تسلیم آری، خلع‌سلاح نه !

قریب به چهار هفته بعد از توقف جنگ ۱۲ روزه و یک آتش بس شکننده، فضای سیاسی جامعه و چشم انداز ادامه آتش بس به کلی ناروشن و مبهم است و درگیری نظامی و از سرگیری جنگ همچنان یک احتمال و خطر بزرگ!

رژیم جمهوری اسلامی درحالی‌که هنوز ازدرون خرابی‌ها و ضربات خرد کننده جنگ و شکستی سخت سربلند نکرده است، همچنان زیر فشار طرف پیروز جنگ قراردارد. فاتحان، به سنگرهای فتح شده قانع نیستند و ارتجاع اسلامی را تحت فشار گذاشته‌اند. تشدید فشار در این لحظه اساساً توسط اروپا و حول فعال کردن مکانیسم ماشه تمرکز یافته است.

هشدارها و تهدیدات مکرر سه کشور اروپایی (آلمان، انگلیس و فرانسه) پیرامون بازگشت خود کار تحریم‌های سازمان ملل، یکی از مهم‌ترین ابزارها و شاید مهم‌ترین ابزار فشار درمناقشه هسته‌ای اروپا و آمریکا با جمهوری اسلامی‌است. مکانیسم ماشه برای کشاندن جمهوری اسلامی به پای میز مذاکره البته عموماً با پیشنهاد ” راه حل دیپلماتیک ” به خاطر اجتناب از این گزینه، همراه بوده است. در این هشدارها، اروپا گاه حتی تاریخ و مهلت معینی تعیین نموده که اگر جمهوری اسلامی تا آن تاریخ درمورد پرونده هسته‌ای خود موافقت نکند، مکانیسم ماشه را فعال خواهد نمود.

جمهوری اسلامی اما تا این لحظه از پاسخ مشخص و دقیق طفره رفته است.عراقچی وزیر امور خارجه رژیم مکرر پیرامون اشتباه سه کشور اروپایی مبنی بر توسل به مکانیسم ماشه سخن گفته و هربار آمادگی رژیم را برای روش‌ها و راه حل دیپلماتیک اعلام نموده است. این در حالی‌است که یک روز پس از آتش بس، مجلس جمهوری اسلامی تعلیق همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی را تصویب و چند روز بعد پزشکیان آن را ابلاغ کرد و به دنبال آن روز ۱۳ تیر بازرسان آژانس نیز مجبور به ترک ایران شدند. درحالی‌که هشدار به فعال کردن مکانیسم ماشه توسط سه کشور اروپایی مرتب تکرار می‌شد، در جمهوری اسلامی اما هنوز موانع معینی برای حضور بر سر میز مذاکره‌ای که ترامپ قبلاً آن را برهم زده بود وجود داشت. برخی مقامات رسمی حتی تا انکار و “کذب” اصل ماجرای تهدید سه کشور اروپایی برای فعال کردن مکانیسم ماشه پیش رفتند. کاظم غریب آبادی معاون حقوقی و بین المللی وزارت امور خارجه، اصل تصمیم سه کشور اروپایی پیرامون فعال کردن مکانیسم ماشه را انکار کرد. وی در این مورد گفت:” اطلاع رسمی به ما واصل نشده که کشورهای اروپایی چنین قصدی دارند”. وزرای خارجه سه کشور اروپایی همراه با مسؤل سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روز جمعه ۲۷ تیر در اولین تماس تلفنی خود با عراقچی بعد از جنگ دوازده روزه، رسماً خواستار از سرگیری تلاش‌های دیپلماتیک جمهوری اسلامی برای یک توافق هسته‌ای شدند و هشدار دادند اگر توافق هسته‌ای جدیدی  حاصل نشود، مکانیسم ماشه را فعال خواهند کرد.

گفتنی است که سه کشور اروپایی آلمان، انگلیس، فرانسه به همراه چین و روسیه، طرف‌های باقیمانده در توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ با ایران هستند که بر طبق این توافق، در ازای اعمال محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، تحریم‌های سازمان ملل علیه رژیم جمهوری اسلامی لغو شد. قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل نیز این توافق را تأیید کرد. این توافق در تاریخ ۲۶ مهر ۱۴۰۴ منقضی می‌شود و اگر تا آن تاریخ توافق هسته‌ای جدیدی صورت نگیرد، مکانیسم ماشه فعال می‌شود و تمام تحریم‌های سازمان ملل دوباره اعمال خواهند شد.

صرف نظر ازاینکه هنوز دوسه ماهی تا تاریخ انقضای توافق قبلی باقی است و صرف نظر ازاینکه بعد از پایان مهلت مقرر دست کم ۳۰ روز طول می‌کشد تا مکانیسم ماشه اجرایی شود و ممکن است دراین بازه زمانی راه‌کارهای دیگری برای حل و فصل قضایا اندیشیده شود، اما مکانیسم ماشه که اروپا در فعال کردن آن مصر است، یک خطر تهدید کننده جدی است و عواقب بسیار وخیم و فلج کننده ای نه فقط در عرصه مسایل اقتصادی بلکه همچنین از نظر سیاسی و نظامی برای جمهوری اسلامی درپی خواهد داشت.

بنابراین جمهوری اسلامی دربرابر این تهدید بزرگ و همه‌جانبه، نمی‌تواند بیش ازاین خودرا سرگرم وقت‌کشی کند، از پاسخ مشخص و درنهایت از رفتن به پای میز مذاکره و تن دادن به عقب نشینی طفره رود. گرچه روز جمعه ۲۷ تیر عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در پاسخ به هشدار همتایان سه کشور اروپایی خود و کایاکالاس مسؤل سیاست خارجی اتحادیه اروپا با گفتن اینکه” آنان هیچ مبنای حقوقی و اخلاقی برای فعال سازی مجدد تحریم‌های سازمان ملل ندارند” وانمود کرد که به این هشدارها و فعال شدن مکانیسم ماشه اهمیتی نمی‌دهد. اما این قبیل صحبت‌ها و موضع گیری‌ها به تبع مواضع خامنه‌ای پز توخالی بیش نیستند که در بهترین حالت شاید معدود نیروهای نزدیک به خامنه‌ای را راضی کند.

واقعیت این است که رژیم جمهوری اسلامی راه دیگری جز بازگشت به میز مذاکره و تن سپردن به عقب نشینی‌های بزرگی که تا کنون سابقه نداشته است ندارد. دیر یازود باید وارد این پروسه شود و خواهد شد. فاتحان جنگ، گزینه‌ی دیگری پیش پای طرف مغلوب نگذاشته اند.این گزینه اما سهل و بی درد سر نخواهد بود. گرچه اراده جناح بزرگی از حاکمیت و گرایش عمومی دولت بر رفتن پای میز مذاکره و تن دادن به امتیازدهی، کنارآمدن و “تعامل” با آمریکا و اروپاست، اما جناح مهم دیگری از بی‌فایده بودن مذاکره سخن می‌گوید. این جناح با اشاره به حمله نظامی اسرائیل و آمریکا در جریان مذاکرات قبلی، هرگونه مذاکره را بی‌فایده و به زیان جمهوری اسلامی میداند و راه چاره را نه در مذاکره و “تعامل” که آن را فرصت سازی برای حملات بعدی طرف مقابل و نشانه ضعف میداند، بلکه در تقابل و استفاده از وسایل و شیوه‌های بازدارنده و مقابله جویانه می‌داند. این جناح، بازدارندگی هسته‌ای را برای جلوگیری از تهدیدات اسرائیل و آمریکا ضروری دانسته و روشن‌تر از گذشته از اقداماتی چون کنترل یا بستن تنگه هرمز به عنوان اقدام متقابل و بازدارنده سخن می‌گوید. این گرایش و طرزتفکر که گاه به مستندات نسبتاً درستی نیز اشاره می‌کند، مانند اینکه مذاکره مانع حمله اسرائیل یا آمریکا نیست و اینکه هدف اسرائیل براندازی است و علی رغم مذاکره، دوباره حمله خواهد کرد و اشاره به اهداف دیگراین دو دولت مانند تجزیه ایران وغیره، مخالف مذاکره و عقب نشینی است  و به یک مانع بزرگ دراتخاذ راه و شیوه عمل جمهوری اسلامی در قبال فشارهای موجود از جمله فعال کردن مکانیسم ماشه تبدیل شده است.

جمهوری اسلامی اما به رغم مخالفت‌های درون حکومتی، بنا به موقعیت فوق العاده متزلزل کنونی خود و توازن قوای موجود در منطقه، راه دیگری جز مذاکره و سازش ندارد و مشکل اساسی هم برای دادن امتیاز دربرخی زمینه‌ها ندارد. درعین حال خیلی روشن است که از موضع ضعف وارد این معامله می‌شود و بدان مجبور است. باید اضافه کرد که به رغم ادعاهای ترامپ و اسرائیل مبنی بر نابودی کامل تأسیسات هسته ای فردو، نطنز و اصفهان و تکرار مکرر این موضوع، مطابق ارزیابی خبرگزاری “ان بی سی” حملات آمریکا به تأسیسات هسته ای، تنها در فردو خسارات شدیدی درپی داشته اما به دوسایت دیگر، خسارت جدی وارد نشده است و رژیم می‌تواند ظرف چند ماه غنی سازی در این سایت‌ها را ازسرگیرد. پیام این ارزیابی البته می‌تواند در دستور کار قرار گرفتن حملات نظامی مجدد برای نابودی این سایت‌ها باشد. گرچه “تمی بروس” سخنگوی وزارت خارجه آمریکا ۲۶ تیر عنوان کرد ترامپ همچنان دیپلماسی را در رابطه با ایران ترجیح می‌دهد و انتظار دارد تهران آغازگر مذاکرات باشد اما پیام ارزیابی جدید خبرگزاری “ان‌بی سی” چیزی جز احتمال از سرگیری حملات نظامی به تأسیسات هسته‌ای نیست.این موضوع نیزمی‌تواند در کشاندن جمهوری اسلامی به پای میز مذاکره تأثیرگذار باشد.

همه‌ی درها به روی جمهوری اسلامی بسته است و رژیم حاکم برایران جز بازگشت به میز مذاکره و پذیرش عواقب شکست ۱۲ روزه و دادن امتیاز به ترامپ ندارد. روز یکشنبه ۲۹ تیر خبرگزاری تسنیم اعلام کرد جمهوری اسلامی موافقت کرده است با سه کشور اروپایی درباره برنامه هسته‌ای مذاکره نماید و این، می‌تواند مقدمه مذاکره با آمریکا باشد.

جمهوری اسلامی در مورد غنی سازی آماده عقب نشینی است و در مذاکرات خود با طرف مقابل به احتمال خیلی زیاد به آن تن خواهد داد. بهترین حالت برای رژیم این است که طرف مقابل بپذیرد جمهوری اسلامی در حد بسیار ناچیزی مثلا زیر یک درصد غنی سازی کند. چنانکه اخیراً بلینکن وزیر خارجه بایدن در گفتگو با کریستین امان پور نیز فاش ساخت قبل از حمله اسرائیل به ایران، جمهوری اسلامی پذیرفته بود غنی سازی را به زیر یک درصد( ۶۷ / ۰ ) کاهش دهد. عقب نشینی در مورد نیروهای نیابتی نیز چندان مشکلی برای جمهوری اسلامی نیست. خصوصاً آن‌که بخش بزرگی از این نیروها برچیده شده و دامنه فعالیت آن‌ها نیز بسیار محدود شده است.

اما موضوع بسیار مهم دیگر، فعالیت‌های موشکی و پهپادی رژیم است. گرچه در گفتگوی یادشده ادعا شده که جمهوری اسلامی در مورد موشک‌های بالستیک نیز حاضر به مذاکره بوده است، اما بسیار بعید است که رژیم جمهوری اسلامی و شخص خامنه‌ای در این زمینه عقب نشینی کنند. موشک و پهپاد یگانه ابزار مؤثر دفاعی جمهوری اسلامی است و عقب نشینی یا کوتاه آمدن در این زمینه معنای دیگری جز خلع سلاح کامل رژیم ندارد.

جمهوری اسلامی باتشدید فشارها از جمله احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه، درنهایت حاضر به معامله و عقب نشینی بر سر مسائل هسته‌ای و نیروهای نیابتی است و تا اینجا به عنوان طرف مغلوب جنگ ۱۲ روزه، دستهارا به علامت تسلیم بالابرده است. طرف مقابل اما به تسلیم جمهوری اسلامی بسنده نکرده و خواهان خلح‌سلاح آن است. این پا و آن پا کردن جمهوری اسلامی برای حضور بر سر میز مذاکره نیز برخاسته از همین واقعیت است. رژیم جمهوری اسلامی خوب می‌داند که موضوعات مورد اختلاف و مذاکره به مسئله هسته‌ای و نیروهای نیابتی خلاصه نمی‌شود. مسئله اصلی اتفاقاً فعالیت‌های موشکی و پهپادی و به یک معنا خلع‌سلاح جمهوری اسلامی‌است.

جمهوری اسلامی اما خلع سلاح را لا اقل در شرایط کنونی و تا خامنه‌‌ای بر سر کار باشد نمی‌پذیرد و نپذیرفتن خلع سلاح، یعنی به‌هم خوردن مذاکره و انتقال کشکمش و منازعه از میز مذاکره به میدان جنگ!

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۲۹ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.