تبدیل فوتبال از ورزش و سرگرمی به کالا!

مسابقات جام جهانی فوتبال که هر چهار سال یک بار بیش از یک میلیارد تماشاچی در سراسر جهان را پای تلویزیون‌ها  میخکوب می‌کند، برای اولین بار با شرکت ۴۸ تیم آغاز شده و اخبار این رویداد ورزشی طی ۵ هفته در رأس اخبار جهان قرار خواهد داشت.

در یک سوی این مسابقات، شور و هیجان و علاقه صدها میلیون از توده‌های مردم است که برای سرگرمی و گذراندن اوقات فراغت خود در تجمعات دوستانه، خانوادگی و محلی به صفحه‌های تلویزیون چشم دوخته‌اند، و در سوی دیگر شرکت‌ها و کنسرن‌های چندملیتی‌اند که با ولع و طمع سیری‌ناپذیر با تبلیغات، اسپانسر شدن و خرید مجوزهای پخش این مسابقات، راه‌اندازی شرط‌بندی و قمار، به دنبال کسب سودهای نجومی‌اند.

از آغاز برگزاری مسابقات جهانی فوتبال تا کنون این اولین بار است که تعداد کشورها و تیم‌های شرکت‌کننده افزایش چشمگیری یافته است. از سال ۱۹۳۰ تا کنون تعداد تیم‌ها و کشورهای شرکت‌کننده از ۱۳ به ۴۸ رسیده است. افزایش بیشتر تعداد به طولانی شدن زمانی این رویداد نیز منجر شده تا فرصت بیشتری برای تبلیغات اسپانسرها و شرط‌بندی و قمار، توریسم و سایر صنایع وابسته به آن فراهم شود.

در ظاهر امر فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) مسئول هماهنگی و برگزاری این مسابقات است، اما در واقعیت امر این اسپانسرها و کنسرن‌ها هستند که با تزریق صدها میلیون دلار «کمک مالی»، به تبلیغات و فروش کالاهای خود دست می‌زنند. فیفا درآمد مسابقات جهانی ۲۰۲۶ را بالغ بر ۱۲ میلیارد دلار برآورد کرده که از قِبل فروش مجوز پخش مسابقات به رسانه‌ها، سرمایه‌گذاری اسپانسرها، تبلیغات، فروش بلیط و توریسم به دست خواهدآورد.

منابع غیرمستقیم‌تری نیز هستند که در این آمار منظور نشده اند. یکی از این منابع، سودهای نجومی ناشی از شرط‌بندی و قمار است. در گزارش‌های بانک «برکلیز»، حجم کل شرط‌بندی‌ها در جام جهانی قطر در سال ۲۰۲۲ بیش از ۳۵ میلیارد دلار ذکر شده است. شرکت «اوپن بت» یا همان «شرط‌بندی باز» که یکی از بزرگ‌ترین تأمین‌کنندگان فناوری قمار در جهان است، اعلام کرده در طول مسابقات دور پیشین جام جهانی ۲۰۰ میلیون دلار مورد شرط‌بندی از طریق این موسسه صورت گرفته که موجب جابه‌جایی ۲ میلیارد دلار شده است.

علاوه بر شرکت‌های فناوری که در قمار و ارائه خدمات دیجیتالی سهیم‌اند، شرکت‌ها و کنسرن‌ها و انحصارات دیگری نیز از شرکای ثابت فیفا هستند. کوکاکولا برگزارکننده تورهای جهانی مسابقات است، آدیداس تأمین‌کننده تجهیزات، توپ، لباس و کفش، ویزا شریک رسمی برای پرداخت‌های الکترونیکی است و آرامکو – یکی از غول‌های نفتی عربستان در جهان – شریک انحصاری فیفاست.

نقش اسپانسرها تا دهه ۷۰ قرن گذشته حاشیه‌ای و محدود به تبلیغات در استادیوم‌ها بود. اما در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و با گسترش تلویزیون ماهواره‌ای، نقش‌شان دچار تغییر شد و پای شرکت‌های چندملیتی را باز کرد؛ امری که به تسلط بی‌چون‌وچرای آنها بدل شد. اسپانسرها دیگر به تبلیغات در استادیوم‌ها بسنده نمی‌کردند، بلکه خود به طراحان همه‌جانبه مسابقات بدل شدند؛ طراحانی که سعی‌شان بر این شد که به طرق مختلف این مسابقات را سودآورتر کنند. دایره نفوذ این اسپانسرها از طریق تبانی با مقامات فیفا نیز همراه شد. افزایش تعداد تیم‌های شرکت‌کننده در مسابقات و طولانی‌تر کردن زمان جام جهانی یکی از این شگردها بود، زیرا بدین‌طریق کنسرن‌ها طی مدت زمان بیشتری قادر بودند تبلیغات خود را از طریق رسانه‌ها و در جریان مسابقات در سراسر جهان به نمایش بگذارند و میدان مسابقات را به ویترینی برای کالاها و خدمات خود تبدیل کنند.

در جام جهانی ۲۰۲۶ یک قدم فراتر رفتند. در حالی‌که فوتبال در دو نیمه ۴۵ دقیقه‌ای و یک تنفس ۱۵ دقیقه‌ای بازی می‌شود، این بار یک تنفس ۳ دقیقه‌ای را به بهانه «تنفس رفع تشنگی» علم کردند تا در این فواصل حساس بازی بتوانند تبلیغات تلویزیونی را افزایش دهند.

پیوند شرکت‌ها و انحصارات با فیفا به رسوایی‌ها و فساد و رشوه‌خواری‌های متعددی انجامید و تحت فشار افکار عمومی، عملکرد مقامات ارشد فیفا مورد بررسی دادگاه قرار گرفت.

این تحقیقات در سال ۲۰۱۵ نشان داد که فیفا و کنفدراسیون‌های منطقه‌ای، به‌ویژه در آمریکای جنوبی، درگیر یک شبکه ساختاری فساد شامل رشوه، پولشویی و تبانی بوده‌اند. محور اصلی این فساد، واگذاری قراردادهای میلیاردی حقوق رسانه‌ای و پخش تلویزیونی مسابقات و همچنین نفوذ در انتخاب میزبان رویدادهای بزرگ ورزشی بود که از طریق شرکت‌های واسطه و «آف‌شور» انجام می‌شد. شرکت‌های «آف‌شور» شرکت‌هایی هستند که خارج از کشور محل فعالیت و برای فرار مالیاتی و حقوقی با اسامی متعدد ثبت می‌شوند. ده‌ها تن از مقامات بازداشت شدند، اما این در شرایطی که فوتبال و فوتبالیست هر دو به کالا تبدیل شده‌اند، تنها مشتی از خروار است و زد و بندها و تبانی و فساد بخشی جدایی‌ناپذیر از سیستمی است که در پی کسب سود است.

نقض حقوق کارگران ‌در جریان ساخت و سازاستادیوم ها برای مسابقات ورزشی و فوتبال یکی دیگر از رسوائی‌ها و جنایات است که به اسم ورزش صورت می گیرد. استثمار کارگران مهاجر برای ساخت استادیوم های فوتبال، دستمزدهای نازل و شرایط کار سخت و دشوار که در جریان جام جهانی قطر به کشته شدن ۶ هزار و ۵۰۰ کارگر انجامید، از جمله موارد نقض ابتدائی حقوق کارگران است.

اما فوتبال زمانی سرگرمی اوقات فراغت کارگران بود. پس از انقلاب صنعتی، این کارگران کارخانه‌های رشته‌های مختلف در انگلستان بودند که در نیمه تعطیل روز شنبه با توپ بازی می‌کردند. در کارخانه‌ها و محلات تیم تشکیل می‌دادند و بازی‌های دوستانه راه می‌انداختند. ظهور تیم‌های باشگاهی نخستین بار در انگلستان رخ داد. تیم منچستر، تیم کارگران راه‌آهن انگلستان بود، آرسنال تیم کارگران کارخانه اسلحه‌سازی «وولویچ» بود. کارگران کارخانه فیلیپس تیم آیندهوفن هلند را تشکیل دادند. در کشورهای دیگر نیز این الگو دیده می‌شود هرچند که از ماهیت و ترکیب اولیه خود دور شده باشند. نفوذ سرمایه در ورزش، باشگاه‌ها را نیز به محلی برای خرید و فروش بازیکنان تبدیل کرد. سرمایه‌گذاری شیوخ عرب، الیگارش‌های روس، فاشیست‌هایی نظیر برلوسکونی و یا رانت‌خوارها و آقازاده‌های وابسته به جمهوری اسلامی در باشگاه‌های فوتبال از همینواقعیت سرچشمه می‌گیرد.

این امر نشان‌دهنده ابعاد توده‌ای بودن بازی ورزشی است که امکانات چندانی نیز لازم ندارد. گاهی یک  توپ پلاستیکی، گاهی مانند کارگران مهاجر ترک در اروپا یک لباس گره‌زده‌شده که شوت زنان به طرف رختشورخانه های عمومی هدایت می‌شد،‌ و یا زمانی مانند ستاره برزیلی فوتبال «پله» که بازی را در خاک و خُل‌های محل زندگی‌اش و با جورابی که در آن کاغذ پاره ریخته بود شروع کرد.

کالایی شدن فوتبال، فوتبالیست را نیز به کالا تبدیل کرده است. استادیوم‌های مسابقات جام جهانی تنها ویترین کالاهای انحصارات نیستند، بلکه ویترین فروش بازیکنانی هستند که در مالکیت تیم باشگاه‌ها قرار دارند و در جریان مسابقات به نمایش گذاشته می‌شوند تا در قراردادهای بعدی با قیمت بالاتری به فروش روند. بازیگرانی که زمانی با علاقه و استعداد به فوتبال روی آورده‌اند، در مناسبات کالایی خود به کالایی تبدیل می‌شوند و چه بسا بیگانه با آنچه روزی منشأ نشاط و سرگرمی‌شان بود.

با این‌که فوتبال به کالا تبدیل شده است، اما نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که یکی از توده‌ای‌ترین ورزش‌هاست که با وجود انزوایی که شبکه‌های اجتماعی در جامعه به وجود آورده‌اند، هنوز قادر است هواداران و علاقمندان را گرد هم آورد؛ چه در استادیوم‌ها و چه در تجمعات دوستانه، خانوادگی و محله‌ای.

همین ویژگی ورزش فوتبال موجب شده دولت‌ها و نیروهای دست‌راستی افراطی از این ورزش برای کنترل افکار عمومی، تحریک آنها و شوراندن آنها علیه مهاجرین، زنان و قومیت‌ها بهره گیرند، در میان آنها نفوذ کنند و صحنه ورزشی را به تبلیغ شعارهای سیاسی خود تبدیل کنند و شور و هیجانات سیاسی و اعتراضی را با استفاده از ورزش منحرف و به نفع خود کانالیزه نمایند.

مورخ ورزشی فرانسوی «بروهم» که دارای گرایشات مارکسیستی نیز هست، در کتاب «ورزش ،ابزاری برای کنترل اجتماعی» می‌گوید: ورزش‌های رقابتی یک فعالیت خنثی فرهنگی نیستند، بلکه ابزار کنترل ایدئولوژیک دولتی‌اند که سلطه سرمایه را بازتولید می‌کنند و لذا رویدادهای بزرگی چون جام جهانی فوتبال و المپیک، ماسکی روی نابرابری‌های اجتماعی می‌گذارند، در حالی که ارزش‌هایی که تبلیغ می‌کنند قدرت و سود است. او پیامد انبوه‌سازی ورزشی را از خودبیگانگی می‌داند.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۷۴ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.