کارگران قربانیان آز و طمع سرمایه‌داران -آمارها چه می‌گویند؟

خبرگزاری دولتی “ایلنا” ۲۸ مرداد براساس آخرین استعلام از پزشکی قانونی نوشت: “در سال ۱۴۰۳، تعداد ۱۹۸۶ کارگر در اثر حوادث در محیط کار جان خود را از دست داده و ۲۶ هزار و ۵۴۸ نفر نیز مصدوم شدند”. به‌نوشته‌ی این خبرگزاری دولتی تعداد کارگران جان باخته نسبت به سال گذشته ۶ درصد و تعداد مصدومان ۳ درصد نسبت به سال گذشته کاهش داشته است.

اما سوال این است که این آمار تا چه میزان واقعیت کشتار کارگران توسط سرمایه‌داران که نتیجه آز و طمع آن‌هاست منعکس می‌کند؟

آمارهای دولتی، تناقضات، تفاوت‌ها

اگرچه خبرگزاری فوق مدعی کاهش تعداد کارگران جان‌باخته و مصدوم نسبت به سال گذشته شده است، اما همین خبرگزاری چندی قبل‌تر با بررسی آمار شش ماهه اول سال ۱۴۰۳ از افزایش آمار سخن گفته بود. ۶ فروردین‌ماه “ایلنا” در خبری از مرگ ۱۰۷۷ کارگر در شش ماهه نخست سال ۱۴۰۳ خبر داد و با بیان این‌که از سال ۹۷ تا ۱۴۰۲ تعداد کارگران جان‌باخته در محیط‌ کار با ۳۰ درصد افزایش از ۱۵۲۵ نفر به ۲۱۱۵ نفر رسیده است، نوشت: “در سال ۱۴۰۳ اوضاع نگران‌کننده‌تر شده است. میزان فوتی‌های ناشی از حوادث کار در شش ماه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۵.۷ درصد افزایش داشته است. سال قبل آمار فوتی‌های ناشی از حادثه کار در مدت زمان مشابه، ۹۳۱ نفر بوده است”.

حال اگر دو گزارش “ایلنا” را با هم مقایسه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که براساس این گزارشات در شش ماهه دوم سال ۱۴۰۲، تعداد کارگران جان باخته در محیط کار ۱۱۸۴ نفر بوده که در شش ماهه دوم سال ۱۴۰۳ با بیش از ۲۳ درصد کاهش به ۹۰۹ کارگر رسید که بسیار عجیب به‌نظر می‌آید. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که آمار منتشره از سوی “ایلنا”  در تاریخ ۲۸ مرداد به نقل از پزشکی قانونی جای شک و تردید بسیار دارد.

به این شک و تردید این آمار را نیز اضافه کنیم که در سال ۱۴۰۲ مجموع حوادثی که در محیط کار برای کارگران رخ داد و به شعب سازمان تامین اجتماعی اعلام شد (که دربرگیرنده کارگران بدون بیمه تامین اجتماعی نیست) ۴۸۸۶۸ مورد بوده که در سال ۱۴۰۳ به ۴۹۱۹۸ افزایش یافت.

عموماً تعداد حوادث رخ داده در محیط کار و کارگران کشته شده و مصدوم از سوی ۳ ارگان یعنی وزارت کار، سازمان تامین اجتماعی و پزشکی قانونی اعلام می‌شود. اما به اعتراف رسانه‌های دولتی از جمله “ایلنا” هیچ‌کدام از این آمارها دقیق نیستند، از جمله در گواهی فوت پزشکی قانونی که معمولاً آمارش بالاتر از ارگان‌های دیگر است چون تا حدودی کارگران بدون بیمه تامین اجتماعی را نیز شامل می‌شود، علت‌هایی نوشته می‌شود که مفهومی عمومی دارند و نمی‌توان به یقین گفت در محیط کار رخ داده است. مانند اصابت جسم سخت که به تنهایی مشخص نمی‌کند در کجا این اتفاق افتاده است.

اما نکته بسیار مهم این است که این آمارها تنها دربرگیرنده‌ی حوادثی است که در محیط کار رخ می‌دهد. بسیاری از کارگران که قربانی آز و طمع سرمایه‌داران می‌شوند به دلیل ابتلا به بیماری در محیط کار جان خود را از دست می‌دهند.

علیرضا رئیسی معاون وزارت “بهداشت، درمان و آموزش پزشکی” ۲۱ اردیبهشت‌ در همایش “تحول در ایمنی و بهداشت حرفه‌ای” از مرگ سالانه ۱۰ هزار کارگر، یعنی روزانه بیش از ۲۷ کارگر در اثر شرایط ناایمن در محیط‌های کاری خبر داد.

تفاوت آماری که معاون وزیر اعلام کرد و آمار سه نهاد فوق بیش از هر چیز به همین موضوع یعنی مرگ کارگران در اثر شرایط ناایمن در محیط‌های کاری برمی‌گردد. نگاهی به آمارهای ارائه شده از سوی “سازمان بین‌المللی کار” (ILO) و “سازمان بهداشت جهانی” (WHO) این موضوع را روشن‌تر می‌کند.

مرگ و میر کارگران در اثر شرایط ناایمن در محیط کار

این دو سازمان در سال ۲۰۲۱ گزارشی تحقیقی تحت عنوان “برآوردهای مشترک از میزان بیماری‌ها و آسیب‌های مربوط به شرایط کار” منتشر کردند که داده‌هایی از سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶ را پوشش می‌دهد. براساس این گزارش در سال ۲۰۱۶ حدود ۱ میلیون و ۹۰۰ هزار کارگر به دلیل بیماری‌ها یا حادثه در محیط کار جان خود را از دست دادند که از این تعداد حدود ۸۱ درصد ناشی از بیماری‌های شغلی مانند سکته‌های قلبی و مغزی، سرطان ریه و بیماری‌های تنفسی بوده است و حدود ۱۹ درصد ناشی از حوادثی بوده که در محیط کار رخ داده است مانند سقوط، تصادف با وسایل نقلیه و یا تماس با اشیاء خطرناک.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که از هر ۵ کارگری که در اثر آز و طمع سرمایه‌داران جان خود را از دست می‌دهند، چهار نفرشان به دلیل بیماری و یک نفر در جریان حادثه در محیط کار جان خود را از دست می‌دهند. اگر همین آمار را با همین نسبت چهار به یک در مورد ایران در نظر بگیریم به عدد ۱۰ هزار کارگر و حتا کمی بیشتر می‌رسیم. به‌ویژه این نکته بسیار مهم است که در کشورهای  عقب مانده سرمایه‌داری، کارگرانی که به دلیل بیماری ناشی از شرایط و محیط کار جان خود را از دست می‌دهند در بسیاری موارد اساساً دیده نمی‌شوند.

براساس آمارهای سازمان بین‌المللی کار (ILO) اگرچه در کشورهای توسعه یافته‌ی سرمایه‌داری مرگ و میر کارگران به دلیل شرایط ناایمن کار کاهش یافته، اما در کشورهای عقب‌مانده‌تر سرمایه‌داری این روند معکوس است به‌نحوی که در مجموع بر تعداد کارگرانی که در اثر این شرایط جان خود را از دست می‌دهند افزوده شده است. براساس این آمارها در سال ۲۰۲۳ نزدیک به ۳ میلیون کارگر در سراسر جهان به دلیل شرایط ناایمن کار (از بیماری تا حوادث) جان خود را از دست دادند. در این سال ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر (۸۹ درصد) به دلیل بیماری‌های شغلی و ۳۳۰ هزار نفر به دلیل بروز حادثه در محیط کار جان خود را از دست دادند. بیش از ۳۹۵ میلیون کارگر نیز دچار مصدومیت، معلولیت و یا از کارافتادگی شدند.

براساس این آمارها مرگ و میر ناشی از بیماری‌های مزمن شغلی مثل سرطان، آلودگی هوا و گرمازدگی در حال افزایش است که ایران یک نمونه شاخص در این زمینه است. براساس گزارش مشترک این دو سازمان بین‌المللی، ساعات کار طولانی (بیش از ۵۵ ساعت در هفته) عامل مرگ بیش از ۷۴۵ هزار کارگر در سال ۲۰۱۶ بوده است. کافی‌ست یادآوری کنیم که براساس آمارهای دولتی، نزدیک به نیمی از کارگران شاغل در ایران به دلیل دستمزدهای بسیار ناچیز بیش از ۴۴‌ ساعت در هفته کار می‌کنند. هم‌چنین قرارگیری در معرض آلاینده‌ها باعث مرگ بیش از ۴۵۰ هزار کارگر شده است، وضعیتی که در مورد کارگران ایران نیز شایع می‌باشد. اما چرا و چگونه این وضعیت به کارگران تحمیل شده است؟

 چگونه کارگران در ایران توسط سرمایه‌داران به‌ قتل می‌رسند؟

اگر جان باختن کارگران در ایران در اثر شرایط و محیط ناایمن کار را ۱۰ هزار نفر در نظر بگیریم که با توجه به تحلیل بالا حتا می‌تواند کمی بیش از این نیز باشد، در می‌یابیم که ایران از جمله کشورهایی است که بیشترین کارگران قربانی نسبت به جمعیت را داراست. اگر ما کل شاغلین را براساس آمارهای رسمی در نظر بگیریم در هر ۱۰۰ هزار نفر ۴۰ نفر جان خود را به دلیل شرایط و محیط ناایمن کار در ایران از دست می‌دهند. اما اگر بخواهیم واقعی‌تر نگاه کنیم، یعنی کارمندان دولتی و بخش خصوصی و برخی از مشاغل خدماتی مانند خرده فروشی را کم کنیم، در هر ۱۰۰ هزار نفر ۵۰ نفر جان خود را از دست می‌دهند و باز اگر بخواهیم به کارگران صنعتی (از جمله کارگران ساختمانی) که عمده قربانیان شرایط و محیط ناایمن کار هستند این آمار را محدود کنیم، به رقم وحشتناک ۱۱۷ کارگر در هر ۱۰۰ هزار نفر می‌رسیم.

یک مقایسه می‌تواند ابعاد هولناک این آمار را روشن‌تر سازد. اگرچه آمار قربانیان آز و طمع سرمایه‌داران در کشورهای گوناگون تا حدودی ناروشن است، اما براساس آمارهای ILO بالاترین میزان مرگ و میر کارگران مربوط به کوبا است که در هر ۱۰۰ هزار نفر ۲۵ کارگر جان خود را از دست می‌دهند که باز بسیار پایین‌تر از تمام نتیجه‌گیری‌های بالا در مورد کارگران ایران است.

دستمزدهای بسیار ناچیز، بیکاری گسترده، قراردادهای موقت و حتا سفید امضاء، از جمله دلایلی هستند که کارگران را مجبور می‌سازند تا برای حفظ کار و همان آب باریکه‌ای که به عنوان دستمزد دریافت می‌کنند، به شرایط  و محیط کاری ناایمن، سخت و پر استرس تن در دهند. هم‌چنین دستمزد ناچیز کارگران را مجبور به اضافه کاری و یا پیدا کردن شغل دوم می‌کند که عامل بسیار مهمی است.

فقر یک عامل مهم دیگر است. مشکلات مالی منجر به بروز مشکلات عدیده‌ای در خانه و اطرافیان می‌شود و همین موجب از بین رفتن تمرکز کارگران و در نتیجه افزایش حوادث می‌شود. عدم اختصاص وسایل ایمنی خوب و مناسب از سوی سرمایه‌داران که همواره در حفظ سلامت و امنیت کارگران خساست می‌کنند، ماشین‌های مستهلک و عدم سرمایه‌گذاری جدید به این دلیل که جان کارگران از همه چیز ارزان‌تر است، از عوامل دیگری هستند که شرایط و محیط کار را برای کارگران ناایمن می‌کنند. عدم آموزش مناسب در رابطه با بهداشت و سلامت و ایمنی در محیط کار باز به دلیل خساست سرمایه‌داران یک عامل دیگر است. کارگران معدن در ایران یک نمونه روشن از این شرایط هستند که نه ماسک درست و حسابی دارند و نه ماشین‌آلات مدرن. حتا ابتدایی‌ترین اصول ایمنی در معادن رعایت نمی‌شود که تاکنون منجر به فجایع متعددی شده است، فجایعی که با مختصر هزینه‌ای از سوی سرمایه‌دار می‌شد جلوی بروز آن را گرفت.

عدم نظارت دولت و به‌طور خاص وزارت کار یک دلیل دیگر است. جمهوری اسلامی و وزارت کار آن حتا به قوانین خود نیز عمل نمی‌کنند، از جمله ماده ۱۰۵ قانون کار در مورد بازرسی و بهداشت محیط کار.

اما مهم‌ترین عاملی که باعث می‌شود سرمایه‌داران و دولت حامی آن‌ها تمامی این اجحافات را در حق کارگران اعمال کنند، نبود تشکل‌های مستقل کارگری است.

اهمیت و ضرورت ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری

پس از سرنگونی رژیم سلطنتی، کارگران در اغلب کارخانه‌ها و دیگر مراکز کارگری تشکلات مستقل خود هم‌چون شورا یا سندیکا را ایجاد کردند. اما جمهوری اسلامی که برای حفظ نظم ظالمانه سرمایه‌داری با چراغ سبز دولت‌های امپریالیستی قدرت را در دست گرفته بود، از همان ابتدا تلاش خود را برای از بین بردن تشکلات مستقل کارگری از جمله شوراها به کار گرفت. پس از سرکوب‌ دهه‌ی ۶۰ و از بین بردن تشکل‌های مستقل کارگری، رژیم با تشکل‌های مزدور وابسته به خود سعی کرد کنترل مراکز کارگری را در دست بگیرد و در تمام این سال‌ها تلاش کارگران برای ایجاد تشکل مستقل کارگری را به شدت سرکوب کرد.

رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی به‌خوبی می‌داند که اتحاد و تشکل‌های مستقل کارگری چه خطر بزرگی برای موجودیت نظم ظالمانه حاکم است. نتیجه‌ی نداشتن تشکل‌های مستقل، وضعیت امروزی کارگران ایران است، که هم از نظر دستمزد که نیروی کار کارگران ایران به یکی از ارزان‌ترین نیروهای کار در جهان تبدیل شده و سال به سال دستمزد واقعی کارگران کاهش می‌یابد، هم فقدان امنیت شغلی، ایمنی در محیط کار و غیره.

کارگر متحد همه چیز کارگر متفرق هیچ چیز. تنها راه کارگران ایران برای رهایی از این ظلم و ستم وحشیانه اتحاد است و لازمه اتحاد ایجاد تشکل مستقل است که در شرایط کنونی می‌توانند متناسب با وضعیت مشخص هر محیط کارگری به وجود آیند. بویژه ایجاد کمیته‌های کارگری در شرایط کنونی یکی از اشکال مناسبی است که می‌تواند در دستور کار کارگران قرار گیرد.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۳۴ در فرمت پی دی اف:

 

POST A COMMENT.