گروه ۷ در دوران زوال قدرت غرب

جهان سرمایه‌داری درگیر تحولات سیاسی بزرگ جهانی است. توازن قوای بین‌المللی قدرت‌های امپریالیست رقیب به‌سرعت در حال تغییر است. قدرت‌های پیشین که در رأس آن‌ها امپریالیسم آمریکا قرار داشت، از جهات مختلف اقتصادی، سیاسی و نظامی تضعیف‌شده و قدرت‌های جدیدی در حال شکل دادن به توازن‌های جدید بین‌المللی اند. مؤسسات ، نهادها و اتحادهای سیاسی، نظامی و اقتصادی که محصول توازن قوای پیشین قدرت‌های امپریالیست جهان بود، گرچه هنوز اسماً موجودند، اما کارایی و اعتبار خود را ازدست‌داده‌اند. سازمان ملل با تمام مؤسسات و نهادهای وابسته به آن دیگر قادر به تصمیم‌گیری در مورد معضلات جهان سرمایه‌داری نیست. بلوک‌  اقتصادی، سیاسی  و نظامی فرا آتلانتیک در حال فروپاشی است. قدرت‌های پیشین که در گروه‌های محدود، نظیر گروه ۷ خود را مسئول حل چالش‌های جهان سرمایه‌داری می‌دانستند، قدرت تصمیم‌گیری را ازدست‌داده و اگر تصمیمی هم بگیرند قادر به اجرای آن نیستند. یک نمونه آن، اجلاس‌های سالانه سران قدرت‌های امپریالیست غربی موسوم به گروه ۷ است که درگذشته تصمیم‌گیرنده مهم‌ترین چالش‌های جهان سرمایه‌داری بود،اکنون اما دیگر حتی در درون خودش با اختلافات جدی روبه‌روست. بااین‌همه،  به‌رغم تضادهای درونی و به‌ویژه اختلافات جدی میان آمریکا و اروپا، هنوز اجلاس‌های سالانه خود را برگزار می‌کند، بدون این‌که قادر باشد تصمیماتی اتخاذ کند که گره‌گشای معضلات و بحران‌های نظم سرمایه‌داری باشد.

این گروه امسال اجلاس سالانه خود را از ۱۵ تا ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۵ تا ۲۷ خرداد ۱۴۰۵) در اویان‌- له‌بن، فرانسه، برگزار کرد. دستور کار این اجلاس گفتگو و تصمیم‌گیری در مورد چالش‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی جهان سرمایه‌داری بود.

این اجلاس در شرایطی برگزار شد که جهان سرمایه‌داری گرفتار  بحران‌های عمیق است و این بحران‌ها پیوسته تشدید می‌شوند. تضاد میان قدرت‌های امپریالیست به‌شدت حاد شده، رقابت شدیدی بر سر سلطه بر بازارهای جهان، به‌ویژه میان چین و آمریکا در جریان است. سیاست‌های ترامپ، شکاف عمیقی در درون متحدان اروپائی آمریکا ایجاد کرده است. جنگ میان روسیه و اوکراین به نیابت از سوی اتحادیه اروپا ادامه دارد.  لشکرکشی نظامی امپریالیسم آمریکا به خاورمیانه به‌قصد سلطه سیاسی و اقتصادی کامل و قطعی بر این منطقه، به‌ویژه  سلطه بر منابع انرژی کشورهای این منطقه در مقابل چین و روسیه  و پی آمد آن جنگ میان دولت‌های آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، به بحران بزرگ خاورمیانه انجامید، که بسته شدن تنگه هرمز و درگیر شدن چندین دولت در آن، تأثیرات وخیمی بر کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی برجای نهاده است.

رئیس‌جمهوری فرانسه که برگزارکننده اجلاس امسال بود، تلاش فراوانی به کاربرد که نشست امسال به سرنوشت اجلاس سال گذشته دچار نشود که ترامپ جلسه را نیمه‌کاره ترک کرد . او برای جلوگیری از اصطکاک منافع میان دولت آمریکا با دیگر اعضای گروه هفت، که در طول یک سال گذشته اختلافات جدی داشتند، تلاش کرد مسائل مورد اختلاف از دستور کار اجلاس کنار گذاشته شود و از ترامپ شکست‌خورده در جنگ خاورمیانه، به‌عنوان یک قهرمان پیروز استقبال شایانی به عمل آورد. او حتی یک روز، تاریخ  برگزاری اجلاسی را که از قبل تعیین‌شده بود عقب انداخت تا ترامپ بتواند در جشن ۸۰ مین سالگرد تولد خود در آمریکا حضورداشته باشد.

مکرون منطقه برگزاری اجلاس را نظامی اعلام کرد. رفت‌وآمد وسایل نقلیه را متوقف کرد و تعداد زیادی پلیس و نیروی نظامی  را در منطقه مستقر ساخت. هرگونه تجمع، تظاهرات ،اعتراض و مخالفت با قدرت‌های امپریالیست را که معمولاً در جریان یک چنین نشست‌هایی برپا می‌شود، ممنوع اعلام کرد. بنابراین، تظاهراتی هم که قرار بود در نزدیکی محل این اجلاس برگزار شود و صدای مخالفان نظم جهانی موجود را به گوش سران گروه ۷ و دولت‌های دیگری که به اجلاس دعوت شده بودند برساند، به کشور سویس منتقل شد و مخالفین در ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶ تظاهرات بزرگ خود را در ژنو سویس ، ۴۰ کیلومتر دورتر از محل اجلاس برگزار کردند. به گفته برگزارکنندگان این تظاهرات اعتراضی ۶۰ هزار نفر متشکل از اعضای اتحادیه‌های کارگری، احزاب و سازمان‌های چپ و ضدسرمایه‌داری، طرفداران محیط ‌زیست، با شعار نه به گروه هفت در این اقدام اعتراضی شرکت کردند. درنهایت نیز این تظاهرات مسالمت‌آمیز با گاز اشک‌آور و ماشین‌های آب‌پاش مورد یورش پلیس سویس قرار گرفت و منجر به درگیری معترضین با پلیس و دستگیری تعداد زیادی از شرکت‌کنندگان گردید.

در نشست خبری مشترک ابتدای اجلاس، مکرون سیاست قدرت‌های اروپائی را برای همکاری با دولت آمریکا به منظور تأمین امنیت تردد دریایی در تنگه هرمز اعلام کرد که با پاسخ تحقیر‌کننده‌ای از سوی ترامپ مواجه شد که گفت: «فکر نمی‌کنم به کمک زیادی نیاز داشته باشیم.»

درحالی‌که اعضای این گروه در جریان جنگ ، اقدام نظامی تک‌روانه ترامپ را موردانتقاد قراردادند و حاضر به مداخله نظامی در جنگ با جمهوری اسلامی نشدند، اما دریکی از بیانیه‌های اجلاس، توافقات ترامپ با جمهوری اسلامی را موردحمایت قراردادند و ستودند. در این بیانیه آمده است:

“ما از اعلام توافق بین ایالات‌متحده و ایران، که تحت رهبری قوی رئیس‌جمهور ترامپ و با حمایت کشورهای میانجی حاصل‌شده است، استقبال می‌کنیم. این توافق فرصتی تاریخی برای جلوگیری از دستیابی ایران به هرگونه سلاح هسته‌ای و مقابله با تهدیدات مربوط به فعالیت‌های منطقه‌ای و بالستیک آن فراهم می‌کند. ما از آن حمایت می‌کنیم.” این تعریف و تمجید از ترامپ در شرایطی است که وی نتوانست اهداف خود را در جنگ محقق سازد و از بابت همین توافقات با جمهوری اسلامی، هم‌اکنون در درون خود آمریکا با انتقادات شدیدی مواجه است و زیر فشار قرارگرفته است.

به‌رغم این‌که اجلاس ظاهراً بدون اصطکاک جدی به پایان رسید، اما همانند سال گذشته بیانیه پایانی مشترک نداشت، بلکه چند بیانیه راجع به موضوعات جداگانه در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ انتشار داد.

مهم‌ترین دست آورد اجلاس برای مکرون و قدرت‌های  اروپائی  تأکید بر ادامه جنگ اوکراین و حمایت از ولودیمیر زلنسکی برای مقابله با روسیه  بود. دریکی از این مصوبات  تأکید شده است:

” ما از اوکراین به خاطر تاب‌آوری و پیشرفتش در میدان نبرد در ماه‌های اخیر تقدیر می‌کنیم و تأکید می‌کنیم که اکنون یک حرکت جدید وجود دارد.

برای حمایت و تسریع این حرکت جدید، ما موافقت می‌کنیم که تحویل ظرفیت‌های دفاع هوایی، سیستم‌ها و ره‌گیرهای اضافی و قابلیت‌های دوربرد را افزایش دهیم. ما همچنین آماده‌ایم تا اعطای مجوز به اوکراین را برای افزایش تولید نظامی اوکراین بررسی کنیم.

ما متعهد به افزایش فشار بر اقتصاد جنگی روسیه هستیم. در این زمینه، تحریم‌های خود، ازجمله تحریم‌های بخش‌های نفت و گاز را تقویت خواهیم کرد. ما اکنون را زمان مناسبی برای انجام اقدامات بیشتر می‌دانیم، زیرا رئیس‌جمهور ترامپ توافقی را ارائه داده است که ما از آن در بازگشایی تنگه هرمز حمایت می‌کنیم.”

درواقع آنچه در مورد اوکراین بر آن تأکید شد، آن چیزی است که هم‌اکنون عمدتاً انجام‌گرفته است. تا جایی هم که پای هزینه‌ها در میان است، ترامپ بار تمام هزینه‌های  آن را بر دوش خود اتحادیه اروپا قرار داده است. سوای وام ۹۰ میلیاردی که قرار است به اوکراین داده شود، اروپا تاکنون ۲۰۰ میلیارد، آمریکا ۱۱۵ میلیارد دلار کمک‌های مالی و تسلیحاتی به اوکراین کرده‌اند، بدون این‌که نتیجه ملموسی به بار آورده  باشد. مهم برای قدرت‌های اروپائی صرفاً ادامه جنگ در اوکراین به‌منظور تضعیف روسیه در شرایطی است که توازن‌های بین‌المللی جدیدی در حال شکل‌گیری است.

در مورد چالش‌های سیاسی دیگر در بیانیه مسائل ژئوپلیتیک، بیشتر اظهارنظرهایی است که نه گروه ۷ به استثنای آمریکا نقش تأثیرگذار در آن‌ها دارد و نه پیشنهاد راه‌حل عملی . ازجمله در مورد لبنان و فلسطین یا نزاع چین با تایوان که گویا باید از طریق گفتگو و به شکلی مسالمت‌آمیز حل شود.

در مورد بحران اقتصادی جهانی هم جز اعتراف به وجود معضلات بزرگ، بیانیه گروه ۷ جز یک‌مشت کلی‌گوئی حرفی نداشت.ادعای بازگرداندن توازن به اقتصاد جهانی و گلایه ازعدم‌ تعادل‌های کلان اقتصادی، مازاد ظرفیت صنعتی و رقابت‌های مخرب که حملاتی غیرمستقیم به چین بود، حرف‌هایی بود که ما به ازای عملی نداشت. در بیانیه “رشدی متوازن‌تر، پایدارتر و انعطاف‌پذیرتر” گفته شد:”درحالی‌که اقتصاد جهانی در حال حاضر با اثرات ماندگار شوک‌های از پیش موجود و تغییرات ساختاری مؤثر بر تجارت و سرمایه‌گذاری جهانی روبرو است، اذعان داریم که عدم قطعیت اقتصادی جهانی، خطرات رشد را افزایش داده است. … ما نگرانی‌های مشترک خود را در مورد سیاست‌ها و رویه‌های غیر بازاری  و اثرات نامطلوب آن‌ها، ازجمله تحریف‌های مداوم بازار، ظرفیت اضافی ساختاری جهانی و عدم تعادل‌های ناشی از آن، سرریزهای مضر در بازارهای جهانی، منطقه‌ای و داخلی و وابستگی‌های اقتصادی رو به رشد، مجدداً تأیید می‌کنیم که زنجیره‌های تأمین مقاوم و قابل‌اعتماد برای امنیت اقتصادی ضروری هستند. ”

این اظهارنظرها که برخوردی ضمنی با قدرت‌های رقیب ازجمله چین است، نه مشکلی از بحران اقتصادی جهانی را حل می‌کند ، نه تأثیری بر سیاست‌های اقتصادی قدرت‌های رقیب خواهد داشت و نه ضمانت اجرائی در بر دارد. دولت آمریکا از طریق سیاست حمایت گمرکی و تحمیل تعرفه‌های سنگین بر کالاهای کشورهای دیگر سیاست خود را پیش می‌برد و چین نیز باسیاست‌های نیمه دولتی و حمایتی ویژه خود. استمداد  بیانیه از “صندوق بین‌المللی پول و بانک‌های توسعه چندجانبه” نیز چاره‌ساز نیست. در شرایطی که سیاست اقتصادی نئولیبرال به شکست انجامیده و رقابت میان قدرت‌های جهانی تشدید شده، اساساً این مؤسسات نمی‌توانند نقش ایفا کنند، همان‌گونه که خود گروه ۷ نیز دیگر نمی‌تواند در تعیین سیاست‌های قدرت‌های جهانی نقش بازی کند.  معضلاتی که جهان سرمایه‌داری با آن‌ها روبه‌روست چنان بزرگ‌اند که جز سوسیالیسم راهی برای حل آن‌ها نیست.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۷۴ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.