معنای ” تفاهم‌نامه اسلام‌آباد “!

حدود هفتاد روز بعد از اجرای آتش‌بس میان جمهوری اسلامی با آمریکا و در پرتو تلاش ها و مذاکرات مستقیم و غیر مستقیم آشکار و نهان طرفین، به‌ویژه سعی فراوان میانجی‌ها ، سرانجام “تفاهم‌نامه اسلام آباد” به امضای رؤسای جمهور آمریکا و ایران رسید. صرف نظر از توافقات پشت پرده و بندها و مواردی که در این تفاهم‌نامه انعکاس نیافته است، انتشار علنی این توافق یا تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای، به تفسیر‌های طرفین از مفاد این توافق و تلاش برای جا انداختن این تفسیرها در افکار عمومی و تبلیغات و دعاوی موجود پیرامون مضمون و حواشی آن پایان داد. امضا و انتشار یادداشت توافق طرفین، مضمون بند‌های آن، بخشاً محدودیت‌ها و اوضاع عینی و شرایط طرفین و همچنین تمایل و تاحدی اجبار به پرهیز از جنگ در لحظه حاضر را به نمایش گذاشت  و راه را جهت مذاکرات دوجانبه برای دست‌یابی به یک توافق “همه‌جانبه” و “نهایی” هموار ساخت.

هنوز جوهر امضای این توافق‌نامه خشک نشده بود که دولت صهیونیست و اشغال‌گر اسراییل در ادامه حملات خود، مناطق و شهرها و روستاهای بیشتری را در جنوب و شرق لبنان بمباران کرد.دولت جمهوری اسلامی با اشاره به نقض تعهد آمریکا و متحدان آن در جنگ جاری مبنی بر “پایان فوری و دائمی جنگ” و رعایت آتش بس “در تمامی جبهه‌ها ازجمله لبنان” از اعزام نمایندگان خویش به سویس خودداری نمود و قرار ملاقات روز جمعه ۲۹ خرداد در سویس با نمایندگان دولت آمریکا برای امضای سند مربوطه و آغاز مذاکراتی که برای آن یک دوره ۶۰ روزه در نظر گرفته شده به حالت تعلیق درآورد.

با وجود این، آتش‌بس ۶۰ روزه که با توافق طرفین قابل تمدید است عجالتاً ادامه خواهد داشت. دولت اسراییل تحت فشار دولت آمریکا البته بطور موقت به آتش‌بس تن داد. اما تن دادن نتانیاهو به آتش‌بس به معنای عدم نقض مکرّر آن نیست. دولت نژادپرست اسراییل به هیچ قرارداد و قانون و مقرراتی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی پابند نیست و مکرر این قرار‌ها وقوانین را نقض نموده است. تجاوز نظامی اسراییل به خاک لبنان، نقض مکرر آتش‌بس ازطرف ارتش اسراییل و بخشاً حزب‌الله، کماکان ادامه دارد و به عنوان یک فاکتور بازدارنده در مسیر برقراری یک آتش‌بس دراز مدت عمل می‌کند.‌روز شنبه ۳۰ خرداد، قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء در بیانیه کوتاهی اعلام کرد “به علت بدعهدی و پیمان شکنی آشکار آمریکا نسبت به عدم اجرای بند اول تفاهم‌نامه و در واکنش به نقض بی‌وقفه آتش‌بس توسط رژیم صهیونیستی، تنگه هرمز به روی شناورها بسته خواهد شد”.این ماجرا به خوبی درجه بالای شکنندگی آتش‌بس و برهم خوردن تلاش‌ها برای حضور دوطرف آمریکا و جمهوری اسلامی بر سر میز مذاکره را نشان می‌دهد.

با این همه دولت اسراییل نمی‌تواند خود را از چارچوب‌ سیاست‌ها و اهداف دولت آمریکا در منطقه دور نگهدارد و یا در تخالف با آن باشد و بایستی مصالح دولت آمریکا را تا حد زیادی رعایت کند . نتانیاهو نمی‌تواند سنگ بزرگی بر سر راه اهداف ترامپ و آتش‌بس دراز مدت میان جمهوری اسلامی و آمریکا قراردهد.

این واقعیتی‌ست انکار ناپذیر که اهداف و سیاست‌های دولت آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی از طریق جنگ و درگیری نظامی برآورده نشد. جنگ خسارات زیاد و بی‌شماری بر جمهوری اسلامی وارد ساخت. زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی را ویران کرد. جنگ، رهبر حکومت اسلامی علی خامنه‌ای و سلسله‌ای از فرماندهان ارشد سپاه و ارتش و نخبگان سیاسی حکومت را نیز ازمیان برداشت. اما رژیم جمهوری اسلامی سرنگون نشد. محاسبات دولت آمریکا و اسراییل در این مورد به کلی اشتباه از کار درآمد. دولت آمریکا و در رأس آن دونالد ترامپ از جنگ طرفی نبست!

در عین حال مخالفت گسترده مردم آمریکا با جنگ و هزینه‌های هنگفتی که از جیب مردم صرف آن می‌شود، مخالفت کنگره آمریکا و حزب رقیب، حتی برخی اعضای حزبی که ترامپ آن‌را نمایندگی می‌کند با جنگ و هزینه‌هایی که صرف آن می شود از فاکتور‌های مهم دیگری هستند که ترامپ نمی‌توانست نسبت به آن بی‌توجه باشد. ترامپ در یکی از نطق‌های اخیر خود در باب هزینه‌بر بودن جنگ اعتراف کرد که”هر بمب ۲۰۰ میلیون دلار هزینه دارد”.

جنگ، اهداف ترامپ و دولت آمریکا را برآورده نکرد وادامه آن دیگر حلال هیچ مشکلی نبود و روی دست برافروزندگانش مانده بود. جنگ به معنای واقعی با بن‌بست روبرو شده بود و باید راهی برای برون رفت از آن پیدا می‌شد.

“تفاهم‌نامه اسلام‌آباد” وسیله‌ای برای برون رفت از این بن‌بست است. “تفاهم‌نامه اسلام‌آباد” در واقع نوعی تمدید آتش‌بس و گشایش باب مذاکره برای رسیدن به “توافق جامع” و “نهایی” است که چندان قابل دسترس به نظر نمی‌رسد. بعد از امضا و انتشار این توافق، مقدمات پایان محاصره دریایی آمریکا و بازگشایی تنگه هرمز فراهم شده است. مقدمات روال صدور مجوزهای لازم برای صادرات نفت خام، محصولات پتروشیمی نیز فراهم شده و تردد نفتکش‌ها و کشتی‌ها مطابق این توافق، مدت ۶۰ روز بدون پرداخت هزینه مجاز شناخته شده است.

برآیند کشمکش‌های درونی و اختلافات باندهای حکومتی نیز عجالتاً تأیید همین روند و پرهیز از جنگ و درگیری نظامی‌ست. مجتبی خامنه‌ای رهبر حکومت نیز رسماً جواز امضای توافق را صادر کرد. مجتبی خامنه‌ای زیرکانه و به سبک سیاق علی خامنه ای از اعلام صریح تصمیم و پذیرش مسؤلیت آن شانه خالی کرد و گرچه “علی الاصول” نظر دیگری داشته ولی از باب تعهد رییس جمهور به عنوان رییس شورای عالی امنیت ملی و سایر اعضای این شورا، که مسؤلیت آن را بر عهده گرفته‌اند اجازه داد توافق‌نامه ایران و آمریکا امضا شود.موضوع اما به امضای توافق‌نامه خلاصه نمی‌شود. بعد از امضای توافق نامه، مذاکره باید آغاز شود.

به دنبال تعلیق دیدار حضوری نمایندگان دوکشور در سوئیس، میان‌جی‌گران پاکستانی دوباره به تکاپو افتادند.دولت آمریکا نمایندگان خود را به سوئیس اعزام نمود. از طرف رژیم جمهوری اسلامی ایران نیز یک هیئت نمایندگی با شرکت عراقچی و سرپرستی قالیباف عازم سوئیس شده اند. افزون بر این، برای جوش دادن طرفین منازعه، شهبازشریف نخست وزیر و فیلد مارشال عاصم منیر فرمانده کل ارتش و نیروهای مسلح پاکستان نیز در این نشست شرکت خواهند داشت. آخرین خبرها حاکی از آن است که مذاکرات روز یکشنبه ۳۱ خرداد در اقامت‌گاه بورگن اشتوک سوئیس آغاز شده است.

تفاهم اسلام‌آباد و امضای آن و آغاز مذاکره اما هنوز به معنای رفع موانع یا حل مسایل نیست. چگونگی اجرای مفاد این توافق چندان روشن و شفاف نیست. ادامه حملات دولت توسعه‌طلب اسراییل به لبنان کماکان به عنوان یک مانع جدی مطرح است و آینده آتش‌بس را در هاله‌ای از ابهام فرو برده‌است.حتی اگر هیچگونه مانعی هم بر سر راه تحقق کامل این توافق و تمدید دراز مدت آتش‌بس وجود نمی داشت یا وجود نداشته باشد، اما بازهم تغییری در این واقعیت ایجاد نمی‌کرد و ایجاد نمی‌کند که تفاهم اسلام‌آباد تغییری در علل و عوامل شعله ور شدن جنگ ایجاد نکرده است. بنابراین جنگ و درگیری نظامی با تغییربرخی شرایط می تواند از درون همین اوضاعی که فعلاً از دل آن تفاهم‌نامه پدیدار شده، شعله‌ور شود.

درشرایط حاضر اما در دوطرف اصلی جنگ چنین تمایلی دیده نمی‌شود. پتانسیل جنگ البته بطور بالقوّه وجود دارد، شرایط به فعل درآمدن آن اما عجالتاً موجود نیست یا به شدت ضعیف است. نکته مهم دیگر اینکه این تفاهم‌نامه به معنای پایان جنگ و به طریق اولی به معنای صلح نیست.هرچه هست اما غنیمتی‌ست برای توده‌های کارگر و زحمتکش و مردمی که در صف مقدم قربانیان و آسیب دیدگان جنگ‌اند. درشرایط غیرجنگ و آتش‌بس، کارگران و زحمت‌کشان می‌توانند نفسی تازه کنند،از دغدغه و اضطراب شبانه‌روزی خود بکاهند و اندکی به وضعیت زندگی و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود بپردازند. آتش‌بس و شرایط غیر جنگ، فرصتی است برای جنبش طبقاتی کارگران و دیگر جنبش‌های اجتماعی که از زیر آوار جنگ سر بر آورده، قامت راست کنند و تجمع‌ها،‌ اعتصاب‌ها و مبارزات کارگری در مقیاس قبل از جنگ ابراز وجود کنند.

گرچه خفقان و سرکوب در دوره جنگ و پساجنگ تشدید شده و گسترش یافته است و بی‌شک در چند و چون این مبارزات بی تأثیر نیست اما سرکوب قادر به پیشگیری از مبارزات نیست و نخواهد بود. تجمعات سراسری خرداد ماه سال جاری دانش آموزان فقط بیانگر روحیه اعتراضی جوانان و نوجوانان کشور نیست، این اعتراضات در واقع بازتاب دهنده روحیه اعتراضی جامعه است. بخش های مختلف توده های مردم آرام آرام دارند به صحنه اعتراضات و تجمعات خیابانی ورود می‌کنند. همین چند روز پیش ( ۲۶ و ۲۷ ) خرداد کشاورزان و اهالی شهرستان‌های گرمسار و آرادان، برای حق آبه، تجمع اعتراضی بزرگی برپا کردند. زنان بلوچ در روستای پشموکی از توابع شهرستان فاریاب استان کرمان نیز مقابل معدن کرومیت تجمع اعتراضی برپا کردند که این تجمع مورد یورش وحشیانه نیروهای سرکوب قرار گرفت. بازنشستگان تأمین اجتماعی هرهفته دست به تجمع می‌زنند. روز یکشنبه ۳۱ خرداد بازنشستگان تأمین اجتماعی به طور همزمان  در  تهران، شوش، اهواز، مشهد، رشت و اراک تجمعات اعتراضی برپا نمودند. کارگران بخش خدمات شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران ۲۷ خرداد دست به تجمع اعتراضی زدند. کارکنان حوزه بهداشت دانشگاه علوم پزشکی قزوین روز ۳۰ خرداد تجمع اعتراضی برپا نمودند. درمعدن زغال‌سنگ طزره نیز کامیون رانان معدن وابسته به شرکت زغال سنگ البرز شرقی  روز ۳۱ خرداد برای دومین روزمتوالی دست به اعتصاب زدند.همین چند نمونه از اعتراضات توده‌ای خردادماه، بیان‌گر روحیه اعتراضی مردم و این واقعیت است که با سرکوب و اختناق نمی‌توان دربرابر اعترضات کارگران و زحمت‌کشان جان به لب رسیده سد و مانع ایجاد کرد. همچنین نشان دهنده این واقعیت است که توده‌های مردم، مقهور و مرعوب قدرت حاکم و خشونت و توحش آن نشده اند.

این واقعیت برکسی پوشیده نیست که بحران‌ها و تضاد‌های قبل از آغاز جنگ همچنان پابرجا مانده اند. جنگ این بحران‌ها و تضادها را بیش از پیش تشدید کرد.جنگ بر دامنه معضلات، کمبود‌ها و مشکلات توده‌های مردم به شدت افزود. ارتجاع اسلامی به رغم تمام تلاش‌ها و سیاست‌های سرکوب‌گرانه خود قادر نشده زمینه‌های اعتراض و مبارزه کارگران و زحمتکشان را کور کند. اعتراض و مبارزه در حکم مرگ و زندگی و به امری گریز ناپذیر تبدیل شده است.

طبقه سرمایه‌دار حاکم بر ایران بدون شک از تفاهم‌نامه اسلام آباد و مذاکره با آمریکا اهداف خود را دنبال می‌کند. با وجود این، توقف جنگ و آتش‌بس دراز مدت بدون شک وسیله و زمینه ساز اعتراضات و مبارزات کارگری و توده‌ای خواهد شد.

گرچه در عملی شدن قطعی و کامل مفاد این توافق‌نامه هنوز جای شک و تردید وجود دارد، اما به نظر نمی‌رسد دولت های آمریکا و جمهوری اسلامی در حال حاضر، راه دیگری جز ادامه همین سیاست داشته باشند. از این بحث می‌توان نتیجه گرفت که به احتمال زیاد فعلاً جنگی در کار نخواهد بود. اینکه می‌گوییم فعلاً جنگی در کار نیست اما معنایش پایان درگیری نظامی و جنگ و به طریق اولی صلح نیست. چرا که جنگ می‌تواند با تغییر برخی فاکتورها و شرایط دوباره شعله‌ور شود. مادام‌که رژیم نژادپرست و توسعه طلب اسراییل و رژیم ارتجاعی، ماجراجو و پان اسلامیست جمهوری اسلامی در منطقه وجود داشته باشند و خاورمیانه، زمین زورآزمایی و سکوی پرش قدرت‌های امپریالیستی باشد، احتمال درگیری های نظامی و شعله‌ور شدن جنگ نیز وجود خواهد داشت و صلحی در کار نخواهد بود.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۷۴ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.