدهای مخرب و عوارض منفی ناشی از شرایط جنگی، اثرات بازدارندهای برمبارزات طبقه کارگر و فعل و انفعالات سازمانگرانه آن برجای نهاده است. واکنشهای اعتراضی نسبت به اخراج و برای بازگشت به کار و مقاومت کارگران در اشکال گوناگون دربرابر این تعرضات نیز گویای همین واقعیت و گویای تداوم بیوقفه تعرض سرمایه علیه نیروی کار است.
این واکنشهای اعتراضی گرچه عمومی است و مختص منطقه و یا گروه خاصی از کارگران نیست اما بیش از همه در مناطق جنوبی کشور و در صنایعی است که مستقیماً از قِبَل جنگ آسیب جدی دیده و یا درحملات هوایی بخشاً تخریب شده اند، مانند صنایع پتروشیمی و فولاد. دربخش خدمات نیز هزاران کارگر شغل خود را ازدست دادهاند. تنها در بندر عباس ۲۰۰ هزار کارگر شغل خویش را ازدست دادهاند. شاید با ذکر چند نمونه بتوان اوضاع نزدیک به واقعیت حاکم در این مراکز و دامنه مبارزات کارگران این بخشها را دریافت.
در صنایع پتروشیمی باید گفت عموم پتروشیمیهای منطقه جنوب و صنایع وابسته به آنها آسیب دیده و بعضا تا مدتی تولید از حالت روتین و همیشگی در این مراکز خارج شد. تأثیر مستقیم و بیواسطه چنین وضعیتی، اخراج فوری گروههایی از کارگران و تشدید فشار و تعرض به سطح معیشت کارگران شاغل یا غیر اخراجی بودهاست. کارگران اخراجی پتروشیمی در واحدهای متعددی در اعتراض به اخراج دست به اعتراض و تجمع زدند و خواهان بازگشت به کار شدند. به چند نمونه اشار می کنیم.
حدود ۱۵۰ کارگر اخراجی پروژه فاز دوم پالایشگاه گاز ایلام در اعتراض به اخراج و برای بازگشت به کار، بارها دست به اعتراض و تجمع زدهاند. این کارگران که تحت مسؤلیت شرکت پیمانکاری “جهان پارس” فعالیت داشتند،طی سه مرحله از کار اخراج شدند. علیرغم تجمعات مکرر اعتراضی و صدور رأی بازگشت به کار از سوی اداره کار شهرستان چوار، اما تا کنون به کار باز نگشتهاند. شایان ذکر اینکه مقرری بیمه بیکاری نیز در مورد این کارگران اجرایی نشده است. دوتن از کارگران این شرکت، زیر فشارها و تنگناهای شدید اقتصادی و معیشتی، اقدام به خودسوزی و خودکشی کردند که توسط سایر کارگران نجات یافتند. در پتروشیمی ماهشهر نیز یک کارگر اخراجی با ۵ سال سابقه کار، بعد از آنکه مراجعات مکرر وی به مسؤلین مربوطه برای بازگشت به کار بینتیجه ماند، در تجمع مقابل اداره کار بندر ماهشهر اقدام به خودکشی کرد که توسط سایر کارگران نجات یافت و روانه بیمارستان شد.
کارگران روزمزد پتروشیمی امیرکبیر نیز با برپایی تجمعات اعتراضی مکرر، خواهان بازگشت به کار شدهاند. این کارگران با پیگیریهای خود توانستند رأی بازگشت به کار بگیرند و کارفرما نیز قرار گذاشت ظرف مدت یک هفته تا ده روز آنان را به کار بازگرداند. اما کارفرما به وعده خود وفا نکرد. سرمایهداران بیش از گذشته، نسبت به رأی بازگشت به کار کارگران صرف نظر از اینکه توسط چه نهادی صادر شده باشد، بیاعتنایی میکنند.
کارگران اخراجی پتروشیمی جم در عسلویه نیز چندین بار برای بازگشت به کار تجمعات اعتراضی برپا نمودهاند. کارگران اخراجی پتروشیمی سلمان فارسی در ماهشهر نیز بارها دست به اعتراض زده و از جمله مقابل دفتر نماینده شهر در مجلس شورای اسلامی، تجمع اعتراضی برپا نمودهاند. اغلب این اعتراضات و تجمعات در نهایت با وعدههایی از طرف مسؤلین شرکت همراه بوده اما جز درموارد بسیار معدود، اخراجیها هنوز به سر کاربازنگشتهاند.
درصنایع فولاد نیز اوضاع تقریباً بر همین منوال است.آمار و اطلاعات دقیق و موثقی پیرامون اخراجیهای فولاد انتشار نیافته است. برای نمونه مشخص نیست که در فولاد مبارکه اصفهان با ۳۰ هزار پرسنل یا فولاد خوزستان با ۱۷ هزار کارگر که هدف مستقیم حملات هوایی قرار گرفتند و این حملات حتی به توقف موقت برخی خطوط تولید در این مراکز منجرشد، چه تعداد کارگر کارخود را ازدست داده یا به بیمه بیکاری معرفی شدهاند؟ دولت البته ادعا میکند در این دو مجتمع هیچ کارگری به خاطر جنگ اخراج نشده است. اعتراضات جاری در برخی شرکتهای فولاد اما حاکی از آن است که جریان جنگ و شرایط پساجنگ، بیکاری و اخراج بخشهایی از کارگران فولاد را نیز درپی داشته است. حدود ۱۰۰ کارگر اخراجی فولادشادگان در اعتراض به اخراج و برای بازگشت به کار، بارها دست به اعتراض و تجمع دهاند. ۲۵۰ کارگر اخراجی فولاد مادکوش واقع در منطقه ویژه اقتصادی صنایع معدنی و فلزی خلیج فارس بندر عباس نیز ضمن اعتراض به اخراج خواهان بازگشت به کار شدهاند. کارگران گروه تولیدی بهمن در شرکت فلور که خود وابسته به تولیدات فولاد است، نسبت به اخراجها و اعمال محدودهای جدید معترضاند و در تجمع خویش خواهان بازگشت به کار شده اند.
تعرض طبقه سرمایهدار اما فقط به اخراجها خلاصه نمیشود. گروگان نگاه داشتن دستمزد و تعویق پرداخت آن که پیش از این نیز رایج بود، در دوره جنگ و پس از آن، بیش از پیش عمومیت یافته است. پدیده تعویق پرداخت دستمزد و حقوق که عموماً در بسیاری از کارخانهها و موسسات تولیدی و خدماتی در بخش خصوصی وجود داشت، اکنون به واحدها و زیرمجموعهی نهادهای دولتی نیز تسری یافته است. این پدیده به یک عارضه جدی و همهگیر تبدیل شده است. در برخی از کارخانهها و مؤسسات تا ۴ ماه و بیشتر، به کارگران مزدی پرداخت نشده است.
اما این هنوز تمام مسئله نیست.در اغلب کارخانهها و مؤسسات، حق بیمه کارگران نیز به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت نشده است. این موضوع سبب شده کارگران از همان حداقلهای خدمات درمانی نیز محروم شوند. فقط هم این نیست. سرمایهداران با سوء استفاده از شرایط جنگی با بهانه یا بدون آن، ازمیزان حقوق و مزایا و اضافهکاری کارگران زده ، برخی امتیازات کارگران را به کلی قطع و از پرداخت طلبهای معوقه خودداری نمودهاند.
مبارزه کارگران در اعتراض به معوقات مزدی طی شش ماه اخیر از برجستگی خاصی برخوردارشده است. کارگران در دهها کارخانه و مؤسسه تولیدی و خدماتی صدای اعتراض خود را بلند کرده و برای پرداخت به موقع و کامل حقوق و مزایا، دست به تجمع زدهاند.اینجا از چند نمونه نام میبریم؛ کارگران معدن طلای لار، “شرکت فنی و مهندسی ارگ و پی چابهار”، معدن مس، نیروگاه بخار ایرانشهر، پارس خودرو، فولاد سیادن ابهر، سیمبانان برق شهرستان شوش، کارگران شرکت مخابرات، شرکت خزرپلاستیک وپتروشیمی کارون. پرداخت مزد کارگران این واحدها از ۲ تا ۴ ماه به تأخیر افتاده است. کارگران پتروشیمی کارون در ماهشهر در اعتراض به کاهش دستمزدها دست به اعتصاب یک هفتهای زدند. یکی از کارگران این شرکت در مورد کاهش دستمزد و حقوق کارگران میگوید:” حقوق ما به کمتر از یک سوم رسیده است”. شایان ذکر اینکه در برخی از این شرکتها کارگران تهدید شدهاند اگر دست به اعتراض بزنند، اخراج خواهند شد!
تعویق پرداخت مزد به کارگران صنایع خلاصه نمیشود. صدها هزار کارگر شاغل در بخش خدمات ازجمله دهها هزار کارگری که در شهرداریها( پاکبانها، کارگران فضای سبز، خدمات شهری و رفت روب، حمل و نقل و …) مشغول به کارهستند نیز عموماً با تعویق پرداخت مزد و حقوق دست به گریبانند. در این میان فشاراصلی روی کارگران پیمانی و شرکتیست که تعداد آنها در کل کشور حدود ۲۰۰ هزار نفر تخمین زده میشود. این کارگران نیز در هفتههای اخیر بارها دست به اعتراض و تجمع زده اند که می توان به اعتراضات کارگران شهرداری ماهشهر، شهرداری ایرانشهر، مجموعه شهرداریهای چابهار، شهرداری اهواز، زاهدان و مجموعه شهرداریهای استان کهکیلویه و بویر احمد اشاره نمود.باز در همین زمینه میتوان به اعتراضات پرستاران و دیگر کارگران و کارکنان بهداشت و درمان اشاره نمود. علاوه بر تجمع سراسری کارکنان بهداشت و درمان در روز ۲۶ مرداد مقابل وزارت بهداشت، کارکنان شبکه بهداشت شهرستان نیکشهر، پرستاران نیشابور و چند شهر دیگر نیز در همین ارتباط تجمعات اعتراضی برپا کردند.در بازه زمانی یاد شده، اعتراضات بازنشستگان نیز با استمرار و جهتگیریهای بهتر، گاه باشعارهای کاملاً سیاسی همراه بوده است که از ذکر جزئیات آن صرف نظر میکنیم.
جمعبندی
جنگ و شرایط جنگی، تعرض سرمایه علیه طبقه کارگر را تشدید نموده و گسترش داده است. اخراجهای وسیع، گروگان گیری دستمزدها، تعرض به دستاوردها و سطح معیشت کارگری توأم با افزایش بیمهار قیمتها و کاهش فاحش قدرت خرید و دستمزد واقعی، کارگران را به فقر و فلاکت و سیه روزی کممانندی سوق داده است. امنیت شغلی بیش از هرزمانی نه فقط شکننده شده بلکه به صفر رسیده و افسانه شده است. ترس از اخراج و ازدست دادن شغل مانند شبحی هولانگیز در فضای تمام کارخانهها و مؤسسات تولیدی و خدماتی در گردش است و کارگر شاغل آن را در یکقدمی خود حس میکند. تأثیر به غایت منفی و بازدارنده این پارامترها بر مبارزات طبقه کارگر غیر قابل انکار است.ابعاد تعرض سرمایه بسیار گستردهتر و شمار اعتراضات نیز بیشتر ازموارد و نمونههایی است که در بالا به آن اشاره شد. نکته اما این است که این اعتراضات و خواستها در چارچوبهای صرفاً تدافغی به بند کشیده شدهاند. طبقه کارگر هنوز نتوانسته است خود را بطور کامل از زیر آوار سنگین جنگ برهاند.
نمونه اعتراضات و مبارزات کارگری که در بالا از آن یاد شد، در کلیت خود تاحدود زیادی وضعیت فعلی جنبش کارگری را نیز ترسیم میکند. دامنه این مبارزات اولاً بسیار محدود است و ثانیاً متأسفانه در سطح دفاعی باقی مانده است. مبارزه برای بازپسگیری آنچه در این بازه زمانی از کارگران گرفته شده و دفاع از آنچه هنوز هدف پرتابههای طبقه سرمایهدار حاکم قرار نگرفته است. این مبارزات حتی به سطح مبارزات عمدتاً اقتصادی قبل از جنگ نیز بازنگشتهاند. از اعتصابات یکپارچه و تجمعات دلاورانه و چند هزارنفره در نفت و گاز و پتروشیمی و ذوب آهن خبری نیست! جنبش طبقه کارگر در حالت نیمه خمودی فرونگاه داشته شده و درقیاس با قبل از جنگ عقبرفته است. طبقه حاکم چنان شرایط، تنگناهای سخت و دشوار ومشقتبار و چنان دیوارهای بلندی از ترس و معیشت برپاساخته است تا این طبقه پشت این دیوار بماند و راه نجاتی نیابد.
این حقیقتیست که آحاد کارگران در فقر و فلاکت و بدبختی غوطهورند. مصائبی که طبقه حاکم برما کارگران تحمیل نموده است، از فقر و فلاکت و گرانی و بیکاری گرفته تا گرسنگی، قطع آب و برق و گاز، از فقدان خدمات درمانی گرفته تا کالایی شدن کامل بهداشت و درمان و دارو تا بیشمار مصائب دیگر.
اما این نیز حقیقتی است مادام که طبقه کارگر پا به میدان مبارزهای قاطع و سرنوشتساز برای درهم کوفتن مناسبات موجود و جارو کردن نظمی که این مصائب را بر ما تحمیل نموده است، نگذارد، مصائبی از این دست پابرجا میمانند و اوضاع حتی از این که هست بدتر و وخیمتر نیز خواهد شد.
چشمهای درشت جامعه به طبقه کارگر و مبارزات مؤثر این طبقه دوخته شده است. پرچم مبارزه در ذوب آهن و معدن و فولاد در اهتزاز نیست. نفت و گاز یکسره خاموش است. کبریتی باید کشید تا نفت و گاز را بگیراند و جنبش طبقه کارگر را شعلهورسازد. اعتصاب یگانه سلاح قدرتمند کارگران و در حکم همان کبریت است. اعتصاب سراسری شمشیریست بُرّان برفرق سر طبقه سرمایهدار حاکم و زمینه ساز جنبش سیاسی طبقه کارگر. بس تأسف اما که در نیام است این شمشیر!




نظرات شما